هدف گم شده است؟! (نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
یکی از مسائلی که باید هرچه زودتر برای بررسی و آسیبشناسی در دستور کار مسئولان فوتبال و بلکه ورزش قرار بگیرد، تحقیق و ریشهیابی فضای بدبینی و احساس تبعیض و حقخوری است که سخت حال و هوای این رشته جذاب و پرطرفدار را تحت تاثیر قرار داده و آن را به شدت تیره و مکدر کرده است.
کافی است قبل و به ویژه پس از هر بازی نگاهی به اظهارنظرهای دستاندرکاران تیمها- خاصه مربیان لیگ برتری- بیفکنید و سخن آنها را گوش کنید. کمتر چیزی که در آن مطرح میشود، بحثهای فنی و تحلیلهای کارشناسانه است و آنچه که بر این اظهارات غالب است گلایه و اعتراض و متهم کردن تشکیلات فوتبال و داوری و... به جانبداری و طرفداری از تیمهای رقیب و اجحاف و ستم در حق تیم آنهاست. جالب است که خیلی وقتها سؤالاتی هم که از سوی نمایندگان رسانهها در کنفرانسهای خبری مطرح میشود، اغلب تحریک و تشویق مربیان و مسئولان تیمها برای ورود به مسائل تنشزا و درگیرانه با متولیان فوتبال و مسئولان و مربیان تیمهای دیگر است! تاکنون برخوردهای انضباطی و جریمهها و تنبیهات برای برخورد با این رفتارها و اظهارات و... از سوی بخشهای ذیربط در فدراسیون فوتبال عملا پاسخگو و بازدارنده نبوده، بلکه هر چه میگذرد و رقابتها اوج میگیرد و رقابت تیمها در صدر و قعر جدول داغتر میشود، اینگونه رفتارها و گفتارهای ذکر شده بیشتر و بیپردهتر و با لحن تندتری مطرح میشود. بعد از انجام شهرآورد اخیر تهران که این بار مجهز به سیستم VAR هم بود، این نوع اظهارات و اعتراضها به اوج خود رسید و هر دو تیم مدعی بودند که در حق آنها ظلم شده و پیروزی و 3 امتیاز حساس را «بعضی از عناصر پشت پرده!»، «خط دهیهای مشکوک!» و... از دست آنها گرفتهاند، اعتراضات و حرفهایی که ناخواسته به طرفداران آنها در سطح جامعه و خانوادهها و... سرایت میکند و بعضا اتفاقات ناخوشایندی را رقم میزند. البته در اینکه متاسفانه رفتار و عملکرد بعضی از کسانی که در فدراسیون فوتبال مسئولیت دارند و یا در رسانهها نقش خبرنگار و کارشناس و... را بازی میکنند، به طور صریح و آشکار طرفدارانه است و علنا و بعضا به سبک تماشاگران تیفوسی از تیمهای مختلف جانبداری میکنند و حتی با لباس رسمی و داوری که باید مظهر بیطرفی و دادن حق به حقدار باشند، جلوی چشم دهها هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه در کنار تیمهای محبوب خود عکس یادگاری میگیرند! یا در جایگاه خبرنگاران هنگام برگزاری مسابقه نمیتوانند بر اعصاب و هیجانات و عشق و نفرت خود غلبه کنند، شکی وجود ندارد. حالا در خفا و دور از نگاه دوربینها و در جلسات و... از سوی چنین عناصری چه حرکات و رفتاری سر میزند یا حتی چه تصمیماتی میگیرند، خدا میداند. البته بعضی وقتها فیلمها و صداهایی که مخفیانه ضبط شده و در فضای مجازی است، دست تعداد دیگری از این به اصطلاح مدیران و مسئولان را رو میکند و...!
اما در هر حال در حاکمیت چنین فضا و اوضاع ناخوشایندی بر فوتبال ما شکی وجود ندارد و ادامه آن نه تنها به صلاح نیست، بلکه بسیار خطرناک هم هست و هیچ بعید نیست که کار به جاهای بدتر و باریکتر هم کشیده شود، چنانکه داریم میبینیم و میشنویم که در مسابقات فوتبال ردههای پایه هر هفته چه اتفاقات و درگیریها و جنجالهای خطرناکی به راه میافتد.
همه عرض و سخن ما این است که مسئولان فوتبال و ورزش نباید در برابر حاکمیت و تداوم چنین وضع و اوضاعی که دلایل مختلفی (و عمدتا سیطره تفکر نتیجهگرایی) دارد، بیتفاوت و منفعل باشند. در این صورت ورزش معنا و کارکرد اصلی خود را از دست میدهد. ورزش و رشته جذابی مثل فوتبال باید وسیله و ابزاری در خدمت جامعه و مردم باشد، مردم از انجام یا تماشای آن لذت برده و در کنار خانواده و دوستان و همشهریان اوقات فراغت سالم و مفرحی داشته باشند و خستگی کار روزانه و فرسودگیهای عصبی و روانی را با آن برطرف کنند. علاوهبر این، مسئولان و متولیان ورزش با کمک متخصصان و کارشناسان، از ورزش به شکل هنرمندانه و غیرمستقیم در جهت ارتقای فرهنگ عمومی و اشاعه ارزشهای اخلاقی و انسانی استفاده و برای آن برنامهریزی کنند، کارکرد و هدفی که متاسفانه درباره ورزش ما معنای خود را تا اندازه بسیار زیادی از دست داده و همه چیز به بردن و نتیجه گرفتن و قهرمان شدن و رجز خواندن و تحقیر کردن و نفرت پراکندن و... محدود و منحصر شده است.
البته تردیدی وجود ندارد که اعتراض به داوری و متهم کردن مدیران و مسئولان به جانبداری از تیمهای خاص و همچنین طرفداری کردن از تیمها از جانب مسئولان و رسانهها و خبرنگاران و مجریان و هنرمندان و سینماگران و حتی دولتمردان و چهرههای سیاسی و... در همه جای دنیا و حتی بالاترین سطوح ورزش حرفهای و معتبرترین و استانداردترین و قانونمندترین لیگهای دنیا وجود دارد اما در آنجا رفتار و عملکرد عاقلانه و شفاف مدیران و مسئولان از یکسو و برقراری و اجرای مقررات و تنبیهات انضباطی از سوی دیگر، حساب کار را به دست تک تک اجزای سیستم و مجموعه فوتبال داده که در حد و اندازه خود صحبت کنند و پا را از گلیم خود فراتر نگذارند تا بتوانند کماکان به عنوان عضوی از خانواده و جامعه فوتبال به کار خود ادامه دهند.
همین چند روز پیش شنیدیم که به دنبال ضرب و شتم یک داور در لیگ ترکیه، مسئولان فوتبال این کشور ضمن برخورد شدید با آن بازیکن و تیم، مدیر آن تیم را محاکمه و رئیس فدراسیون فوتبال این کشور، کلیه مسابقات را تا اطلاع ثانوی لغو کرد. دلیلش هم خیلی روشن است. اگر به دنبال پیشرفت و کامیابی یا حتی کسب نتیجه در فوتبال یا ورزش و یا هر جای دیگری هستیم، پیش از هر چیز باید محیط را سالم و زمینه را مهیا کنیم و این کار جز با حاکمیت قانون و عمل و رفتار قانونمدارانه از سوی آدمهای ذیصلاح و شایسته امکانپذیر نیست. اگر بود، دنیا هم کار دیگری میکرد و رفتار دیگری داشت. اگر هم مسئولان برخلاف اظهاراتی که مرتب تکرار میکنند، به دنبال پیشرفت نیستند و ارادهای برای سامان دادن به ورزش و فوتبال ندارند و به وضع موجود و «همین که هست!» راضی و خشنود هستند، به همین روال و شیوهای که در پیش گرفتهاند، ادامه دهند، شیوهای که از آن یکسره صدای اعتراض و اتهام و حقکشی و تبعیض و اجحاف و... شنیده میشود و بر اعصاب دوستداران ورزش و فوتبال سوهان میکشد، از سکوهای ورزشگاههای آن به جای شعارهای دلنشین و سرودهای حماسی و غرورانگیز، یکصدا و منظم! فحشهای رکیک علیه تیم حریف شنیده میشود و برخی مجریان لوده تلویزیونی برای تیمها و تماشاگران رجز میخوانند و در کنفرانسهای قبل و بعد از بازی، از زبان مربیان آن به جای مسائل فنی و تاکتیکی و تحلیلهای کارشناسانه، یکسره فرافکنی و بحثهای خاله زنکی و ننه من غریبم شنیده میشود! و...