نگاهي به بحران جدي خشكسالي و كمبود آب در ايران ( بخش پایانی)
مبارزه همهجانبه با پدیده خشکسالی (گزارش روز)
وضعيت كم آبي ايران و افزايش دماي هوا، موجب تداوم خشكسالي به خصوص در سالهاي اخير شده است.
گروه گزارش
اما اين وضعيت امسال به اندازهاي بحراني شد كه بيشتر سازمانها، كارشناسان و مسئولان تلنگر و زنگ خطر اين بحران را اعلام كردند. از يكسو مصرف آب در حوزههاي مختلف خصوصا كشاورزي بسيار بالا است و از سوي ديگر الگويهاي مصرف مدرن و مناسب با شرايط كم آبي هنوز آنطور كه بايد طراحي و تدوين نشده است.
گذشته از آن به دليل توسعه نامتناسب، تقريبا بخش زيادي از سفره آبهاي زيرزميني و تالابها خشك شدهاند كه اين تغيير اقليمي نيز به خودي خود بر كاهش منابع آبي ميانجامد.
در قسمتهاي قبل گزارش به تبعات اين كمآبيها و بيشترين اتلاف آب در برخي حوزهها مثل كشاورزي اشاره كرديم. در اين بخش پایانی هم نگاهي داريم به پيشبينيها و شايعاتي كه مدتهاست در زمينه خشكساليهاي پياپي ايران مطرح شده و نگرانيهاي زيادي را ايجاد كرده است.
30 سال خشكسالي دروغ يا واقعيت؟
مدتي قبل رسانههاي بزرگ جهان خبر از يك پيشبيني عجيب توسط ناسا دادند. پيشبيني يك خشكسالي 30 ساله براي ايران! خبري كه هر چند براي مدت طولاني ذهنها را مشغول كرد و حرف و حديثهاي زيادي ايجاد كرد اما در نهايت هنوز بحثها بر سر اينكه آيا واقعا چنين پيشنهادي صحت دارد يا نه ادامه دارد.
موضوع این بود که بخش تحقیقات اقلیمی ناسا براساس نتایج یک تحقیق چند ساله برای مدلسازی دورههای اقلیمی پیشبینی کرده است که در 3 تا 4 دهه پیش روی کره زمین با یک نوع تغییر نظام بارش مواجه شده و براساس آن از بارش در مناطق خشک کاسته شده و به بارش در مناطق مرطوب افزوده میشود.
بر این مبنا مناطق خشک کنونی خشکتر میشوند، بیابانها پیشتر میروند و مناطق استوایی پربارشتر خواهند شد.
اما مدتي بعد محمد تقي زمانيان معاون توسعه و پیشبینی سازمان هواشناسی کشور با غیرعلمی خواندن پیشبینی جدید ناسا مبنی بر وقوع خشکی 30 ساله در ایران گفته بود كه نظام طبیعت به صورت مداوم خود را کنترل میکند و اگر قرار بود اقلیم کره زمین با کارهای انسان تغییر کند زندگی بشر سالها پیش تمام میشد.
بر اساس این گفتهها،اقلیم جهان تغییر پیدا کرده و علاوه بر افزایش دمای کره زمین، میزان بارندگی نیز در مناطق مختلف نوسان پیدا کرده است که البته ممکن است براساس این دادهها، مواردی نیز مشاهده شود اما بهطور کلی نمیتوان قطعیت آن را ثابت کرد. در برخی پیشبینیها اظهار میشود دمای زمین حداکثر تا یکی دو دهه دیگر هفت درجه گرمتر میشود اما در گذشته نیز پیشبینیهایی صورت گرفته که به وقوع نپیوسته است. به عنوان مثال در سال 1991 میلادی گفته میشد که تا سال 2000 میلادی آب دریاها دو متر و تا سال 2010 میلادی، پنج متر بالا میآید در صورتی که این اتفاق نیفتاد.
به عنوان مثال بیشتر گرمای خورشید به منطقه حاره میرسد و اگر قرار بود این گرما به مرزهای بالاتر انتشار پیدا نکند زندگی تنها در محدوده باریکی از کره زمین ممکن بود. باید به مسائلی که از سوی جامعه جهانی مطرح میشود با دید انتقادی نگاه کنیم؛ چرا که بسیاری از این سازمانها تحت تاثیر دولتهای بزرگ بوده و برای پیادهسازی خطمشی آنها تلاش میکنند. کما اینکه در گذشته نیز شاهد چنین مواردی بودهایم و اکنون نیز نباید به صورت احساسی، این نظریه پردازیها را بپذیریم.
خشكسالي شايد تا هميشه
اگرچه پيشبينيها و تحقيقات نشان داده است كه ممكن است خشكساليها در برخي سالها افزايش و يا ادامه يابد اما در مجموع تاثير عوامل مختلف روي اين پديده اثبات شده است. يعني وجود برخي عوامل در كنار هم مي تواند در بلند مدت به شدت اين پديده بينجامد.
دكتر علي اكبر شمسيپور، استاد دانشگاه تهران و متخصص اقليمشناسي در اين خصوص به گزارشگر روزنامه كيهان ميگويد: «در واقع در هر سال اين احتمال كه در كشور خشكسالي رخ دهد وجود دارد و اين طور نيست كه اين پديده مختص يك سال يا سالهاي به خصوصي باشد. يعني دورههاي خشكسالي مخصوص زمان و دوره و سالهاي گذشته وآينده و يا يك سال خاص نيست. در واقع اين پديده يكي از ويژگيها و فاكتورهاي آب و هوايي است و در بعضي سالها مي تواند وجود داشته باشد و يا وجود نداشته باشد اما با اين وجود بعضي عوامل اقليمي ميتواند در تشديد و يا تكرار اين پديده موثر باشد. عواملي مانند اثرات خورشيد، لكههاي خورشيدي، دورههاي مرطوب و دورههاي خشك و... به همين دليل براي كمك به تحقيقات علمي و موثر در اين زمينه بايد بر روي دورههاي آماري مطالعات طولاني مدت وجود داشته باشد. يا مثلا در پژوهشهاي صورت گرفته الگوي رفتاري دما و بارش را پيدا كنيم و ميانگين خشكساليهاي صورت گرفته را با آن تطبيق دهيم و از اين طريق براي چند سال بعد اين موضوع را پيدا كنيم. «اين متخصص اقليم شناسي در ادامه مي افزايد: «هر چند بر خشكسالي عوامل زيادي مثل، الگوي مصرف، موقعيت خشكيها، تغيير و تحولات شكل زمين، مدل جريانهاي آب، بحث كشاورزي، خشك شدن تالابها و عوامل زياد ديگري تاثيرگذار است اما تا اندازه زيادي وابستگي دارد به الگوي رفتاري ما و بحث مديريت منابع آب در كشور. يعني اين سوال بايد مدام مطرح باشد كه چرا يكي از اولويتهاي مهم ما از اول بحث مديريت و منابع آب نبوده است؟ چرا هميشه اين معضل در حاشيه قرار گرفته و مظلوم واقع شده و آن طور كه بايد به آن پرداخته نشده است؟ يعني حتما بايد اين بحران و خط قرمز به شهرهاي بزرگ و مهمي مثل اصفهان و شيراز و مشهد ميرسيد و بعد به فكر راه چاره براي آن ميافتاديم؟ چرا براي بحث به اين مهمي به تلنگر نياز داريم؟»
دكتر شمسيپور همچنين با انتقاد از وضعيت موجود در خصوص آسيب به منابع طبيعي و آبي كشور ميگويد: «بحث خشك شدن تالابها و درياچهها بسيار مهم و حياتي است اما نه دغدغه اصلي وزارتخانهها و سازمانهاي ذيربط است و نه برنامهسازان و نهادهاي آموزشي و نه حتي سازمان محيطزيست نسبت به اين موضوع توجه كافي را داشت. كه اگر اين طور بود از همان زماني كه زنگ خطر خشك شدن درياچه اروميه به صدا درآمد ميتوانستند اقدامي براي كاهش اين بحران انجام دهند. اما در آن زمان كه شايد ميشد تاثيري در شدت روند خشكسالي بجا گذاشت، كاري انجام نشد و امروز كه زنگ خطر به صدا در آمده و شهرهاي بزرگ درگير اين فاجعه شدهاند تازه مسئولان و دستاندركاران متوجه شدهاند كه بايد كاري كنند.»
فرصتطلبان در انتظار كم آبي ايران
البته با تمام اين تفاسير به خوبي ميتوان اين واقعيت را لمس كرد كه در وضعيت كنوني هم عدهاي فرصت طلب و سوءاستفاده گر قصد دارند از اين بحران پيش آمده استفاده كنند و وضعيت را متشنجتر نشان دهند.
دكتر منوچهر پورهادي، پژوهشگر و جغرافياشناس در اين باره به گزارشگر روزنامه كيهان ميگويد :«البته بايد اين نكته را هم يادآوري كنم كه از وضعيت كنوني هم بسياري از دشمنان و معاندان سواستفاده ميكنند و سعي در فرافكني دارند. مثلا در اين پيشبيني سازمان ناسا كه براي يك دوره 30 ساله خشكسالي پيش بيني كرده است بايد كمي شك كرد و بيشتر آن را يك جريانسازي دانست تا پيشبيني علمي. هر چند الگوي رفتاري كشور خشكي مثل كشور ما حساس است و ميتواند تلنگري باشد براي چالش بخشهاي ديگر و خشكساليهاي آينده يا مثلا تكرار يك دهه خشك و پر تلاطم مانند دهه 80 و بعيد نيست اين الگوي رفتاري ادامه يابد اما اينكه بخواهيم به صورت مطلق پيشبينيهايي از اين دست آن هم براي چنين دورههاي طولاني را بپذيريم نه علمي است ونه قابل اثبات.»
او تصريح مي كند: «درخصوص بارندگي كه يكي از عوامل به شدت مهم در بحث خشكسالي است نيز بايد گفت در سال گذشته بخشهايي از كشور مثل غرب و جنوب غرب ميزان بارندگيها به نسبت خوب بود ولي بهبودي نسبت به قبل شاهد نبوديم چرا كه سفره آبهاي زيرزميني ديگر مانند گذشته گنجايش پذيرش آب را ندارند و باران آنقدر كه انتظار ميرود در آنها نفوذ نمي كند. یعني چندين سال پشت سر هم بايد ترسالي اتفاق بيفتد تا شايد اين سفره آبهاي زيرزميني به گنجايش قبلي خود بازگردند. جداي از بحث بارش دما هم در اين بين بيتاثير نبوده است. دماي كل كره زمين در سالهاي اخير افزايش محسوسي يافته است. تنشهاي حرارتي در افزايش بحث خشكسالي بسيار تاثير گذار است حتي اگر نيم درجه هم باشد شدت و ميزان تبخير آب را افزايش ميدهد كه در نتيجه به كاهش سطح منابع آبي ميانجامد و باعث تبخير ميشود. و زماني كه تبخير افزايش يابد، تلفات آبي نيز بيشتر ميشود. يكي از مهمترين بحثها در اين خصوص برداشت از سفره آبهاي زير زميني براي مصارف كشاورزي است.»
تعیین جریمه برای کشاورزان پرمصرف
اما دكتر شمسيپور در زمينه مصرف بيشترين ميزان آب در عرصه كشاورزي ميافزايد: «اگر مسئولان بتوانند كشاورزان را مجاب كنند كه از سيستمهاي جديد كشت و آبياري استفاده كنند و يا مثلا راهكارهاي مالي براي پر مصرفان قرار دهند مثل دريافت هزينه و جريمه، مطمئنا شرايط بهتر خواهد شد. آن هم در شرايطي كه بيش از 95 درصد مصرف آب در بخش كشاورزي است ضمن اينكه بعد از مصرف نيز اين آب تخليه شده و ديگر مورد تصفيه و استفاده قرار نميگيرد. هر سال هم عمق چاهها را افزايش ميدهند و در نتيجه سفرههاي زيرزميني كوچك و كوچكتر ميشود و آب آن هر سال كمتر و كمتر. بايد به صورت جدي و بدون تعلل به دنبال راهكار مناسب دائمي بود و نه موقت. يعني چه خشك سالي باشد چه نباشد، چه پيشبيني شود كه هست يا نه بايد اين اقدام صورت گيرد. به بیان دیگر حتي اگر ترسالي هم باشد باز هم قناتها و چاههاي ما ديگر امكان و قابليت تجديدپذيري را ندارند.» او به سير افزايش جمعيت با توجه به منابع محدود در برخي شهرها هم اشاره ميكند و ميافزايد: «مثال خيلي سادهاي دارد. مثلا تهران از دوره قاجار شهري بوده كه فقط براي زندگي يك ميليون نفر جمعيت پيشبيني شده بود در نتيجه منابع و امكانات طبيعي آن هم براي اين تعداد در نظر گرفته شده بود بنابراين زماني كه ظرف چند سال اين يك ميليون تبديل ميشود به ده ميليون نفر طبيعي است كه در همه زمينهها با كمبود منابع مواجه ميشويم. درحالي كه توسعه پايدار شهري تنها زماني معنا مييابد كه به عناصر طبيعي مثل آب، خاك و هوا آسيبي وارد نشود. يعني اگر اين عناصر تحت الشعاع قرار بگيرد به طبع سكونت گاههاي انساني هم آسيب خواهند ديد. بنابراين ما به راهكاري جدي و بدون شعار و ظاهرسازي در اين زمينه نيازمنديم چرا كه در غير اين صورت شرايط از وضع موجود هم بحرانيتر خواهد شد.»