کد خبر: ۲۸۹۱۵۳
تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۴۰۳ - ۲۰:۱۳

ظلم و ظلم‌پذیری، مبانی و پیامدها(5) (پرسش و پاسخ)

 
 
پرسش:
ظلم و ظلم‌پذیری از منظر آموزه‌های وحیانی اسلام، در سبک زندگی انسان چه جایگاهی دارد، و علل و مبانی و پیامدهای آن در جوامع بشری چگونه است؟
پاسخ:
در چهار بخش قبلی پاسخ به این سؤال، به مباحثی همچون: جایگاه ظلم و ظلم‌پذیری در جامعه، مفهوم ظلم و ظلم از منظر قرآن و علل و مبانی ظلم و ظلم‌پذیری شامل: 1- ضعف ایمان 2- عدم تزکیه نفس 3- دنیاپرستی و حب‌الدنیا 4- پیروی از هوای نفس 5- کفرگرایی و تمایل به بیگانگان 6- سازشکاری با ظلم و ظالم پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی می‌گیریم.
7- جهل و شهوت
با دقت در علل ظلم و ظلم‌پذیری و اینکه انسان چگونه به خودش ظلم می‌کند می‌توان دریافت که علت اصلی این امر جهل آدمی است. نقش تخریبی جهل و نادانی در زندگی بشر با تاریخ عمر او همسان است. اعم از جهالت حاکمان مستبد و جهالت همراه با تظلم انسان‌هایی که به این حاکمیت تن می‌دهند. وقتی انسان از چیزی که دانشی در آن ندارد، پیروی کند، یا به دیگران ظلم می‌کند و یا مورد ظلم واقع می‌شود و ظلم را می‌پذیرد. خدال متعال می‌فرماید: «بل‌اتبع الذین ظلموا اهوائهم بغیر علم» بلکه آنان که (با شرک‌ورزی) ستم کرده‌اند، از روی جهل و نادانی از هوای نفس خود پیروی نموده‌اند. (روم-29) از سیاق این آیه چنین استنباط می‌شود که دلیل ستمکاری انسان پیروی از هوا و هوس به خاطر جهل است. یعنی در واقع جهل هم زمینه‌ای برای پذیرش ظلم و هم ظلم به دیگران می‌شود. همان‌گونه که امام علی(ع) می‌فرماید: «الناس اعداء ماجهلوا» مردم دشمنان جهل خودشان هستند. (غرر‌الحکم و درر‌الکلم، ص 66)
8- عدم امر به معروف و نهی از منکر
یکی از بزرگ‌ترین عوامل انحطاط جوامع بشری و حاکم شدن ظلم بر فرهنگ عمومی جامعه این است که طرز تفکر افراد در مورد مبارزه و مقابله با ظلم و ستم و طرز تصور آنها در مورد عدالت و عدالت‌خواهی به سستی و رخوت و حالت بی‌تفاوتی دچار شود، در این صورت جامعه در برابر ظلم و ستم تسلیم می‌شود و آن را مورد پذیرش قرار می‌دهد. ولذا نااهلان و بدترین افراد بر جامعه مسلط می‌گردند، چنانکه در آیه 129 سوره انعام خداوند می‌فرماید: «و کذالک نولی بعض الظالمین بعضا بما کانوا یکسبون» این‌گونه برخی ستمکاران را بر برخی به کیفر گناهانی که همواره مرتکب می‌شدند مسلط و چیره می‌کنیم. در این زمینه باید گفت یکی از زمینه‌ها و بسترهای پیدایش ظلم در جامعه عدم امر به معروف و نهی از منکر است. زیرا انجام این فریضه یعنی اعتراض علیه ظلم و ظلم‌پذیری. همان‌گونه که امام حسین(ع) یکی از اهداف قیام خود را علیه یزید، بی‌تفاوتی مردم نسبت به امر به معروف و نهی از منکر در جامعه معرفی می‌کند و می‌فرماید: «آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل نهی نمی‌گردد.» (تحف‌العقول، ص 150) امام علی(ع) نیز در بخشی از سخنان خویش به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) ترک امر به معروف و نهی از منکر را دلیل اصلی تسلط اشرار و بدترین افراد بر جامعه معرفی کرده و می‌فرماید:‌ «لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فتولّی علیکم اشرارکم» امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، پس (اگر این کار را انجام دادید) اشرار و ظالمین شما بر جامعه شما حاکم می‌شوند (نهج‌البلاغه- نامه 47) بنابراین ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر سبب گسترش ظلم و ظلم‌پذیری در جامعه خواهد شد.
9- تمرد و عصیان نسبت به آموزه‌های وحیانی
خدای متعال در آیه 162 سوره اعراف می‌فرماید: «اما ستمگران آنها، این سخن (فرامین الهی) را به غیر آنچه به آنها گفته شده بود تغییر دادند، از این رو به خاطر ستمی که روا می‌داشتند، بلایی از آسمان بر آنها فرستادیم (و مجازاتشان کردیم.)» 
در این آیه شریفه تا آیات 167 پاره‌ای از داستان‌های بنی‌اسرائیل و نافرمانی‌های ایشان بیان شده که به دلیل نقض عهدی که کردند، خداوند به عقوبت الهی گرفتارشان کرده است و از ستمگران کسانی را برایشان مسلط کرد که شکنجه‌شان دادند. این حال اسلاف ایشان بوده است. از این اسلاف و نیاکان بنی‌اسرائیل نسل‌هایی به وجود آمدند که آیات الهی را به بهای اندکی فروخته و در امر دین بی‌اعتنایی می‌کردند، و خداوند آنها را به خاطر سکوتشان و ترک نکردن مراوده با ظالمان شریک ظلم و فسق متجاوزین شناخته است. آری این سنت الهی است که جلوگیری نکردن از ظلم و ستم ظالمین نهی از منکر و موعظه نکردن آنها در صورت امکان و قطع نکردن رابطه با ایشان در صورت عدم امکان موعظه و امر به معروف، شرکت در ظلم آنها است، و از طرف پروردگار عذابی در کمین ستمگران و شرکای آنها خواهد بود. 
از این رو خداوند کسانی را برایشان بگمارد که دائماً بدترین شکنجه‌ها را به آنها بچشاند، و این عقوبت کسانی است که در برابر آموزه‌های وحیانی تمرد و عصیان می‌کنند.