راههای مصونیت از گمراهـی
خلیل آقا خانی
انسان به طور طبیعی و فطری در جستوجوی کمال است و ازهر آنچه نقص است میگریزد. همین گرایش طبیعی به کمال حتی مفسدان را وا میدارد تا برای بقای خود در جامعهای که عموم آن به طور فطری و عقل سلیم گرایش به خوبیها و زیباییها و اصلاحات دارند، خود را مصلح بنامند و ظالمان در سایه شعار عدالت خواهی به ظلم و ستم پردازند؛ زیرا در غیر این صورت از سوی جامعه طرد میشوند و امکان حضور وعمل از آنان در اجتماع سلب میشود.
به نظر میرسد که حتی برخی از مفسدان و ظالمان گرایش به اصلاحات و عدالت دارند و به سبب اشتباه در تطبیق یا تغییر جزئی در فطرت و بیماردلی، گرایش به فساد و ظلم یافتهاند. این بدان معناست که گرایش طبیعی به ظلم و بیعدالتی و فساد، وجود ندارد و بنا به علل درونی و عوامل بیرونی چنین گرایش و تبدیل و تغییری رخ داده است.
اکنون این پرسش پیش میآید که چرا انسان به سوی ظلم و بیعدالتی و فساد میرود و چگونه از مسیر اصلی فطرت و عقل سالم دور و گمراه میشود؟ نویسنده در این مطلب با استناد به آموزههای قرآنی در صدد برآمده است مجموعه عواملی که موجب گمراهی بشر از فطرت سالم، عقل سلیم و راه راست میشود را تبیین کند تا با شناخت آنها خود را از افتادن در ورطه گمراهی مصون نگه داریم.
***
عوامل درونی و بیرونی
عوامل گمراهی بشر از مسیر فطرت پاک و عقل سالم به دو دسته عوامل بیرونی و درونی تقسیم میشود. خداوند در آیات بسیاری به این عوامل توجه داده است. عوامل بیرونی به دو دسته عوامل انسانی و غیر انسانی تقسیم میشود، عوامل درونی نیز شامل دو دسته عوامل اعتقادی و عوامل رفتاری است. عوامل و مصادیق گمراهی با بهرهگیری از آموزههای قرآنی در ادامه میآید.
عوامل درونی، اعتقادی
1. تعطیلی ابزار شناخت: استفاده نکردن از ابزارهای شناخت، شاید مهمترین عامل گمراهی بشر باشد؛ زیرا به سبب این تعطیلی، امکان شناخت درست و صحیح از هستی سلب میشود و شخص نمیتواند تحلیل و تبیین درستی از موقعیت خود در هستی به دست آورد و رابطه خود با خدا و هستی را تفسیری درست بکند. از این رو در منابع اسلامی و آموزههای قرآنی بر بهرهگیری از منابع و ابزارهای شناختی چون حواس و عقل و قلب تاکید بسیار شده است؛ زیرا بیاین ابزارها، قدرت شناخت از انسان سلب میشود و نمیتواند به چیزی آگاهی و علم یافته و مؤمن به امری شود؛ چرا که ریشه ایمان واقعی، شناخت درست از هستی و حقایق آن است که بیابزارها و منابع شناختی امکانپذیر نیست. قرآن در آیاتی از جمله آیه 179 سوره اعراف، 57 سوره کهف و 40 سوره زخرف و 23 سوره جاثیه و 9 و 10 سوره ملک، مهمترین زمینهساز و عامل گمراهی بشر را عدم بهرهگیری از ابزارهای شناختی و تعطیلی آن دانسته است.
2. جهل: شاید بتوان گفت که این عامل تفسیری دیگر از همان عامل نخست و بیانی دیگر از همان معناست؛ زیرا ریشه جهل در عدم بهرهگیری از منابع و ابزارهای شناختی نهفته است.این علم است که آدمی را از جهل میرهاند اما علم نیز تنها از طریق ابزارها و منابع شناختی فراهم میآید. بنابراین تعطیلی آنها به معنای فقدان علم و جهل خواهد بود. به هر حال آدمی اگر به هر علتی از علم و آگاهی سود نبرد و در وادی جهل زیست کند، نمیتواند راه خویش را به درستی بیابد و در مسیر حق گام بردارد و از گمراهی ایمن باشد. این مطلبی است که آیاتی چون 119 و 144 سوره انعام و نیز 25 سوره نحل و 29 سوره روم و 6 سوره لقمان به آن توجه داده است.
3. علم اندک: برخی از انسانها گرفتار جهل و فقدان علم نیستند ولی دارای دانش ناقص و اندکی هستند که موجب گمراهی آنان میشود. به این معنا که حق را چنانکه هست نمیشناسند و تنها اطلاعات و دانش اندکی از تعالیم الهی و حقایق هستی دارند. همین نقصان دانش موجب میشود تا نتوانند تفسیر کامل و درستی از حقایق هستی داشته باشند و نسبت به مسائل هستی واکنش مثبت و درستی نشان دهند. اینگونه است که دچار گمراهی میشوند. آیه 44 سوره نساء به این عامل توجه میدهد.
4. شک و تردید: همان گونه که فقدان علم و گرفتاری در جهل، عامل گمراهی بشر است، تردید و
دو دلی در حقانیت دین و خدا و مانند آن هم موجب میشود تا انسان گرفتار گمراهی شود. قرآن در آیات 34 و 35 سوره غافر بیان میکند که برخی با وجود دلایل روشن، همچنان دچار تردید و شک هستند و همین مسئله موجب میشود تا در مسیر حق قرار نگیرند و همچنان در وادی ضلالت گام بردارند.
5.پیروی از گمان: پندارگرایی و پیروی از گمان از نظر قرآن عامل گمراهی اکثریت مردمان است؛ زیرا آنان به ظنون غیر معتبر و پندارهای واهی خویش به عنوان علم و قطع مینگرند و اینگونه است که خیالات و گمانهای سست و بیدلیل، آدمی را به سوی گمراهی میکشاند.
(نجم آیات 27 تا 30 و انعام آیه 116)
6. شرک: شرک به معنای تفسیر نادرست انسان از هستی و معبود است. انسان هر گاه در یکی از مراتب هستی، غیر از خدا را قرار دهد و برای او جایگاهی همسان خداوند قائل شود، به یکی از اقسام شرک گرفتار میشود که عبارت از شرک ذاتی، صفاتی، افعالی و عبادی است. بنابراین در برابر هر یک از مراتب و اقسام توحید، مرتبهای از شرک قرار میگیرد. شرک ذاتي؛ يعني اعتقاد به دو، سه يا چند خدا و توحيد ذاتي، يعني اعتقاد به يگانگي ذات خداوند. شرک صفاتي؛ يعني اعتقاد به اينکه صفات خداوند زايد بر ذات اوست و توحيد صفاتي، يعني اعتقاد به اينکه صفات خدا عين ذات اوست. شرک افعالي؛ يعني اعتقاد به آفرينندهاي غير از خداوند براي هستي(شرک در خالقيت) و يا اعتقاد به موجودي که در فاعليت و تاثيرگذاري، مستقل از اراده و قدرت خداوند باشد(شرک در ربوبيت). شرک در عبادت وپرستش؛ يعنيپرستش غير خدا(مانندپرستش چوب، سنگ، ستاره و خورشيد). شناخت اين نوع شرک، متوقف بر روشن شدن مفهوم عبادت وپرستش است. اینگونه است که شخص دچار گمراهی اعتقادی میشود و در عمل نیز آن را بروز و نمایش میدهد.
7. بیمار دلی: قرآن در آیه 31 سوره مدثر از جمله عوامل گمراهی بشر را بیماردلی میداند؛ زیرا دلهای بیمار، به جای آنکه به سوی حق گرایش یابد به سوی باطل میگراید و از هر چیزی، تفسیری نادرست ارائه میدهد. اینگونه افراد همواره جنبه منفی را لحاظ میکنند. از این رو میتوان آنان را کسانی دانست که همواره به جای نیمه پر آب به نیمه خالی آن توجه میکنند و میگویند لیوان نیمه خالی است به جای آنکه بگویند لیوان نیمه پر است.
8. کفر ورزی: کفر به معنای پوشاندن حق است و کافر کسی است که حق را به هر دلیلی میپوشاند. خداوند کفر را مهمترین عامل در گمراهی بشر میشمارد؛ زیرا نمیخواهد تا آنچه حق است آشکار شود و پیرو و مطیع آن گردد. از این رو به جای حق دنبال گمراهی میرود.(بقره آیه 26 و نیز نساء آیه 137 و 167 و 168)
9. ارتداد: ارتداد به معنای کفرورزی بعد از ایمان است. به این معنا که نخست به هر عللی حق را یافته است ولی به دلایل واهی و تفسیر نادرست و یا خواستههای باطل نفسانی و وسوسههای بیرونی، ایمان را به کنار گذاشته و کفر را اعتقاد خود میکند و به جای خداوند یکتا، یا اصولا کسی را معبود خود نمیگیرد و یا آنکه دیگرانی را به جای خداوند قرار میدهد و بهپرستش آنان میپردازد. قرآن در آیات 108 سوره بقره و 86 و 90 سوره آل عمران و نیز 137 سوره نساء و 12 سوره مائده ارتداد را عامل گمراهی از راه درست و صحیح معرفی میکند.
10. اعراض از حق: حق به معنای ثابت همان حق تعالی است و هر چیزی که وصف حق و حقانیت دارد،به خاطر پیوند با او از این صفت برخوردار میشود. کسی که از حق پرهیز میکند در حقیقت از خدا تعالی اجتناب میکند و اینگونه است که به جای رسیدن به حق وخدا از مسیری میرود که بیراهه است و موجب گمراهی وی میشود. این معنا را خداوند در آیاتی از جمله 32 سوره یونس تبیین کرده است.
11. ولایت غیر خدا: پذیرش ولایت معبودان شرک، از دیگر عوامل اعتقادی دور افتادن از حق و حقیقت و فرورفتن در وادی تاریک گمراهیهاست که خداوند در آیه 16 سوره رعد به آن توجه میدهد.
12. نسبتهای ناروا به خدا: از عوامل گمراهی اعتقادی آن است که انسان برای خداوند صفات و نسبتهای ناروایی را باور داشته باشد. قرآن در آیات 34 و 35 و 38 سوره مریم روشن میکند که چگونه اعتقاد به فرزندی عیسی بن مریم(ع) برای خداوند، موجب شد که گروهی بزرگ دچار گمراهی شوند و از راه حق بیرون روند.
13. عدم باور به آخرت: از مهمترین و اساسیترین عوامل گمراهی بشر این عامل است؛ زیرا موجب میشود تا انسان به سوی دنیاطلبی و نه آخرت طلبی گرایش یابد و در اندیشه مال و ثروت اندوزی باشد.(یونس آیات 45 و 88 و واقعه آیات 47 و 51 و نوح آیات 21 تا 24)
عوامل درونی، رفتاری
1. هواپرستی: شاید بتوان گفت که هواپرستی و پیروی از خواستهها و تمایلات نفسانی مهمترین عامل درونی رفتاری در آدمی باشد که وی را به سوی گمراهی سوق میدهد. از این روست که قرآن بخش عمدهای از آموزههای خود را در ارتباط با این عامل گمراهی بیان کرده است. آیاتی چون 135 سوره نساء و 77 سوره مائده و 56 و 119 سوره انعام و نیز 175 تا 178 سوره اعراف به نقش و کارکرد هواپرستی در گمراهی بشر توجه دارد.
2. تکبر و خودبزرگ بینی: شاید بتوان گفت که بسیاری از مردم به سبب خودبزرگ بینی از حق و اهل آن تبعیت نمیکنند و همین مسئله مانع جدی در سر راه ایمان و انتخاب راه کمال و عامل گرایش به گمراهی آنان میشود که آیه 146 سوره اعراف به آن پرداخته است.
3. تکذیب آموزههای وحیانی: تکذیب قرآن و دیگر کتب آسمانی و تکذیب پیامبران، از جمله عواملی هستند که آدمی را به جای حرکت در مسیر کمال و حق به سوی گمراهی میکشاند و در نهایت تباه و نابود میکند. این مطلبی است که در آیاتی چون 70 و 72 سوره غافر و 32 سوره احقاف به آن توجه داده شده است.
4. تفرقه و پیروی از راههای گوناگون: بسیاری از مردم به سبب اینکه راههای گوناگونی را در پیش میگیرند و از راه مستقیم به در میروند، دچار اختلاف و تفرقه میشوند و در میان راههای گوناگون نمیتوانند حق را از باطل تشخیص دهند و اینگونه است که دچار گمراهی میشوند.(انعام آیه 153 و نحل آیه 93)
5. اعراض از حق: کسانی که به جای حق در پی باطل میروند و با آنکه حق را میشناسند از آن اعراض میکنند، در نهایت دچار گمراهی میشوند و از مقام انسان سقوط میکنند و نمیتوانند به کمالات انسانی برسند.(یونس آیه 32)
6. اعراض از خدا و یادش: کسانی که از حق اعراض میکنند، در مقام عمل از خداوند به عنوان منشا حق و حق مطلق نیز اعراض میکنند. بسیاری از مردم نمیدانند که اعراض از خدا و یا یاد و ذکر او به معنای رفتن به سوی ضلالت است. اینگونه است که با اعراض از حق در نهایت در دام اعراض از خدا میافتند و ذکر ویاد او را فراموش میکنند و در مسیر سقوط در جاده ضلالت گام بر میدارند.(نجم آیات 29 و 30)
7. افترا به خدا: از دیگر عوامل گمراهی بشر، افترا و تهمت به خداست که به سبب جهل و یا دانش اندک انجام میگیرد. قرآن در آیات 140 و 144 سوره انعام و 4 تا 9 سوره فرقان و 7 سوره صف به این عامل توجه داده است.
8. تهمت به پیامبران: تهمت به پیامبران از جمله عوامل ضلالت بشر است. کسانی که به پیامبران، این راهنمایان الهی تهمتها و افتراهایی چون جنون (قلم آیات 2 تا 7)، احتیاج و ناتوانی (فرقان آیات 4 تا 9)، جادو زدگی و سحر (همان) آموزش انسانی به جای وحیانی (همان) میزنند، خود را دچار گمراهی میکنند و در تشخیص حق و راه حق باز میمانند.
9. اطاعت از اکثریت: یکی از رفتارهای نادرست این است که از اکثریت بیبرهان و منطق ودلیل پیروی میکنند. اینگونه است که بیدلیل از عقاید و معارف اکثریت به عنوان دلیلی بر حقانیت، پیروی و خود را دچار گمراهی میکنند. قرآن در آیه 116 سوره انعام به این منطق و رفتار باطل خرده گرفته و آن را گمراهی آشکار معرفی میکند.
10. اسراف و تجاوز از حد از دیگر عوامل گمراهی بشر است که آیاتی چون 28 و 32 سوره غافربه آن میپردازد.
11. بهانه جویی: بهانه جویی و برخورد عنادآمیز نسبت به حق و قرآن و خدا و پیامبر از دلایل گمراهی مردم است که در آیه 27 سوره رعد و 32 و 34 سوره فرقان به آن اشاره شده است.
12. بیتقوایی: شاید بتوان آن را مهمترین عامل گمراهی بشر دانست؛ زیرا اگر انسان بر اساس فطرت پاک و عقل سلیم عمل کند، نسبت به هر پلیدی وزشتی واکنش منفی نشان میدهد ولی گرایش به بیتقوایی موجب میشود که از مسیر حق و کمال دور شود و در مسیر ضلالت و تباهی گام بردارد.(اعراف آیات 201 و 202 و نیز توبه آیه 115)
13. تجاوز ناحق: تجاوز ناحق به حقوق مردم بر اساس آیات 42 و 44 سوره شوری عاملی در گمراهی آدمی است.
14.ترک احکام و حقوق: نادیده گرفتن مسائل حقوقی و ترک احکامی همچون احکام ارث نیز مایه گمراهی بسیاری ازمردم میشود که آیه 176 سوره نساء به آن توجه میدهد.
15.ترک یاری پیامبران: اصولا ترک یاری اهل حق چون پیامبران و مصلحان موجب میشود تا آدمی از راه اعتدال بیرون رود و اندک اندک به باطل و ضلالت گرایش یابد. این مطلبی است که قرآن درآیه 12 سوره مائده به آن پرداخته است.
16.ترک واجبات مالی: ترک انفاق و نپرداختن زکات میتواند اندک اندک آدمی را به سوی ضلالت بکشاند.(مائده آیه 12)
17.ترک واجبات دینی غیر مالی: ترک نماز و روزه و دیگر واجبات دینی غیر مالی نیز همین تاثیر گمراهکننده را در آدمی به جا میگذارد که آیاتی از جمله آیه 12 سوره مائده به آن توجه داده است. تباه کردن نماز با تنبلی و تساهل نسبت به آن نیز میتواند عاملی برای گمراهی بشر مؤمن شود.(مریم آیه 59)
18.تقلید کورکورانه: تقلید کورکورانه از سنتها و روشهای نیاکان و دیگران، مایه گمراهی بشر است که در آیاتی از جمله 170 سوره بقره و 104 سوره مائده به آن اشاره شده است. در همین رابطه میتوان به تغییر و جابهجایی ماههای حرام از سوی مردم به عنوان مصداقی از تقلید کورکورانه اشاره کرد که در جامعه جاهلی رواج داشته و موجبات گمراهی آنان را فراهم آورد.(توبه آیه 37)
19.حس گرایی: از دیگر عوامل گمراهی بشر اعتماد بیش از اندازه به حس و اصالت بخشی به ماده و حس میباشد که موجب نفی امور غیر مادی و جهان غیر مادی و آخرت و موجودات غیر حسی میشود که در نهایت گمراهی بشر را به دنبال خواهد داشت.(بقره آیات 51 تا 54 و 92 و نساء آیه 153 و اعراف آیات 138 تا149 و طه آیات 85 تا 92) ریشه دنیا طلبی را باید در همین حسگرایی و اصالت بخشی به آن جستوجو کرد.(بقره آیات 174 و 175 و ابراهیم آیه 3 و نجم آیات 29 و30)
20.دروغ: دروغگویی موجب محرومیت از هدایت الهی میشود و در نهایت ثمرهای جز گمراهی و هلاکت نخواهد داشت.(زمر آیه 3 و غافر آیه 28)
21.رفاه: رفاه زدگی و بهره مندی زیاد از امکانات مادی از جمله عوامل گمراهی بشر است که در آیات 17 و18 سوره فرقان به آن اشاره شده است.
22.ریاکاری: اصولا یکی از علل گمراهی منافقان در پیش گرفتن شیوه ریاکاری است که آنان را در بلندمدت در دام شیطان و ضلالت گرفتار میکند.(نساء آیات 142 و 143)
23.بیهودگویی: سخنان بیهوده عامل دیگر گمراهی بشر است که خود و دیگری را گمراه میکند.(لقمان آیه 6)
24.شهوترانی: پیروی از شهوات عامل دیگر گمراهی بشر است که آیه 59 سوره مریم به آن اشاره دارد.
عوامل بیرونی، انسانی
1. اهل کتاب: خداوند در آیه 99 سوره آل عمران اهل کتاب را عامل گمراهی مردم از دین اسلام مطرح میکند؛ زیرا آنان با کژ نشان دادن حقیقت تلاش میکنند تا مردم،حق را رها کرده و دنبال گمراهی بروند.
2. التقاط: آمیختن حق و باطل و کتمان حق، از شیوههایی است که برخی از دشمنان حق به کار میگیرند تا مردم را از راه حق باز داشته و گمراه کنند.
(آل عمران آیات 7 و 69 و 71)
3. بدعت: از دیگر روشهایی که برای گمراهی مردم مورد استفاده قرار میگیرد، بدعتگذاری در دین است که بیشتر از سوی عالمان دینی منحرف انجام میشود.
(انعام آیات 138 و 140 و 144)
4. بدنمایی راه خدا: کج جلوه دادن راه خدا از دیگر زمینههای گمراهی بشر است که از سوی برخی از انسانها به کار گرفته میشود.(اعراف آیات 45 و 86 و ابراهیم آیه 3)
5. تبلیغات سوء: بیگمان بسیاری از مردم در دام تبلیغات میافتند و به جای آنکه با تحقیق و علم عمل کنند، بر اساس تبلیغات دروغین رفتار میکنند. ازاین رو قرآن در آیات 51 تا 54 سوره زخرف به نقش اساسی و مؤثر تبلیغات در گمراهی انسانها توجه میدهد و از آنها میخواهد تا هوشیار شوند و با بصیرت عمل کنند.
6. حاکمان گمراه: حاکمان و فرمانروایان گمراه نیز نقش تعیینکننده و اساسی در گمراهی بشر دارند که آیاتی چون 97 سوره هود و 79 سوره طه و 67 سوره احزاب به آن اشاره کرده است. قرآن در آیه 256 سوره بقره و نیز 36 سوره نحل پیروی از طاغوت را عامل گمراهی انسانها معرفی میکند و در آیه 60 سوره نساء برای جلوگیری از تاثیر این عامل از مردم میخواهد تا حتی برای داوری به نزد آنها نروند؛ زیرا حکومتهای طاغوتی به سبب طغیان ورزی طبیعی خود هرگز به عدالت رفتار نمیکنند و حق را به حقدار نمیدهند.
7. جدایی از راهبران الهی و دینی: این نیز از جمله عوامل اساسی است که در آیات 85 و 86 سوره طه به آن اشاره شده است.
8. دوست بد: قرآن در آیات 27 تا 29 سوره فرقان به نقش مؤثر دوست ناباب در گمراهی بشر توجه میدهد.
9. دوستی با کافران: دوستی پنهان با کافران و دشمنان خدا در نهایت آدمی را از مسیر حق باز داشته و در گمراهی غرق میکند.(ممتحنه آیه 1)
10. سوءاستفاده از مقدسات: سوءاستفاده از مقدسات چنان که سامری با بهرهگیری از خاک جاپای جبرئیل انجام داد، از دیگر عوامل گمراهی بشر است.(طه آیات 95 و 96)
عوامل بیرونی، غیر انسانی
1. محیط زیست: اصولا یکی از عوامل گمراهی بشر زندگی انسان در دنیا است که جلوههای فریبنده و گمراهکننده آن موجب میشود تا آدمی به جای کمال اخروی به مادیات زندگی بچسبد.(بقره آیات 174 و 175 و آل عمران آیه 14 و انعام آیات 125 تا 130)
2. زینتهای فراوان دنیایی: زینتهای فریبنده و زیاد دنیا موجب گمراهی بسیاری از مردم میشود که آیه 14 سوره آل عمران و 88 سوره یونس به آن اشاره دارد.
3. ابلیس وشیاطین: ابلیس و دیگر پیروان جنی او که از آنان به شیاطین یاد میشود از عوامل بیرونی غیر انسانی گمراهی بشر است که خداوند بخش بزرگی از آموزههای قرآنی رابه آنان اختصاص داده است.(نساء آیات 60 و 117 و 118 و اعراف آیات 27 و 30 و 175 )
اینها بخشی از عوامل گمراهکنندهای است که در قرآن به آنها پرداخته شده است. مسلما توجه به این عوامل و پرهیز ازآنها موجب مصونیت از خطر گمراهی خواهد بود.