حکایت سینماتوگراف 2-بخش هفتم
روزگار سینمای گلخانهای
سعید مستغاثی
اینکه چرا بر این دوران، عنوان هدایتی/حمایتی یا سینمای گلخانهای نهاده شد، شاید از این جهت بود که یک فیلم از لحظه شکلگیری ایده تا پایان نمایش عمومیاش، در کادر نظارت و تأیید و صدور مجوز و... و سایر اعمال نظارتی مراکز و نهادهای مربوطه دولتی قرار میگرفت و نهادی به نام «بنیاد سینمایی فارابی» که زیر نظر بخش سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاسیس شده بود، در این نظارت و هدایت «تولیدی/نمایشی» گام به گام حضور داشت.
هر ایده یا فکری میبایست در ابتدا توسط فیلمنامهنویس یا فیلمساز و یا تهیهکننده به شورای فیلمنامه «بنیاد سینمایی فارابی» عرضه شده و یا در همین شورا شکل میگرفت، سپس توسط یک فیلمنامهنویس یا فیلمساز نوشته شده و به شورای تصویب فیلمنامه در معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارجاع داده میشد.
فیلمنامه در این شورا، تصویب شده یا با تعیین اصلاحاتی به فیلمنامهنویس، عودت داده میشد و یا اساساً رد شده و به بایگانی میرفت. پس از تصویب فیلمنامه در شورای مربوطه، با تعیین عوامل تولید اعم از کارگردان و بازیگران و فیلمبردار و سایر عناصر فنی، برای دریافت پروانه ساخت، طرح پروژه به شورای صدور پروانه ساخت (که اسامی اعضای آن اغلب مانند شورای تصویب فیلمنامه مخفی بود) سپرده شده و در این مرحله کلیه عوامل به خصوص بازیگران و کارگردان بایستی مورد تأیید شورا قرار میگرفتند. اگر فردی از میان عوامل تولید اعم از بازیگران یا سایر اعضای گروه تولید، مورد تأیید شورا قرار نمیگرفت، به تهیهکننده یا کارگردان گفته میشد که فرد نامبرده را تعویض و با فرد دیگری که بعضاً هم توسط شورا پیشنهاد داده میشد، جایگزین شود.
سیر تا پیاز تولید و نمایش فیلم تعیین میشد
سپس با تصویب و تأیید همه عوامل تولید در این شورا و صدور مجوز ساخت، پروژه یاد شده برای دریافت هزینه ساخت و امکانات تولید به بخشهای مختلف «بنیاد سینمایی فارابی» عرضه میگردید تا به جز هزینه و سرمایه تولید (که از نهادها و ارگانهای دیگری همچون بنیاد مستضعفان یا حوزه هنری یا صدا و سیمای جمهوری اسلامی و... این هزینه تأمین میگردید) امکانات و ابزارهای مانند دوربین و نگاتیو و وسایل فیلمبرداری و صدابرداری و.... و حتی امکانات لابراتوار چاپ و نوبت برای حضور در اتاقهای تدوین صدا و تصویر و... را دریافت نماید.
امکاناتی که اغلب در اختیار بنیاد فارابی یا دیگر مراکز دولتی مانند صدا و سیما بود و یا اگر هم خصوصی بود، امکانات خود مانند سهمیه پوزیتیو و نوارهای مغناطیسی برای کوتینگ (چسباندن نوار مغناطیسی صدا در کنار فریمهای نوار فیلم اصلی) و... را با ارز دولتی از طریق بنیاد فارابی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت میکرد. در تمام طول دوران تولید و پسا تولید، نظارت بخشهای مربوطه در بنیاد فارابی و معاونت سینمایی وزارت ارشاد بر روند تهیه و تولید فیلم ادامه داشت و در هر مرحله رهنمودهای لازم ارائه شده و بعضاً گزینههای جایگزین در هریک از بخشها تعیین میشد. پس از پایان تولید و هنگامی که فیلم آماده نمایش میگردید، معمولا نسخه کامل به شورای صدور پروانه نمایش ارائه شده و مورد بازبینی این شورا قرار میگرفت. در این مرحله علاوهبر صدور مجوز نمایش، کیفیت فیلم نیز با درجات «الف» و «ب» و «ج» و «د» ارزیابی میگردید که این درجات براساس ساختار و محتوای فیلم و اینکه تا چه اندازه محتوای یاد شده به معیارهای مورد نظر معاونت سینمایی وزارت ارشاد و بنیاد سینمایی فارابی نزدیک است، تعیین میشد. درجهبندی فوق در نحوه اکران فیلم به لحاظ زمان و مدت نمایش، سینماهای نمایش دهنده و حتی قیمت بلیت تاثیر داشت. ضمن اینکه فیلمها برای دریافت مجوز اکران عمومی، حتماً بایستی در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده و مورد قضاوت هیئتهای داوری نیز قرار میگرفتند.
پس از جشنواره فیلم فجر، هیئتی در «بنیاد سینمایی فارابی» براساس درجهبندی یاد شده، زمان و مدت نمایش، گروه سینماهای نمایش دهنده و قیمت بلیت هر فیلم را تعیین میکردند. به این ترتیب در اسفندماه هر سال، وضعیت نمایشی تمام طول سال بعد مشخص میشد. یعنی اینکه هر فیلم در چه زمانی، در کدام سالنهای سینما، در چه مدتی و با چه قیمت بلیت نمایش داده خواهد شد.
در اینجا برای فیلمها براساس درجهبندی انجام شده، تشویقات و تنبیهاتی نیز رقم میخورد، مثلاً تولیدکنندگان فیلمی که درجه الف دریافت کرده بود میتوانستند از امتیازاتی مثل امکانات بیشتر و بهتر برای فیلم بعدی، زمان اکران مناسبتر و طولانیتر و قیمت بلیت بالاتر برخوردار شوند و فیلمساز فیلمی که مثلاً درجه «ج» گرفته بود، یک سال از ساخت فیلم محروم میشد. فیالمثل مسعود کیمیایی پس از ساخت فیلم «تیغ و ابریشم» در سال 1364 که درجه «ج» دریافت کرد، به مدت یک سال از ساخت فیلم محروم بود.
ساختار تولید در دهه 60
در دهه 60 فیلمها اغلب با سرمایههای دولتی ساخته میشدند و تهیه کنندگان به عنوان مجری طرح، واسطه فیلمسازان و بخش دولتی بودند. در همین دوره است که به تدریج مؤسسات نیمه خصوصی تحت نظارت وزارت ارشاد و با عنوان «تعاونیهای تولید» شکل گرفتند که نخستین تولیدات غیردولتی را با همان ویژگیها و مسیر ساخت فیلمهای دولتی، به مرحله تولید رساندند مانند تعاونی «میلاد» یا «ایفا نقش هنری» که بعداً به تعاونی «فیلمسازان» تبدیل شد. برخی از فیلمسازان شناخته شده امروز و دیروز از موسسین این تعاونی بودند؛ امثال: اکبر صادقی، مهدی صباغزاده، رسول صدرعاملی (که بعداً انشعاب کرد و همراه برخی دیگر از جمله پسر خالهاش علی سرتیپی تعاونی «میلاد فیلم» را تأسیس کرد)، فریدون جیرانی، غلامرضا موسوی، بیژن امکانیان، حبیب اسماعیلی، مهدی فخیمزاده و... که برخی از فیلمهای شاخص آن دوره را تولید کردند که از مهمترین آنها میتوان به «سناتور»، «آفتاب نشینها»، «خط پایان» و... اشاره کرد.
این شرکتهای تعاونی اما هیچ رنگ و بویی از شرکتهای خصوصی فیلمسازی و در واقع استودیوها و کمپانیهای سینمایی نداشتند. چرا که همچنان نهادهای دولتی مانند «بنیاد فارابی» متولی تولید بودند و انواع امکانات و ابزار فیلمسازی مانند دوربین و نگاتیو و وسائل صدابرداری و امثال آن، به نوبت در اختیار شرکتها و مؤسسات فوق گذارده میشد. به همین دلیل چندان دغدغه بازگشت سرمایه برای تولیدکنندگان مطرح نبود. کار ظاهراً صبغه فرهنگی داشت و برداشت از بیتالمال، توجیه شده بود.
سیاست هدایتی/حمایتی دولتی در اولین دهه پس از انقلاب اگرچه نتیجه مثبتی هم برای سینمای ایران به بار آورد، اما عدهای را هم به عنوان تهیهکننده وارد عرصه تولید و توزیع این سینما کرد که بعضاً از حرفه تهیهکنندگی حتی اسم آن را نیز نمیتوانستند به درستی بنویسند. آنها بیشتر دلالان و واسطههایی بودند که در واقع معامله سرمایهگذار دولتی یا خصوصی را با فیلمساز جوش میدادند و به اصطلاح درصد خود را میگرفتند.
نتایج دوران سینمای هدایتی/حمایتی
در دوران موسوم به سینمای هدایتی/حمایتی، که در واقع نخستین مرحله از سینمای پس از انقلاب محسوب شده و حدوداً ده سال به طول انجامید، فیلمهای بسیاری ساخته شد که در تقابل با ابتذال و فضای سخیف سینمای پیش از انقلاب، تحول عظیمی در سینمای ایران محسوب میگردید.
برای نخستین بار فیلمهایی در سینمای ایران جلوی دوربین رفت که در آنها به باورها و ارزشهای دینی و ملی مردم ایران پرداخته شده بود. فیلمهایی همچون «سفیر» ساخته فریبرز صالح، «آن سوی مه» به کارگردانی منوچهر عسکری نسب، «هویت» نخستین فیلم بلند سینمایی ابراهیم حاتمیکیا و....
برای اولین بار در این سینما، درباره تاریخ مردمی و قهرمانان ملی این سرزمین فیلم ساخته شد؛ همچون «میرزا کوچک خان»، «سردار جنگل» (هر دو فیلم از ساختههای مرحوم امیر قویدل) درباره زندگی و مبارزات انقلابی تاریخ معاصر ایران میرزا کوچک خان جنگلی یا فیلم «تیرباران» ساخته علی اصغر شادروان درباره مبارزات شهید سید علی اندرزگو و...
برای نخستین بار یک گونه اصیل سینمایی با ویژگیهای ایرانی در این سینما پا گرفت به نام «سینمای دفاع مقدس» که آثاری بدیع در ساختار و محتوای سینمای ایران برجای گذارد. فیلمهایی همچون «پرواز در شب» ساخته مرحوم رسول ملاقلی پور، «دیدهبان» و «مهاجر» هر دو فیلم ساخته ابراهیم حاتمی کیا و «تویی که نمیشناختمت» به کارگردانی مرحوم محمدابراهیم سلطانیفر و...
برای اولین بار سینمای کودک و نوجوانان پای گرفت و کودکان، خانوادههایشان را برای دیدن فیلمهای مورد علاقه خود به سالنهای سینما کشاندند و خانوادهها برای تماشای فیلمهای سالم صف بستند.
برای اولین بار فیلمهایی که برای کودکان ساخته میشد، در زمره پرفروشترین فیلمهای سال درآمد. فیلمهایی همچون «دزد عروسکها» از محمدرضا هنرمند، «پاتال و آرزوهای کوچک» از مسعود کرامتی، «سفر جادویی» ساخته ابوالحسن داوودی و...
میتوان تولید پرمخاطبترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران را مربوط به این دوران دانست، فیلمهایی مانند «عقابها» ساخته ساموئل خاچیکیان و «کانی مانگا» به کارگردانی مرحوم سیفالله داد که رتبههای اول و دوم لیست پر بینندهترین فیلمهای سینمای پس از انقلاب را بعضاً با کشاندن بیش از 30 درصد از مردم به سالنهای سینما و 16 سال اکران تقریباً مستمر (همچون فیلم «عقابها») به خود اختصاص دادند.