نگاهي به بحران جدي خشكسالي و كمبود آب در ايران (بخش دوم)
كشاورزي غير اصولي تهدیدآبهاي زيرزميني (گزارش روز)
خشكسالي امسال هم بار ديگر مشكلات اقليمي زيادي را براي كشور ايجاد كرد. مشكلاتي كه وضعيت بعضي از شهرها و استانها را به خط قرمز كشاند و وضعيت برخي ديگر را زرد كرد.
هر چند مسئولان و كارشناسان هم امسال جديتر از سالهاي قبل به اين بحران پرداختند و توجه سازمانهاي مختلف را براي همكاري بيشتر جلب كردند اما با نگاهي كوتاه به سير وقوع اين تغييرات اقليمي به خوبي ميتوان چنين نتيجهگيري كرد كه اين بحران هيچگاه در طول تاريخ به صورت ريشهاي مورد بررسي و برنامهريزي قرار نگرفته است. چرا كه با وجود وقوع اين تهديد هر ساله تا به امروز هيچ تغيير جدي و بازنگري اصولي براي مصرف در برخي حوزهها ديده نميشود.
در اين قسمت گزارش نگاهي داريم به بيشترين موارد مصرف آب كه علاوه بر مصرف در نهايت به اتلاف و هدر رفت آبهاي قابل استفاده نيز ختم ميشود.
ركورددار مصرف آب
به راستي متاثر كننده و تاسفآور است، اينكه بار ديگر در يك عادت و فرهنگ مصرفي غلط ما ركورددار هستيم و نام کشورمان در زمينه مصرف آب و انرژي هم در رديف پر مصرفترين كشور جهان قرار دارد. يعني بر خلاف تاكيد دين مبين اسلام بر عدم اسراف و تفريط و توصيههاي جدي كه در اين زمينه صورت گرفته است، همچنان در بخشهاي مختلفي شاهد اسراف و هدر رفت آب هستيم و آنچه اين تعجب و تاسف را دو چندان ميكند، آمارهاي مصرف آب در عرصه كشاورزي است.
آمارهايي كه ميگويد نزديك به 92 درصد از مصرف آب ما در حوزه كشاورزي است در حالي كه از سوي ديگر ایران در مقایسه با کشورهای در حال توسعه بیشترین مصرف آب را در بخش کشاورزی دارد و کمترین راندمان کشاورزی نیز مربوط به ایران است.
در واقع سالانه چيزي نزديك به 48/98 میلیارد مترمکعب آب در حوزه کشاورزی استفاده ميشود كه در راستای مدیریت آب در کشور باید گامهای موثری در اين زمينه برداشته شود.
سرانه مصرف آب در کشورمان از متوسط جهانی بالاتر است به نحوی که سرانه مصرف آب در ایران به ازای هر نفر در روز 4 هزار و 450 لیتر و در جهان بطور متوسط 3 هزار و 400 لیتر است که این رقم یک هزار و 50 لیتر افزایش مصرف آب در ایران را نسبت به متوسط جهانی نشان میدهد.
محمود حجتی وزير جهاد كشاورزي در آستانه سال زراعی جدید نيز با اشاره به مصرف بيش از اندازه آب در بخش كشاورزي اخيرا عنوان كرده بود كه، بحران فعلی در منابع آبی سفرههای زیرزمینی در واقع از ناحیه مدیران این بخش بوده بنابراین انتظار میرود برخی با هجمه و جوسازی کشاورزان و مسئولان وزارت جهاد کشاورزی را به مصرف بیرویه آب متهم نکنند. هم اكنون بيلان آبي 290 دشت كشور منفي است بنابراين معتقدیم با مدیریت صحیح، بکارگیری از تکنولوژیهای نوین، فرهنگسازی و همکاری دستگاههای مختلف میتوانیم بیلان دشتهای کشور را به حالت تعادل و حتی مثبت برسانیم. متاسفانه درحال حاضردر کشور آب نداریم و ادامه روند مدیریت گذشته منابع آبی کشور در برداشت و استفاده بسیار نگرانکننده است.
خشكسالي ويرانگر آب سالم
نبايد اين نكته را فراموش كرد كه كم آبي و خشكسالي علاوه بر آنكه به خودي خود ويرانگر و مخرب است ميتواند تلفات جانبي زيادي نيز به دنبال داشته باشد .آلودگي منابع مصرفي آبي يكي از اين مضرات غير قابل جبران است. به طوري كه هر ساله با افزايش خشكسالي علاوه بر كاهش سطح منابع آبي و سفرههاي زيرزميني شاهد افزايش سطح آلودگيهاي اين منابع نيز هستيم.
تورج فتحي كارشناس محيطزيست و منابع آبي در اين خصوص به گزارشگر كيهان ميگويد: «دولتمردان و نمايندگان بايد تدبير خاصي در اين زمينه داشته باشند و بدانند كه كدام دستگاه مسئول است و بايد مسئوليت تعريف شود. بايد در نظر داشته باشيم كه اين بحران در سالهاي آينده به تبع سختتر از سالهاي گذشته خواهد شد و اين به دليل تغييرات اقليمي است كه در كشور ما حادث شده است و بر رژيم آبي ما تاثير گذاشته است. مثلا از همين 250 ميليمتر ميانگين بارندگي در سال چيزي نزديك به 130 ميليمتر تبديل به روان آب ميشود و قابل استفاده است و مابقي اصلا قابل استفاده نيست. مثلا بقيه بارشها به صورت رگباري و پراكنده است و اصلا قابل استفاده نيست و در نتيجه آب جاري نميشود و تبخير و نابود ميشود و اين موضوع ميطلبد كه دولتمردان فكر اساسي و جدي براي رفع خشكسالي داشته باشند.»
او در ادامه با تاكيد بر افزايش آلودگيهاي منابع آبي ميگويد :«كم آبي علاوه بر اينكه به تنهايي يك بحران محسوب ميشود ساير شرايط را هم تغيير ميدهد. كم آبي و خشكسالي آلودگي منابع آب را هم تشديد ميكند.چه فعاليتهاي انساني و چه صنعتي قطعا بر كيفيت آب و غلظت املاح تاثير ميگذارد. يعني تحقيقات نشان ميدهد كه در مواقع خشكسالي منابع آب نسبت به گذشته آلودهتر ميشوند و در نتيجه با آلودگي منابع آبي شرايط خشكسالي بيشتر از هميشه خودش را نشان میدهد.»
آبي كه در كشاورزي تلف ميشود
فتحی كارشناس منابع آبي نيز با اشاره به حجم قابل توجه اسراف آب در بخش كشاورزي تاكيد ميكند :«در خصوص مصرف هم بايد به اين نكته اشاره كرد كه بر خلاف تبليغات گستردهاي كه صورت مي گيرد، از ميزان 130 ميليارد متر مكعب آب تجديد شونده در كشور، چيزي حدود 85 ميليارد مترمكعب در بحث كشاورزي مصرف ميشود چون تا كنون در وزارت جهاد كشاورزي هيچ برنامه مشخص و مدوني در خصوص ارتقاي راندمان آبياري و مديريت آب در كشاورزي وجود نداشته درحالي كه امروزه در بسياري از كشورهاي درحال توسعه نظير مصر، ليبي، عربستان، قطر و اردن و.... كه حتي به مراتب با خشكساليهايي شديدتر از ما دست به گريبان هستند به دليل برنامهريزي مناسب و ارتقاي راندمان آبياري، اين راندمان بين 48 تا 54 قرار دارد اما راندمان آبياري ما كمتر از 35 درصد است. يعني در واقع ميزان عمدهاي از ذخاير آبي فقط به دليل نبود برنامه مناسب و مستمر به هدر ميرود و در بخش كشاورزي با كاهش راندمان آبياري و تدوين فرمول كشت ميتوانيم هم بر روي توليدات كشاورزي تاثير بگذاريم و هم بر جلوگيري از تشديد آلودگيهاي منابع آب.»
فتحي با انتقاد از عملكرد برخي از واحدهاي كشت و صنعت خاطر نشان ميكند :«در واقع از اين ميزان 130 ميليارد مترمكعب آب چيزي نزديك به 40 درصد آن در خوزستان و در جلگه خوزستان قرار دارد. آن هم به دليل رودخانههاي بزرگي مثل كارون، دز، كرخه، جراحي و .... كه آب موجود آنها وارد جلگه خوزستان ميشود. و حالا نكته قابل توجه اينجاست كه از اين 130 ميليارد مترمكعب حدود 40 ميليارد متر مكعب در 7 يا 8 واحد كشت نيشكر به هدر ميرود و هيچ كدام از اين واحدها برنامه ويژهاي براي ارتقاء راندمان آبياري نداشتند. ضمن اينكه اين واحدهاي صنعتي تمام اين آبها را بعد از استفاده در منابع آبي تخليه ميكنند كه باعث انتقال آلودگيهاي صنايع به منابع آبي ميشود و خطرات زيادي به دنبال دارد. انواع آلودگي مثل سموم دفع آفات، كودهاي شيميايي و ... كه آلودگيهاي شديد آبي را به دنبال دارد. ما تا كنون در زمينه كشاورزي كارهاي زيادي انجام ندادهايم و متاسفانه بدون برنامه پيش رفتهايم ضمن اينكه حضور وزارتخانهها در اين زمينه كم رنگ است.»
بيلان آب همچنان منفي
زماني كه سفرههاي زير زميني نتوانند ميزان آب استخراج شده در طول مدت طولاني را جبران كنند بيلان آب در آن دشت منفي خواهد شد. اين زنگ خطر و تلنگر جدي براي بسياري از سفره آبهاي زيرزميني و دشتهاي آبخيز است. به طوري كه اخيرا اعلام شده كه بیلان آب در 290 دشت منفی است.
به اعتقاد بسياري از كارشناسان مدیریت صحیح آب بخش کشاورزی راهکار رفع مشکل کم آبی است.
وضعیت فعلی دشتهای کشور ناشی از اعمال مدیریت منابع آبی در گذشته است که بخش کشاورزی براساس سیاستهای مدیران منابع آب، میزان آب در اختیار خود را برای فعالیتهای کشاورزی مصرف کرده است.
محمدرضا رحمتیان يكي از فعالان محيط زيست و منابع طيبعي درباره ارائه راهكاري عملي براي مقابله با خشكسالي به گزارشگر روزنامه كيهان ميگويد:«ببينيد در واقع اگر در زمینه مدیریت منابع آب از جمله میزان تخصیصها در برداشت آب و عدم توجه به سفرههای زیرزمینی اشکالاتی وجود دارد، این اشکالات به مصرف آب توسط کشاورزان مربوط نمیشود. ضمن اينكه چنانچه اگر استانها هم قانون ويژه اي را به تصويب برسانند و برنامههاي مدوني داشته باشند ميتوانيم با اين بحران مقابله كنيم. براي مثال الگوي كشت بسياري از نواحي كشاورزي اصلا با الگوي اقليمي متناسب نيست. مثلا چرا استان خشكي مثل خراسان رضوي بايد به زير كشت محصولي مثل چغندر باشد؟ كاشت چغندر يعني اتلاف و بلعيدن آب كشاورزي.»
وی ادامه میدهد: «اما بايد در نظر داشته باشيم كه اين تعيين الگوي كشت، كار كشاورز نيست و بر عهده دولت است كه با توجه به موقعيت و خشكسالي منطقه الگوي كشت مناسبي براي هر منطقه تدوين كند. اين طور نباشد كه هر كشاورزي در هر منطقهاي هر محصولي كه دلش خواست بكارد و برداشت كند. مثلا قانوني تدوين شود تا كشاورزان دشت همدان فقط اجازه كاشت سه محصول را داشته باشند. محصولاتي كه به موقعيت آبي و اقليم اين منطقه تناسب داشته باشد مثل گندم، جو، ذرت و .... چون ما خشكساليهاي متعددي را تجربه كردهايم بايد از تجربيات اين سالها استفاده كنيم. چرا كه يكي از تبعات اصلي اين خشكساليها بلعيدن آب منطقه است.»
اين كارشناس منابع طبيعي در ادامه يادآور ميشود:«در اين سالها سفره آبهاي زيرزميني بيلان منفي داشتهاند و به صورت طبيعي در زمان مشخص خود تجديد نشدهاند. در حال حاضر بيشتر سفره آبهاي زيرزميني نيمه شرقي تماما بيلان منفي داشتهاند و حدود 40 دست فرو نشست كردهاند كه همان طور كه ميدانيد دشتهايي كه فرونشست داشته باشند، جبران نميشود. تا زماني كه ما الگوي كشت مناسب و استفاده از سيستم آبياري مناسب در كشور نداشته باشيم به صورت جدي با اين چالش دست به گريبان خواهيم بود. البته عدهاي ديگر از فعالان اين حوزه نيز معتقدند براي رسيدن به چشمانداز مورد نظر و پشت سر گذاشتن بحرانهاي اينچنيني قبل از هر كاري بايد فرهنگسازي گذشته در ميان جامعه اصلاح شود. باید با حذف واژه پدیده خشکسالی، این واقعیت را که ایران دارای اقلیمی خشک است در جامعه فراگیر و خود را با این وضعیت سازگار کنیم و به دنبال استفاده از فناوریها و روشهای جدید برای مقابله با این شرایط خشک باشیم نه اينكه با اين تصور كه خشكسالي يك پديده مقطعي است، صرفا مردم را به كاهش مصرف خانگي آن هم فقط براي ماههاي گرم سال دعوت كنيم. اگر سالها روي اين فرهنگ اشتباه مصرف كار كنيم ميتوانيم اميدوار باشيم كه بحرانهايي از اين دست را پشت سر بگذاريم.»