زندگی نامه فرمانده شهید حزب الله در عراق
جهاد در جنوب لبنان شهادت در عراق
شهید ابراهیم محمود الحاج ملقب به حاج سلمان در سال 1970 میلادی چشم به دنیا گشود. حاج سلمان در سال 1985 به حزبالله پیوست و دورههای متعدد نظامی را در حزب الله گذراند. او از ابتدای عضویتش در حزب الله در عملیاتهای مهم این گروه علیه صهیونیستها در جنوب لبنان شرکت کرد و به همین خاطر بارها دبیرکل حزب الله از او تقدیر کرد.
مهدی حلفی
حاج سلمان به گفته فرماندهان ارشد حزب الله، یکی از بهترین فرماندهان میدانی این گروه در نبردهای مختلف بود. او در زمان اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل، فرماندهی بسیاری از عملیاتهای ویژه حزبالله را بر ضد صهیونیستها برعهده داشت. حاج سلمان هم چنین یکی از فرماندهان عملیات اسیرگیری دو سرباز اسرائیلی در ابتدای جنگ سی و سه روز بود و در ادامه این جنگ هم حاج سلمان فرماندهی نیروهای حزب الله را در شهرک عیتا الشعب بر عهده داشت که مانع اشغال این شهرک از سوی سربازان اسرائیلی شد.
شکست صهیونیستها
از حاج سلمان
حاج سلمان فرماندهی بود که نبرد با نظامیان صهیونیست را در شهرک مرزی عیتاالشعب را اداره کرد. عیتا الشعب همان منطقهای است که رزمندگان حزب الله دو نظامی اسرائیلی را در ابتدای جنگ تموز در سال 2006 به اسارت گرفتند. سید حسن نصرالله با شدت گرفتن درگیریها در شهرک عیتا الشعب از حاج سلمان خواست که از این شهرک عقب نشینی کند، اما او با رد عقب نشینی، بر مقاومت اصرار کرد و حماسهای را در عیتا الشعب آفرید که نقل زبان مردم این شهرک است.
حاج سلمان در روزهای جنگ سی و سه روز از خانوادههایی که در خانه هایشان در شهرک عیتا الشعب باقی مانده بودند، سرکشی میکرد و با تشویق آنها به مقاومت، به آنها امید میداد. زمانی که این فرمانده در نبرد عیتا الشعب زخمی شد، زخم خود را از رزمندگان حزب الله مخفی کرد تا روحیه آنها تضعیف نشود.
جنگیدن با صهیونیستها فنی بود که حاج سلمان به آن علاقه داشت. او در یکی از روزهای درگیری با نظامیان اسرائیلی در عیتا الشعب با نفوذ به یکی از مناطق تجمع نظامیان صهیونیست، هشت نفر از آنها را در حال فرار به هلاکت رساند، حاج سلمان پس از آن هم بر روی خودروی حامل سربازان اسرائیلی که در نزدیکی اش بود، آتش گشود. حاج سلمان در یکی دیگر از مناطق عیتاالشعب هم به اعضای تیپ گولانی ارتش اسرائیل که وارد یکی از منازل مردم شده بودند، حمله کرد که تعدادی از آنها را به هلاکت رساند و حزب الله از تکههای اجساد این نظامیان در عملیات تبادل اسرا استفاده کرد.
حاج سلمان در جنگ سی و سه روزه در بالابردن روحیه رزمندگان حزب الله و تضعیف روحیه صهیونیستها تلاش کرد. یکی از رزمندگان حزب الله در خصوص این نقش حاج سلمان میگوید: در یکی از روزهای جنگ سی و سه روزه یکی از افسران اسرائیلی با زبان عربی و از طریق بلندگوها از ما خواست که سلاح را به زمین بیندازیم و خودمان را نجات بدهیم، این در حالی بود که دشمن هر روز شکست جدیدی را در عیتاالشعب تحمل میکرد. حاج سلمان پساز سخنان افسر اسرائیلی از طریق بیسیم به او گفت که ما فرزندان محمد و علی هستیم و میدان جنگ را ترک نمیکنیم.
پس از آن رزمندگان حزب الله تک به تک این کلام حاج سلمان را تکرار کردند تا آنجا که حاج سلمان دستور به سکوت رادیویی داد و ما ساکت شدیم.
پس از آن افسر اسرائیلی به تنهایی به سخن گفتن ادامه داد، اما در تضعیف روحیه ما شکست خورد.
حاج سلمان، فرمانده پیروزیهای حزب الله
زمانی که حاج سلمان طراح یا اجراکننده یک عملیات بود، فرماندهی حزب الله به پیروزی آن عملیات مطمئن بودند، چرا که او به کوچکترین جزئیات هم توجه داشت و حتی در آخرین لحظات پیش از شروع عملیات برای هر مشکل احتمالی یک راه حل سریع پیدا میکرد.
حاج سلمان از حال و احوال تک تک رزمندگانش پرس و جو میکرد و غذا را بدون آنها نمیخورد، او خودش با دستانش به رزمندگان غذا میداد و زمانی که آنها به شهادت میرسیدند، به مانند یک پدر فرزند از دست داده متاثر میشد.
حاج سلمان در روز یک فرمانده قوی بود که قاطعانه دستور میداد و محکم در مقابل دشمن میایستاد، اما در شب به عابدی پارسا مبدل شد که ساعات شب را به رکوع و سجود سپری میکرد. کسی که حاج سلمان را در روز و در میدان جنگ میدید، تصور نمیکرد که او گریه هم بکند. اما این مرد جدی که روز را به مدیریت جنگ میپرداخت، شب در محضر خداوند همچون فرزندی کوچک گریه میکرد.
شکست تکفیریها از حاج سلمان
در حلب
با هجوم گروههای تکفیری حاج سلمان برای نبردی دیگر به سوریه رفت. او در اولین ماموریت خود فرماندهی عملیات دفاع از فرودگاه حلب و شکست محاصره این شهر را بر عهده گرفت که توانست با موفقیت این ماموریت را به انجام برساند.
گروههای مسلح سوری در یک دوره از جنگ در سوریه حملات خودشان را برای اشغال فرودگاههای این کشور متمرکز کردند و فرودگاه حلب به عنوان یکی از مهمترین فرودگاههای سوریه جزو فرودگاههایی بود که هدف حملات گروههای مسلح قرار گرفت. اما نیروهای حزب الله و ارتش سوریه به فرماندهی حاج سلمان مانع اشغال فرودگاه حلب توسط گروه مسلح شدند و آنها حتی اجازه گذشتن تروریستها را از دیوارهای فرودگاه حلب ندادند.
حاج سلمان با نیروهای تحت فرماندهیاش یک ماه شب و روز حملات گروههای مسلح را به فرودگاه حلب دفع کرد و پساز آن حاج سلمان مناطق متعددی را در اطراف فرودگاه حلب پاکسازی کرد. اگر فرودگاه حلب سقوط میکرد، احتمال سقوط کل شهر حلب میرفت. اما حاج سلمان و نیروهای تحت فرمان او با وجود تمام پشتیبانیهای غرب از گروههای مسلح در مقابل آنها مقاومت کردند و مانع سقوط فرودگاه حلب شدند.
حاج سلمان در ماموریت دیگر خود فرماندهی عملیات حزب الله را برای آزادسازی منطقه قلمون به عهده گرفت که در عرض چندماه شهرهای این منطقه به دست نیروهای حزب الله آزاد شدند. حاج سلمان در آخرین ماموریت در سوریه به استان لاذقیه رفت تا منطقه مرزی «کسب» را از دست نیروهای جبهه النصره آزاد کند که او این ماموریت را هم با موفقیت انجام داد.
شهادت در عراق
حاج سلمان پس از حمله داعش به شهرهای عراق به این کشور رفت تا علاوه بر آموزش و سازماندهی نیروهای مردمی عراق، عملیاتهای آنها را ضد داعش فرماندهی کند. او توانست که در مدت کوتاه حضور خود در عراق پیشروی داعش را در بعضی از مناطق عراق متوقف کند. حاج سلمان در نهایت پس از سالها جهاد علیه صهیونیستها و تکفیریها در 27 جولای سال 2014 میلادی در اطراف شهر بغداد، به شهادت رسید.
حاج سلمان به گفته فرماندهان ارشد حزب الله، یکی از بهترین فرماندهان میدانی این گروه در نبردهای مختلف بود. او در زمان اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل، فرماندهی بسیاری از عملیاتهای ویژه حزبالله را بر ضد صهیونیستها برعهده داشت. حاج سلمان هم چنین یکی از فرماندهان عملیات اسیرگیری دو سرباز اسرائیلی در ابتدای جنگ سی و سه روز بود و در ادامه این جنگ هم حاج سلمان فرماندهی نیروهای حزب الله را در شهرک عیتا الشعب بر عهده داشت که مانع اشغال این شهرک از سوی سربازان اسرائیلی شد.
شکست صهیونیستها
از حاج سلمان
حاج سلمان فرماندهی بود که نبرد با نظامیان صهیونیست را در شهرک مرزی عیتاالشعب را اداره کرد. عیتا الشعب همان منطقهای است که رزمندگان حزب الله دو نظامی اسرائیلی را در ابتدای جنگ تموز در سال 2006 به اسارت گرفتند. سید حسن نصرالله با شدت گرفتن درگیریها در شهرک عیتا الشعب از حاج سلمان خواست که از این شهرک عقب نشینی کند، اما او با رد عقب نشینی، بر مقاومت اصرار کرد و حماسهای را در عیتا الشعب آفرید که نقل زبان مردم این شهرک است.
حاج سلمان در روزهای جنگ سی و سه روز از خانوادههایی که در خانه هایشان در شهرک عیتا الشعب باقی مانده بودند، سرکشی میکرد و با تشویق آنها به مقاومت، به آنها امید میداد. زمانی که این فرمانده در نبرد عیتا الشعب زخمی شد، زخم خود را از رزمندگان حزب الله مخفی کرد تا روحیه آنها تضعیف نشود.
جنگیدن با صهیونیستها فنی بود که حاج سلمان به آن علاقه داشت. او در یکی از روزهای درگیری با نظامیان اسرائیلی در عیتا الشعب با نفوذ به یکی از مناطق تجمع نظامیان صهیونیست، هشت نفر از آنها را در حال فرار به هلاکت رساند، حاج سلمان پس از آن هم بر روی خودروی حامل سربازان اسرائیلی که در نزدیکی اش بود، آتش گشود. حاج سلمان در یکی دیگر از مناطق عیتاالشعب هم به اعضای تیپ گولانی ارتش اسرائیل که وارد یکی از منازل مردم شده بودند، حمله کرد که تعدادی از آنها را به هلاکت رساند و حزب الله از تکههای اجساد این نظامیان در عملیات تبادل اسرا استفاده کرد.
حاج سلمان در جنگ سی و سه روزه در بالابردن روحیه رزمندگان حزب الله و تضعیف روحیه صهیونیستها تلاش کرد. یکی از رزمندگان حزب الله در خصوص این نقش حاج سلمان میگوید: در یکی از روزهای جنگ سی و سه روزه یکی از افسران اسرائیلی با زبان عربی و از طریق بلندگوها از ما خواست که سلاح را به زمین بیندازیم و خودمان را نجات بدهیم، این در حالی بود که دشمن هر روز شکست جدیدی را در عیتاالشعب تحمل میکرد. حاج سلمان پساز سخنان افسر اسرائیلی از طریق بیسیم به او گفت که ما فرزندان محمد و علی هستیم و میدان جنگ را ترک نمیکنیم.
پس از آن رزمندگان حزب الله تک به تک این کلام حاج سلمان را تکرار کردند تا آنجا که حاج سلمان دستور به سکوت رادیویی داد و ما ساکت شدیم.
پس از آن افسر اسرائیلی به تنهایی به سخن گفتن ادامه داد، اما در تضعیف روحیه ما شکست خورد.
حاج سلمان، فرمانده پیروزیهای حزب الله
زمانی که حاج سلمان طراح یا اجراکننده یک عملیات بود، فرماندهی حزب الله به پیروزی آن عملیات مطمئن بودند، چرا که او به کوچکترین جزئیات هم توجه داشت و حتی در آخرین لحظات پیش از شروع عملیات برای هر مشکل احتمالی یک راه حل سریع پیدا میکرد.
حاج سلمان از حال و احوال تک تک رزمندگانش پرس و جو میکرد و غذا را بدون آنها نمیخورد، او خودش با دستانش به رزمندگان غذا میداد و زمانی که آنها به شهادت میرسیدند، به مانند یک پدر فرزند از دست داده متاثر میشد.
حاج سلمان در روز یک فرمانده قوی بود که قاطعانه دستور میداد و محکم در مقابل دشمن میایستاد، اما در شب به عابدی پارسا مبدل شد که ساعات شب را به رکوع و سجود سپری میکرد. کسی که حاج سلمان را در روز و در میدان جنگ میدید، تصور نمیکرد که او گریه هم بکند. اما این مرد جدی که روز را به مدیریت جنگ میپرداخت، شب در محضر خداوند همچون فرزندی کوچک گریه میکرد.
شکست تکفیریها از حاج سلمان
در حلب
با هجوم گروههای تکفیری حاج سلمان برای نبردی دیگر به سوریه رفت. او در اولین ماموریت خود فرماندهی عملیات دفاع از فرودگاه حلب و شکست محاصره این شهر را بر عهده گرفت که توانست با موفقیت این ماموریت را به انجام برساند.
گروههای مسلح سوری در یک دوره از جنگ در سوریه حملات خودشان را برای اشغال فرودگاههای این کشور متمرکز کردند و فرودگاه حلب به عنوان یکی از مهمترین فرودگاههای سوریه جزو فرودگاههایی بود که هدف حملات گروههای مسلح قرار گرفت. اما نیروهای حزب الله و ارتش سوریه به فرماندهی حاج سلمان مانع اشغال فرودگاه حلب توسط گروه مسلح شدند و آنها حتی اجازه گذشتن تروریستها را از دیوارهای فرودگاه حلب ندادند.
حاج سلمان با نیروهای تحت فرماندهیاش یک ماه شب و روز حملات گروههای مسلح را به فرودگاه حلب دفع کرد و پساز آن حاج سلمان مناطق متعددی را در اطراف فرودگاه حلب پاکسازی کرد. اگر فرودگاه حلب سقوط میکرد، احتمال سقوط کل شهر حلب میرفت. اما حاج سلمان و نیروهای تحت فرمان او با وجود تمام پشتیبانیهای غرب از گروههای مسلح در مقابل آنها مقاومت کردند و مانع سقوط فرودگاه حلب شدند.
حاج سلمان در ماموریت دیگر خود فرماندهی عملیات حزب الله را برای آزادسازی منطقه قلمون به عهده گرفت که در عرض چندماه شهرهای این منطقه به دست نیروهای حزب الله آزاد شدند. حاج سلمان در آخرین ماموریت در سوریه به استان لاذقیه رفت تا منطقه مرزی «کسب» را از دست نیروهای جبهه النصره آزاد کند که او این ماموریت را هم با موفقیت انجام داد.
شهادت در عراق
حاج سلمان پس از حمله داعش به شهرهای عراق به این کشور رفت تا علاوه بر آموزش و سازماندهی نیروهای مردمی عراق، عملیاتهای آنها را ضد داعش فرماندهی کند. او توانست که در مدت کوتاه حضور خود در عراق پیشروی داعش را در بعضی از مناطق عراق متوقف کند. حاج سلمان در نهایت پس از سالها جهاد علیه صهیونیستها و تکفیریها در 27 جولای سال 2014 میلادی در اطراف شهر بغداد، به شهادت رسید.