کد خبر: ۲۸۸۸۲۴
تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۴۰۳ - ۲۰:۰۶

ظلم و ظلم‌پذیری، مبانی و پیامدها (3) (پرسش و پاسخ)

 
 
پرسش:
ظلم و ظلم‌پذیری از منظر آموزه‌های وحیانی اسلام، در سبک زندگی انسان‌ها چه جایگاهی دارد و علل و مبانی و پیامدهای آن در جوامع بشری چگونه است؟
پاسخ:
در دو بخش قبلی پاسخ به این سوال به مباحثی همچون: جایگاه ظلم و ظلم‌پذیری در جامعه، مفهوم ظلم و ظلم‌ از منظر قرآن و علل و مبانی ظلم و ظلم‌پذیری پرداختیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی می‌گیریم:
2- عدم تزکیه نفس
اسلام برای تزکیه نفس و تطهیر پیروان خود از آلودگی‌های کفر و گناه و اخلاق ناپسند اهمیت زیادی قائل شده و رستگاری را نتیجه تزکیه نفس می‌شمارد. «قد افلح من زکاها» به تحقیق خوشبخت شد هرکس خود را ساخت و پاک کرد. (شمس- 9) واژه «زکا» که در ساختار زبانی این آیه به کار رفته است به معنای طهارت و پاکیزگی است.(مفردات راغب، ص 213)
تاکیدات قرآنی از این مرحله هم بالاتر می‌رود تا جایی که یکی از اهداف بعثت انبیا را تزکیه نفس انسان‌ها معرفی می‌کند: لقد ‌منّ‌الله علی‌المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم» به یقین خدا بر مؤمنان منت گذاشت که در میانشان پیامبری از خودشان فرستاد که آیه‌هایش را به دقت برایشان بخواند و نفوسشان را از آلودگی‌ها پاک کند.(آل عمران- 164)
قوم موسی(ع) به دلیل عدم تزکیه نفس و خودسازی از سامری پیروی کردند و به جای صبر در غیاب موسی(ع) به گوساله‌پرستی روی آوردند و در نتیجه به جای هدایت، ضلالت را پذیرفتند و ظالم به خود شدند. از این رو در ادامه آیه 51 سوره بقره می‌فرماید: «و انتم ظالمون» بنابراین یکی از دلایل ظلم و ظلم‌پذیری، عدم تزکیه نفس در افراد است که این عدم تزکیه نفس خود به عوامل دیگر مانند: کفر، نفاق، نافرمانی خداوند و ارتکاب گناه و... که از مصادیق بارز ظلم است، بازگشت دارد.
3- دنیاپرستی و حب‌الدنیا
افراد حریص، طمعکار و دنیاپرست نسبت به دنیا عجز و تذلّل بیشتری دارند و به خاطر خواهش‌ها و امیال نفسانی و به دست آوردن مال و جاه و مقام و ریاست، دست به هر کاری می‌زنند و به هر خواری تن می‌دهند و در نتیجه به خاطر دنیاپرستی و تبعیت از هوای نفس به پذیرش ظلم تن می‌دهند. از این جهت خدای متعال انسان را از چشمداشت به آنچه در دست دیگران است نهی و فرموده است: «به امکانات مادی و زودگذر چشم ندوز که برای آزمایش گرو‌هایی از جماعت بی‌دین به آنها داده‌ایم. رزق و روزی خدا بهتر است در آخرت و ماندگارتر».(طه- 131) زیرا گرایش به دنیا موجب گرایش به ظالم و پذیرش ظلم و ستم می‌شود. لذا در سوره هود آیه 113 می‌فرماید: ولاترکنوا الی‌الذین ظلموا فتمسکم النار» به ستمکاران گرایش پیدا نکنید که آتش شما را می‌سوزاند. با کمی دقت در تاریخ ظلم‌پذیری بشر، درمی‌یابیم که ریشه بسیاری از ظلم‌ها و ظلم‌پذیری‌ها در دنیاپرستی و وابستگی‌های آدمی نسبت به مظاهر دنیوی است، چرا که به همان اندازه که حرص و طمع انسان را خوار و ذلیل می‌کند، قناعت و بی‌نیازی از آنچه که در دست مردم است، به انسان عزت می‌بخشد. بنابراین طمع و دنیاپرستی انسان، تفکر ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی را می‌میراند و تفکر تملق‌گرایانه و چاپلوسی را احیا می‌سازد. وقتی انسان به دام حرص و طمع گرفتار شود، دنیا در نظر او هدف و زیبا جلوه می‌کند. لذا سرمایه‌های درونی و بیرونی خویش را در مسیر دستیابی به خواهش‌ها و امیال خود صرف می‌کند و در نتیجه حاضر نیست از تعلقاتش دست بردارد و چون نمی‌تواند به طور طبیعی به همه آرزوهای خود دست یابد، برای به دست آوردن دنیا به دیگران ظلم می‌کند و یا تن به ظلم و ذلت می‌دهد و ستم را می‌پذیرد.
4- پیروی از هوا و هوس
از مهم‌ترین مواردی که در قرآن به عنوان زمینه‌ای برای ظلم و ظلم‌پذیری به شمار آمده، پیروی از هوای نفس است. خدای متعال در سوره روم آیه 29 در مورد صفات ظالمین می‌فرماید:‌ ظالمان هواپرست و بی‌دانش می‌باشند که پرده‌های جهل و نادانی بر قلب آنها فرو افتاده و خرافات و تعصبات جاهلی فضای فکر آنها را تیره و تار کرده است. براساس سیاق این آیه، ظالمان از هوا و هوس‌های خویش بدون علم و آگاهی پیروی می‌کنند و تابع هیچ منطقی نیستند! از این رو ظالم شناخته شده‌اند و خداوند آنها را به خاطر ظلمشان به وادی گمراهی افکنده است و کسی نمی‌تواند آنها را که خدا گمراه کرده است، هدایت کند.(المیزان، ج 16، ص 177) امام علی(ع) می‌فرماید: «کیف یعدل فی غیره من یظلم نفسه» چگونه کسی که به نفس خود ظلم می‌کند می‌تواند عدالت را در مورد غیرخودش پیاده کند.(غررالحکم آمدی، ص 455)
(ادامه دارد)