سالروز زلزله بم؛ چه درسهایی میتوانیم از این واقعه تلخ بگیریم؟-بخش نخست
عبرتآموزی با برنامهریزی ضربتی برای آمادگی در برابر تکانهها
گالیا توانگر
- اللهاکبر... اللهاکبر... آقای کریمی!
بم ویران شد.
- وای... وای... یا الله، یا رسولالله.
- در جغرافیای کشور چیزی به نام بم وجود ندارد. آقای کریمی! همه دستگاههای امدادی را به سمت بم گسیل کنید. صدای من را از یک تل خاک میشنوید. بم ویران شد.
آنچه در بالا آمد بخشی از گفتوگوی شفیعی فرماندار وقت بم با مهندس کریمی استاندار وقت کرمان از طریق تلفن ماهوارهای و توصیف وضعیت بم در ساعت شش و پانزده دقیقه صبح پنج دیماه 1382 شمسی بود.
زمینلرزه بم، زمینلرزهای با بزرگی 6/6 ریشتر که در ساعت 5:26 بامداد روز جمعه 5 دی 1382 به مدت تنها 12 ثانیه بم و مناطق اطراف آن در شرق استان کرمان را لرزاند. زمین لرزه بم بیشترین تلفات انسانی حدود 50 هزار نفر را در میان تمام زمین لرزههای تاریخ ایران بر جا گذاشت. قبل از این حادثه شهر بم 90 هزار نفر جمعیت داشت که در جریان زمین لرزه فقط یکسوم از آنان زنده ماندند، ولی طبق آمار رسمی این زمین لرزه 26271 کشته، 30 هزار مجروح و بیش از ده هزار نفر بیخانمان بهجای گذاشت.
ساختمانهایی که یکییکی فرومیریزند
یک سؤال اساسی، آیا از زلزله بم و همچنین دهها زلزله پس از آن در اقصینقاط کشورمان که دقیقاً روی کمربند زلزله قرار دارد، نظیر زمینلرزه سرپل ذهاب به قدرت ۶.۴ درجه در مقیاس ریشتر در عمق ۷ کیلومتری زمین روز ۴ آذر ۱۳۹۷ استان کرمانشاه را به لرزه درآورد، عبرت گرفتهایم؟ این درسها نتیجهاش در کدام برنامهریزی منعکس شده و اعمال گردیده است؟
روز پنجشنبه 7 دیماه 1402 ساختمانی سه طبقه در خیابان سبلان شمالی تهران فروریخت. خبر کوتاه و هراسناک است. خودم را به محل حادثه میرسانم. ازدحام بالاست و نیروهای امدادی به گزارشگر کیهان اطمینان میدهند که ساختمان خالی از سکنه بوده و فوتی و مصدومی نداشته است. نفس راحتی میکشم.
یکی از ساکنین محله میگوید: «حالا این یکی خالی از سکنه است، آن خانه آن طرفی را ببین. حداقل 50 سال ساخت است. عمر مفید خیلی از خانهها در تهران به سر رسیده و هیچکس هم به فکر بهسازی و کمک به نوسازی این خانهها در محلات قدمتدار نیست.»
زنی که هول کرده و کودکش را در آغوش گرفته، درحالیکه چادرش را روی صورتش میآورد، بدون دمپایی روی آسفالت میانه کوچه ایستاده است، رو به من میگوید: «یک آن خیال کردم زلزله آمده است. تمام تنم یخکرده است.»
به دستهایش مینگرم و لرزش محسوسشان را میبینم.
یک جوان حاضر در صحنه میگوید: «خود من وسعم نمیرسد خانه نوساز بخرم. با هزار مکافات وام و پول ارث یک اندوختهای فراهم کردهام. الان یک مورد خانه قدیمی برایم پیدا شده و مجبورم آن را بخرم. حالا نوسازیاش که میافتد برای زمانی که بتوانم ده، بیست سال دیگر پولی جمع کنم.»
به او میگویم: «یعنی خطر ساکن شدن زن و بچه را در یکخانه فرسوده میپذیرید؟»
وی پاسخ میدهد: «چاره چیست؟ همین که از مستأجری نجات پیدا کنیم، خودش یک معجزه است. الان هر کسی طرف خرید خانه میرود، دنبال خرید این مدل خانههای کلنگی و قدیمی است.»
مانع بزرگ نوسازی 4/4 هزار هکتار
بافتهای فرسوده یکی از مهمترین معضلات شهرها محسوب میشود؛ دامنه فرسودگی برخی از محلههای دارای بافت فرسوده بهگونهای است که با وقوع یک زلزله متوسط، وقوع یک فاجعه دور از انتظار نیست.
بر همین اساس هم از سال 1381 برای نخستینبار شهرداری تهران موضوع نوسازی بافتهای فرسوده را در برنامه خود قرار داد و از سال 1382 ضوابط و مشوقهایی برای نوسازی پیشنهاد داد.
با وقوع زلزله بم در 5 دیماه 1382 این روز بهعنوان روز ایمنی در مقابل بلایای طبیعی نامگذاری شد و این امر، اهمیت بافتهای فرسوده را صدچندان و موضوع را به یک اولویت در مقیاس ملی تبدیل کرد؛ این امر باعث شد در دو دهه گذشته مسئله فرسودگی و نوسازی را بهصورت جدی در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای ملی و شهری مشاهده کنیم.در این سالها مهمترین سیاستی که شهرداری تهران داشته، حمایت از نوسازی مسکن توسط مالکان و ساکنان آنها بوده است؛ زیرا بهخاطر گستردگی بافتهای فرسوده و ابعاد پیچیده آن، از روز اول مشخص بود که هیچ دستگاهی از جمله شهرداری نمیتواند رأساً بهعنوان مجری اقدام به نوسازی کند؛ اما باید شرایطی را فراهم کرد که ذینفعان بهویژه ساکنان بافتهای فرسوده توانایی نوسازی را پیدا کنند.
اما روند نوسازی بافتهای فرسوده در کلانشهر تهران، روند راضیکنندهای نبوده است و در این مسیر موانعی وجود دارد که انتظار میرود دولت و مجلس شورای اسلامی به رفع آنها کمک کنند.برای نوسازی بافتهای فرسوده همواره اقداماتی در دستور کار مدیریت شهری تهران قرار داشته است، اما چه موانعی در این مسیر وجود دارد که رفع آنها میتواند سرعت نوسازی بافتهای فرسوده را افزایش دهد؟
مهدی هدایت، مدیرعامل سازمان نوسازی شهر تهران میگوید: «دولت باید برای نوسازی بافتهای فرسوده تسهیلات ارائه دهد، اما بانکها در این زمینه همکاری لازم را ندارند و متأسفانه از ابتدای سال جاری تاکنون فقط 300 فقره تسهیلات پرداخت شده است، این در حالی است که پرداخت تسهیلات نقش مهمی در امر نوسازی دارد و برخی پروژهها با دریافت وام توجیهدار میشوند.
یکی دیگر از مشکلاتی که در مسیر نوسازی بافتهای فرسوده با آن مواجه هستیم مربوط به سازمان نظاممهندسی است؛ متأسفانه مهندسان ناظر علاقهای به نظارت در پروژههای مربوط به بافتهای فرسوده ندارند چرا که مخاطرات و دردسرهای بیشتری نسبت به سایر پروژهها دارد.آنچه میخواهیم این است که هر مالک بافت فرسوده بتواند خودش مهندس ناظر را انتخاب کند تا فرآیند تعیین مهندس ناظر نیز کوتاهتر شود.
یکی دیگر از مشکلات موجود در امر نوسازی مربوط به محدوده بافتهای تاریخی است؛ وزارت میراث فرهنگی باید بازتعریفی درباره این موضوع داشته باشد؛ زیرا کمترین نوسازی مربوط به بافتهای تاریخی است و این نشان میدهد سیاستهای میراث فرهنگی کارساز نبوده است و باید بازنگری شوند.»
وی در ادامه میافزاید: «موضوع دیگری که یکی از مشکلات و موانع نوسازی بافتهای فرسوده به شمار میآید مربوط به برخی واحدهای تجاری فرسوده است؛ در بسیاری از موارد منافع شهر، مالک و سرقفلیدار با هم در تضاد است؛ زیرا در صورت تخریب یک واحد تجاری فرسوده برای نوسازی، منفعتی شامل حال فردی که سرقفلی به نام اوست نمیشود و همه ملک تجاری به مالک تعلق میگیرد.
در این شرایط، سرقفلیدار هیچگاه حاضر به نوسازی واحد تجاری نیست؛ بنابراین لازم است مجلس شورای اسلامی دستکم در محدودههای هدف بازآفرینی شهری، قوانینی تدوین کند که در آن حقوق سرقفلیدار نیز دیده شود.
مانع دیگر حوزه نوسازی بافتهای فرسوده مربوط به املاکی میشود که بین تجمیع چند پلاک مسکونی قرار دارند؛ اما با تجمیع مخالفت میکنند و بدینترتیب مانع نوسازی چندین پلاک میشوند، بهعنوانمثال 10 یا 20 پلاک حاضر به تجمیع برای نوسازی میشوند اما وسط آنها یک پلاک 50 متری با این امر مخالفت میکند و اجرای کار مختل میشود.
برای حل این مشکل به یک ابزار قانونی مانند ماده 9 لایحه نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامههای عمومی، عمرانی و نظامی دولت نیاز داریم؛ طبق این قانون هر ملکی در معابر تعریض شهرداری قرار گیرد، با قیمت کارشناسیشده از فرد خریداری میشود و بدینترتیب شهرداری میتواند طرح خود را اجرا کند، این امکان باید در اجرای تجمیع پلاکهای بزرگ نیز اعمال شود تا بخشی از روند نوسازی بافتهای فرسوده با سهولت انجام شود و بتوانیم تجمیعهای بزرگ انجام دهیم.»
اقدامات شهرداری تهران
«شهرداری تهران برای نوسازی بافتهای فرسوده چه اقداماتی در دو سال اخیر انجام داده است؟» مهدی هدایت، مدیرعامل سازمان نوسازی شهر تهران پاسخ میدهد: «بعد از آلودگی هوا و ترافیک، بافتهای فرسوده سومین معضل کلانشهر تهران است، بنابراین ضرورت انجام هر اقدامی برای نوسازی بافتهای فرسوده بر هیچکس پوشیده نیست، بر همین اساس باتوجهبه اهمیت موضوع، موانع نوسازی را که امکان رفع آنها توسط شهرداری تهران وجود داشت، تلاش کردیم با رفع آنها، نوسازی بافتهای فرسوده را رونق دهیم؛ زیرا این موانع باعث کاهش ساختوساز در بافتهای فرسوده هر سال نسبت به سال قبل بوده است.
یکی از موانع نوسازی، کمبود سرانههای خدماتی است؛ برای رفع این مانع پروژههایی مانند دباغ کن در منطقه 5 یا باغراه حضرت فاطمه(ع) به طول 9. 5 کیلومتر که بهعنوان یک پروژه فاخر در منطقه 18 و 17 در حال اجراست، در محدوده بافتهای فرسوده تعریف کردیم.
با اجرای پروژههای مذکور به دنبال افزایش خدمات در بافتهای فرسوده هستیم تا با ایجاد ارزش افزوده در این محدودهها، برای انجام ساختوساز رغبت و انگیزه ایجاد شود.»
وی در ادامه میگوید: «متأسفانه در سالهای گذشته هیچگاه ساخت مسکن با بازآفرینی بافتها همسو نبوده است؛ یعنی تولید مسکن برای نوسازی بافتهای فرسوده انجام نشده است و این مسئله نیز بهنوعی یکی دیگر از موانع نوسازی بافتهای فرسوده بهشمار میآید؛ اما در این راستا شهرداری تهران با هدف بازآفرینی شهری، تولید مسکن معوض را در محدوده بافتهای فرسوده در دستور کار قرار داده است که در قالب آن به مالکان واحدهای فرسوده آپارتمان نوساز معوض واگذار شود. بر این اساس در اراضی شهرداری به مقیاس 12000 واحد تعریف و ساخت آنها را آغاز کردهایم.
محدودههای عارضهدار مانند کوره آجرپزی در منطقه 19، سیمینقلعه و گلابدره در منطقه 1، دره فرحزاد و اسلامآباد در منطقه 2 را هم بهعنوان یک فرصت در نظر گرفتیم و 38 طرح موضوعی با هدف بازآفرینی شهری و تولید مسکن تهیه و به مناطق مربوطه ابلاغ کردیم.
علاوه بر اقدامات مذکور، ضمن تداوم بخشیدن به دریافت نکردن عوارض ساختوساز از مالکان بافتهای فرسوده، مشوق دیگری شامل اعطای مجوز ساخت 1 تا 2 طبقه با رعایت همه ملاحظات شهرسازی در نظر گرفتیم که در کمیسیون ماده 5 نیز تأیید و تصویب شد تا باعث تحرک در نوسازی بافتهای فرسوده شود. نتیجه اقدامات شهرداری تهران در دو سال اخیر، افزایش 62 درصدی صدور پروانه ساختوساز در بافتهای فرسوده در سال گذشته و رشد 2 برابری آن در 6 ماه نخست سال جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته بوده است.»
از ایشان در پایان سؤال میکنم: «میزان بافت فرسوده در پایتخت چقدر است؟»
وی میگوید: «در زمان حاضر طبق شاخصهای مصوبه شورایعالی شهرسازی و معماری 4427 هکتار بافت فرسوده در شهر تهران وجود دارد که با اقدامات صورتگرفته از سوی شهرداری تاکنون حدود 45 درصد از این بافت نوسازی شده است. آیا رونقی که در نوسازی بافتهای فرسوده در 2 سال اخیر شاهد هستیم در کاهش یا ثبات قیمت مسکن نیز تأثیرگذار بوده است؟ با توجه به استطاعتپذیر بودن واحدهای مسکونی تولیدی در بافتهای فرسوده و تناسب قیمت آنها با توانمندی و اقبال عمومی متقاضیان مسکن برای تأمین واحدهای مسکونی در این محدودهها، رونق نوسازی بافت فرسوده میتواند تأثیر مثبتی در کنترل قیمت مسکن داشته باشد. اهمیت این موضوع زمانی مضاعف خواهد شد که بدانیم در سال گذشته 25 درصد از واحدهای مسکونی شهر تهران که برای آنها پروانه صادر شده در بافت فرسوده قرار داشته است و این سهم قابل توجه بهخوبی نشان میدهد که در صورت رشد ساختوساز در بافت فرسوده شاهد ثبات نسبی قیمت در بازار مسکن خواهیم بود.»
از زلزله بم درس گرفتیم؟
علی نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران تصریح میکند: «زلزله بم نگاه مسئولان به مدیریت بحران را تغییر داد. در این دو دهه شاید سرعتمان ایدهآل نبوده، ولی قدمهای بسیاری برداشتیم و امروز در سالگرد آن میتوان گفت: ما از آن زلزله درس گرفتیم. زلزله بم باعث شد ذهن و نگاه مسئولان در زمینه ساختوساز، تدوین آییننامهها و نیز توسعه زیرساختها تغییرات معناداری پیدا کند. البته هنوز تا رسیدن به نقطه ایدهآل فاصله داریم؛ اما تلاشهای صورتگرفته نشان میدهد که این روند شتاب گرفته است.»
وی در ادامه از نبود یک وحدت و فرماندهی واحد و فقدان مدیریت یکپارچه بهعنوان یکی از چالشهای کنونی در ساختار مدیریت بحران نام برده و خواستار افزایش هماهنگیهای بین دستگاهی برای تقویت این موضوع و ایجاد فرماندهی واحد در این زمینه میشود.
نصیری در ادامه به تشریح وضعیت گسلهای اصلی و فرعی تهران پرداخت و با اشاره به جمعیت ۱۰ میلیونی و مساحت شهر تهران، تعداد واحدهای مسکونی موجود و نیز با نگاهی به بافت فرسوده پایتخت میگوید: «تهران مستعد زلزلههای بزرگی است.»
وی با بیان اینکه تهدید زلزله به معنای ایجاد مسئله برای شهر است، میگوید: «در همین راستا نیز راهبرد ایجاد یک متولی واحد برای ریسک و ادغام پدافند غیرعامل و HSE در مدیریت بحران امری ضروری به نظر میرسد.»
رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران در ادامه وضعیت گسلهای مهم تهران در شمال و جنوب شهر و میزان خطر این گسلها را تشریح کرده و توضیحاتی را نیز در خصوص رخداد زلزله، احتمال لرزهخیزی شهر، نحوه فعالیت شبکه شتابنگاری تهران و نیز شیوه فعالیت سامانه هشدار سریع در زمان وقوع زلزله ارائه میکند.
رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران با تشریح سیمای تهران پس از زلزله احتمالی، میگوید: «آتشسوزی گسترده، هجوم شهروندان، آبگرفتگی، واژگونی تانکرهای سوخت، قطع شبکههای ارتباطی، مسدود شدن راههای مواصلاتی، اختلال در امدادرسانی و تخریب برخی مراکز درمانی یک عنوان بخشی از آسیبهای احتمالی در صورت رخداد یک زلزله بزرگ در تهران خواهند بود که باید برای هر کدام برنامهریزی داشته باشیم.»
نصیری در ادامه با اشاره به اهمیت راهبرد پیشگیری در مدیریت بحران تهران به بررسی موضوع راهاندازی قرارگاه ایمنی کالبدی برای پیشبرد راهبردهای مربوط به ایمنی پرداخته و میگوید: «این قرارگاه در قالب ۲۵ خط تلاش ۱۵۸ اقدام را پیش برده و به بررسی وضعیت ابنیه فنی و بزرگراهی، شریانهای حیاتی، بافتهای فرسوده و ناپایدار، وضعیت پلها و گودهای پرخطر پرداخته است. همچنین ارزیابی ایمنی ساختمانهای مهم و بلندمرتبه با هدف ارزیابی ۱۶ هزار ساختمان نیز در این قرارگاه در حال بررسی است که تا این لحظه حدود سه هزار ساختمان مورد بازدید قرار گرفته و ایمنی ۱۰۴۶ ساختمان ارزیابی شده است.»