دلداری و غمگساری در آینـه قـرآن
منصور عزیزی
انسان بیدیگری شاید نتواند خود را چنانکه میخواهد مدیریت و اداره کند و به نیازهای متنوع و گوناگون خود پاسخ دهد. چنانکه نمی تواند بی دیگری به کمال مطلوب انسانی برسد. این نیاز به دیگری و اجتماع از آن روست که انسان به طور طبیعی نیازمند جفت و همسری در وهله نخست و دیگری از همنوعان در وهله دوم است تا بدین وسیله به نیازهای مادی و روحی خویش پاسخ دهد.
در برخی از حالات ، نیاز انسان به دیگری تشدید میشود. از جمله این حالات میتوان به حالت قبض یا گرفتگی اشاره کرد که بر اساس مشکلات درونی وبیرونی پدید میآید. دراین زمان است که دلداری یک فرد همدم و همدل میتواند وی را از بسیاری از بحران ها و پیامدهای زنبار برهاند و در مسیر درست زندگی قرار دهد. نویسنده در این نوشتار به بررسی اهمیت غمگساری و تسلیبخشی پرداخته و این موضوع را از نگاه قرآن واکاوی کرده است.
***
اجتماع، نیاز طبیعی انسان
انسان در زندگی خویش به تنهایی نمیتواند به همه خواستهها و نیازهای مادی و روحیاش پاسخ دهد. شگفت اینکه قرآن نه تنها انسان بلکه همه موجودات را موجوداتی می داند که از جفت و زوج برخوردارند. به این معنا که جفت داشتن امری طبیعی برای همه موجودات است. بنابراین، هر موجودی خواه و ناخواه به دیگری به عنوان جفت نیاز دارد. ازاینرو میتوان گفت که زندگی همه موجودات همچون انسان، به نوعی زندگی اجتماعی است که کوچکترین واحد آن جفت یا همان زن و شوهر درباره انسان است.
از اینجاست که علت نیاز انسان به اجتماع به خوبی دانسته می شود که همان پاسخگویی به نیازهای مادی و روحی و روانی یکدیگر است؛ زیرا انسانها نمیتوانند بیجفت به نیازهای خویش پاسخگو باشند بلکه حتی نمیتوانند به کمال انسانی خود برسند.
بنابراین اجتماع ولو به واحد کوچکی چون جفت ، نیاز طبیعی دارد.
انسان ها به همان دلایل و علل پیش گفته و حکمت و فلسفهای که برخی گفته آمده و برخی دیگر ناگفته مانده، نیاز به اجتماع بزرگتری دارند. اینگونه است جوامع در اندازه و حجمهای مختلف شکل میگیرد که بزرگترین آنها جامعه جهانی بشریت در همه کره خاکی است که در حال حاضر جهان به سوی آن پیش می رود تا در یک فرآیند طبیعی جهانی شدن و یک پروژه و برنامه مدون انسانی به عنوان جهانی سازی می کوشد به آن تحقق بخشد.شرایط طبیعی روحی و مادی بشر به گونهای است که نیاز به دیگری به هرعنوان و نامی ضروری و غیر قابل انکار است. انسان در برخی از شرایط و حالات نیاز شدیدتر و قویتری به همراهی و بودن با دیگری احساس می کند؛ زیرا در برخی از زمان ها، عواطف و احساسات شخص بشدت متاثر از وضعیت درونی و بیرونی است که به تنهایی نمی تواند از عهده حل آن برآمده و راه برونرفتی برای خود بیابد. این حالت را حالت انقباض می نامند.
نمی توان منکر این مسئله شد که هر دو جنس زن و مرد از نوع بشر در حالاتی به دیگری نیازدارند تا در کنار آنان باشند. حتی مردان در حالت قبض نیاز به همراهی دارند و شاید غرور مردانگی و علل دیگری در ایشان موجب می شود تا نیاز خویش را پنهان کنند و به گوشه تنهایی بخزند. بنابراین همین افراد اگر سنگ صبوری را بیابند در کنارش آرام میگیرند ،هر چند که از علنی شدن احساسات خود پرهیز داشته وغم و حزن خویش را در درون خود چال می کنند.
اهمیت و ارزش دلداری
دلداری، تسلا دادن ، غمگساری کردن فردی که به مصیبتی گرفتار آمده و در حالت پریشانی است و خاطر آشفته می دارد و تسکین بخشیدن به وی ، از رفتارهای اخلاقی و پسندیده است که در همه جوامع بشری مورد توجه و تاکید است. از اینرو کسانی که به این کار اقدام میکنند مورد ستایش و تجلیل قرار گرفته و به عنوان انسان کامل و سالم شناخته و تمجید میشوند.
خداوند در آیات چندی به مسئله غمگساری توجه کرده و آن را به عنوان یک فضیلت اخلاقی و هنجاری مورد ستایش قرار میدهد و حتی خود از راه های مختلف ارزش و اهمیت آن را گوشزد میکند. گاه به نمونههایی اشاره میکند که در آن برخی از پیامبران را تسلی بخشیده و دلداری داده و گزارش آن را در قرآن ارائه میدهد و گاه دیگر، خواهان آن است که دیگران به عنوان انسان سالم و شخصیت سالم به این مهم توجه داشته باشند و از همدلی و دلداری دیگران بویژه در هنگام بلا و مصیبت کوتاهی نکنند.
واژگانی چون « لا تحزن ، لاتخف و فلاتبتئس « از جمله اصطلاحاتی است که قرآن برای بیان دلداری دادن و تسلا بخشیدن به کار میبرد تا به این وسیله دلهای خاطر پریشانی را آرام کرده و تسکین بخشد.
در اهمیت مطلب، همین بس که خداوند در آیات چندی از قرآن ، پیامبران خویش (ابراهیم آیات 13 و 14) از جمله حضرت عیسی بن مریم (ع) را دلداری میدهد (آل عمران آیه 52 تا 55) و وی را از ناراحتی و انقباض روحی به سبب مکر کافران و تلاشهایشان برای نابودی توحید و ایمان های اسلامی، تسلی میبخشد.
در آیات 23 تا 27 نیز هنگامی که حضرت صالح به سبب تهدید تکذیبگران ، اندوهگین میشود و از تلاشهای بسیار خود بهرهای نمی برد، خداوند او را دلداری میدهد و از وی میخواهد تا صبر کند و ببیند که چه بر سر دشمنانش خواهد آورد و آنان را چگونه عذابی سخت میدهد.
بسیاری از پیامبران درمسیر دعوت به توحید و ایمان دچار سختی های بسیاری شدند و از اینکه مردم به خداوند ایمان نمیآوردند ناراحت و اندوهگین میشدند. اما خداوند در مقام دلداری ایشان برمی آمد تا آرامش و سکونت را دوباره در جانشان منزل دهد. دلداری فرشتگان به لوط پیامبر(ص) هنگامی که همجنس بازان به درخانه وی ریخته و آن حضرت را با تهدیدهای مکرر خویش می آزردند از جمله نمونه های تاریخی است که خداوند در آیات 77 تا 81 سوره هود و 33 و 34 سوره عنکبوت آن را گزارش می کند.
البته دلداری دادن خداوند به طور مستقیم یا از راه فرشتگان و ابزارها و اسباب دیگر، اختصاص به پیامبرانی چون داود(ص آیه 21 و 22) یا حضرت ابراهیم (هود آیات 69 و 70 و حجر آیه 53) نداشت بلکه افراد دیگری چون مادر موسی (ع) را نیز دلداری و تسکین میدهد.
قرآن در آیه 7 سوره قصص گزارش میکند که هنگامی که مادر موسی (ع) از ترس کشته شدن فرزندش به دست فرعونیان ناچار می شود تا کودک را مخفی کند و او را به آب اندازد ، در اندوهی سنگین و جانکاه فرو میرود. در این زمان است که خداوند به دل مادر موسی (ع) الهام میکند که کودکش را به وی باز میگرداند تا به این وسیله دل مادری دردمند را تسکین بخشد و به او دلداری دهد. آیات 36 و 39 سوره طه نیز گزارش میکند که چگونه خداوند افزون بر دلداری و تسکین دل مادر ، به او روش حفظ و نگهداشت کودک از بلا و گرفتاری را می آموزد و دستور میدهد تا صندوقی ساخته و آن را به نیل افکند و منتظر باشد که چگونه فرزند به آغوش مادر باز می گردد.
پروین اعتصامی این عشق و دلداری را به خوبی به تصویر کشیده است:
مادر موسی، چو موسی را به نیل
در فکند، از گفتهی رب جلیل
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه
گفت کای فرزند خرد بیگناه
از نمونه های تاریخی وشگفت دیگری که قرآن گزارش می کند، دلداری و تسکین بخشی به حضرت مریم (س) از سوی خداوند است. وی که با اعجازی شگفت از راه دمیدن روح القدس در حالی که دوشیزه بود و ازدواج با مردی نداشت، آبستن شده بود ، این هراس و ترس را داشت که متهم به بی عفتی شود که نام خویش و خاندان طاهرینش را بدنام کرده است، چنانکه این اتهام نیز به وی زده می شود. در این هنگام است که خداوند او را دلداری و تسکین می بخشد که در حال زایمان اندوهگین نباشد و کارها را به خدا و فرزندش بسپارد تا از وی و حیثیت و شرافتش دفاع کند.(مریم آیات 23 تا 26 )
گزارش های قرآنی درباره مصادیق و مسائل دلداری از سوی خداوند نسبت به انسان ها بیش از آن است که همه در این نوشتار کوتاه گزارش شود.ازاین رو به همین مقدار بسنده می شود. از این موارد و مصادیقی که قرآن گزارش کرده می توان دریافت که انسان تا چه اندازه در مشکلات ریز و درشت و مادی و معنوی خویش نیازمند دلداری و تسکین است و این نیاز است که موجب می شود حتی خداوند خود به تسلا و دلداری دادن اقدام کند.
آثار و پیامدهای دلداری
از آنجا که انسان موجودی عاطفی و احساسی است ، تحت تاثیر علل و عوامل مختلف، رفتار و حالتی انقباضی به وی دست میدهد. چنین حالتی است که انسان را از هرگونه رفتار طبیعی و سالم دور میسازد و اجازه نمی دهد تا در مسیر عقلانی و درست گام بردارد. انسان در چنین حالتی است که نیازمند یاری و کمک دیگری است تا به وی کمک کند تا خود را یافته و واکنش درست و سالمی نسبت به موضوع داشته باشد و اقدام مناسبی را به عمل آورد.
گاه شدت تاثر انسان نسبت به مسائل و رخدادها در اندازهای است که بدون دیگری نمیتواند از آن مرحله قبضی و انقباضی گذر کند و گام در حالت تعادل و اعتدال نهد.
شدت و ضعف واکنشهای انسانی ، برخاسته از شدت موضوع و ارزش و جایگاه امری در نزد وی میباشد. به این معنا که اگر برای شخصی مسائل عرضی و شرفی ، مهم و اساسی باشد، هر گونه عاملی که به عرض و ناموس وی ضربه زند میتواند واکنشهای شدید و عاطفی سختی را موجب شود.
در چنین حالتی است که دیگری می تواند با توجه به توانمندی ها و تاثیرگذاری مادی و معنوی ، در ایجاد اعتدال و تعادل شخص و شخصیت به وی کمک کند.
عواطف انسانی و احساسات وی ، متاثر از هر عامل درونی و بیرونی میتواند دو شکل خاص را بروز دهد. حالتی نسبت به گذشته و از دست دادن امری که از آن به اندوه و حزن یاد می شود و دیگر حالتی است که نسبت به آینده در پیش می گیرد که از آن به ترس و خوف یاد می کنند. بنابراین دلداری باید این دو حالت حزن و ترس را از شخص بزداید. رفع اندوه و ترس (حزن و خوف ) آرزوی هر انسانی در دنیا و آخرت است. از اینرو سعادت را به آرامش و آسایش معنی کردهاند. بهشت نیز چیزی جز فراهم آوری این دو حالت در انسان نیست. یعنی بهشت جایگاهی است که در آن آرامش و آسایش فراهم است و هیچ گونه حزن و خوفی در آن نیست.
خداوند در آیات 7 و 10 سوره قصص دلداری را عامل بر طرف شدن حزن و اندوه شخص میداند. به این معنا که هنگامی که شخص بخاطر از دست دادن چیزی نگران و پریشان خاطر است و به مصیبتی گرفتار شده است، دلداری می تواند حزن و اندوه را از جانش بزداید.
آیات 69 تا 74 سوره هود و نیز 7 و 10 سوره قصص و 28 و 29سوره ذاریات ، به نقش دلداری برای برطرف کردن ترس و خوف از آینده اشاره می کند. به هر حال برای دلداری میتوان دو اثر بسیار مهم و اساسی برای بشر بر شمرد که همان رفع حزن و خوف است.
مصادیقی از دلداری
برای اینکه مسئله دلداری به طور بهتری شناخته و دانسته شود و انسان به اهمیت و ارزش آن در تغییر رفتار و تصحیح آن آگاه گردد ، برخی از مصادیق قرآنی دلداری علاوه بر موارد و نمونه هایی که در بالا اشاره شد مورد بررسی قرار میگیرد.
خداوند در آیات 154 سوره بقره و نیز 169 تا 171 سوره آل عمران ، با بیان وضعیت شهدا و نعمتهای اعطایی خداوند به آنان پس از شهادت ، میکوشد تا به خانوادههای شهیدان دلداری و تسلا بخشیده و آنان را نسبت به آینده شان امیدوار و نسبت به ازدست دادن عضوی از اعضا دلداری دهد و حزن و اندوه را از دلهایشان بزداید. بنابراین ، انسان برای اینکه اشخاصی را که به مصیبتی گرفتار شده اند از اندوه و حزن برهاند باید نگاهی مثبت به مسئله داشته باشد و به جوانب مثبت و سازنده مسئله و موضوع اشاره کند و از فقدان شخص و تاثیرات سوء آن بر زندگی آنان کمتر سخن بگوید.
آیه 7 سوره نمل این مطلب را به شکلی بسیار جالب تبیین میکند. هنگامی که حضرت موسی (ع) در شبی تاریک بیهیچ گونه امکاناتی حتی آتشی برای دیدن و گرمکردن ، با درد زایمان همسرش مواجه میشود، در آن شرایط سخت و بحرانی ، وقتی نوری را از کوهی میبیند با مثبت نگری ، خانواده را امیدوار میکند که بتواند از آن نور، آتشی بر گیرد تا راه بجویند و خود رانیز گرم کنند. در حقیقت وی میکوشد تا در هنگام ترس و شرایط سخت بحران، خانواده خویش را دلداری و تسکین بخشد نه آنکه با بیان جنبههای منفی بر ترس و اندوهش بیفزاید. همین مطلب را میتوان در کلام خداوند نسبت به مادر حضرت موسی (ع) جست وجو کرد که با بیان جنبه های مثبت می کوشد تا دل مادری دردمند را آرام کرده و حزن و اندوهش را از دلش بزداید.(قصص آیه 7)
به هر حال بیان جنبههای مثبت قضایا و رخدادها به جای بیان بخشهای منفی میتواند عاملی برای غمگساری و از میان بردن حالت انقباض و ترس و حزن شود.
از این رو خداوند در آیات 214 سوره بقره به مجاهدان این گونه دلداری میدهد که شما با هر مصیبت و گرفتاری که بدان گرفتار میشوید، به خداوند نزدیک میشوید و از محبت و عنایت خاص او برخوردار میگردید.
در آیه 104 سوره نساء مجاهدان را این گونه دلداری میدهد که اگر به شما خسارت و زیانی رسیده است به دشمن خسارت بیشتری رسیده است. این نیز شیوه ای دیگر برای بیان مثبت قضایا و دلداری دادن به شخص مصیبت زده وخسارت دیده است که قرآن از آن بهره جسته است.
خداوند در آیات متعدد پیامبرش(ص) را دلداری می دهد و با بیان تسلط مجدد پیامبر (ص) بر اسیران آزاد شده در صورت خیانت آنان (انفال آیه 71) و با بیان حکمت فراوانی مال منافقان و تاثیر منفی آن بر اعتقادات مسلمانان
(توبه آیه 55 و 85) و چگونگی جان دادن سخت کافران (انفال آیه 49 و 50) و امدادهای غیبی در هنگام تنگناها برای مسلمانان
(انفال آیه 9) و امور دیگر میکوشد تا حزن و اندوه را از دل پیامبر(ص) بزداید و او و مومنان همراهش را تسکین و دلداری دهد؛ زیرا هر چند که مخاطب در ظاهر پیامبر(ص) است ولی مخاطب اصلی مومنان هستند که همواره از این مسائل اندوهگین میشدند و یا نسبت به آینده ترس و نگرانی داشتند.
به سخن دیگر، گاه نیاز است که برای دلداری به شخصی به عللی چند، دیگری را مخاطب قرار داده و او را تسکین و دلداری بخشیم تا دیگران به طور غیر مستقیم تسلا و دلداری داده شوند.