حمایت از کسبوکارهای خرد و حذف موانع پیشرو
آموزش مهارت کارآفرینی با رویکرد افق روشن فردا - بخش پایانی
تارا وحیدی
بر اساس باور عموم مردم، مشاغل بزرگ بیشتر از کسبوکارهای کوچک و متوسط به اقتصاد یک کشور کمک میکنند. بااینحال، این تصور کاملاً اشتباه است. شرکتهای کوچک و متوسط به دلیل حجم زیاد و نرخهای مالیات بالاتر بیشتر در اقتصاد نقش دارند. در گذشته شرکتهای کوچک و متوسط مسئول اقتصادی ساختن معادن طلای کشورها بودهاند و همچنان این کار را ادامه میدهند؛ به همین دلیل است که کسبوکارهای کوچک و متوسط توسط دولتها با مشوقها و مزایای مالیاتی تشویق میشوند.
این در حالی است که کسبوکارهای کوچک در کشورهای نیمه پیشرفته مانند هند، توانستهاند رتبه چهارم را به عنوان تولید ناخالص داخلی و درآمد کسب کنند. کشوری که کسبوکار کوچک و متوسط ندارد، معمولاً در روندی نزولی قرار میگیرد. درواقع شرکتهای کوچک و متوسط بهصورت عمومی در حال معامله هستند و به چرخه اقتصاد کمک میکنند. معمولاً در کشورهای در حال توسعه سهم بیشتری از اقتصاد و تجارت متعلق به کسبوکارهای کوچک و متوسط است. این کسبوکارها مسئول ایجاد نوآوری و رقابت در بسیاری از بخشهای اقتصادی هستند..
ویژگیهای مدیریت کسبوکار کوچک
شروع کسبوکارهای کوچک به افراد اجازه میدهد که تقاضاهایی را که حتی شرکتهای بزرگ قادر به انجام آن نیستند، برآورده کنند؛ بنابراین ضروری است بررسی ابزارهای بسیار عملیاتی که به کارآفرین بالقوه کمک میکند تا شخصاً تحلیلی از محیط به دست آورده و توانایی خود را برای رقابت در آن محیط توسعه دهد و نیز بتواند از مزایای ایدهها و رقابت در حوزه بازار بهرهبرداری مناسبی داشته باشد.
اما اهم ویژگیهای مدیریت کسبوکار کوچک کداماند؟
۱- از ویژگیهای مدیریت کسبوکارهای کوچک میتوان به توانمندی این افراد در مدیریت عملیات و تصمیمگیری برای استفاده بهینه از فرصتها اشاره کرد. مدیریت کسبوکار کوچک، با دیدگاه شخصی خود، شیوههای استخدام را تعیین کرده و با توجه به محدودیتهای هزینه در ابتدای کسبوکار اقدام به ایجاد بستر مناسب برای رسیدن به اهداف میکند.
۲- از ویژگیهای مدیریت موفق در کسبوکارهای کوچک داشتن تسلط بر تمام جوانب تجارت در یک شغل است، اما اغلب صاحبان کسبوکار مهارت لازم برای اداره کامل یک تجارت را ندارند و لازم است به طور همزمان با کسب تجربه یا استفاده از دورههای آموزش آزاد، به توانایی لازم برسند.
۳- فارغالتحصیلان رشته مدیریت کسبوکارهای کوچک، با توجه به آشنایی با بخشهای مختلف یک تجارت، از جمله مسائل مالی، استخدام، بازار فروش و ... قادرند برای تأسیس یک شرکت و یا مدیریت آن اقدام کنند.
معرفی رشته مدیریت کسبوکارهای کوچک
یادگیری مدیریت کسبوکارهای کوچک برای کارآفرینان و کسانی که در حال شروع یک کسبوکار هستند بسیار مهم است. توسعه و رونق کسبوکارهای کوچک سبب موفقیت اقتصادی جوامع و مناطق میگردد. این نوع کسبوکار برای تغییرات اجتماعی، درست مثل کاتالیزور عمل میکند و توانایی ذخیره کردن سودهایی در بازار را دارد که توسط شرکتهای بزرگ نادیده گرفته شدهاند. کسبوکارهای کوچک انعطافپذیری بیشتری دارند و درک بیشتری از جوامع محلی دارند که برای شرکتهای مختلف بهآسانی به دست نمیآید. در این نوع کسبوکار، چیزی فراتر از یک شغل فراهم میشود و ابزارهایی را برای برآورده کردن تقاضاهای متنوعی که افراد در جامعه با آنها مواجه میشوند، فراهم میکند.
محمود قاسمی، استاد رشته مدیریت کسبوکارهای خرد برایمان توضیح میدهد: «مدیریت کسبوکارهای کوچک، یک فرآیند مدیریتی است که کارآفرینان برای اجرای عملیات تجاری از آن استفاده میکنند. این رشته مناسب کارآفرینان برای ایجاد مشاغل جدید در بازار کار با نیروی کار کمتر از ۲۵۰ نفر است. به مدیران کسبوکارهای کوچک کمک میکند تا با دانش و درک گستردهای که در مورد منابع اقتصادی و داراییهای تجاری دارند، به تصمیمگیری در شرایط مختلف تجاری بپردازند. فارغالتحصیلان رشته مدیریت کسبوکارهای کوچک، مدیران و کارآفرینانی هستند میتوانند بهراحتی و با انعطاف بسیار بالا با شرایط تطبیق داشته باشند. علاوهبر این با یادگیری تکنیکهای مؤثر در ایجاد کسبوکار، قادرند بهخوبی از هزینههای غیرضروری در شروع کسبوکار، جلوگیری کنند.» وی در ادامه میافزاید: «مدیریت کسبوکارهای کوچک، به کارآفرینان میآموزد که چگونه درک عمیقی نسبت به مدیریت کارمندان داشته و گزارشهای دقیق اطلاعات مالی را بررسی کنند؛ همچنین میآموزد که چگونه برای بهدست آوردن منابع اقتصادی و دارایی تجاری تصمیمگیری کنند.
مدیریت مشاغل کوچک به کارآفرینان کمک میکند تا دیدگاه مشخص با چارچوب تعیین شده برای سازمان خود تعریف کنند. اغلب مشاغل کوچک در ابتدا بهصورت سرگرمی یا شغل دوم ایجاد میشوند و بعد از آن پتانسیل تبدیل شدن به یک سازمان بسیار قوی و کاملاً حرفهای را خواهند داشت. کارآفرینان در راستای رسیدن به اهداف خود در تجارت، در محیطی به فعالیت میپردازند و به آنچه اعتقاد دارند برای کسب بیشترین سودآوری عمل میکنند.»
کسبوکارهای کوچک زودتر به پول میرسند
علیاکبر لبافی، کارشناس حوزه کار با بیان این که صاحبان مشاغل کوچک زودتر به درآمدزایی میرسند، پیشنهاد ایجاد کسبوکارهای خرد و کوچک در قالب صندوقهای خرد محلی، منطقهای و بخشی را در مناطق شهری و روستایی مطرح میکند.
وی توضیح میدهد: «اگرچه از راهاندازی بنگاههای بزرگ اقتصادی حمایت میکنیم و معتقدیم که ایجاد این بنگاهها به دلیل آنکه صندوقهای بیمه را تقویت میکنند، باید در دستور کار قرار گیرد، ولی در شرایط موجود کشور بهتر است ایده کسبوکارهای خرد و کوچک را در قالب صندوقهای خرد محلی، منطقهای و بخشی با حمایت افراد معین توسعهگر در شهرستان یا روستا دنبال کنیم.» این کارشناس حوزه کار میافزاید: «معین، در واقع فرد بنگاهدار، کارخانهدار یا سرمایهگذاری است که نقش پشتیبان را دارد و از ابتدا اعتمادآفرینی کرده، نیروهای کار را آموزش میدهد و پس از تسهیلگری و شبکهسازی، سرمایههای خرد مردم و آورده اولیه خود را تجمیع کرده و به ابزاری برای کار تبدیل و در نهایت بستر عرضه و فروش محصول تولیدی را فراهم میکند.» این کارشناس حوزه کار با اشاره به بالا بودن هزینه ایجاد شغل در کشور، بهترین و زودبازدهترین بخشی که بتوان از طریق آن اشتغالزایی کرد، کسبوکارهای خرد عنوان کرده و میگوید: «نگاه در این حوزه فراهم کردن بستر لازم برای حضور مردم در حوزههای کارآفرینی و اشتغال از طریق مثلث توسعه اقتصادی است. این مثلث از ارکان متعددی تشکیل شده که شامل استاندار، قوه قضائیه، مجلس و دولت است و در کنار آنها فردی به نام معین وجود دارد که در قالب قرارداد با این مثلث اقتصادی به پویایی و رونق کسبوکار در آن منطقه یا روستا کمک میکند.» به گفته لبافی برای آنکه مردم مشغول کار و صاحب درآمد شوند بهترین شیوه راهاندازی کسبوکارهای خرد در مناطق مختلف شهری و روستایی است، چرا که این مشاغل بیمهپردازی و مالیاتدهی کمتری دارند و مردم با سرمایهگذاری در این صندوقها در ۸۰ درصد پروژهها مشارکت دارند. وی در ادامه میگوید: «نگاهی که امروز بر وزارتخانهها حاکم است نگاهی دولتی است و تصورشان این است که میتوانند شغل ایجاد کنند. شغل یا فعالیت شغلی یک مقوله فرابخشی است و سرفصل نیست که دستگاه داشته باشد، بلکه همه دستگاهها باید کمک کنند تا شغل به وجود بیاید و بستر کارآفرینی شکل بگیرد تا هم سرمایه سود ببرد و هم فرد بیکار، سرکار برود.» سهم بنگاههای بزرگ در اقتصاد نیم درصد و سهم بنگاههای متوسط کمتر از نیم درصد است، بنگاههای خرد و کوچک از سهم ۹۶ درصدی در اقتصاد برخوردارند.
نخستین گزینه برای توسعه کسبوکارها
مردم کتابخانهها را به عنوان نخستین مکان برای دریافت اطلاعات نمیشناسند و متأسفانه کتابخانهها نیز تمایلی به حضور در این عرصه نداشتهاند. درحالیکه کتابخانهها میتوانند با ارائه اطلاعات، منابع مؤثر، فضای کاری راحت و مشاوره با کتابداران در مسیر پاسخگویی به نیازهای اولیه ایجاد کسبوکارهای کوچک نقش بسزایی را ایفا کنند. کتابخانهها باید نخستین گزینه برای توسعه فعالیتها و کسبوکارهای تجاری باشند.
نسرین یوسفی عارفی، رئیس هیئتمدیره مرکز توسعه اقتصادی زنان خراسان رضوی در رابطه با هدایت کسبوکارها بهسوی کتابخانهها، میگوید: «کتابخانهها باید فراتر از کارکردهای متداول خود یعنی امانت کتاب فعالیت کنند؛ چراکه کتابخانهها محلی هستند که اقشار مختلف مردم بهصورت داوطلبانه در آنجا حضور پیدا میکنند و برگزاری برنامههای مختلف میتواند نقش بسزایی در حوزههای مختلف ایفا کنند. به عبارت سادهتر کتابخانهها باید بتوانند نقش مهمی در اقتصاد محلی ایفا کنند و به عنوان بستری مناسب برای کسبوکارها محسوب شوند.»
وی با بیان اینکه ۹۵ درصد اقتصاد کشورهای بزرگ متعلق به کسبوکارهای کوچک است، میافزاید: «یکی از مهمترین عوامل برای موفقیت در این حوزه کتابداران هستند. ایجاد رابطه خوب کتابخانه با صاحبان مشاغل، دانشآموزان، بانوان و... از جمله عوامل مؤثر است. همچنین نباید از تسلط و آشنایی کامل کتابداران با روشهای مختلف تحقیق و پژوهش غفلت کرد. کتابخانهها میتوانند با ایجاد پایگاههای اطلاعاتی و برگزاری سمینارها و گردهماییهای مختلف، تجربه را بسیار کمهزینهتر و راحتتر در اختیار افراد قرار دهند و سرعت حرکت در این مسیر را افزایش دهند.»
یوسفی عارفی با اشاره به جایگاه زنان در جامعه، خاطرنشان میکند: «زنان فرصت ریسک کردن کمتری نسبت به مردان دارند، باید قدمهایی که در مسیر کارآفرینی برمیدارند محکمتر و مطمئنتر باشند. این مسئله عاملی مهم برای روی آوردن زنان به کسبوکارهای خانگی و کوچک است. دراینبین پارامترهای دیگری همچون بازار، نحوه و عرضۀ محصول نیز از اهمیت بخصوصی برخوردار هستند.» وی در پایان تأکید میکند: «کتابخانهها با ایجاد تناسب بین خدمات و نیازهای جامعه، برگزاری دورههای آموزشی، معرفی منابع مفید، کمک به تمرکز و پژوهشهای فردی، استفاده از ظرفیت کارشناسان محلی، در اختیار گذاشتن فضای لازم، کمک در استخدام افراد برای کارآفرینان، برگزاری جلسات گفتوگو با کارآفرینان، ارائه خدمات تحقیقاتی در بازار و مشاوره نفربهنفر میتوانند نقش مؤثری را در حوزه کسبوکارهای کوچک ایفا کنند.»
روش مؤثر برای آموزش و تقویت کارآفرینی در کودکان
یکی از مهمترین راهکارها برای تقویت کارآفرینی در کودکان این است که به عنوان والدین، بپذیریم که بچهها ممکن است با شکست مواجه شوند. آنها شکست خواهند خورد؛ و ناامیدی، سرخوردگی و اندوه را تجربه خواهند کرد. هرچه زودتر به آنها بیاموزید که مهم نیست چند بار زمین بخورند. مهم این است که فوراً بلند شوند و از نو شروع کنند؛ این یعنی تقویت روحیه برای ورود به کسبوکار. برای تقویت کارآفرینی در کودکان باید در آنها انگیزه لازم را ایجاد کنید. کودکان به فرصت نیاز دارند؛ هرچه قدر هم که کارهای آنها تکراری باشد، اما باعث افزایش اعتمادبهنفس آنها میشود. مهم نیست که ایدهها قبلاً میلیونها بار انجام شده باشد. مهم نیست که سرمایهگذاریهای آنها بهاندازه سایر سرمایهگذاریها درآمد نداشته باشد. مهم نیست که چقدر ساده، چقدر متوسط، یا چقدر سخت به نظر برسد. تشویقهایی که به فرزندتان ارائه میدهید، کلید اصلی موفقیت او در آینده خواهد بود.
زهرا سعدیان، مشاور کودک و نوجوان توضیح میدهد: «کسبوکارهای ساده میتواند مهارتهای فروش، برخورد با مشتری، بازاریابی، عبور از موانع، جلب مشتری جدید، غلبه بر استرس و اضطراب را در آنها تقویت کند. کارکردن به آنها میآموزد که ارزش واقعی درآمد خود را بدانند و برای رسیدن به درآمدهای بیشتر، تلاش کنند.
در مسیر تقویت کارآفرینی در کودکان، هر ایده کسبوکاری که آنها ارائه میدهند، مهم نیست چقدر بزرگ یا کوچک، اولین حامی آنها باشید. اولین سرمایهگذار آنها و اولین مشتری آنها باشید. اگر ایدههایشان تمام شد، چند پیشنهاد به آنها بدهید. آنچه مهم است این است که آنها میدانند که این کسبوکارهای کوچکی که راهاندازی کردهاند، صرفنظر از اندازه یا مقیاس، معنا و مفهوم خوبی دارند. یکی از اصول تقویت کارآفرینی در کودکان، آموزش نحوه خرجکردن پول به بچهها در دوران جوانی است؛ این کار، پایه مالی محکمی را برای آنها فراهم میکند. این مهارتها اغلب در مدرسه نادیده گرفته میشوند. فرزندان شما هرگز برای یادگیری سواد مالی، آنقدر کمسنوسال نیستند. در مورد کودکان، کارآفرینی وسیلهای عالی برای معرفی این مهارت است. کودکان باید یاد بگیرند که چگونه پول خود را پسانداز کنند و آن را در چیزهای مهم سرمایهگذاری کنند. آنها همچنین باید بدانند که نمیتوانند فقط انتظار گرفتن پول از والدین را داشته باشند. آنها باید آن را خودشان به دست بیاورند.» وی در تکمیل صحبتهای میافزاید: «هدفگذاری یکی دیگر از مهارتهای کارآفرینی و یکی از مهمترین راهکارهای تقویت کارآفرینی در کودکان است. اهداف را باید به طور دقیق بنویسید؛ این کار را به کودکتان هم آموزش دهید. اهداف میتوانند خاص، یا واقعبینانه و یا حتی تخیلی باشند. مطالعات نشان میدهد که احتمال دستیابی افراد به اهدافی که نوشتهاند، ۴۲ درصد بیشتر است. برای اینکه به طور مؤثر به فرزندان خود بیاموزید که یک کارآفرین شوند، تعیین هدفها، ضروری است.
آموزش مهارتهای فناوری و کار کردن با ابزارهای دیجیتال میتواند به کودکان کمک کند تا در آینده بسیار بهتر از آنها بهره ببرند. این مهارتها میتواند ریاضیات، منطق و خلاقیت را تقویت کند. همچنین، حل مسئله و تحلیل موقعیتها را به آنها میآموزد. همه کودکان با هر توانایی میتوانند از این ابزارها استفاده کنند؛ به شرطی که مربیان در حوزههای رایانه و دنیای دیجیتال هم به آنها کمک کنند.»