فلسفه و عوامل شکستها و ناکامیها
علی جواهردهی
براساس معارف قرآن، هر چند که خاستگاه هر چیزی خدا است، اما خاستگاه برخی از شرور و سیئات که انسان بدان گرفتار میآید، غیر از مسئله ابتلاء میتواند برخاسته از امر کیفر و مجازات دنیوی باشد. این بدان معناست که شکستها و ناکامیها دارای فلسفه و عوامل و بسترهای انسانی است که توجه به آنها میتواند در فهم بسیاری از مصیبتها و ناکامیها در زندگی به ما کمک کند، بلکه موجب شود تا از توصیههایی بهرهمند شویم و به اصلاح اموری بپردازیم که ما را از شکستها و ناکامیها و مصیبتهای گوناگون مصون میدارد. نویسنده در این مطلب درباره فلسفه و عوامل شکستها و ناکامیها سخن گفته است.
فلسفه شکست و پیروزی
هر چیزی در هستی بر اساس مقدراتی است که در سایه مشیت حکیمانه خداوند در قالب قدر و قضای کلی و جزئی سامان یافته است. بنابراین، هر خیر و شر، حسنه و سیئهای را باید در چارچوب قدرالهی فهم و تبیین و تحلیل کرد؛ زیرا اقتضای توحید این است که هر چیزی از یک نقطه صادر شده باشد؛ بنابراین، خدای نیک و خدای بد به نام اهورا و اهریمن وجود ندارد.
از نظر قرآن، شرور و سیئات به یک معنا اصلا امر عدمی نیست؛ بلکه یک امر نسبی است. بنابراین، در فهم و تحلیل شرور و سیئات باید به امور توجه داشت تا توصیههای مناسب ارائه کرد.
از نگاه قرآن، هر اسمی از اسمای حسنای الهی دارای نوری از یک تا صد است که در مظاهر خویش ظهور و بروز میکند. مراتب ضعیف آن را ظلمات میگویند که خود مجعول الهی است.(انعام، آیه 1) پس ظلمات امری وجودی است نه امری عدمی. بر این اساس شرور و سیئات نمیتواند چیزی جز امر وجودی در مراتب ضعف نور باشد. پس هر چه نور در مظهری قویتر باشد، به همان میزان از شدت ظلمات کاسته میشود و نور و خیر مطلق نزدیکتر میشود. نظام احسن هستی مقتضی آن است تا همه مظاهر اسمای حسنای الهی به مقتضای وجودی،مظاهری را از یک تا صد داشته باشد؛ اینگونه است که مراتب و درجات بسیاری از یک حقیقت را میتوان در هستی یافت که شامل احسن تقویم یا اسفلالسافلین است.(تین، آیات 4 و 5)
البته خدا در چارچوب سنتها و قوانین عمل و رفتار میکند. بر اساس مشیت او، انسان و جن دارای اراده انتخاب آزاد اختیاری هستند که آنان را میتواند در ساحات هستی از یک تا صد بهرهبرداری از هر نور اسمای حسنای الهی به سوی احسن تا اسفل، بالا و پایین برد. پس وقتی انسان و جن انتخابی درست در قالب ایمان و شکر دارند، به سوی احسن بالا میروند و نور اسمای حسنای الهی در آنان تشدید و ظلمات در آنان تضعیف میشود و هر چه انتخابی نادرست داشته باشند، به سوی اسفل پایین میروند و نور اسمای الهی در آنان ضعیف شده و ظلمات در آنان تشدید میشود.
همچنین انسان و جن همواره در چارچوب سنتهای الهی، در شرایط متفاوت و متضادی قرارمی گیرند تا بتوانند کنش و واکنشهای ایمانی و شکری یا کفری و کفرانی خویش را نشان دهند و ظرفیتهای وجودی خود را بیازمایند. از این حالات متضاد و متفاوت به نام ابتلائات الهی یاد میشود که همواره با بدیها و خوبیها انجام میشود.(انبیاء، آیه 35)
بنابراین، بسیاری از مصیبتها و ناکامیها و شکستها در زندگی در کنار پیروزیها و موفقیتها بر اساس همین ابتلائات و امتحانات خواهد بود که در چارچوب سنتهای الهی و مقدرات از پیش تعیین شده صورت میگیرد.(بقره، آیات 155 و 156؛ حدید، آیات 22 و 23؛ عنکبوت، آیات 2 و 3) خدا در قرآن از این امر پرده برمیدارد که برخی از ناکامیهای مؤمنان در زندگی از جمله شکست در جهاد ریشه در امر ابتلائات الهی دارد.(آل عمران، آیات 154 و 166 و 167 و 169)
یکی از فلسفهها و اهداف الهی از اینگونه ابتلائات آن است تا منافقان از صفوف مؤمنان جدا شده و پاکسازی انجام شود.(همان آیات؛ و نیز آل عمران، آیه 144) هدف دیگر الهی گرفتن شاهد و تحقق علم فعلی الهی نسبت به کنشها و واکنشهای مؤمنان در شرایط گوناگون از جمله جهاد است(آل عمران، آیه 140)؛ زیرا مقصود از شهداء در این آیه شاهدان اعمال است.(مجمع البيان، ج 1- 2، ص 845؛ التفسير الكبير، ج 3، جزء 9، ص 374)
پس خدا شرایطی را فراهم میآورد تا در چارچوب سنتهای الهی شکستها و پیروزیها رقم بخورد و خدا به علم فعلی این حقیقت را بداند که مؤمنان تا چه اندازه در ایمان خویش صادق و کاذب هستند و نیز شاهدانی از میان مؤمنان در قیامت شاهد بر خود امت باشند.
(آل عمران، آیه 140)
تاکید بر علم فعلی از آن روست که این علم غیر از علم ذاتی الهی است؛ زیرا خدا همه چیز را به علم ذاتی میداند، اما برای آنکه شاهدی له یا علیه افراد داشته باشد، آنان را در شرایط ابتلایی قرار میدهد تا سیه رو شود هر که در او غش باشد. بنابراین، شخص مدعی ایمان از منافق کاذب باز شناخته میشود و حجت، اینگونه له یا علیه افراد تمام میگردد.
بنابراین، از نگاه تعالیم قرآن یکی از مهمترین سنتهای الهی حاکم بر هستی در چارچوب سامانه ابتلائات الهی، گردش پیاپی و دایرهای پیروزیها و شکستها در میان مردم(همان) بر اساس اراده و مشیت حکیمانه الهی است.(همان؛ اسراء، آیات 5 و 6) لذا منشا شکست و پیروزی، همان مشیت حکیمانه واراده حتمی الهی در قالب سنتهای جاری است. بنابراین، مؤمنان باید ضمن فهم این حقیقت، به خدا و قدرت او توکل داشته و امیدوار به او باشند.(آل عمران، آیه 160)
البته برخی از عوامل پیروزی و شکست در چارچوب سنت دیگری قرار میگیرد که از آن به سنت کیفر یاد میشود؛ خدا مقرر کرده که اگر کسی خلاف سنتهای الهی و صراط مستقیم گام بردارد، در همین دنیا مجازات و کیفر شود. بنابراین، برخی از شکستها و ناکامیهای حتی مؤمنان به این سنت کیفر باز میگردد. از همین رو، مؤمنان باید متوجه هر دو سنت الهی یعنی سنت ابتلاء و سنت کیفر باشند؛ زیرا اگر سنت ابتلاء مثلا برای فلسفه جداسازی و سنجش ایمان افراد و گرفتن شاهدان انجام میشود، سنت کیفر در ساختار ایجاد شرایط تنبیه و بازگشت و توبه و استغفار برای خطاکاران و گناهکاران است.
بنابراین، شخص مؤمن باید در این باره تفکر کند که چه خطا و گناهی را مرتکب شده که گرفتار شکست شده است. لذا تحلیل و تبیین رفتارها برای فهم خطا و گناه بسیار مهم و اساسی است؛ زیرا ممکن است شکستی که مؤمنان متحمل میشوند، در چارچوب سنت کیفر باشد. پس مؤمن لازم است علل و عوامل شکست را بشناسد و در صورت نیاز به اصلاح امر و توبه و استغفار و بازگشت به صراط مستقیم الهی بپردازد.
عوامل شکست مؤمنان و آثار آن
چنانکه گفته شد برخی از مصادیق شکست مؤمنان ناظر به سنت کیفر است.
بنابراین، مؤمنان باید در فهم و تحلیل و تبیین علل و عوامل شکست خویش دنبال موارد و عواملی باشند که بیانگر خروج از دایره سنت و قوانین صراط مستقیم است؛ زیرا برخی از رفتارها و کارهای مؤمنان موجب میشود تا شکست بر آنان تحمیل شود؛ چرا که خدا عهد و پیمان با کسی نبسته که اگر خلاف قوانین و سنتهای الهی عمل کنند، با آنان همراهی کند و بر خلاف سنتها، کامیابی و پیروزی را برایشان
رقم زند.
از نظر قرآن، اموری چون اختلاف و نزاع (آل عمران، آیه 152؛ انفال، آیه 46)، سرپیچی از حکم فرماندهی
(آل عمران، آیه 152)، بیماردلی و نفاق(مائده، آیه 52)، عدم فهم عمیق نسبت به حقایق و سنتهای الهی
(انفال، آیه 65)، عدم تامین نیازهای جنگی و ترک انفاق در این ساحت(بقره، آیات 194 و 195)، ترس توهمی و تخیلی(آل عمران، آیه 151؛ انفال، آیه 12؛ احزاب، آیه 26؛ حشر، آیه 2)، خیانت (انفال، آیات 70 و 71)، دشمنی با خدا و ترک اطاعت از خدا و رسولش(مجادله، آیه 20)، دنیاطلبی و کسب غنیمت(آل عمران، آیه 152)، سستی و ضعف در جهاد(آل عمران، آیات 146 و 152؛ نساء، آیه 104؛ انفال، آیه 43؛ محمد، آیه 35)، شایعه سازی و شایعه پراکنی و تاثر از آن(آل عمران، آیه 144)، عدم توکل به خدا(آل عمران، آیات 159 و 160)، غرور و خودبرتربینی دروغین(توبه، آیه 25؛ حشر، آیه 2)، نافرمانی نظامی و عصیان(آل عمران، آیه 152)، فرار از میدان نبرد(آل عمران، آیات 152 و 153)، فسادگری (اسراء، آیات 4 و 6)، فقدان فرمانده(بقره، آیه 251)، نزاع و درگیری میان مجاهدان(آل عمران، آیه 152)، پذیرش ولایت و حکومت بیگانگان(مائده، آیات 54 تا 56)، عدم هوشیاری نسبت به عملکرد دشمن(نساء، آیه 102)، عدم توجه به امدادهای غیبی از سوی مؤمنان(انفال، آیه 17 و 18) و مانند آنها از مهمترین عوامل شکست و ناکامی در جهاد است. بنابراین، هر که از این عوامل پرهیز کند، پیروزی را برای خود رقم میزند.
فرقی نمیکند که این عوامل در مؤمنان پدید آید یا کافران و مشرکان؛ زیرا هر کسی گرفتار چنین شرایطی باشد گرفتار شکست خواهد شد. بنابراین میتوان گفت که سنت الهی بر این است که هر که در شرایطی چنین باشد، باید شکست را تجربه کند و طعم تلخ آن را بچشد. در مقابل هر که از این عوامل برهد، میتواند امید به پیروزی داشته باشد.
شکست و ناکامی که برای مؤمنان به اسباب پیش گفته پدید میآید، آثاری دارد که از جمله آن تردید در حقانیت از سوی سست ایمانها(آل عمران، آیه 154) و گلایه آنان (آل عمران، آیه 165) است؛ در حالی که خودشان کاری کردند که گرفتار شکست شدند و این هیچ ربطی به حقانیت و عدم حقانیت در اصل دین ندارد، بلکه بر اساس سنتن الهی هر که نادرست عمل کند، نتیجه عمل نادرست خویش را میبیند؛ بنابراین، جایی برای گلایه نیست.
البته چنین شکستهایی برای مؤمنان خوب است؛ زیرا اولا نسبت به عملکرد خود مجبور به بازبینی و اصلاح میشوند و از سوی دیگر صفوف مؤمنان از دیگران جدا میشود و سست ایمانها و بیماردلان اینگونه برای مؤمنان حقیقی بازشناخته میشوند.
(آل عمران، آیات 140 و 152 و 154 و 166 و 167)
از نظر قرآن، مؤمنان حتی پس از پیروزی باید به شکستهای پیشین خود توجه داشته باشند و با یادآوری آن در دام غرور و فریب نیفتند و به صیانت از اصول و قواعد پیروزی بپردازند و از عوامل شکست اجتناب کنند(انفال، آیه 26) تا اینگونه ضمن حفظ روحیه پیروزی و توجه به مبانی و اصول آن، روحیه شکرگزاری را تقویت کنند و شاکر نعمتهای الهی باشند.
(همان؛ آل عمران، آیه 123)
البته یادآوری درد و آلام شکستها پس از پیروزی خود می توان موجب تسکین آن شود و انسان را به پیروزی در ادامه مسیر کمالی، خوشبین و امیدوار سازد.(آل عمران، آیه 156)
مؤمنان به سبب توکل به خدا و ایمان به امدادهای الهی در شرایطی بهتر و برتر قرار دارند؛ زیرا اگر از عوامل شکست پرهیز کنند، خدا به آنان توجه خاصی مبذول میدارد که کافران از آن بیبهره هستند.(انفال، آیات 17 و 18)
از نگاه قرآن، مؤمنان همواره باید به این حقیقت توجه داشته باشند که سنت الهی بر پیروزی نهائی و مطلق مؤمنان صالح در آخر الزمان رقم خورده و این سرنوشت محتوم برای مؤمنان است.(توبه، آیات 32 و 33؛ نور، آیه 55؛ فتح، آیه 28؛ صف، آیات 8 و 9) پس سنت محتوم الهی در پایان تاریخ، پیروزی جبهه حق علیه باطل و جبهه مؤمنان صالح علیه کافران فاسد و پیروزی پیامبران بر دشمنان ایشان است.(آل عمران، آیه 140؛ فتح، آیات 22 و 23؛ انعام، آیه 34؛ صافات، آیات 171 و 173؛ مجادله، آیه 21)