واکاوی تاریخ سینمای پس از انقلاب - حکایت سینماتوگراف 2 - بخش هفدهم
ششمین جشنواره فیلم فجر و ترویج فیلم جشنوارهای
سعید مستغاثی
ششمین جشنواره فیلم فجر هم در شرایطی آغاز شد که رزمندگان ایران، عملیات بیت المقدس 2 را به پایان رسانده و در تدارک عملیات سرنوشتساز والفجر 10 بودند که به یکی از بزرگترین جنایات عراق در طول جنگ تحمیلی یعنی بمباران شیمیایی حلبچه و قتلعام فجیع مردم این شهر انجامید. جنگ تحمیلی وارد مراحل سرنوشتسازی شده و همه فشار جبهه متحد استکبار پشت سر صدام جمع شده بود تا انقلاب اسلامی را پشت این دفاع مقدس متوقف سازند.
در چنین شرایطی همه امکانات کشور بایستی در خدمت جنگ و دفاع و جبهههای حق علیه باطل قرار میگرفت و رسانه و سینما هم وظیفه داشت بیشتر از همیشه، فضای جبههها و دفاع را به سراسر کشور و همه مردم منتقل کرده و آنها را به مقاومت هر چه بیشتر و استوارتر و پایدارتر در مقابل این هجمه عظیم، ترغیب نماید.
فقط هفت درصد تولیدات یک سال!
اما جشنواره فیلم فجر ششم، فارغ از همه این شرایط همچنان ساز قبلی را میزد؛ «کانیمانگا» ساخته سیفالله داد درباره خود جنگ، «خانه در انتظار» از منوچهر عسکری نسب و «پرستار شب» ساخته محمد علی نجفی درباره پشت جبهه، از میان 27 فیلم بخش مسابقه ششمین جشنواره فیلم فجر، تنها آثاری بودند که میتوان به جبهه و جنگ، مربوطشان دانست. یعنی11 درصد فیلمهای بخش مسابقه و در میان 43 فیلم تولید سال، فقط 7 درصد تولیدات یک سال را دربر میگرفت.
اما فیلمهایی همچون جهیزیه برای رباب (سیامک شایقی)، خارج از محدوده (رخشان بنیاعتماد)، آن سوی آتش (کیانوش عیاری)، شکوه زندگی (حسن محمدزاده)، شیرک (داریوش مهرجویی)، شاید وقتی دیگر (بهرام بیضایی)، تحفهها (ابراهیم وحیدزاده) و... از جمله تولیدات 1366 بود که کوچکترین ارتباطی با جنگ و دفاع مقدس و حتی انقلاب و دغدغههای مردم و دلمشغولیهای جامعه نداشتند و اغلب به گمگشتگیها و خودباختگیها و از دست دادن هویت و دعواهای خانواده و... میپرداختند و بعضا تصاویر سیاه و نامناسبی از جامعه ایرانی نشان میدادند.
دو تن از فیلمسازان قبل از انقلاب نیز هم در بخش مسابقه جشنواره حضور داشتند و هم در میان کاندیداها و برندگان جوایز مختلف آن.
جوایز اصلی به فیلمهای نامربوط
جوایز اصلی جشنواره همچنان به همین فیلمهای بیارتباط با جنگ و دفاع مقدس رسید؛ کیانوش عیاری برای فیلم «آن سوی آتش» (درباره دعوای دو برادر بر سر میراث خانواده) لوح زرین بهترین کارگردانی را دریافت کرد و «شاید وقتی دیگر» در حالی که برای دریافت 5 جایزه کاندیدا بود لوح زرین بهترین فیلمبرداری را به خود اختصاص داد، فیلمهای «شیرک» و «تحفهها» و «شکوه زندگی» و «سرزمین آرزوها» و «پرنده کوچک خوشبختی» هم جوایز بازیگری را گرفتند.
فیلم «کانیمانگا» که براساس آمار، دومین فیلم پربیننده تاریخ سینمای پس از انقلاب شد، تنها لوح زرین تدوین و جلوههای ویژه را دریافت نمود.
داوران جشنواره به جز دو نفر محمد بهشتی و محمد باقر کریمیان که با هیئت داوری جشنواره قبل مشترک بودند، محمد خزاعی (که در سالهای بعد سفیر ایران در سازمان ملل شد)، کریم زرگر (مدیر مسئول ماهنامه گزارش فیلم که زمانی مدیر پخش شبکه اول سیما و رئیس دانشکده صدا و سیما بود و زمانی دستاندرکار تولید فیلمهایی مانند «عروسی خوبان» و «او منفی» و «مدرسه رجایی» و بعد هم به دلیل عضویت و تبلیغ فرقههای جعلی و انحرافی و اتهام تجاوز به عنف مجازات شد) و محمد علی نجفی (که وزیر علوم در دهه 60 و وزیر آموزش و پرورش در دهه 70 بود و به دلیل قتل همسرش دستگیر و محاکمه گردید).
الگوسازی برای سینمای شبه عرفانی
اما بخش خارجی جشنواره ششم فیلم فجر، پر و پیمانتر از سالهای قبل در چندین بخش گسترده بود و برای اولین بار مرور بر آثار دو فیلمساز خارجی؛ «هرمینا تیرولوا» و «آندری تارکوفسکی» با نمایش 17 فیلم از آثار آنها در برنامه جشنواره قرار گرفت.
اختصاص بخشی از جشنواره به آندری تارکوفسکی (فیلمساز ناراضی و تبعیدی روس که دو سال قبل از آن در اثر بیماری سرطان در سوئد درگذشته بود) نقش مهمی در شکلگیری نوعی از سینمای به اصطلاح هنری و شبه عرفانی در سالهای بعد سینمای ایران داشت. برخی از سینماگران به تقلید از آثار تارکوفسکی و پس از او، سرگئی پاراجانف (که در جشنواره هفتم فیلم فجر، بخشی به نمایش آثار وی اختصاص یافت) کورکورانه به این نوع سینما روی آورده و در واقع به جعل عرفان و معنویت واقعی در سینما پرداختند.
به جز نمایش آثار «تارکوفسکی» و «هرمینا تیرولوا»، در بخش نمایشهای ویژه، فیلمهایی مانند شب سن لورنزو (برادران تاویانی)، تخممرغ شکسته (ژوئل سانتونی)، مردی از مایورکا (بو ویدربرگ)، زمانی برای مردن (آرتور روبینشتاین)، بدرود بناپارت (یوسف شاهین)، بازیافتهها (آرمانو اولمی)، امید (یلماز گونی)، باد زمستانی (میکلوش یانچو) و...
و در بخش سینمای غیر متعهدها، آثاری همچون مشعل (یاش چوپرای) به نمایش درآمدند که همگی از آثار جشنوارههای خارجی بودند و در آن روزهای محدودیت نمایش فیلمهای خارجی، برای نسل جدید فیلمسازان سینمای ایران، نقش الگو را بازی کردند.
نتیجه آن در سالهای بعد، نزدیکی برخی سینماگران و آثارشان به جشنوارههای خارجی را باعث شد و این فیلمسازان را آماده بهرهبرداری جشنوارههای یاد شده نمود. یعنی به نوعی اذهان آنها را درگیر نوع فیلمهای جشنواره پسند گردانید.