کد خبر: ۲۷۹۱۹
تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۳۹۳ - ۱۸:۰۵

مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها بهانه‌ای برای جهانی‌سازی

همه چیز خوب به نظر می‌رسد. بنگاه‌های اقتصادی که دستشان به دهانشان می‌رسد به کارهای عام‌المنفعه دست زده و بدون هیچ چشم‌داشتی، برای بهبود وضع عمومی جامعه هزینه می‌کنند؛ کمک‌هایی خیرخواهانه که صرف امورات اجتماعی و ارتقاء رفاه عمومی شده و فعالیت‌هایی انسان‌دوستانه از سوی تاجرانی که تا پیش از این بدون حساب و کتاب، یک پول سیاه هم به کسی کمک نمی‌کردند. گویا ورق برگشته است و این بار گربه‌ها برای رضای خدا موش می‌گیرند! شرکت‌های بزرگ با دل کندن از فضای زمخت اقتصادی وارد اجتماع شده و بدون آنکه تحکمی در کار باشد، به ادای دین و انجام «مسئولیت اجتماعی» خود می‌پردازند. حوزه‌ای فراخ که گستره آن از مدرسه‌سازی شروع شده و تا تولید محتوا برای مدارس کودکان نابینا ادامه پیدا می‌کند!

حاکمیت شرکت‌ها در عصر جهانی شدن
در دهه‌های پایانی قرن بیستم، بحث جهانی شدن و ایجاد یک جامعه جهانی یک‌دست با حضور یک کدخدای واحد بالا گرفت. جهانی شدن را می‌توان فرایند یکپارچگی مردم جهان در یک جامعه واحد قلمداد کرد. «جهانی شدن در حقیقت یکی از مراحل پیدایش و توسعه تجدد و سرمایه داری جهانی است و به مجموعه فرایندهای پیچیده، که به موجب آن دولت‌های ملی به نحو مطلوب و فزاینده‌ای به یکدیگر وابسته می‌شوند، اطلاق می‌شود.»
از ویژگی‌های مهم جهانی شدن، شکل‌گیری ابرشرکت‌هایی در ابعاد جهانی بود که شرایط تولید و مصرف را فراتر از مرزهای جغرافیایی کشورها رقم می‌زدند به طوری که تولید در یک کشور و مصرف در کشوری دیگر صورت می‌گرفت. شرکت‌های فراملیتی روز به روز بزرگتر شدند و اکنون کار تا جایی پیش رفته که درآمد سالانه برخی از آن‌ها با تولید ناخالص ملی کشورهای دیگر برابری می‌کند. مدیریت بین‌المللی این غول‌های تجاری نیز به دلیل سیطره بر شاهراه‌های اقتصادی و وزن سنگین در اقتصاد جهان، تا به امروز بر جریانات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دنیا حکومت کرده و در ابعاد تعیین رئیس جمهور کشورها اعمال نفوذ می‌کنند. شرکت‌های چند ملیتی که ابزار سلطه کشورهای استعمارگر در عصر جدید محسوب می‌شدند هر چند قدرت بسیاری پیدا کرده بودند، اما کما کان به اقبال مردم نیاز داشتند.
پس از انقلاب صنعتی و شکل‌گیری تولید انبوه، این نهادهای بزرگ تولیدی قادر نبودند تمام محصولات خود را بفروشند لذا  اقدام به گسترش مصرف‌گرایی از طریق «ذائقه‌سازی» و با استفاده از ابزار تبلیغات کردند. اما در ادامه راه با بدبین شدن مصرف‌کنندگان به فعالیت‌های آنان از یک سو و گسترش مطالبات اجتماعی از سوی دیگر، شرکت‌های بزرگ نیز وارد حوزه مطالبات و مسئولیت‌های اجتماعی شدند تا از این قافله عقب نمانند.
موش‌گیری برای رضای خدا!
مسئولیت اجتماعی شرکت یا سازمان، که به اختصار با CSR Corporate Social Responsibility)) نشان داده می‌شود، به نقش شرکت‌ها درحوزه اجتماع می‌پردازد. مجموعه وظایف و تعهداتی که یک شرکت باید در جهت کمک به جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کند انجام دهد، مسئولیت اجتماعی آن شرکت محسوب می‌گردد.
مسئولیت اجتماعی شرکت در تعریفی روشن‌تر، فعالیت‌هایی است که سود و منفعت اجتماعی را افزایش می‌دهد و فراتر از منافع سازمان و آن چیزی است که قانون به انجامش الزام کرده است.
این کارها از جامعه‌ای به جامعه دیگر متفاوت است. یک کشور آفریقایی نیاز حیاتی به بهداشت و آموزش دارد پس گسترش شبکه بهداشت یا تأسیس یک مدرسه در آن‌جا بسیار کارگشاست اما در یک کشور توسعه یافته، حمایت از فعالان محیط زیستی ایجاد مرکزی برای نگهداری کودکان کم‌توان ذهنی یا آنان که از ناراحتی‌هایی مشابه رنج می‌برند، پیشنهاد خوبی است.
از روز نخست، این مسئولیت "خودخوانده” در نسبت با محیط اجتماعی پیرامون سازمان‌ها و در حوزه‌هایی مشخص و بدون توقع مالی تعریف شد اما واقعیت چیز دیگری است؛ هر چند ممکن است کسانی باشند که بدون چشم‌داشت و تنها برای ادای دین انسانی و اعتقادی خود به اموراتی از این دست بپردازند، اما توقع انجام کارهایی با نیات غیرمادی در این دنیای بی‌رحم که جز پول چیزی را نمی‌شناسد، آن هم ازسوی شرکت‌هایی که برای سود بیشتر از هیچ عمل و تبانی دریغ نمی‌کنند، نابجا به نظر می‌رسد.
برای پی بردن به رویکرد هزینه-فایده شرکت‌های فوق نسبت به مسئولیت‌های اجتماعی شرکتی نیازی به سرکشی از ترازنامه مالی آن‌ها نیست و با مراجعه به الگوهای مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در قبال جامعه می‌توان به میزان تعهد آنان به مسئولیت‌های اجتماعی پی برد! در این الگوها تأکید شده است در صورتی این کمک‌ها توجیه‌پذیر خواهد بود که به افزایش اعتبار شرکت، بهبود عملکرد مالی، اعتلای وجهه مارک تجاری، گسترش بازارها و... منتهی گردد. حتی در برخی از رویکردها به مسئولیت اجتماعی شرکتی، بر الگوی «سرمایه‌گذاری برای بازگشت بیشتر» تأکید می‌گردد.
با نگاهی به این قبیل فعالیت‌ها در سطح جامعه می‌توان اصول فوق را در بوته راستی‌آزمایی قرار داد. تبلیغاتی که پس از انجام یک امر خیرخواهانه توسط یک شرکت یا نهاد صورت می‌گیرد عوایدی را در پی دارد که قابل مقایسه با هزینه‌های مربوط نیست. البته تبلیغاتی که در کنار کارهای عام‌المنفعه صورت می‌گیرد فی نفسه مورد سرزنش نیست، بلکه آنچه محل اشکال است از دو ناحیه گسترش مصرف‌گرایی و تقلیل نفوذ حاکمیتی کشورها در امور اجتماعی خودشان است!
تولیدکنندگان بزرگ در قالب مسئولیت‌های اجتماعی به شکل‌گیری نیاز کاذب در مردم دامن زده و با جلب اعتماد آنان و هدایت مصرف جامعه به سمت تولیدات مورد نظر، به تعمیق تبلیغات فاش رسانه‌ای خود می‌پردازند. اما مشکل تکان‌دهنده زمانی روی می‌دهد که این شرکت‌ها با سیاست‌های نهادها و سازمان‌های بین‌المللی برای یکسان‌سازی فرهنگی جوامع در راستای تثبیت فرایند جهانی‌سازی، همراهی می‌کنند.
هم‌پیاله با دزدان!
اکنون دیگر خطی که سازمان‌های بین‌المللی نظام لیبرال سرمایه‌داری برای استعمار جوامع و آماده‌سازی ملت‌ها برای پذیرش دین و فرهنگ واحد با کدخدای واحد و در قالب دهکده جهانی دنبال می‌کردند زده شده است. این سیستم پیچیده با نفوذ در نظام‌های اقتصادی، سیاسی و خصوصاً فرهنگی و با تکیه بر نیروهای وابسته در درون کشور، اهداف خود را پیش می‌برد. نفوذ به نظام آموزشی به منظور ترویج اندیشه‌های تئوسوفیستی که توسط شرکت چندملیتی هند شرقی دنبال می‌شد، نفوذ به نظام بهداشتی به منظور پیگیری سیاست‌های تحدید نسل در کشورهای خاورمیانه و سیطره بر نظام آموزش آکادمیک اقتصاد در ایران جزء همین برنامه‌ها محسوب می‌گردد که قبلا زوایایی از آن بر ملا شده است.
اما با وجود آشکار شدن بسیاری از وابستگان فکری نظام لیبرال سرمایه‌داری، همچنان خط و ربط‌های آن‌ها در جوامع متعدد پنهان مانده است. موسسات، نهادها، سازمان‌ها، شرکت‌ها و افرادی هستند که دانسته یا نادانسته، همچنان در این پازل بازی می‌کنند و از چشم مسئولان دور مانده‌اند.
طرح ترویج مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها به واسطه تلاش‌های مستمر تیمی از مدیران شرکت‌های نفتی فعال در ایران همچون علیرضا ا.، مدیر شل در ایران، بیژن خ. خ. و ... در یکی از مراکز تحقیقات استراتژیک نظام با کمک مستقیم UNDP ( برنامه عمران سازمان ملل)؛ پا گرفت. بر این اساس مجموعه شرکت‌های حامی اقتصاد برآمده از سیستم لیبرال سرمایه داری به منظور کاهش مقاومت‌های مردمی در جوامع هدف، به میزان یک تا پنج درصد از سود سالیانه خود را خرج خدمات عام المنفعه با تبلیغات رسانه‌ای فراوان می‌کنند.
علیرضا ا. پروسه مذکور را این گونه توصیف می‌کند: "در سالهای پس از انقلاب با توجه به پارادایم غالب چپ بر فضای سیاسی اقتصادی ایران و نزدیکی برخی از تئوریها و اندیشه‌های چپ با آموزه‌های اسلامی، سرمایه و سرمایه گذار مورد بدبینی قرار گرفتند و یک فضای نا امنی نسبت به صنعت‌گران و سرمایه گذاران و در کل شرکتها  شکل گرفت، این فضای بدگمانی تا آنجا پیش رفت که صنعتگران و سرمایه داران چند سالی در محاق فرو رفتند و حتی بسیاری از سرمایه گذاران نسبت به سرمایه گذاری خود مورد بازخواست قرار گرفتند. این فضای بد گمانی نسبت به شرکتهای خارجی چند ملیتی فعال در ایران چندین برابر بود به گونه‌ای که عملیات شرکتهای بزرگ فراملی در ایران تحت مفاهیم و عنوانهایی چون استثمار و مستعمره نام برده و تحلیل می‌شد. اما مفهوم نوین و مدیریتی مسئولیت اجتماعی شرکتها در ایران در سال‌های اخیر توسط صاحبان صنایع و بخش خصوصی، سازمانهای غیردولتی و روشنفکران و دانشگاهیان مطرح گردیده است.»
در نهایت کتاب‌های پژوهش‌های راهبردی در توسعه اقتصادی ایران، نوشته یکی از مسئولان دولت فعلی که مجموعه همکاری‌های این مرکز تحقیقاتی می‌باشد و لیست کارگاه‌های مشترک برگزار شده در ذیل عنوان «ترویج مسئولیت اجتماعی شرکت ها» به قلم علیرضا ا. و بیژن خ. خ. منتشر شده است.  
سیستم مذکور به واسطه همکاری مستقیم با اتاق بازرگانی مسیر «ارتقاء» شرکت‌ها و کارخانه‌های دلخواه در کشور را پایش نموده و هزینه اقدامات فرهنگی و شبکه‌سازی در مناطق محروم را مستقیما دریافت و برداشت می‌کند. به طور مثال شرکت شل طرح‌هایی همچون سرپرستی زنان بی‌سرپرست در روستاهای سیستان و بلوچستان و بوشهر را در ذیل همین طرح برعهده داشت. توتال و استات اویل و OMV نیز در همین زمینه فعالیت‌های وسیعی از جمله پخش رایگان لوازم جلوگیری از بارداری را تحت مدیریت برنامه عمران سازمان ملل سال‌ها در استان‌های مختلف میان روستائیان  با موفقیت به پایان رساندند. مجموعه فعالیت‌های این شرکت‌ها در قالب برنامه ترویج مسئولیت اجتماعی، منجر به استیضاح نافرجام مسجدجامعی در دوره ریاست بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گردید.
نگاه مسأله‌دار مروجان مسئولیت شرکتی در ایران آن‌جایی شکل جدی به خود می‌گیرد که تلاش می‌شود در راستای نقشه سازمان‌های بین‌المللی برای استحاله فرهنگی کشورها در چارچوب جهانی‌سازی، فعالیت‌های اجتماعی از حوزه‌های ضروری و اثرگذار سنتی به زمینه‌های غیرمرتبط و بحث برانگیز اجتماعی که قابلیت تفاسیر متعدد دارد، منحرف گردد. علیرضا. ا در این رابطه می‌گوید: «در ایران عمدتاً کارهای خیریه محور اصلی فعالیت اجتماعی تلقی می‏شوند. به دلایل مختلف، بسیاری از صاحبان کسب و کار و افراد خیّری که از دل تجارت بیرون آمده‏اند به چالش‏های اجتماعی کشور آگاه نیستند و به همین دلیل روی چند حوزه تمرکز می‌کنند؛ از جمله ساخت بیمارستان، مدرسه، سرپرستی بچه‌های بی‏سرپرست و کمک به خیریه‌های مختلف. ولی چالش‏های اجتماعی ما ناشناخته است و واقعا نمی‌دانیم چقدر درگیر موضوعی مثل اعتیاد یا عدم توان‌مند بودن زنان یا نقض حقوق کودک هستیم. برای همین برخی از کارهای خیریه در ایران به هدر می‏رود .... در شرکت‏های بزرگ که سهام‌داران متفاوت هستند، بعضی از مدیران کار خیریه می‌کنند، اما ممکن است کار خیر آن‌ها به زمینه فعالیت بنگاه اقتصادی مزبور ارتباطی نداشته باشد و یا کل سازمان به شکل نهادینه درگیر آن نشوند. در عین حال در کشور ما موسسات خیریه آگاه نیستند که چگونه شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی را در امور خیر مشارکت دهند. برخی تصور می‌کنند که شرکت‏ها قلک هستند و از آن‏ها فقط درخواست کمک مالی دارند. در واقع این موسسات، بین خیریه خود و شرکت‌ها مشارکت راهبردی مشخصی را تعریف نمی‌کنند و بازی را به سوی یک تعامل پایدار و همراه با سود دو طرفه نمی‌برند.»
خلأ قانون‌گذاری و نظارت
یقیناً کسی در اهمیت پرداختن به امور اجتماعی در کنار خدمات عمرانی شکی ندارد اما باید بسیار هشیار بود که ورود شرکت‌های نشان‌دار ملی و بین‌المللی به حوزه‌های خاص اجتماعی از سر دلسوزی نیست، لذا باید قوای قانون‌گذار اعم از مجلس و شورای انقلاب فرهنگی و بازوهای مشورتی نظام همچون مجمع تشخیص مصلحت نظام، از طریق قانون‌گذاری به این فعالیت‌های غیراقتصادی بنگاه‌های اقتصادی جهت بدهند. این اتفاق جدیدی در جهان نیست. در همسایگی ما، کشور هند قانونی برای سامان‌دهی به مسئولیت‌های شرکتی وضع کرده است.
طبق این قانون، شرکت برای هزینه بودجه مسئولیت اجتماعی شرکتی باید فعالیت‌هایی همچون ریشه‌کنی فقر و گرسنگی، مبارزه با ویروس ایدز و سایر بیماری‌ها، اطمینان از پایداری زیست‌محیطی، رشد مهارت‌های حرفه‌ای برای کاریابی و پروژه‌های کسب‌وکار اجتماعی را در برنامه‌های خود قرار دهد.
همچنین کمک به صندوق اعانه نخست‌وزیری یا هر صندوق دیگری که از سوی دولت مرکزی یا ایالتی برای توسعه اجتماعی-اقتصادی بر پا شده باشد و کمک و اعانه برای رفاه طوایف، قبایل، سایر اقشار ضعیف، اقلیت‌ها و زنان و هر فعالیت دیگری که ممکن است توصیه شود نیز در این قانون ذکر شده است.
لزوم آشکار بودن این فعالیت‌ها نیز مورد تأکید قرار گرفته بطوری که تأکید شده است: شرکت باید در صورت سود و زیان میزان هزینه‌های صرف شده در فعالیتهای مسئولیت اجتماعی خود را افشاء نماید، همچنین اگر شرکت مبلغ مورد اشاره برای مسئولیت اجتماعی را هزینه نکند، باید دلایل عدم هزینه مبلغ مورد نظر را در گزارش اجباری ذکر نماید.
این سخت‌گیری‌ها برای پیشگیری از بروز مشکلاتی است که در پی ساده‌انگاری این مسائل پیش ‌خواهد آمد بطوری که سایر کشورهای دنیا نیز به خوبی به اهمیت آن پی برده‌اند. لذا ضروری است حاکمیت با درایت در قانون‌گذاری و هوشیاری قوای نظارتی بر قوانین موجود و مصوب در آینده، از انحراف در فعالیت‌های اجتماعی در قالب طرح‌ها و ذیل اسامی مختلف جلوگیری نمایند و به بهانه حمایت از سرمایه‌گذاری خارجی و امنیت سرمایه‌گذاری، امنیت ملی را به مخاطره نیندازند.