کد خبر: ۲۷۵۹۷۱
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۴۰۲ - ۲۱:۵۴

اخبار ویژه

 
انگلیس: تظاهرات چند صد هزار نفری در لندن، کار ایران است(!)
 
روزنامه تایمز چاپ لندن می‌گوید پلیس انگلیس هشدار داده که جمهوری اسلامی در حال بهره‌برداری از اعتراضات طرفداران فلسطینی‌ در این کشوراست.
در حالی که لندن چندین نوبت شاهد اعتراضات کم‌سابقه و چند صد هزار نفری علیه جنایات رژیم صهیونیستی در غزه بوده، روزنامه تایمز نوشت: پلیس بریتانیا ضمن آماده شدن برای تامین امنیت در جریان تظاهرات دوباره هواداران فلسطینی‌ها در لندن، روز شنبه شش آبان اعلام کرد عوامل جمهوری اسلامی با دامن زدن به این تظاهرات، در پی ایجاد ناآرامی هستند.
تایمز افزود: افسران پلیس به طور خصوصی گفته‌اند تهران در تلاش است تا تنش‌ها را در تجمعات بر سر بمباران غزه توسط اسرائیل افزایش دهد. افسران پلیس نسبت به افزایش فعالیت «دولت‌های متخاصم» در بریتانیا هشدار داده‌اند.
تایمز نوشت این هشدار به طور مستقیم با حکومت ایران مرتبط است و این تلاش جمهوری اسلامی، شامل یک کارزار اطلاعات نادرست در اینترنت و حضور فیزیکی عوامل جمهوری اسلامی در تظاهرات لندن است.
گزارش تایمز در حالی منتشر شد که ارتش اسرائیل اعلام کرد نیروهای زمینی‌اش در حال گسترش عملیات در نوار غزه قبل از تهاجم کامل زمینی به این منطقه هستند. همچنین گزارش شده که خدمات اینترنت و موبایل در غزه قطع شده است.
تایمز اضافه کرد: روز شنبه، بیش از هزار افسر برای سومین هفته متوالی به منظور تامین امنیت در جریان اعتراضات طرفداران فلسطین در لندن در حال انجام وظیفه هستند. بر اساس گزارش تایمز، پلیس لندن گفته نیروهایش در صورت تکرار شعارهای «جهاد» که منجر به واکنش شدید علیه نیروهای پلیس در هفته گذشته شد، مداخله خواهند کرد.
پیشتر گاردین گزارش داد وزیر کشور انگلیس به افسران ارشد پلیس اعلام کرد اهتزاز پرچم فلسطین یا خواندن شعاری که از آزادی عرب‌ها در منطقه حمایت می‌کند، ممکن است جرم جنایی باشد. 
اواسط مرداد ماه،  وزیر کشور انگلیس مدعی شده بود در پی شواهد تازه‌ای از نفوذ سپاه پاسداران در این کشور، معتقد است سپاه بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت ملی بریتانیا است. او گفته بود از احتمال افزایش فعالیت‌های سپاه و گزارش‌های اطلاعاتی درباره استخدام باند‌های سازمان‌یافته از سوی جاسوسان ایران برای هدف قرار دادن مخالفان در بریتانیا نگران است.
ادعای نقش‌آفرینی ایران در راه‌اندازی تظاهرات ضد صهیونیستی بالای سیصد هزار نفر، در واقع اعتراف به نفوذ معنوی جمهوری اسلامی ایران در میان همه طرفداران عزت و کرامت انسان‌ها و مخالفان اشغالگری و جنایت و تروریسم است. این ادعا بیش از این که اتهام باشد، افتخاری برای ایران است که می‌تواند با وجود فضای شدید سرکوب پلیس و نیروهای امنیتی انگلیس و اخراج افراد معترض از محل کار‌شان، می‌تواند صد‌ها هزار نفر را علیه رژیم صهیونیستی و حامیان انگلیسی آن بسیج کند.
 
 
«نه غزه، نه لبنان» کجا و تأکید امام(ره) بر نابودی اسرائیل ؟!
 
سخنان سیدحسن خمینی درباره خاتمی آن هم در نشستی با عنوان «فلسطین در سیره نظری و عملی امام» تعجب ناظران را برانگیخت.
اخیرا نشستی با حضور برخی اصلاح‌طلبان در حسینیه جماران برگزار شد که طی آن، سیدحسن خمینی گفت: جنگ کنونی در فلسطین، جنگ اراده‌ها و جنگ رسانه‌هاست. جنگ اراده‌ها، به این معنا که قدرت مقاومت و قدرت مردم در یک‌سو قرار گرفته و در طرف مقابل رژیم صهیونیستی قرار دارد. و جنگ رسانه‌ها، به این دلیل که اسرائیلی‌ها همواره پشت یک حریم مظلومیت پنهان شده بودند، اما به برکت همین شبکه‌های اجتماعی که گمان می‌رفت بلای دین‌داران باشد، آنها رسوا شدند و این شبکه‌ها بلای جان‌شان شد.
وی افزود: امروز ما اگر در جنگ رسانه شکست بخوریم، جوابی برای وجدان خود نداریم، چراکه ابزارهای ما برای جنگیدن با امپراتوری دروغ صهیونیست‌ها وجود دارد. واقعیت این است که در دنیای امروز هر فرد یک رسانه است. آقای ظریف خود یک‌تنه به اندازه رسانه فعالی مانند الجزیره اثرگذار است. او در دوره‌ای در جمهوری اسلامی مسئول بوده و اینکه امروز از توان و ظرفیت او استفاده نشود هیچ توجیهی ندارد. یا آقای خاتمی خود یک رسانه است. هرکدام از این شخصیت‌ها اثرگذاری ویژه‌ای در دنیا دارند و باید از ظرفیت آنها بهره جست.
وی با بیان اینکه «وجود شبکه‌های اجتماعی برای ما مسئولیت می‌آورد تا حرف بزنیم و ساکت ننشینیم» اضافه کرد: ما باید حرف خود را بگوییم و نگذاریم واقعیت پنهان بماند. جنگ رسانه‌ها امروز جنگ تریبون‌های رسمی نیست. تریبون‌های رسمی متهم به منافع هستند و به همین دلیل افرادی که دارای شخصیت رسمی نیستند باید حرف بزنند. من واقعا نمی‌دانم فردا چگونه در روی پیغمبر اسلام(ص) نگاه خواهیم کرد و خواهیم گفت این همه مصیبت پدید آمد و ما چیزی نگفتیم.
او تصریح کرد: «امروز کسانی که احیانا جلوی این رسانه‌ها را به‌خاطر منافع گروهی در داخل کشور گرفته‌اند خائن هستند. کسانی که می‌توانند اثرگذار باشند، اما حرفی نمی‌زنند خیانت می‌کنند. واقعا امثال آقای ظریف و آقای خاتمی با پتانسیلی که دارند باید به تعبیر امام فرودگاه به فرودگاه بروند و صحبت کنند و اگر مانعی بر سر راه ایشان است باید برداشته شود. امپراتوری رسانه‌ای اسرائیل باید بشکند». 
درباره این اظهارات باید چند نکته را یادآور شد. اولاً حضرت امام(ره) پایه‌گذار مکتب مبارزه همه‌جانبه با اسرائیل بود و به صراحت فرمود «اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود». ایشان همچنین روز قدس را برای خیزش جهانی علیه اشغالگران صهیونیست پایه‌گذاری کرد. اما با تأسف تمام، خاتمی سردمدار بلکه بازیچه فتنه‌ای صهیونیستی- انگلیسی و آمریکایی در سال 1388 شد که هرچند در ابتدا ادعا داشت بر سر انتخابات حرف دارد، اما به مرور زمان ماهیت خود را به نمایش گذاشت و ضمن هشت‌ماه آشوب‌افکنی و هتک‌حرمت مقدسات، طبق دیکته وزارت خارجه اسرائیل، «شعار نه غزه نه لبنان» سر داد. این جریان وقیح که خاتمی در ارتباط تنگاتنگ با آن است، طی دهه بعدی، همسو با نقشه آمریکا و اسرائیل در حمایت از داعش، علیه سردار سلیمانی و مدافعان حرم به لجن‌پراکنی پرداخت و حتی یک‌بار هم پیدا نمی‌کنید که خاتمی علیه آنها موضع صریح گرفته باشد.
ثانیاً اگر یهودیت صهیونیستی سرمنشأ تحریف‌های بزرگ سیاسی و رسانه‌ای در دنیاست، عناصر غربگرای مدعی اصلاح‌طلبی با محوریت خاتمی، در این جریان تحریف و فریب و دشوار کردن امر تشخیص برای افکار عمومی، از هیچ خیانتی کم نگذاشته‌اند. تحریف مکتب امام و واقعیت‌های جمهوری اسلامی، متهم کردن نظام و مظلوم نمایاندن دشمنان جنایتکار آن، بخشی از این کارنامه سیاه است.
ثالثاً خاتمی و هم‌طیفان او همین حالا هم فرصت دارند که به جبران بخش کوچکی از خیانت خود، ابراز توبه کنند، واقعیت دروغ‌هایی را که به مردم گفته و اسباب فتنه و آشوب شدند، بازگو و روشنگری نمایند و از مردم و نظام عذر بخواهند تا مورد بخشش قرار بگیرند، اما برخی از اینها مانند خاتمی، چون هیچ اراده و اختیاری از خود ندارند، قادر به جبران لااقل بخشی از این سابقه سیاه نیستند. نمونه‌اش را می‌توان در اذعان چندباره وی به دروغ بودن ادعای تقلب در محافل خصوصی و نداشتن جرئت بازگویی همین اعتراف به مردم مشاهده کرد.
رابعاً خاتمی سال گذشته در دهه فجر و در اقدامی غیرقابل توجیه به حرم امام رفت اما آنجا مدعی شد «امروز نمی‌دانیم آیا باید به‌خاطر پیروزی انقلاب جشن بگیریم و خوشحال باشیم، یا آنکه به‌خاطر انحرافی که در مسیر آن ایجاد شده عزادار باشیم؟!». کدام انحراف؟ اگر میراث بزرگ حضرت امام(ره)، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و احترام به جمهوریت و اسلامیت، و مرزبندی قاطع با استکبار و التقاط و منافقین و اشرافیت و غربگرایی و مبارزه با آمریکا و رژیم صهیونیستی بود، خاتمی در تک‌تک این موارد، از سر بی‌اختیاری و آتو داشتن دست دشمنان، مسیری جز نفاق و معارضه و تحریف پیمود؟!
حالا هم شاید دیر نشده باشد. سیدحسن خمینی می‌تواند او را نصیحت کند که از این مسیر سقوط و تباهی توبه کند و به دامان انقلاب و نظام برگردد و عذر تقصیر بخواهد.
 
 
فارین‌پالیسی: عربستان در ماجرای غزه نمی‌خواهد ایران را عصبانی کند
 
یک نشریه آمریکایی می‌گوید: بن‌سلمان، عربستان سعودی را به‌عنوان تاثیرگذارترین کشور در خاورمیانه معرفی کرده با این وجود، اثر چشمگیری از او در مورد جنگ میان اسرائیل و حماس دیده نمی‌شود.
نشریه فارین‌پالیسی نوشت: از زمانی که جنگ بین حماس و اسرائیل تقریباً سه هفته پیش آغاز شد، تحرکاتی در ریاض وجود دارد اما شاهد هیچ‌گونه اقدام واقعی‌ نبوده‌ایم. زمانی که صحبت از سیاست خارجی و مدیریت بحران به میان می‌آید سعودی‌ها «بی‌فایده» به نظر می‌رسند. دلیل این بی‌فایده بودن آن است که سعودی‌ها در تنگنا قرار دارند: آنان کماکان برای تضمین و تامین امنیت‌شان به واشنگتن وابستگی دارند، همان کشوری که به تسهیل حمله به نوار غزه توسط اسرائیل کمک می‌کند؛ همان کشوری که تا چند هفته پیش ولیعهد سعودی با آن همکاری کرده بود و به نظر می‌رسید که مایل به توافق با اسرائیل بدون وعده تشکیل کشور فلسطین بوده است.
یکی از راه‌های مقابله با این تضادها و مشکلات آن است که حکومت سعودی به بازیگری سازنده تبدیل شود تا ادعای مطرح‌شده درباره تاثیرگذاری‌اش را در عمل اثبات کند. اما سعودی‌ها خود را مشغول صدور بیانیه و برگزاری جلسات کرده‌اند.
پیش از دیدار بن‌سلمان با وزیر خارجه آمریکا در تاریخ ۱۵ اکتبر، وزارت خارجه عربستان بیانیه‌ای منتشر کرد که در آن آمده بود، ریاض، درخواست اسرائیل برای جابه‌جایی اجباری مردم غزه را رد می‌کند و تداوم هدف حمله قرار دادن غیرنظامیان غیرمسلح از سوی اسرائیل را محکوم کرده بود. این موضعی اصولی است. با این وجود، اگر سعودی‌ها سگ‌های بزرگ منطقه هستند البته آن‌گونه که ادعا می‌کنند، نمی‌توانند در ریاض بنشینند و چیزی جز اعتراض شدید به وضعیت وحشتناک غزه ارائه نکنند.
البته اگر بخواهیم منصف باشیم سعودی‌ها کاری انجام دادند. آنان جلسه کمیته اجرائی سازمان همکاری اسلامی را تشکیل دادند که با ۵۷ عضو به‌دنبال آن است که آنچه از نام‌اش نشان می‌دهد را انجام دهد: ترویج همکاری میان کشورهای عمدتاً مسلمان در زمینه‌های مختلف. 
با این وجود، این دیدار نه تلاشی واقعی از سوی ریاض برای دیپلماسی سازنده بلکه بیشتر یک تمرین روابط عمومی پس از ماه‌ها مذاکره با ایالات متحده بر سر توافق احتمالی عادی‌‌سازی اسرائیل و عربستان بود. یک روز پیش از برگزاری آن نشست شاهزاده «ترکی بن‌فیصل» چهره برجسته امنیتی سابق عربستان، نه‌تنها اسرائیل و غرب بلکه حماس را نیز به‌دلیل هدف قرار دادن غیرنظامیان اسرائیلی مورد انتقاد قرار داد.
نظرات ترکی بن‌فیصل مهم بود. با این وجود، در مجموع اظهارات سعودی‌ها چیزی بیش از سروصدای پس‌زمینه درگیری‌های منطقه‌ای نیست. آنچه انفعال سعودی‌ها را عجیب‌تر می‌سازد آن است که آنان در مورد ایران تا چه اندازه محتاطانه عمل کرده‌اند. حماس یکی از اعضای محور مقاومت تحت رهبری تهران است و با اقدام اخیر خود کل استراتژی منطقه‌ای بن‌سلمان را منفجر کرد. موفقیت چشم‌انداز ۲۰۳۰ بن‌سلمان نقشه بلندپروازانه ریاض، تا حد زیادی به ثبات یکپارچگی اکثر اقتصادهای اصلی منطقه‌ای بستگی دارد. توافق عربستان و ایران در ماه مارس که روابط دیپلماتیک بین دو کشور را احیا کرد قرار بود تنش را در منطقه کاهش دهد. بن‌سلمان نمی‌خواهد در جنگ غزه به‌گونه‌ای عمل کند که خشم ایران را برانگیزد تا انصارالله دوباره مراکز جمعیتی عربستان سعودی را هدف قرار دهند.
واشنگتن بار دیگر برای ایجاد ثبات در منطقه به کمک نیاز دارد اما به نظر می‌رسد سعودی‌ها این‌بار نمی‌توانند یا نمی‌خواهند کمک کنند. اگرچه بن‌سلمان برای امنیت کشورش به واشنگتن وابسته است اما در شرایط کنونی روابط آمریکا و عربستان برای او آسیب‌پذیر می‌باشد.
ولیعهد عربستان سعودی ممکن است قدرت‌اش را تثبیت کرده باشد اما باید جانب احتیاط را رعایت کند. فلسطین همچنان یک موضوع نمادین مهم در عربستان است و همکاری نزدیک با دولت بایدن در حال حاضر دشوار خواهد بود زیرا حمایت مصمم این کشور از اسرائیل احتمالا تاثیری قوی و منفی بر افکار عمومی عربستان گذاشته است.
سعودی‌ها می‌توانند در انتقاد از حماس صریح‌تر باشند، آنان می‌توانند پناهگاه امنی برای فلسطینیانی که نیاز به مراقبت‌های پزشکی دارند ارائه دهند و از روابط خوب خود با اسرائیل برای شکل‌دهی خصوصی واکنش اسرائیل به حمله ۷ اکتبر استفاده کنند.
 با این وجود، ولیعهد عربستان ظاهرا به این نتیجه رسیده که بهتر است خود را به شکل علنی در معرض دید افکار عمومی قرار ندهد. از منظر او، صدور بیانیه‌ها، انتقاد از جامعه بین‌المللی، تماس با همتایان خود و معاشرت با ستاره‌های فوتبال استراتژی بهتری است. شاید این‌طور باشد. با این وجود، چنین رویکردی باعث می‌شود عربستان ضعیف به نظر برسد و ضعف خود را آشکار سازد.