kayhan.ir

کد خبر: ۲۸۰۳۰۴
تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۴۰۲ - ۲۰:۰۲
واکاوی تاریخ سینمای پس از انقلاب - حکایت سینماتوگراف 2 - بخش یازدهم
 
سعید مستغاثی
جشنواره فيلم فجر علي‌رغم دارا بودن همه ويژگي‌ها و خصوصيات يك جشنواره دولتي، سالیان طولانی از اینکه دولتی بودن خود را اعلام کند، ابا داشت و همچنان هم دارد و بعضا از سوی برخی مسئولینش، غیردولتی خوانده شد. همین عدم شفافیت باعث به‌وجود آمدن نوعی بلاتکلیفی در مدیران و مخاطبان جشنواره گردید و اين بلاتكليفي در تمام اركان ساختاري این جشنواره رسوخ كرد. هيچ وقت مسئولان برگزاري اين جشنواره نتوانستند بپذيرند که اشكالي ندارد جشنواره‌اي كه تمامي امكانات و هزينه‌هايش از سوي دولت تامين مي‌شود را دولتي اعلام كنند. كما اين‌كه بخش خصوصي هم مي‌تواند با سرمايه و امكانات خود جشنواره مورد علاقه و سليقه خود را برپا سازد كه مي‌سازد (جشن‌هاي سينمايي مجلات مختلف و يا جشن خانه سينما).
از همين رو بود كه در دوره‌هایی (در اواسط دهه 70) براي وانمود به غيردولتي بودن، از اصناف مختلف سينمايي براي انتخاب و داوري درباره فيلم‌ها دعوت شد، ولي در نهايت این دعوت بیش از یک ژست و افه دموکراتیک‌مآب به نظر نیامد و آن‌چه اعمال شد، همان سليقه و اراده دولتي بر اساس ديدگاه‌هاي رسمي بود و حضور نمایندگان اصناف گوناگون سینمایی در هیئت‌های مختلف انتخاب و داوری جشنواره، جز نمایشی بیش به حساب نیامد. 
روزگاری که از کنار خیابان فیلم می‌خریدند!
جشنواره فيلم فجر علي‌رغم همه محدوديت‌هايي كه همان سليقه‌هاي دولتي ملزمش می‌کرد، هيچ‌وقت از ادعاي بين‌المللي بودنش كوتاه نيامد، اگرچه مدتی هم بخش بین‌المللی را از فیلم‌های داخلی جدا کرده و تحت عنوان «جشنواره جهانی فیلم فجر» برگزار کردند، اما روال، کماکان تقریبا به همان سبک و سیاق سابق دنبال شد.
 اگرچه ممکن است دیگر شاهد تهیه و خرید فیلم از کنار خیابان (یعنی بدون اطلاع تهیه‌کننده و کمپانی و سایر عوامل فیلم) نباشیم و دیگر جایزه برنده را به دربان و راننده سفارت حافظ منافع کشور فیلمساز یا بازیگر برتر که به طور طبیعی و عقلی و منطقی غایب است، نسپاریم که حتی روحش نیز از برگزاری چنین جشنواره‌ای و شرکت فیلمش در آن هم بی‌اطلاع بود. 
چنانچه بارها در بخش به اصطلاح بین‌الملل جشنواره فیلم فجر اتفاق افتاد، وقتی جایزه برای یک فیلم یا بازیگران آمریکایی درنظر گرفته می‌شد که فیلمشان بدون درخواست و حتی اطلاع آنها و با استفاده از نسخه‌های ویدئویی مرسوم به بخش مسابقه بین‌الملل جشنواره وارد گردید (و طبعا هیچ یک از عوامل فیلم یاد شده از این مسئله یعنی حضور در جشنواره و جایزه‌اش اطلاعی نداشتند)، برای دریافت جایزه از سفیر کشور صاحب فیلم دعوت می‌شد و چون ایالات متحده آمریکا در ایران سفارت نداشته و ندارد، از سفیر کشور حافظ منافع آمریکا، یعنی سوئیس برای دریافت جایزه دعوت می‌گردید و به علت آنکه جناب سفیر سوئیس همچین کاری را در‌ شأن خود نمی‌دانست، ناگزیر از دربان یا راننده سفارت درخواست می‌شد که بازهم اگرچه در مراسم حضور نداشتند، اما گفته می‌شد که جایزه به دست آن دربان یا راننده می‌رسد که او به آمریکا و هنرپیشه یا کارگردان یاد شده برساند!! 
شصت‌شان هم خبر نداشت!
اگرچه دیگر رقابت‌های مضحک و مسخره‌ای مابین مثلا فیلم‌های «گاو خونی» و «ارباب حلقه‌ها» در بخش مسابقه مطرح نیست! که با تهیه نسخه «دی‌وی‌دی» به همان روشی که توضیح داده شد، آن را به بخش مسابقه بین‌الملل جشنواره فجر بردند! و یا دیگر نیکول کیدمن را بدون هیچ چک و چونه زدنی یک راست نمی‌برند در میان نامزدهای بهترین بازیگر زن بنشانند! و از وی تقدیر کنند، در حالی که حتی روحش هم از چنین جشنواره‌ای خبر نداشت!! و فراتر از آن، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به جک نیکلسون برای فیلم «قول» اعطا کنند! در حالی که او هم قطعا نمی‌داست جشنواره فجر چیست و کجاست؟! 
اما اینک علی‌رغم رفع همه این کاریکاتورهای اجرائی از بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر و برقراری یک سیستم تقریبا عقلانی و منطقی براین جشنواره به طوری که فیلم‌ها از میان آثار متقاضی انتخاب می‌شوند اما بنا بر هيچ يك از استانداردهاي موجود جهاني، اين جشنواره نمي‌‌تواند اطلاق «بین‌المللی» داشته باشد. نمايش يك‌سري فيلم خارجي، آن هم با جرح و تعديلات گوناگون، نمي‌تواند به يك جشنواره، وجهه بين‌المللي ببخشد. 
با حضور داوران همه تن حریف!
جشنواره فيلم فجر علي‌رغم محدوديت هيات داورانش و طبعا تخصص‌هاي موجود در آن، همواره در پي آن بوده تا درباره تمامي مسائل فني فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران قضاوت نمايد و به همين دليل اغلب داوري‌هايش مورد اعتراضات متعدد قرار گرفته است. اگرچه در دوره بیست و یکم این جشنواره علی‌رغم تمامی مخالفت‌ها، سعي شد اين رشته‌ها محدود گردند، ولي متاسفانه مجددا به همان روال گذشته بازگردانده شد. 
 در حالي كه هيچ‌كدام از جشنواره‌هاي مشابه بين‌المللي از چنين وسعتي در داوري برخوردار نيستند. چنانچه این علامت سؤال بزرگ در مقابل قضاوتشان قرار می‌گرفت که چگونه یک بازیگر یا فیلمنامه‌نویس و یا حتی کارگردان می‌تواند درباره رشته‌های بسیار تخصصی و فنی مانند: جلوه‌های ویژه، طراحی صحنه و لباس، چهره‌پردازی و یا صدا‌گذاری و تدوین افکت‌های مخصوص آن، قضاوت کارشناسانه داشته باشد درحالی که نهایت اطلاعات معمول یک کارگردان یا سایر دست‌اندرکاران تولید درباره رشته‌ها و حرفه‌های دیگر تنها می‌تواند در سطح یک نظر غیر تخصصی ارزش داشته باشد و نه داوری. 
چنانچه در سطح جهانی به جز جوایزی که از سوی اتحادیه‌ها و یا کانون‌های صنفی سینما به طور تخصصی به برترین‌های رشته مربوط به خود تعلق می‌گیرد، فقط در مراسم اسکار و جوایز آکادمی مانند آن (همچون بفتا در انگلیس یا سزار در فرانسه و یا گویا در اسپانیا) است که جوایز فنی اعطا می‌گردد که آن‌هم با داوری کارشناسان و متخصصان همان رشته انجام می‌پذیرد. 
با فیلم‌های دقیقه نودی و شیرهای بی‌یال و دم و اشکم
جشنواره فيلم فجر براي احترام به اعتبارش هم كه شده سال‌ها به تاريخ و زمان‌هاي قراردادي خود بابت دريافت نسخه‌هاي فيلم‌هاي شركت‌كننده اعتنا نكرد و بسياري از فيلم‌هاي بخش مسابقه تا لحظه نمايش خود هنوز به طور كامل توسط هيات انتخاب ديده نشده و بعضا به صورت يك پرده روي نوار ويديويي و بدون صداي نهايي و يا تدوين كامل و حتي بعضا در حالي كه مشغول فيلمبرداري صحنه پاياني آن بودند، به رويت اين هيات مي‌رسید و اين سؤال همواره وجود داشت كه اگر آن تدوين و صدا و يا صحنه فينال براي فيلم مذكور لازم نبوده كه بدون آن‌ها مورد تاييد هيات انتخاب قرار گرفته، چرا بعدا اضافه شده و اگر لازم بوده، چگونه هيات مذكور، فيلم فاقد صدا و تدوين و صحنه نهايي را پذيرفته است؟! 
و البته علی‌رغم کم شدن این‌گونه مشکل‌ها و معضلات، هنوز هم فیلم‌های در حال آماده شدن و در نیمه راه ساخت، تنها به صرف اعتبار کارگردان یا تهیه‌کننده‌اش، مورد پذیرش هیئت انتخاب جشنواره قرار گرفته و یا به اصرار دبیر جشنواره در بخش مسابقه قرار می‌گیرد. 
کاخ جشنواره، کاخ نیاوران نیست
جشنواره فيلم فجر سال‌ها بر خلاف كليه جشنواره‌هاي مشابه از داشتن يك مجموعه سينمايي اختصاصي و كاخ جشنواره رنج برد و پراكندگي و وسعت سالن‌هاي سينمايش، آن را از صورت يك جشنواره استاندارد خارج ساخته بود، مضاف بر آن كه تعدد نمايش فيلم‌هاي مسابقه هم اساسا اين جشنواره را فاقد شور و نشاط لازمه گرداند. 
نگارنده به خاطر دارد پیش از برگزاری جشنواره بیست و دوم فیلم فجر در زمانی که سردبیری مجله هفتگی سینما را برعهده داشتم، در ویژه‌نامه جشنواره مجله، از این موضوع انتقاد کرده و پیشنهاد کاخ جشنواره را مطرح کردیم که با مخالفت دبیر وقت جشنواره (علیرضا رضا داد) مواجه شد و ما را به اشرافی‌گری و امثال آن متهم کردند، گویا این تصور را داشتند که مقصود از کاخ جشنواره، مکانی مانند کاخ نیاوران و یا کاخ سعد‌آباد است!! ولی فعلا چند سالی است که نه تنها این مسئله حل شده و جشنواره فیلم فجر دارای کاخ جشنواره شده و حتی برای اختصاص سینمایی به آن، از اهالی مطبوعات و رسانه‌ها، نظرخواهی کردند بلکه به قول معروف آپشن‌های تقلیدی دیگری هم مانند فرش قرمز و فتوکال هم به آن افزودند!
فیلم‌ها و جوایزی که نسبتی با جشنواره فجر ندارند
جشنواره فيلم فجر تنها سمبل دهه فجر انقلاب اسلامی نیست و برخلاف برخی ادعاها، اعتبار دهه فجر هم به برگزاری جشنواره فیلم فجر نیست. ده‌ها مراسم و جشنواره و آیین‌های مردمی و دولتی همه ساله و در طی روزهای دهه فجر برگزار می‌شوند و هرکدام این دهه را پررونق‌تر و پر‌انرژی‌تر می‌سازند. 
پس جشنواره فیلم فجر مي‌تواند و بايد به عنوان يكي از سمبل‌هاي فرهنگي جشن‌هاي سالگرد پيروزي انقلاب اسلامی، ايام اين جشن‌ها را پررونق‌تر گرداند و در سطح آن بخش از سينماي ايران كه داعيه فرهنگي و هنري دارد براي خود اعتبار كسب كند. 
متاسفانه سال‌هاست که این جشنواره و فیلم‌ها و جوایزش، نسبتی با انقلاب و فجر آن ندارند و در بسیاری موارد فیلم‌هایی دراین جشنواره حضور داشته و یا جایزه می‌گیرند که دقیقا متضاد با ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب و فجر انقلاب اسلامی به نظر می‌رسند! مثال این مدعا کم نیست و اعطای سیمرغ بلورین به فیلم‌هایی همچون: «جرم» (مسعود کیمیایی)، «خانه‌ای روی آب» (بهمن فرمان‌آرا)، «هامون» (داریوش مهرجویی)، «مسافران» (بهرام بیضایی)، «ابد و یک روز» (سعید روستایی) و... از جمله این آثار بودند.
علی‌رغم همه آنچه گفته شد، جشنواره فیلم فجر هنوز در میان سینماگران و تماشاگران و دست‌اندرکاران سینمایی کشور، معتبرترین فستیوال فیلم داخلی محسوب می‌شود ولی می‌تواند با عنایت به حل معضلاتی که برشمرده شد به ابعاد مختلف یک جشنواره استاندارد و واقعا معتبر هم دست یابد.
نام:
ایمیل:
* نظر: