تعالی فرهنگ عمومی و تجلی اخلاق شهروندی-بخش نخست
گالیا توانگر
شخصی به سقراط مراجعه کرد و گفت علاقهمند است به فلان شهر برود و ساکن شود. سقراط از او پرسید: «اهالی آن شهر چگونه مردمی هستند؟» وی پاسخ داد: «مردمی صمیمی، مهربان، امانتدار و با دیانت.» سقراط میگوید: «این شهر محل خوبی برای زندگی تو و خانوادهات خواهد بود.»
رفتارها و نگرشهای هر شهروندی در سرنوشت آن شهر دخالت دارد. شهروندی که خود را عضوی از خانواده بزرگ شهری میداند و تلاش میکند همواره وظایف شهروندی را بهخوبی انجام دهد، باعث میشود رفتارهای شهروندی و اجتماعی شده در دیگران نیز پرورش یابد.
مطالعه نشان میدهد که شهروندان مسئولیتپذیر و آشنا به حقوق شهروندی خودبهخود بهوجود نمیآیند، بلکه در اثر آموزش مهارتهای زندگی جمعی و تحت آشنایی بافرهنگ شهرنشینی اهالی میآموزند چگونه در یک شهر زندگی کنند؟ چگونه حریم خصوصی دیگران را محترم بشمارند؟ و در نهایت چگونه در اداره یک شهر مشارکت داشته باشند؟
لازم به ذکر است که این گزارش به مناسبت روز فرهنگ عمومی تهیه شده است.
نقش خانواده در نهادینه کردن فرهنگ عمومی
عمود خیمه هر شهری مجموعه اعتقادات و نظامهای ارزشی شهروندان آن شهر است تا زمانی که اعتقادات و اخلاقیات شهروندان در مسیر تعالی پیش رود این عمود خیمه همواره پابرجا میماند و وقتی ضد ارزشها را میگیرند این عمود خیمه فرومیریزد و آنوقت همه متفرق میشوند.
فرهنگ عمومی عبارت است از: مجموعه منسجم نظامیافتهای از اهداف، ارزشها، عقاید، باورها، رسوم و هنجارهای مردم متعلق به یک جامعه بزرگ، قوم یا ملت. این یک تعریف کلی از فرهنگ عمومی است؛ اما احتمالاً شما هم مثل من میگویید اینها یعنی چه؟ اجازه دهید با زبان سادهتر برایتان توضیح دهیم. فرهنگ عمومی عملاً تمام قانونهای نانوشتهای است که ما مردم جامعه در زندگی به آن پایبندیم و طبق عادت آنها را انجام میدهیم و این عادتها عملاً ریشه در پیشینه تاریخی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی ما انسانها در یک جامعه دارد.
مهین لشکری یک فرهنگی برایمان درباره کانال اصلی نهادینه کردن فرهنگ عمومی توضیح میدهد: «فرهنگ عمومی هر ملت گرچه یک کلیت اجتماعی با پیشینهای قدرتمند است، اما همین فرهنگ در کوچکترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده، برای فرزندان جا میافتد. نه اینکه جامعه نقشی در نهادینه کردن فرهنگ عمومی نداشته باشد، اما بههرحال نقش خانواده این زمینه، بسیار مهمتر است و وای به آن روزی که خانوادهای از برخی فرهنگهای عمومی بهدور باشد و نتواند وظایف خود در قبال فرزندان را بهدرستی انجام دهد. بگذارید با یک مثال ساده برایتان توضیح دهم. چند وقت پیش با ماشین مدلبالای دوستی راهی سینما شدیم و در میانه راه، این دوست محترم، جلد بستنی خود را طوری به بیرون پرت کرد که انگار کاری عادی انجام داده و اصلاً اتفاق عجیبی نیفتاده است. در همان حال با شوخی به او متذکر شدم که جای زباله وسط خیابان نیست. پاسخ او در لحظه چیزی جز یک کلمه «بیخیال» نبود! اما جالب اینجاست که دفعه بعد وقتی با او همراه شدم، کیسه مخصوص زباله ماشین به خودرواش اضافه شده بود.»
وی در ادامه میافزاید: «بهواقع یکسری فرهنگها بهویژه فرهنگ عمومی درست از درون خانواده شکل میگیرد و خانوادهها باید خود را با فرهنگ غالب جامعه وفق دهند، زیرا در غیر این صورت، هم خودشان به افرادی هنجارشکن تبدیل میشوند و هم جامعه را میآزارند؛ پس چه خوب است که همه ما از همین امروز و به بهانه روز فرهنگ عمومی، با دقت بیشتری به هنجارها و عادتهای خوب اجتماعی فکر کنیم و بدانیم که فرهنگ عمومی گرچه یک قانون و الزام نیست؛ اما همه ما به عنوان عضوی از جامعه، موظف به رعایت آن هستیم تا متهم به هنجارشکنی نشده و به قول رهبر معظم انقلاب بتوانیم در سرنوشت یک ملت اثری مثبت بگذاریم.»
نظرات جامعهشناسان درباره شهروندان یک جامعه
شهروندی میگفت: «بیست سال تلاش کردم شهر خود را تغییر دهم، نتوانستم. بیست دقیقه فکر کردم و تصمیم گرفتم خودم را تغییر بدهم. بعد از بیست و سه سال و بیست دقیقه احساس کردم شهرم در حال تغییر است.»
شهرداری به عنوان شهردار نمونه انتخاب شد و نشان افتخار گرفت. فردای آن روز نشان خود را به موزه شهر تقدیم کرد و روی آن نوشت: «تقدیم به شهروندان گرامی برندگان اصلی.»
اما در واقع یک شهروند خوب چه رفتاری دارد؟
رضا مقتدریان کارشناس ارشد جامعهشناسی برایمان توضیح میدهد: «برخی جامعهشناسان سه تعریف كلی در خصوص شهروندان یک جامعه آوردهاند:
شهروندانی با احساس مسئولیت فردی: چنین شهروندی یاد گرفته در جامعه رفتار مسئولانهای داشته باشد؛ برای مثال به محیطزیست اهمیت میدهد، هرگز در خیابان زباله نمیریزد و در بازیافت زباله با دولت همكاری میکند و بهطور کلی پیرو قوانین جامعه است. چنین شهروندی به طور خودجوش به فقرا كمک میکند و بدون تردید داوطلب انجام كارهای عامالمنفعه میشود. معمولاً در بیشتر جوامع برنامههای آموزشی ترتیب میدهند تا شهروندان خود را به داشتن این نوع احساس مسئولیت تشویق كنند. برنامهریزان امیدوارند بتوانند شهروندانی تربیت كنند كه صادق، منظم و سختکوش باشند.
شهروندان مشاركتی: این شهروندان از آن دسته افرادی هستند كه در مسائل و مشكلات شهری و اجتماعی جامعه خود حضوری فعال دارند. درواقع روی تلاش جمعی بسیار تأکید میکنند و اصطلاحاً جامعهمحور هستند.
این شهروندان یاد میگیرند با كمك یکدیگر جامعهشان را اداره كنند و كمتر از خود رفتارهای فردگرایی بروز دهند. برای نمونه شهروندی با احساس مسئولیت فردی ممكن است برای كمك به فقرا غذا سفارش دهد، اما در جامعهای كه شهروندانش رفتار مشاركتی دارند مكانی برای تهیه غذا در نظر میگیرند و با كمك یکدیگر برای فقرا و بیخانمانها غذا درست میکنند. چنین جامعهای با وجود شهروندانی با این خصوصیات كه میتوانند در قبال یکدیگر رفتار متعهدانهای داشته باشند و با همیاری هم مشكلات را از میان بردارند، در نهایت به سعادت میرسند.»
این جامعهشناس به معرفی دسته سوم شهروندان تحت عنوان شهروندان عدالتمحور پرداخته و میگوید: «این نوع شهروندان از آگاهی بسیار بالایی برای داشتن یک جامعه شایسته برخوردارند. آنها توانایی تحلیل و درك تمام مسائل جامعه خود را داشته و نقش متقابل نیروهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را کاملاً میفهمند و به عدالت اجتماعی ازهرجهت معتقدند و برای رسیدن به سطح مطلوبی از عدالت تلاش زیادی میکنند. این نوع شهروندی با شهروندی مشاركتی شباهتهایی در خصوص تأکید كار دستهجمعی دارد و معتقد است برای حل مسائل و معضلات جامعه، كل افراد آن جامعه باید دخیل باشند.»
کاهش آسیبهای اجتماعی با جلب مشارکت شهروندان
پرسیدم: شهر کجاست؟
گفت: جایی که در آن زندگی میکنیم.
پرسیدم: شهر کجاست؟
گفت: جایی که در آن کسب درآمد میکنیم.
پرسیدم: شهر کجاست؟
گفت: جایی که در آن با انتخابات سرنوشت خودمان را تعیین میکنیم.
پرسیدم: شهر کجاست؟
گفت: جایی که در آن استراحت میکنیم.
پرسیدم: شهر کجاست؟
گفت: جایی که در آن تفریح میکنیم.
پرسیدم: شهر کجاست؟
گفت: جایی که در آن فرزندانمان را تربیت میکنیم.
گفتم: پس شهر و شما خیلی به هم مربوط هستید.
آخر سطر نوشتند: «شهر ما خودمان هستیم.»
سعید جابری انصاری مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز میگوید: «بافت فرسوده به عنوان بخشی از کالبد و واقعیت محیطهای شهری، همواره به عنوان یک تهدید بالقوه در حوزه ایمنی و سلامت شهروندان بهویژه در مواقع بروز حوادث و بحرانهای طبیعی مطرح بوده است.»
وی بیان میکند: «تهدیدات و آسیبهای بافت فرسوده تنها محدود به خسارات جانی و مالی مرتبط با کالبد فضاهای فرسوده نبوده و افزایش پتانسیل آسیبهای فرهنگی و اجتماعی را نیز در پی خواهد داشت.»
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز تصریح میکند: «بدون شک برای رفع این معضل و بازآفرینی بافتهای فرسوده، ارتباط دوسویه شهروندان و نهادهای مسئول، امری ضروری و حائز اهمیت خواهد بود.»
وی خاطرنشان میکند: «دستگاههای مسئول نظیر شهرداریها، ادارات راه و شهرسازی و ... با پایبندی به ضوابط و دستورالعملهای بازآفرینی بافتهای فرسوده و اولویتبخشی به این حوزه از یکسو و شهروندان نیز با پذیرش و مشارکت حداکثری در اجرای این طرح از سوی دیگر، دو مؤلفه اساسی و بنیادی در کسب نتایج موفق خواهند بود.»
جابری انصاری در تکمیل صحبتهایش میگوید: «آگاهیبخشی و فرهنگسازی از طریق تولید محتواهای آموزشی جذاب و تأثیرگذار در خصوص آسیبها و مخاطرات ایمنی، بهداشتی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از بافتهای فرسوده یک عامل محرک در جهت ترغیب شهروندان به مشارکت و همراهی در اجرای طرحهای مدیریت شهری در این حوزه و نیز مطالبهگری از متولیان و مسئولین خواهد بود که یکی از نمونههای موفق در این حوزه، ساخت انیمیشن شهرانه با موضوع مخاطرات بافت فرسوده بوده که از سوی شهرداری فردیس اکران شده و مورد استقبال شهروندان و مخاطبین قرار گرفته است.»
وی در پایان متذکر میشود: «توجه به این امر و تولید محتواهای فرهنگی و آموزش شهروندی در جهت کسب مشارکت حداکثری شهروندان در مدیریت شهر، بدون تردید از پیشنیازهای توسعه و ارتقای کمی و کیفی شاخصهای زندگی شهری خواهد بود.»
روشهای یک شهروند خوب بودن
همه ما دوست داریم بهعنوان یک شهروند خوب شناخته شویم و هر كس كه واقعاً چنین آرزویی دارد میتواند با روشهای زیر به این هدف دست پیدا كند:
آگاهی: پیش از هر چیز باید آگاه به امور و مسائل مختلف جامعهتان. برخی این آگاهی را با تحصیل در رشتههای مختلف به دست میآورند و برای بهبود اوضاع اقتصادی و اجتماعی جامعهشان قدمهایی برمیدارند و برخی دیگر با مطالعه فراوان به این منظور میرسند. آگاهی بیشتر منجر به تصمیمگیریهای بهتر، هم برای زندگی فردی و هم اجتماعی منجر میشود. برای مثال هنگام رأیگیری و دیگر فعالیتهای مدنی میتوانید امیدوار باشید كه انتخاب درستی داشتهاید.
سختکوشی: سختکوشی یکی دیگر از ویژگیهای یک شهروند خوب است. فرقی نمیکند در چه حرفهای مشغول به كار باشید؛ درعینحال كه میتوانید شغل و درآمد داشته باشید، به جامعهتان هم خدمت میکنید و در نتیجه جامعهتان اقتصادی قویتر خواهد داشت.
بهروز بودن: یک شهروند خوب هرگز از مسائل روز كه روی زندگی جامعه و در نهایت وضع شخصیاش اثرگذار است، بیخبر نیست. باید از اخبار و وقایع روز مطلع باشید و درعینحال وظیفه دارید نظرات و عقاید گروههای مختلف را بشنوید و همه چیز را صرفاً سفید یا سیاه نبینید. در برنامههای مختلف جامعه شركت كنید و هر كمكی از دستتان برمیآید، انجام دهید؛ البته به دنبال سود شخصی در كمکهایتان نباشید.
همیاری و كارهای داوطلبانه: هرگز از کمک کردن به دیگران اجتناب نورزید. شما به روشهای مختلف میتوانید به جامعهتان كمک كنید:
میتوانید در سازمانهای محل زندگیتان كه در جامعه و بهبود آن نقش بسزایی دارند، داوطلبانه كمك كنید. مثلاً سازمانهایی كه برنامههای خانهسازی برای فقرا دارند.
خودتان را به رفتارهای انسانی عادت دهید. اگر توان مالی دارید به كسانی كه دچار مشكل هستند، یاری برسانید. در برنامههای عامالمنفعه مانند تهیه غذا برای بیپناهان و بیخانمانها شركت كنید.
خون و پلاسما اهدا كنید. خون و پلاسما مایعات حیاتی بدن هستند و میتوانند جان هزاران بیمار را نجات دهند، بهویژه اگر دارای گروه خونی كمیاب هستید. کوچکترین كمك شما میتواند تفاوتی بزرگ بین مرگ و زندگی دیگری باشد. این كار بهویژه در مواقع بحران ـ مانند بلایای طبیعی و جنگ ـ بسیار حیاتی است.
به سازمانهای خیریه پول اهدا كنید. البته باید سازمان خیریه مورد نظرتان را بهخوبی بشناسید و سازمانی باشد كه در كار خود صداقت دارد. زیرا برخی سازمانها از پولهای جمعآوریشده فقط برای اداره مؤسسه خود بهره میجویند.
در برنامههای بهبود و پاکسازی محیطزیست شركت كنید.
از خریدن اجناس خارجی امتناع ورزید و با خریدن كالاهای ساخت كشور خود، از صنایع كشورتان و رونق اقتصادی جامعهتان حمایت كنید.
در مصرف انرژی مقتصدانه و صرفهجویانه رفتار كنید و به آیندگان خود نیز اهمیت بدهید.
كمکهای اولیه: یاد گرفتن کمکهای اولیه و دیگر عملیات اورژانسی، یکی از كارهایی است كه هر شهروند خوب و مسئولی باید بداند تا بتواند در مواقع بحران به داد همنوعان خود برسد. اگر شما قبلاً این آموزشها را دیدهاید، سعی كنید هرچند سال یکبار اطلاعاتتان را بهروز كنید تا از مهارتهایتان كم نشود؛ زیرا تحت فشار روحی ممكن است بهراحتی آموختههایتان را فراموش كنید.
ایجاد شغل: هر زمان كه توان مالی داشتید، فرصتهای شغلی ایجاد كنید. با كارآفرینی میتوانید تعدادی از افراد جامعهتان را به كار گرفته و از نرخ بیکاری بكاهید. درواقع اگر تمام كسانی كه موقعیتهای مالی خوبی دارند با كسب آگاهی، فرصتهای شغلی مناسبی ایجاد كنند، جامعه كمتر با بحران بیکاری مواجه میشود و به مرور زمان اقتصاد و وضع كشور
رو به رشد میگذارد؛ البته اگر وضع مالیتان در حدی نیست كه بتوانید؛ مثلاً كارگاه یا شركتی راه بیندازید، اما در حدی است كه بتوانید هرازچندگاهی یکی دو نفر را بهكار بگیرید، باز هم در زمینه ایجاد فرصتهای شغلی مؤثر هستید. مثلاً میتوانید در برخی كارهای منزل مانند شستن فرشها یا تمیز کردن پنجرهها از دیگری كمک بگیرید و با این كار فردی بیکار و نیازمند را به كار بگمارید. با این روش باعث میشوید او بتواند روی پای خودش بایستد.
سالم بودن: یک شهروند خوب به سلامت خود نیز اهمیت میدهد، زیرا بیماری نهتنها باعث آزار خود فرد میشود، بلكه دیگران را هم به دردسر میاندازد؛ بنابراین با دوری از رفتارهای مخرب مانند اعتیاد و رعایت تغذیه درست و ورزشهای مناسب، تا جایی كه میتوانید مراقب سلامت و بهداشت خود باشید.