اخبار ویژه
وقتی افراطیون مدعی اصلاحات برای جامعه روحانیت دبیر تعیین میکنند!
روزنامههای زنجیرهای در اقدامی سازمان یافته به جریانسازی برای تعیین جانشین آیتالله مهدویکنی در جامعه روحانیت پرداختند.
در حالی که چند سالی است هاشمی، ناطق و روحانی به دلایل مختلف از جامعه روحانیت کنارهگیری کرده و در جلسات این جامعه حضور نداشته اند روزنامههای اصلاحطلب با فضاسازی و تبدیل آرزو به خبر، سعی میکنند از جانب خود جایگزینی آیتالله مهدویکنی را که با فتنهگران مرزبندی قاطع و صریح داشت، به این گروه واگذار کنند.
در این زمینه روزنامه اعتماد احتمال دبیرکلی ناطق را که سالهاست در جامعه روحانیت حضور ندارد پیش کشیده است. همین طیف نشریات زنجیرهای مدتهاست از ائتلاف افراطیون مدعی اصلاحات و افرادی چون ناطق در انتخابات مجلس آینده سخن میگویند هر چند که به نظر میرسد این فضاسازیها بیشتر برای ایجاد انشقاق در میان اصولگرایان است. افراطیون مدعی اصلاحات در جریان ریاست ناطقنوری بر مجلس پنجم در تجمعات ضد مجلس خود شعار میدادند «ناطق نوری نمیخوایم- مجلس زوری نمیخوایم.»
در هر صورت با عنایت به مرزبندی صریح اکثریت قریب به اتفاق اعضای جامعه روحانیت با فتنهگران منطقاً به چهرهای در رأس این تشکیلات مهم قرار میگیرد که مانند آیتالله مهدوی کنی (ره) بر سر صیانت از اصول انقلاب و نظام در مقابل ساختارشکنان، مصمم و ثابت قدم باشد. هماکنون آیتالله موحدیکرمانی جامعه روحانیت را به عنوان سرپرست اداره میکند.
یادآور میشود طیف افراطی مدعی اصلاحات تلاش مشابهی را نیز برای ریاست مجلس خبرگان کلید زدند که با واکنش قاطع اعضای این مجلس مواجه شد.
اصلاحطلبانی مثل نمایندگان مجلس ششم برای انتخابات تأیید صلاحیت نمیشوند
عضو سازمان منحله مجاهدین (انقلاب) معتقد است چهرههای برجسته اصلاحطلب در انتخابات مجلس تأیید صلاحیت میشوند.
فیضالله عربسرخی در مصاحبه با ایلنا، درباره احتمال رد صلاحیت افراد طیف متبوع خود گفت: انتظار ما از شوراینگهبان تأیید صلاحیت نمایندگان مجلس ششم نیست. من توقع ندارم چهرههای شاخص اصلاحطلب تأیید شوند و فکر هم نمیکنم تأیید شوند.
پیش از این احمد شیرزاد نیز گفته بود بعید است مانند دوره مجلس ششم و هفتم بتوان با لابی، افراد رد صلاحیت شده مانند وی را تأیید صلاحیت کرد. همچنین عبدالله ناصری در همین زمینه خاطرنشان کرد مجلس ششم دیگر در جمهوری اسلامی قابل تکرار نیست.
عربسرخی در ادامه مصاحبه خود تصریح کرد: نباید فراموش کنیم دولت روحانی یک دولت اصلاحطلب نیست حتی خود ایشان مدعی نیست که اصلاحطلب است. فقط نیروهای اصلاحطلب در برنامههای آقای روحانی در ایام انتخابات بخشی از مطالبات و انتظاراتشان را دیدند و در بین نامزدهای موجود ایشان را بهتر و مناسبتر از دیگران دیدند. بنابراین به عنوان یک نیروی سیاسی که نگاه منطقی به روندهای جاری کشور دارند به آقای روحانی رأی دادند.
وی افزود: ما نسبت به دولت روحانی سیاست انتقاد و اتحاد را داریم در حالیکه نسبت به دولت احمدینژاد سیاست یکسر انتقادی داشتیم.
نگرانی اتمی قاتلان 17 هزار شهروند ایرانی
همسر سرکرده گروهک منافقین گفت توافق نهایی غرب با ایران باید به نحوی باشد که اجازه ندهد ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.
مریم قجر عضدانلو ابریشمچی (رجوی) که با وجود سوابق تروریستی در پاریس اقامت دارد، مدعی شده «رژیم ایران همچنان به فکر تولید سلاح هستهای است و بر آن اصرار میکند. آنها مطمئنترین راه حفظ رژیم را دستیابی به سلاح هستهای میدانند.»
وی همچنین میگوید: یکی از عواملی که سبب گستاخی رژیم شده، عقبنشینیهای پیدرپی کشورهای غربی در برابر ایران است. در نتیجه این عقبنشینیها، ایران با گستاخی به دنبال پیشبرد برنامه هستهای خود است.
وی همچنین مدعی شد ایران به صدور تروریسم و نقض حقوق بشر میپردازد.
سازمان تروریستی منافقین به مرور زمان از شعارهای ضد امپریالیستی به مزدوری سازمان سیا و حتی استخبارات رژیم صدام رسید. مسعود رجوی که چند سال است گم و گور شده به تدریج این سازمان بسته را تبدیل به حرمسرای خود نمود و این کار را با همسر ابریشمچی (مریم قجر عضدانلو) آغاز کرد. عضدانلو سپس تبدیل به دلال جنایتهای ضد اخلاقی مسعود رجوی شد. سازمان منافقین در طول عمر منحوس خود قریب 17 هزار شهروند ایرانی را در عملیات مختلف تروریستی به شهادت رساند و از این جهت اشک تمساح خانم قجر عضدانلو برای تروریسم و تسلیحات کشتار جمعی طنزی بیمایه به نظر میرسد؛ به ویژه اینکه همین سازمان در رژیم صدام جنایتهای تروریستی خود را علیه کردها و شیعیان عراق توسعه داد و سپس در جنگ سوریه در کنار تروریستها به عنوان مزدور اجارهای وارد صحنه شد.
فراموشی عضو سازمان منحله درباره هجمه به هاشمی
عضو سازمان منحله مجاهدین (انقلاب) مدعی شد هجمهها به هاشمی بیشتر خواهد شد.
عبداله ناصری در مصاحبه با آرمان گفت اصولگرایان تندرو میخواهند هاشمی را از صحنه خارج کنند و هجمهها را به وی پررنگتر خواهند کرد.
طنز ماجرا این است که همین جناب تیرماه گذشته در مصاحبه با روزنامه آرمان کاری را که افراطیون مدعی اصلاحطلبی با هاشمی کرده و او را عالیجناب سرخپوش قتلهای زنجیرهای خواندند، اجتناب ناپذیر دانسته بود. وی در آن مصاحبه درباره رفتار اصلاحطلبان با هاشمی در سال 78 میگوید: «در این سال درست است که نگاه به آقای هاشمی نگاه درستی نبود اما اجتنابناپذیر بود. چون جامعه پیروز دوم خرداد، آقای هاشمی را رئیس دولتی میدانست که درحوزه توسعه اجتماعی و سیاسی انقباضی عمل کرده بود... شاید این توقع از مشاوران آقای هاشمی هم وجود داشت که بعد از اتفاقی که در دوم خرداد 76 رخ داده بود این فضا را درک کنند.»
ناصری همچنین مهرماه امسال در مصاحبه با نامه نیوز درباره حضورهاشمی درانتخابات ریاست جمهوری سال 76 و 84 میگوید: در سال 76 ظاهرا خود آقای هاشمی رفسنجانی خودش موافق حضور برای دوره سوم بود اما رهبری با این امر مخالفت کردند، به نظر من حرکتهای مهاجرانی، کرباسچی و محمد هاشمی با هماهنگی کامل هاشمی رفسنجانی صورت میگرفته است... در سال 84 خیلی از دوستان با نامزدشدن هاشمی مخالف بودند. بنده نیز اعتقاد داشتم که اولا جامعه ایران پوستاندازی کرده است و از فضای قبلی خارج و با تفکرات جدیدتری وارد میدان شده است. هاشمی نقش ریاستجمهوری را ایفا کرده بود و بازگشتش به این عرصه با توجه به پوستاندازی جامعه نه از لحاظ تشکیلاتی منطقی بود نه از لحاظ جامعهشناختی، جامعه پذیرای او بود.
وی میافزاید: تحلیل هم این بود که واقعا جامعه دیگر به فردی روحانی رأی نخواهد داد...
به یاد دارم همین که نتایج انتخابات ریاست جمهوری (دور اول) اعلام شد من به برخی از دوستان آقای هاشمی زنگ زدم و فضا را برایشان تشریح کردم خیلی از دوستان سیاسی معتقد بودند بهتر است که آقای هاشمی به نفع کروبی انصراف دهد تا رقابت در دور دوم معنا پیدا کند. تحلیل این بود که هاشمی رفسنجانی با هر فردی در دور دوم رقابت کند بازنده انتخابات خواهد بود. هاشمی روزهای اول باور نداشت که کار تمام است و احمدینژاد برنده انتخابات خواهد بود.
گیر شما کجاست که این قدر ضد و نقیض سخن میگویید؟!
سایت وابسته به احمد توکلی از علی مطهری خواست به تناقضات خود درباره حمایت از سران فتنه و التزام به ولایت فقیه پایان دهد.
«الف» با اشاره به موضوع استیضاح بیفایده وزیر کار در ماههای پایانی دولت دهم- که مطهری از حامیان آن بود- مینویسد: شما آن هنگام بعد از شنیدن نظر رهبری گفتید «اگر نظر رهبری قبل از استیضاح بیان میشد، ما استیضاح را منتفی میکردیم، چون در عمل تابع حکم ایشان هستیم؛ حتی اگر قانع نشده باشیم.»
شما همچنین در نطقی دیگر در مجلس، نحوه تعامل با ولی فقیه را اینگونه بیان کردید که «ما نمایندگان آنجا که مخالفت صریحی از ناحیه رهبری از طریق رسانهها احساس نکنیم به تشخیص خود عمل میکنیم اما آنگاه که دستوری از ناحیه ایشان مبنی بر توقف کار برسد اطاعت میکنیم.»
«الف» ادامه میدهد: شما و افرادی دیگر جلسهای خدمت رهبری عزیزمان بودهاید و آنجا دغدغهتان در باب حصر سران فتنه را با ایشان در میان گذاشتهاید. شما خود پاسخ حضرت آقا را بیان کردید که فرمودهاند «من قبلا درباره بصیرت صحبت کردهام و اینکه نباید راه شهدا و راه انقلاب را گم کنیم. جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد میکردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کردهایم.» شما نیک میدانید که این دستور شورای عالی امنیت ملی بود که طبق اصل 176 قانون اساسی بدون تایید رهبری اجرایی نیست. بنابراین رفع حصر مثل استیضاح نیست که شما از حکم رهبری مطلع نباشید و بیان شود که اگر قبل استیضاح میدانستیم، متوقف میکردیم؛ اینجا شما حکم رهبری را میدانید. از نظر خودتان که در بالا مرورش کردیم، به نظر میرسد تناقض میان فعل و قول جنابعالی در نسبت با ولی فقیه مشهود است.
گفته بودید در عمل تابع حکم ولی فقیه هستم، اما اکنون در عمل، در اعتراض به تصمیمی که از موافقت رهبری با آن آگاه هستید، میگویید رئیسجمهور را برای پاسخ به سوالتان به مجلس بکشید! این عمل شما در تناقض با قولتان هست که در عمل خود را تابع ولی فقیه و حکم ایشان را پایاندهنده و فصلالخطاب دانستهاید.
نویسنده سپس خاطرنشان میکند: شما که خود پیش از این اذعان کردهاید که برای رفع حصر خدمت رهبری رفتهاید و جواب ایشان را هم خود بیان کردهاید، از جریان موهومی سخن میرانید که میخواهند برای حصر سران فتنه از رهبری خرج کنند؛ «عدهای حیات سیاسی خود را در ادامه وضع موجود میدانند و در چنین مواردی که قانون دست آنها را باز گذاشته و راه قانونی هموار است، به جای عمل به تکلیف خود، از مقام رهبری مایه میگذارند، در حالی که در چنین مسائلی اساسا نیازی به ورود رهبر گرانقدر نیست، همچنان که اگر مدیریت بحران سال 88 درست و با تدبیر عمل میکرد نیازی به ورود ایشان نبود. از ولایت فقیه فقط در مسائل بسیار حیاتی برای اسلام باید هزینه شود نه در چنین مسائلی.»
«الف» در این باره میپرسد: جناب آقای مطهری! آیا صادقانه است شمایی که خود چندی قبل ترجیح دادهاید رفع حصر را نزد رهبری مطرح کنید، اکنون بگویید که در چنین مسائلی اساسا نیازی به ورود رهبر گرانقدر نیست؟! و آنچه را که مایه گذاشتن از رهبری میدانید، اتهامی بدانید که متوجه عده دیگر است؟! مصداقیابی ورود رهبری به مسائل را هم به خود ایشان بسپارید؛ آنچنان که در استیضاح وزیر کار نظر ایشان برایتان حجت بود، بگذارید در بحث یقینا مهمتر برخورد با سران فتنه هم دستور مورد تایید ایشان برایتان حجت باشد.
نویسنده تصریح میکند: جسارتا این عمل حضرتعالی شبههای را با خود به همراه دارد که گویا قصد احترام به رهبری و خرج نکردن از ایشان نیست؛ بلکه غرض رویگردانی از نظری است که دلخواهتان نبوده و حالا شما نه از سر خرج نکردن از رهبری، بلکه به جهت ناامیدی از همراه نمودن ایشان با خود و گرفتن جوابی که قابل خرج کردن به نام رهبری باشد، سراغ مقامی دیگر رفتهاید که امکان تهدیدشان را دارید و امیدوارید شاید این تهدید در بکارگیری اهرم فشار ظاهرا قانونی، رئیسجمهور را وادار به موضعگیری دلخواه شما در این زمینه نماید که البته سخنرانی آقای روحانی در زنجان نشان داد که تهدید رئیسجمهور در این مورد اساسا بیتاثیر است؛ چه آنکه در سخنرانی ایشان در زنجان، با مثال توبه حر، برای همگان معلوم شد که جناب روحانی نیز راه حل این بحث را در توبه سران فتنه میداند.
«الف» در پایان خاطرنشان کرد: اگر در فتنه 88 برخی خواص به هنگام و به درستی عمل میکردند و عمق فتنه را به تودهها تشریح میکردند نیازی به ورود رهبری نبود؛ نه اینکه بعد از 5 سال ایشان از بصیرت بگویند و از جرم سنگین محصور شدهها و برخی خواص هم همچنان در عمل کار خویش کرده و در کلام از تبعیت از ولی فقیه بگویید. غرض توصیهای دوستانه بود که تناقض در فعل و عمل از شأنیت شما میکاهد و در ذهن مخاطب میآورد که هنوز تکلیف شما با خودتان در بحث مهم مصداق عملی التزام به ولایت فقیه روشن نیست.