کد خبر: ۲۷۶۵۷۹
تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۴۰۲ - ۱۹:۳۴
مقاله وارده

بررسی نگاه مغفول در تحلیل مسائل زنان

 
اصل ارتباط تکوین و تشریع یکی از ساده‌ترین اصولی است که با اندكي تامل قابل تصدیق و تأیید می‌باشد. این اصل مبین این مطلب است که بین هست‌ها و بایست‌ها ارتباط وجود دارد بدین معنی که بایست‌ها بر مبنای هست‌ها پایه‌گذاری می‌شوند و به عبارت ديگر، تكوين پايه و اساس تشريع مي‌باشد.
در نگاه اسلامي اين اعتقاد وجود دارد كه خلقت هستي كاملا هدفمند و غايت‌محور بوده و خداوند حكيم و عادل، نظام آفرينش را بر اساس يك طرح قبلي و برنامه هدفدار استوار گردانده است (سوره دخان، آيه 38). جهان از مبدأیي خردمند آفريده شده و به سوي غايتي حكيمانه در حركت است. و در اين جهان هدفمند هيچ موجودي گزاف و بي‌حساب آفريده نشده و سستي و كژي در اين جهان راهي ندارد. (سوره ملك، آيه 3). بنابراين تنوع‌ها و تفاوت‌ها نشانه كاستي در كار طبيعت و خلقت نيست بلكه هر كدام دقيقا در راستاي اهداف حكيمانه آفرينش است و اين تفاوت‌ها در ادامه به تجانس و انسجام جامعه ختم مي شود. با همين منطق تفاوت‌هاي زن و مرد نيز قابل فهم و توجيه مي‌باشد.
اينجا همان نقطه‌اي است كه راه ما را از مكاتب غربي جدا مي‌كند. زيرا آنها نه تنها مخالف حكمت خلقت و هدفمندي آن بوده بلكه طبيعت را نيز مسئول ظلم‌هاي تاريخي ناشي از اين تفاوت‌ها مي‌دانند. نكته‌اي كه همواره در اين نوع نگاه به هستي مغفول مانده و هيچ توجيهي ندارد اين است كه آيا اگر هيچ تفاوتي در خلقت وجود نداشت و همه به همديگر شباهت مي‌داشتند چه اتفاق مباركي مي‌افتاد؟ حالتي را تصور كنيد كه همه قاشق‌ها چنگال بودند.آيا ديگر غذا خوردن ممكن مي بود؟ مسلما خير. زيرا هر كدام از اينها كاركرد مختص خود را دارند و تاكيد كردن بر يكي و غفلت كردن از ديگري نه تنها مفيد نخواهد بود بلكه باعث به‌وجود آوردن بحران نيز خواهد شد.
با اين تحليل ساده و در عين حال با اهميت، مي‌توان مسئله تفاوت‌هاي زن و مرد را بررسي كرد. خلقتي كه در آن دوگانگي ميان زن و مرد وجود نداشته باشد و همه از يك جنس و با يك ويژگي و كاركرد باشند نه‌تنها عبث و بيهوده خواهد بود بلكه هيچ جذابيتي را نيز به دنبال نخواهد داشت.
بايد توجه داشت كه درك حقيقت تكوين و تشريع متناسب با آن، از عهده بشر خارج است زيرا دامنه حيات و گستره تاثير افعال بشري به زمان حال محدود نمی‌شود بلكه به دليل ارتباط و تاثير حوادث به يكديگر، رفتار ما در پهنه جهان و در درازاي تاريخ تاثير دارد. لذا بديهي است كه شناخت امور از عهده بشري كه دانشي محدود و خطا‌پذير در اختيار دارد و از آينده خود و جهان آگاهي ندارد، بيرون است. در قران كريم مي آموزيم كه خالق هستي خود متصدي هدايت بشر است (سوره طه، آيه 50) و اين هدايت محدوده قانون‌گذاري را نيز در بر مي گيرد (سوره نساء‌، آيه59). نكته مهم اينجاست كه دامنه قانونگذاري به امور فردي و عبادي محدود نمی‌شود بلكه به همان‌سان در امور اجتماعي نيز جريان دارد و اين نكته‌اي است كه راه ما را از طرفداران نهضت زنان در غرب(فمينيسم) جدا مي‌كند زيرا آنها معتقدند كه انسان در روابط اجتماعي از هدايت الهي بي‌نياز است (سكولاريسم) و تنها بر پايه عقلانيت ابزاري مي‌تواند خواسته‌ها و آمال بشري را برآورده سازد(اومانيسم).(1)
در فرهنگ اسلامي به دليل وجود نگاهي نظام مند و جامع به بشر، ملاك ارزشگذاري انسان‌ها داشتن شئون اجتماعي و خانوادگي، استعدادها و داشته‌هاي تكويني، چون نمايانگر هدايت يافتگي آنها نيست به خودي خود ارزشي ندارد بلكه نحوه به‌كارگيري اين داشته‌ها و نزديك‌تر شدن به هدف غائي كه همانا قرب الهي است ملاك ارزشمندي انسان‌ها محسوب مي‌شود. اين در حاليست كه در مكاتب مادي غرب چون انسان در پيوند با اصل خويش و در نسبت با هدف غائي خلقت تحليل نمی‌شود و نظام جامع حيات مدنظر قرار نمی‌گيرد، تنها در ارتباط با حقوق مادي و منزلت اجتماعي ارزشگذاري مي‌شود.(2) به همين دليل است كه در غرب كار خانگي زن چون بي‌مزد بوده و بدون منزلت اجتماعي تلقي مي‌شود بي ارزش است ولي در نظام اسلامي از آنجا كه كار خانه باعث استحكام پيوند زناشوئي مي‌شود و حاصل استحكام اين پيوند در نهايت به نفع جامعه بوده و در جهت قرب و رضايت خدا قرار مي‌گيرد، با ارزش محسوب مي‌شود.
نتيجه اينكه در نظام اسلامي، كمال انسان به تحقق استعدادهاي فردي در جهت بندگي خداوند است و راه رسيدن به اين هدف را هم قوانين و حقوق اسلامي مشخص مي‌كند لذا در تفكر اسلامي حقوق به خودي خود هيچ ارزشي ندارند چرا كه برگرفته از تكوين بوده و تكوين بذاته ارزشمند نيست.
 مهدیه ساسانی- کارشناس ارشد مطالعات زنان
____________________________________
1- زيبائي‌نژاد، محمدرضا و سبحاني، محمدتقي. درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام. تهران: دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، چاپ چهارم 1383، ص 43.
2- همان، ص 46.