کد خبر: ۲۸۶۵
تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۹۲ - ۱۸:۴۷
انتقال پایتخت،گزینه رهایی یا در هم تنیدگی مشکلات (بخش پایانی)

درمان تهران؛ قطعی یا سرپایی؟

گالیا توانگر
در حال حاضر 8 هزار خودرو آلوده کننده داریم که به صورت سه شیفته کار می‌کنند و بخش عمده آلودگی هوا گردن همین دودزاهاست. 
جالب اینجاست که از رقم چندین میلیاردی انتقال پایتخت راحت سخن می‌گوییم، اما حاضر نشده‌ایم رفع جزء به جزء چالش ‌ها را با هزینه‌های به مراتب کمتر با جدیت پیگیری کنیم. 
برای مثال از سال 82 به بعد هنوز خودروهای دودزا شماره گذاری شده اند، خیلی از منتقدین طرح انتقال پایتخت به مدیریت شهری نیز انتقاداتی وارد می‌دانند و صراحتا عنوان می‌کنند که اگر به جای افتتاح پروژه‌های عظیم احداث بزرگراه، تونل و... بخشی از بودجه را به تقویت سیستم حمل و نقل شهری اختصاص می‌دادیم و از طرف دیگر جلو خودروهای دودزا و تک سرنشینه را با جدیت می‌گرفتیم شاید امروز بر سر گزینه اسباب کشی از تهران این همه حرف و حدیث‌ها نبود. 
این در حالی است که مسئولان شهر تهران دائما در خبر‌ها عنوان کرده‌اند که چنانچه بودجه برسد ،می توانند سیستم حمل و نقل این شهر را تا دو برابر تقویت کنند.
اما آنچه آشکار است چه در صحبت‌های مخالفین و چه در صحبت‌های موافقین تاکید بر تعدیل تراکم جمعیتی تهران یک اصل و نقطه وفاق این دوست. اگرجلو افزایش تراکم جمعیتی را نگیریم، هر ساله دست کم 120 هزار نفر به آمار جمعیتی تهران افزوده خواهد شد.
اما واقعیت این است که معضلات شهر تهران تنها به هجوم دیو آلودگی ختم نمی‌شود. مشکلات تامین آب، نشست زمین‌های جنوب شهر، ترافیک که طلای زمان را می‌دزدد، عدم تقویت سیستم حمل و نقل عمومی به قدر نیاز جمعیتی تهران، ساخت و سازهای غیر اصولی و بدون پایبندی به اصول مهندسی، نبود کانال مشترک تاسیسات برای عبور امن انشعابات آب ،برق، گازو تلفن ونیز هدایت اصولی فاضلاب همگی از مشکلات درشت این کلانشهر محسوب می‌شوند.
تنها برای رفع این چالش ‌ها نیازمند تشکیل ده‌ها  شورای کارشناسی و اجرای ضرب‌الاجلی هستیم. چه برسد به اینکه بخواهیم کل یا بخشی از تهران را منتقل سازیم. 
اگر از جانب انصاف هم نگاه کنیم درمی یابیم که دلایل موافقین طرح انتقال پایتخت نیزبدون پایه علمی بیان نشده است. این یک واقعیت تلخ است که باید پذیرایش باشیم و اکثر کارشناسان اهل فن نیز بر روی آن اتفاق نظر دارند: کاهش تدریجی جمعیت 12 میلیونی تهران جزو ضرورت‌هاست، چرا که مخروط افکنه تهران برای پذیرایی از حد اکثر5میلیون شهروند خلق شده است. بنابراین هر اقدامی هم که بخواهد برای رفع چالش ‌ها صورت پذیرد، باید بعد از تعدیل جمعیت در این شهر رخ دهد. 
   در مرحله مطالعاتی شیوه اجرا هستیم
محمد جواد کولیوند نماینده مردم کرج و عضو کمیسیون شورا‌ها و امور داخلی کشور این روز‌ها سخت مشغول پاسخگویی به سوالات خبرنگاران پیرامون طرح انتقال پایتخت است. خوشبختانه تا تماس می‌گیریم خود ایشان سریع می‌رود سر اصل مطلب و توضیحات درباره چگونگی پیگیری این طرح را آغاز می‌کند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا برای انتقال پایتخت رقمی هم محاسبه شده است؟می گوید: «صبر کنید! هنوز در آستانه تشکیل شورای مطالعاتی هستیم. کلیات تصویب شده که قدم اول آن تشکیل شورای مطالعاتی و کنکاش روی جوانب مختلف اجرای طرح است. حال باید منتظر استخراج جزییات طرح از دل این شورا باشیم.»
وی ادامه می‌دهد: «مصوبه‌ای در چهار ماده به این شورا ابلاغ شده است: ماده یک: رئیس شورا باید رئیس جمهور باشد و دبیر شورا وزیر کشور خواهد بود. 
ماده دو: اعضای شورا متشکل از14 دستگاه دولتی‌اند ،برای مثال نماینده پدافند غیر عامل،شهرداری تهران، دو نماینده از مجلس و نماینده نیروهای مسلح و انتظامی این گروه را تشکیل می‌دهند. 
ماده سه: باید بحث شود که ساماندهی تهران به چه صورت انجام شود؟ آیا تنها انتقال پایتخت سیاسی – اداری صورت گیرد و یا همراه آن بخش‌های دیگری از شهر تهران را نیزمنتقل سازیم؟ شاید در این کنکاش آقایان به این نتیجه برسند که تنها انتقال پایتخت سیاسی – اداری کفایت می‌کند وضرورتی ندارد تهران جابه جا شود. شاید هم سمت و سوی تصمیم گیری ‌ها به این سمت باشد که همراه انتقال پایتخت سیاسی – اداری بخش‌های دیگر شهر تهران نیز منتقل شود.
بنابراین هنوز یک ریال هم برای انتقال تهران هزینه‌ای برآورد نکرده‌اند. خود تشکیل شورا هم هزینه ندارد. ماده 4: درباره بحث‌های کارشناسی اجرای طرح دو سال به دولت فرصت داده شده است.»
وی خطاب به مخالفین طرح بیشتر تاکید بر ماندن در تهران و ساماندهی زیر ساخت‌های این شهر دارند، می‌گوید:«آقایان مخالف هنوز خود دچار تنگی نفس یا بیماری قلب نشده‌اند که بتوانند درک کنند بیماران در این شهر چه لطماتی را متحمل می‌شوند و تا چه حد شرایط زیست از لحاظ آلودگی هوا دشوار شده است.به هرجهت طی سه دهه تهران به شرایط فعلی دچارشده و ما باید کلید ساماندهی را از یک جایی می‌زدیم. ضمنا متصور نباشند که قادر خواهیم بود یک شبه ره صد ساله را طی کنیم و همه معضلات حل شوند به تدریج کار‌ها به پیش خواهد رفت.»
وی در مورد سایر طرح‌های پیشنهادی از سوی کارشناسان مختلف توضیح می‌دهد: «هر گروهی یک شکل از جابه‌جایی را پیشنهاد می‌دهند مثلا بعضی ‌ها معتقد به ایجاد شهر دانشگاهی، پایتخت سیاسی – اداری، پایتخت اقتصادی – تجاری و پایتخت فرهنگی‌اند. همین که این طرح‌ها در شورای مذکور مورد بررسی قرار گرفته و بهترین شیوه اجرا که استخراج شد، لازم است در شورای نگهبان تایید وتصویب نهایی این طرح به امضای مقامات بالاتر کشور برسد.»
ارباب رجوع سازمان کشتیرانی در تهران؟!
مینو اصلانی رئیس سازمان بسیج جامعه زنان در جرگه موافقین تشکیل پایتخت سیاسی-اداری درگفت و گوبا گزارشگر کیهان می‌گوید:«تقریبا یک بحثی در دنیا هست که به خاطر تمرکز زدایی تغییراتی را در مجموعه پایتخت ‌ها ایجاد می‌کنند.به عنوان مثال بخش اقتصادی را یک جا و بخش سیاسی را درنقطه‌ای دیگر تمرکز می‌دهند.حتی سازمان ‌ها و ادارات فعال در حوزه  اجتماعی - فرهنگی را در نقاط مختلف تقسیم می‌کنند. چرا که تجمع تمامی این بخش‌های اداری و سازمانی در یک نقطه قاعدتا تراکم ودرهم پیچیده شدن و گره خوردن بسیاری از مسائل را در پی خواهد داشت که مشکلات مضاعفی را برای ساکنان آن محدوده ایجاد می‌کند.ازاین رو در تمام دنیا این حرکت معمول است که تفکیکی را بین فعالیت‌های پایتخت انجام می‌دهند تا مسئولین راحت تربتوانند موضوعات مربوط به آن پایتخت را رصد کرده و برایش تصمیم گیری کنند.
البته این طبیعی است که کل تهران را به عنوان پایتخت نمی‌توان انتقال داد، چرا که از بعد زمانی و هزینه مالی انتقال کلیه زیرساخت‌ها به شهردیگرمقرون به صرفه نیست. اما می‌شود بخشی از ادارات را منتقل کرد. مثلا یکی از شهر‌ها را قطب اقتصادی و یا شهر دیگری را قطب فرهنگی قرار داد.»
وی ادامه می‌دهد:«باید در نظر گرفت انتقال پایتخت به این معنا نیست که بخواهند عناصر اداری و یا سازمانی تشکیل دهنده پایتخت یک کشور را ازهم منفک سازند، بلکه این کارایجاد کننده فرصتی است که بتوان در آن به ابعاد مختلف مشکلات شهرتهران فکروبرای ساماندهی بیشتر تصمیم گیری کرد.»
اصلانی ضمن انتقاد از تمرکز کلیه سازمان ‌ها در تهران گله مندانه می‌گوید:«برای مثال چه لزومی دارد سازمان کشتیرانی بخش اداری‌اش در تهران باشد؟ این موضوع قابل پیگیری و برنامه‌ریزی است.یا چه لزومی دارد بندرهای آزاد به عنوان یکی از قطب‌های اقتصادی کشور، بخش اعظمی از مسائل اداری و مدیریتی اش در تهران متمرکز باشد؟»
وی ادامه می‌دهد: «یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های تهران تمرکز  بیش از حد موضوعات متفاوت در این شهر است که باعث گره خوردن مشکلات مردم، آلودگی هوا، دور شدن مردم از طبیعت، فشارهای روانی بر اعصاب و... شده که می‌توان صراحتاً عنوان کرد این معضلات علاوه بر ایجاد بیماری‌های جسمی دربین شهروندان درنوع ارتباط گیری و سبک زندگی مردم تأثیر بسیار منفی گذاشته اند. برای مثال همین آلودگی ‌ها و ازدحام وسایل نقلیه و کمبود 10 درصدی سرانه  فضای تردد شهری برای هر فرد در تهران، باعث پرخاشگری و کم شدن ارتباطات قوم و خویشی شده است. به طوری که گا‌ها می‌توان شاهد این بود که مسائلی چون ایثار و همدلی را هم تحت تأثیر قرار داده است. حجم ترافیک در تهران به حدی است که مسافر درون شهری به جای اینکه حداقل زمان را برای رسیدن به مقصد پیش‌بینی کند از حداکثر ممکن هم بیشتر وقت می‌گذارد و این می‌تواند حتی بر فرصت مطالعه و زمان دید و بازدید خانوادگی تأثیرگذار باشد.»
  وی در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «در نظر داشته باشید استاندارد بهره‌مندی هر فرد از فضای سبز وتردد باید 25 مترمربع باشد که در تهران13مترمربع است. انتقال برخی از ادارات وشرکت ‌ها به نقاط دیگر به عنوان پایتخت‌های اقتصادی،سیاسی ویا فرهنگی می‌تواند به گسترش و بیشترشدن فضای تردد شهری مردم تهران کمک کند.
از طرفی بافت و زیرساخت‌های شهر تهران چون مسیر تردد،منازل مسکونی، فضای سبز، امکانات درمانی و بیمارستانی .... برای چنین پایتخت عظیمی در نظر گرفته نشده است در حالی که بنابر رشد این شهر دائما شاهد گسترش غیر علمی و به دور از  اصول شهرسازی در آن هستیم و این موارد برای مردم تهران مشکل زا شده است.»
اصلانی نظر خود را درمورد گزینه روزی میز انتقال پایتخت و میزان تاثیرش درحل چالش ‌ها اینگونه بیان می‌کند:« تغییر پایتخت قطعا زمان‌بر است از این رومی توان گفت ایجاد هماهنگی بین دستگاه‌ها و مسئولین هر چقدر بیشتر شود، می‌تواند در رفع مشکلات مردم تهران موثر باشد. بنابراین همین عدم هماهنگی بین مسئولین و برخوردهای سلیقه‌ای باعث شده است برخی کارشناسان به فرافکنی‌هایی درمورد طرح انتقال پایتخت روی بیاورند.»
مشکلات تهران را 
جزء به جزء حل و فصل کنیم
اما مصطفی خوشنویس، حامی طبیعت و کارشناس مسائل زیست محیطی رفتار نادرست شهروندی و نبود فرهنگ‌سازی در باب دلسوزی برای محیط زیست در بین شهروندان را بزرگترین مشکل تهران عنوان کرده و در گفت و گو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «در مورد طرح انتقال پایتخت اولین سوالی که به ذهن شنونده می‌رسد این است که چه بخشی از حجم عظیم مدیریتی تهران قرار است منتقل شود؟!
سوال بعدی این است که آیا گزینه انتقال پایتخت گزینه سرایت مشکلات از نقطه‌ای به نقطه دیگر نخواهد بود؟ این قبیل بیم ‌ها هم همراه با امید ثمر بخشی این طرح در اذهان عمومی وجود دارد که باید پاسخ داده شود.ضمن اینکه من بزرگ ترین مشکل این شهر را عدم فرهنگ سازی در بین شهروندان برای حفظ محیط زیست شهری می‌دانم.بنده هم یکی از این شهروندان هستم که هر روز خودرو تک سرنشین خود را روانه خیابان‌های پایتخت کرده و به بار ترافیکی و آلودگی هوای این شهرمی‌افزایم. ما باید سبک زندگی شهروندی خود را تحت لوای فرهنگ‌سازی اصولی تغییر داده و از آن طرف بودجه‌ها را صرف مقوله فرهنگ ساز ی و گسترش سیستم حمل و نقل عمومی سازیم.»
وی درباره گزینه‌های احتمالی برای پایتخت سیاسی- اداری واقع شدن، می‌گوید: «شهرهای صنعتی چون اصفهان که خودشان هم اکنون با مشکل آلودگی هوا دست و پنجه نرم می‌کنند، مسلما از لیست گزینه‌های احتمالی حذف می‌شوند. در مورد گزینه سمنان هم که شهر کوچکی محسوب می‌شود بیم این وجود دارد که با انتقال پایتخت سیاسی- اداری هر روز بزرگ و بزرگ تر شده ودر اندک مدتی دچار همان گرفتاری‌های تهران شود. بنابراین سه گزینه دیگر را می‌توانیم جایگزین کنیم: سیستم حمل و نقل عمومی را گسترش داده و فرهنگ استفاده از آن را ترویج دهیم. کارشناسی کنیم که در چه مسیری برای بهبود شرایط تهران سرمایه گذاری داشته باشیم ثمربخش‌تر است و ضمنا زیربنایی کار کنیم.»
خوشنویس که خود همواره در سفر و جاده است گله‌مندانه می‌گوید: «هر روز در جاده اتوبوس‌ها، کامیون‌ها، و نیز در خیابان‌های تهران خودروهای دودزا را می‌بینم که به قلبم آتش می‌زنند. ما هنوز نتوانسته‌ایم به مسئله قابل حل رسیدگی به وضع خودروهای دودزا سر و سامان دهیم و از ترددشان جلوگیری به عمل آوریم چه برسد به این که بخواهیم در اندک زمان کوتاهی با انتقال پایتخت تمامی مشکلات را رفع و رجوع کنیم.»
سرنوشت تهران در دست
 شورای مطالعاتی طرح جابه‌جایی
الان در کلانشهر تهران ممکن است بودجه اختصاص یافته به یک منطقه چندین برابر بودجه یک شهرستان کوچک باشد. با این حال هر کسی که از دور می‌نگرد خیال می‌کند تهران مدینه فاضله است، در حالی که تنها ساکنین دائمی این کلانشهر که هر روز ریه هایشان را به دود می‌سپارند و چندین ساعت از عمر گرانبهایشان را به ماندن پشت ترافیک می‌گذرانند، اهمیت ساماندهی ضرب العجلی به هر شکل ممکن درشهرشان را درک می‌کنند. 
چرا با خودمان صادق نباشیم؟ آیا جمعیت 12 میلیونی در این مخروط افکنه فرصت زیست سالم را خواهد یافت؟ دراینکه ساماندهی زیر ساخت‌های کلانشهر تهران انکار ناپذیر است،هیچ شکی نیست. پس باید از مسئولان شورای مطالعه تقاضا کرد در مورد طرح انتقال و ساماندهی به درستی بیندیشند چرا که هم پای سرنوشت یک جمعیت 12 میلیونی به میان است و هم اینکه گزینه انتقال نباید گزینه در رویی برای شانه خالی کردن از زیر ساماندهی زیرساخت‌های شهر تهران باشد. جمعیت باقی مانده در تهران که بخش کثیری از این جمعیت 12 میلیونی‌اند اولین حقشان این است که در خانه‌های مقاوم سازی شده بیارامند.
گزارش روز