کد خبر: ۲۷۷۷۶۰
تاریخ انتشار : ۰۱ آذر ۱۴۰۲ - ۱۸:۵۹

مفهوم تزاحم احکام و اهم و مهم (پرسش و پاسخ)

 
پرسش:
در مواردی که ما در باب عمل به تکلیف شرعی خود، با مواردی مواجه می‌شویم که نه تعارض است و نه تناقض، بلکه تزاحم می‌باشد، در اینجا چگونه باید عمل کنیم و تکلیفمان بر چه مبنایی تعیین می‌شود؟
پاسخ:
بیان مسئله
یکی از موارد پر کاربرد در زندگی فردی و اجتماعی ما در حوزه عمل به تکلیف، بحث تزاحم و الاهمّ فالاهم است. بیان مسئله چنین است که گاهی یک شی و در آن واحد هم واجب می‌شود و هم حرام، و این تعارض و تناقض هم نیست،  بلکه تزاحم در انجام فعل و تکلیف است. به عبارت دیگر از نظر واضح قانون و حکم تناقض نیست، اما از نظر آن کسی که می‌خواهد عمل کند تزاحم است. به عنوان مثال: تصرف در مال غیر بدون اذن و رضایت او حرام است. از طرفی نجات یک انسان که مشرف به هلاکت است، واجب است، که این دو حکم در جای خود صحیح می‌باشد و تعارضی با یکدیگر ندارند، اما اگر این دو حکم در یک زمان در برابر ما قرار گرفت،‌ کدام‌یک را باید ترجیح داد و اهم کدام است و ملاک آن چیست؟ مثال دیگر اینکه می‌دانیم لمس بدن نامحرم حرام است. فرض کنید شما در کنار دریا یا برکه‌ای قرار گرفته‌اید و می‌بینید زنی دارد غرق می‌شود. در اینجا یکی از این دو کار را می‌توان انجام داد، اگر حرمت لمس بدن نامحرم را ملاک قرار دهید،‌ نباید دست به بدن این زن بزنید، ولی اگر بخواهید او را نجات دهید، باید بدن او را لمس کنید. در اینجا هم تعارض و استثنایی وجود ندارد، بلکه باید ملاک الاهم فالاهم را رعایت کرد. به تعبیر دیگر در این گونه موارد، باید با اجتهاد عقلی آن حکمی که بزرگ‌تر و با اهمیت‌تر است را ملاک عمل قرار داد و امر مهم را ترک کرد.
شاخص الاهم فالاهم
در این گونه موارد باب تزاحم بسیاری از مشکلات را حل می‌کند. اسلام قوانین خودش را روی اصول و حیثیات و عناوین قرار داده نه روی افراد، بنابراین هرگاه عناوین در یک جا با یکدیگر جمع شوند و تزاحم پیدا کنند، انسان باید اجتهاد کند و ببیند کدام یک از آنها بزرگ‌تر و با اهمیت‌تر است؟ و به دنبال آن اولویت و ترجیح خود را به مسئله بزرگ‌تر و مهم‌تر بدهد و آن تکلیف را انجام دهد. لذا در کلامی منسوب به پیامبراکرم(ص) می‌فرماید: اذا اجتمعت حرمتان، طرحت الصغری للکبری» یعنی وقتی دو امر مورد احترام (واجب و حرام) جمع شد، باید کوچک‌تر را به خاطر بزرگ‌تر رها کرد. (النهایه، ابن‌اثیر جزری، ج 1، ص 374) از اینجا معلوم می‌شود که  گاهی ممکن است تکلیف مردم در دو زمان و دو شرایط فرق بکند: در یک زمان، و شرایط ممکن است انجام فعلی حرام باشد، و در زمان و شرایط دیگر ممکن است حلال باشد. 
تزاحم مصلحت فرد با مصلحت اجتماع
از جمله موارد باب تزاحم، مواردی است که مصلحت فرد با مصلحت اجتماع تزاحم پیدا می‌کند، در اینجا هم بدیهی است که مصلحت جمع مقدم است و اهم بر مصلحت فرد می‌باشد. مثلا اگر منزلی که یک مالک دارد و در مسیر جاده و اتوبانی قرار گرفته که لزوما باید تخریب گردد تا آن جاده ساخته شود، در اینجا ساختن آن جاده را بر حفظ آن خانه اهم تشخیص داده، زیرا مصلحت جمع در آن است.
تشریح بدن میت مسلمان
مسئله دیگری که در باب تزاحم مبتلا به است، تشریح بدن میت مسلمان می‌باشد، که آیا تشریح بدن میت مسلمان جایز است یا نه؟ از یک طرف اسلام برای بدن میت مسلمان احترام قائل است و نباید به آن بی‌احترامی شود و حتی مستحب است در امور کفن و دفنش تسریع گردد، ولی از طرفی دیگر، تشریح برای تحقیق علمی و ارتقای آگاهی‌های دانشجویان، ضروری و لازم می‌باشد. فقها گفته‌اند: در صورت امکان بدن میت غیرمسلمان تشریح شود، ولی اگر بدن میت غیرمسلمان پیدا نشد، باز می‌گویند: بدن میت مسلمان مجهول‌الهویه را مقدم بدارند. اما اگر بدن میت مسلمان مجهول‌الهویه هم پیدا نشد،‌ در اینجا از بدن میت مسلمانانی که دارای شخصیت برجسته‌ای هستند مثل علما و مراجع نباشد، استفاده گردد.
لزوم شناخت شرایط زمان توسط مجتهدین 
وظیفه بزرگ مجتهدین، آشنایی با موضوعات است، فقیه اگر با موضوعات آشنا نباشد، اهمیت ما و اولویت‌ها را درک نمی‌کند، وقتی اهم و مهم را درک نکند، چه بسا روی موضوع که کوچک‌تر و کم‌اهمیت‌تر پافشاری می‌کند و موضوع اهم و بزرگ‌تر را از دست می‌دهد، و این مهم از لوازم انطباق اسلام با مقتضیات زمان برای مجتهدین و فقها می‌باشد.