معيار ارزش شهيد و شهادت(بخش سوم و پایانی)
تفاوت نگرش اسلام و ناسیونالیسم(زلال بصیرت)
چقدر بايد آدم تنزل بکند از نظر فرهنگي، از نظر فهم، از نظر شعور و از نظر ارزش که به جاي خدا بگذارد مليت، ايرانيت، يا عروبت، عربيت. يک کسي تاريخ اين گرايشهاي ناسيوناليستي را بررسي بکند و نتايجي که از آن گرفته شده، سودهايي که از اين گرايش عايد بشريت شده و ضررهايي که از اين گرايش عايد بشريت شده. من نمونه کوچکي به شما عرض بکنم که مقداري عيني باشد. اوایل انقلاب در مرزهاي غربي ما، بعضي از شهرهايي که طوايف عربي در آنها هستند یک خلق عربي درست شد و ميخواستند کشور مستقلي تشکيل بدهند و «الاهواز» را ميخواستند پايتخت کنند و الي آخر. يکي از کشورهاي دوست به اينها کمک ميکرد. به او گفتند: آخر تو که با ما دوست هستي ـحالا دشمنان ما هيچـ تو چرا به اينها کمک ميکني؟ گفت: ما يکي از شعارهايمان «العروبه» است؛ شعار حزبشان «الاشتراکيه العربيه»، «الوحده العربيه» بود. چون ما شعار داديم «طرفداري از عرب»، از عرب هرجا هست، حمايت ميکنيم، ولو مخالف شما باشد! اين معناي ناسيوناليسم است.
اسلام ميگويد: «حق» و «باطل»؛ نميگويد: «عرب» و «عجم»؛ نميگويد: «فارس» و «ترک». حق را بايد حمايت کرد، هر جا باشد. اين گرايش ناسيوناليستي نتيجهاش همان ميشود که: «نه غزه، نه لبنان». به ما چه؟!عربها بروند به آنها کمک کنند! اسلام ميگويد: مسلمان، مسلمان است، هر جا ميخواهد باشد. ما اگر افکارمان را، ارزشهايمان را، بينشهايمان را براساس اسلام پيريزي کرديم و رشد داديم، آن وقت لياقت اين را پيدا ميکنيم که خدا به ما عنايت کند، برکات شهدا نصيب ما بشود و روز به روز بر عزت ما، بر افتخار ما، بر سعادت ما، افزوده شود. اما اگر برگرديم به ارزشهاي جاهليت، افتخار به قوميت و نژاد و خاک و آب و امثال اينها، اينها افتخارات قومي است؛ اينها افتخارات جاهليت است.
تنزل مقام شهيد!
متأسفانه اختلاط فرهنگها کار را به جايي ميکشاند که در درون جامعه اسلامي، از کساني که هيچ انتظار نميرود، گاهي از اين حرفها زده ميشود و طرفداري ميشود و حتي به جاي اينکه از شعارهاي اسلامي طرفداري بشود، جايش شعارهاي ايراني و قومي مطرح ميشود؛ اين يعني خيانت به خون شهدا. کدام شهيدي شما سراغ داريد که در وصيتنامهاش نوشته باشد که من براي آب و خاک ايران شهيد شدم؟ همه نوشتند براي اسلام، براي اطاعت از رهبري، براي اطاعت از امام، براي ادامه راه امام حسين(ع)؛ آن وقت ما بياييم اينها را فراموش کنيم، بفراموشانيم و برگرديم به شعارهاي جاهليت! براي آب و خاکمان! آب و خاک مگر ارزش دارد که امثال اين شهداي بزرگوار جانشان را فداي اين خاک کنند؟! مجموع کره زمين به اندازه يک انسان مؤمن ارزش ندارد، با همه مخازن و معادن زيرزميني و روي زمينش. ارزش مؤمن مثل ارزش کعبه است. آنچه ارزش دارد ايمان است؛ ارتباط با خداست.
قرآن وقتي ميخواهد مقام شهيد را بيان کند، ميگويد به شهيد نگوييد: «مرده»؛ چون: عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ.(1)نميگويد اينها جانشان را فداي خاک شما کردند، براي شرافت شما، براي رفاه شما، براي اقتصاد شما جان دادند. افتخار به اين است که اينها: عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَاند. اينها پيش خدا هستند؛ در حضور خدا روزي داده ميشوند، بهرهمند ميشوند از نعمتهاي الهي. اين مايه افتخار است. اين حيات حقيقي است. آن وقت ما اينها را فراموش کنيم، برويم سراغ انديشههاي جاهلي و شعارهايي که در همه دنيا مطرح است. عراقي هم ميگويد: من هم براي وطنم فدا شدم. شما افتخار ميکنيد که فداي آب و خاک ايران شده؛ او هم افتخار ميکند كه من هم فداي آب و خاک وطنم شدم؛ انگليسي هم ميگويد: من هم فداي آب و خاک وطنم. اینها چه فرقي دارند؟ اگر ملاک، وطن است، خوب، اين وطن است، آن هم وطن است. اين براي وطن خودش کشته شده، آن هم براي وطن خودش؛ چه فرقي ميکنند؟ فرقش اين است که اين وطنِ اسلامي است؛ اين جايگاه اسلام است؛ اين جايگاهي است که مردمش با خدا ارتباط دارند، دين خدا را ميخواهند رواج بدهند، رضايت خدا را ميخواهند کسب کنند، جانشان را فداي خدا ميکنند. اين وطن ارزش دارد، بالطبع، نه بالاصالهًْ. اصل ارزش براي خدا و دين خداست. آنچه به اين، انتساب پيدا ميکند، افتخار پيدا ميکند، چون ميهن اسلامي است، نه ميهن قومي.
اگر ما به عنوان کساني که سر و کارمان با مسائل فکري و فرهنگي است، فرهنگي که هدف شهدا بود، را دنبال کنيم، آنها خوشحال ميشوند؛ در همان عالم به ما دعا خواهند کرد. اما اگر اهدافشان را زير و رو کنيم، عوض کنيم، به جاي اسلام، مليت و آب و خاک و از اين چيزها بگذاريم، آنها همانجا نفرينمان ميکنند؛ ميگويند: شما ما را مسخ کرديد؛ آن ارزشي که ما داشتيم، فداي خدا شده بوديم، گفتيد: تو فداي خاک شدي! ببين تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟
بنابراين به عنوان شکر عملي، وظيفهاي که ما داريم اين است که اهداف شهدا را بهتر بشناسيم و در راه ترويج و تحقق آن اهداف تلاش کنيم و نگذاريم کساني، يا از روي جهل و يا خداي نکرده از روي اغراض فاسدي بيايند شعارهاي اسلامي، ارزشهاي اسلامي را تعطيل کنند و بهجاي آن شعارهاي جاهلي و ارزشهاي انساني و فرهنگهاي الحادي را مطرح کنند.
سخنرانی آيتالله مصباح يزدى(دامت بركاته) در يادواره شهداي مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني (ره) ـ 11/9/1391
_________________________
(1). آلعمران / 169.
زلال بصیرت در دهه اول محرم روزهای فرد منتشر میشود.