نقد دیدگاههای تربیتی (۲) (پرسش و پاسخ)
پرسش:
آیا مبانی مطرح شده در تربیت شامل: عادت و یا عصیان در مقابل عادت با آزادی عقلانی و اخلاقی از منظر اسلام و تربیت اسلامی صحیح میباشد؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سوال به طرح دو دیدگاه و مکتب تربیتی شامل: 1- دیدگاه عادت مبنای تربیت 2- دیدگاه عصیان در مقابل عادت پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی میگیریم.
1- نقد دیدگاه عصیان علیه عادت
کانت و روسو گفتهاند: عادت بشر را به صورت ماشین درمیآورد و روح ابتکار را در انسان میکشد و اختیار و حریت و اراده را از او سلب میکند. کانت میگوید: هر اندازه عادات بشر زیاد باشد، استقلال و آزادیاش کمتر میشود. البته منظور، آزادی عقل است. بنابراین عقیده، چون خاصیت عادت این است که اراده را ضعیف میکند، به نحوی که انسان نمیتواند علیه مأنوسات روحی و جسمی خود قیام کند، پس عادت در هر زمینه بد است، لذا در مقابل این تعریف که تربیت فن تشکیل عادت است میگویند: تربیت فن عصیان و برهم زدن عادت است. این نظر علیرغم اینکه به صورت کلی درست است، ولی دلیل نمیشود که عادت مطلقا بد باشد. زیرا عادات بر دو قسم است: 1- عادات فعلی 2- عادات انفعالی. عادات فعلی آن است که انسان تحت تاثیر یک عامل خارجی قرار نمیگیرد، بلکه کاری را در اثر تکرار و ممارست، بهتر انجام میدهد. هنرها و فنون و حتی بسیاری از ملکات نفسانی عادات فعلی است. مثل: شجاعت، عدالت، عفت و جود و سخا و... بنابراین عادات فعلی کارها را بر ما آسان میکند، ولی در عین حال باید عقل و اراده و یا عقل و ایمان را آنچنان قوی نگه داریم که هم اسیر طبیعت نباشد و هم اسیر عادت. اما در عادات انفعالی، به جهت ایجاد انس، انسان اسیر عادت میگردد. بنابراین عادات فعلی به عامل خارجی ارتباط ندارد، ولی عادات انفعالی، عاداتی است که انسان تحت تاثیر یک عامل بیرونی است و معمولا حالت انس برای انسان ایجاد میکند و او را اسیر خود میکند.
فعل اخلاقی و معیار آن
فعل اخلاقی یک معیار مورد قبول همه ندارد، یعنی هر مکتبی بر حسب جهانبینی و اصول خود، فعل اخلاقی را چیزی میداند که ممکن است با آنچه دیگران میگویند مخالف باشد، اقوال مختلف در این رابطه عبارتند از:
1- هر کار ارادی و اختیاری انسان اخلاقی است. یعنی ملاک کار اخلاقی را اراده بودن و ملاک کار طبیعی را بلااراده بودن میداند.
2- ملاک فعل اخلاقی این است که به غیر ارتباط داشته باشد. یعنی نفع یا ضرر رساندن به غیر، و یک سلسله عواطف مثبت و منفی نسبت به دیگران.
3- فعل اخلاقی فعلی است که از عقل برخیزد و هیچ عاطفهای در آن دخالت نداشته باشد، خواه اختصاص به خود انسان داشته باشد و خواه مربوط به غیر باشد.
4- فعل اخلاقی فعلی است که از وجدان انسان سرچشمه میگیرد و وجدان همان است که در فطرت هرکس وجود دارد و این تا اندازهای درست است و قرآن هم میفرماید: «فالهمها فجورها و تقواها» در درون و نفس انسانها خداوند فجور و تقوا را الهام کرده است.(شمس- 8) کانت میگوید: کار اخلاقی، کاری است که از فطرت و وجدان انسان سرچشمه میگیرد، یعنی حکم وجدان مجرد از هر تربیت و عادتی.
معیار فعل اخلاقی
فرق فعل اخلاقی با فعل عادی(غیراخلاقی) چیست؟ کارهای طبیعی و عادی مانند: خوردن و خوابیدن و... را کسی فعل اخلاقی نمینامد، ولی بعضی از کارها هست که فعل غیرطبیعی و اخلاقی شمرده میشود، مانند کسی که ایثار میکند، میگویند او یک عمل اخلاقی انجام داده است.
تفاوت تربیت و اخلاق
تربیت با اخلاق تفاوت دارد، با اینکه اخلاق هم خود نوعی تربیت است. تربیت مفهوم پرورش و ساختن را میرساند و بس و فرقی نمیکند که تربیت چگونه و برای چه هدفی باشد، یعنی در مفهوم تربیت، قداست نخوابیده است و شامل حیوانات هم میشود. اما در مفهوم اخلاق قداستی نهاده شده و لذا کلمه اخلاق را در مورد حیوان بهکار نمیبرند. فن اخلاق و تربیت با هم فرق دارد. فن تربیت و مطلق پرورش تابع غرض ما است که طرف را چگونه و برای چه هدفی پرورش دهیم. اما علم اخلاق یا فن اخلاق امری تابع عرض ما نیست که بگوییم اخلاق بالاخره اخلاق است، حال هر جور که ما بار بیاوریم! در مفهوم اخلاق نوعی قداست خوابیده است.