کد خبر: ۲۷۵۹۴
تاریخ انتشار : ۰۲ آبان ۱۳۹۳ - ۲۰:۲۸
سنجش ایدئولوژی‌های مدرن- 11

استقبال یهودیان از آموزه‌های کالون(پاورقی)

Research@kayhan.irآموزه‌هاي پروتستانتيستيِ كالون به جهت محتواي همسو با سرمايه‌داري‌اي كه داشتند‌، مورد استقبال سرمايه‌داران مدرن هلندي در قرن هفدهم قرارگرفت.(در قرن هفدهم هلند با تکیه بر کولونی زرسالاران یهودی‌ای که در آن کشور حضور داشتند، کانون اصلی سرمایه‌داری مدرن در عالم غرب بود) و سرمايه‌داري بزرگ هلند شديداً كالوينيست گرديده بود و انقلاب سرمايه‌دارانة هلند (1609-1556) به عنوان اولين انقلاب مدرنيست- ليبراليستيِ عالم غرب تحت رهبري سرمايه‌داري بزرگ كالوينيست تحقق يافت.



ژان كالون نيز مثل مارتين لوتر تمايلات عميق يهودي داشت و در آثار خود به تمجيد از آنها مي‌پرداخت. تفسير اقتصادي كالون از آموزه‌هاي مسيحي به معناي در افق يهوديت قراردادن مسيحيت است. در واقع كالون با تكيه بر نوعي تفسير يهودزده از مسيحيت، رويكردي مدرنيستي را بر مسيحيت حاكم مي‌سازد كه حتي بيش از آموزه‌هاي مارتين لوتر، يهودمآبانه و در خدمت اغراض و مطامع سرمايه‌دارانه است.
مشاهدات تاريخي نشان مي‌دهد كه كالوينيسم بسيار بيشتر از ديگر شعب پروتستانتيسم و رفرميسم مسيحي (مثلاً پروتستانتيسم لوتري يا پروتستانتيسم تسوينگلي و يا جريان رفرميستي كليساي انگليس كه توسط «هنري هشتم» بنيانگذاري شد و يا آموزه‌هاي آناباپتيست‌ها) درون‌ماية سرمايه‌دارانه داشته و در خدمت سرمايه‌داري مدرن سكولار قرارگرفته است و اين امر مشخصاً از روح شديداً يهودي آن نشأت گرفته است.
اظهار علاقه كالون نسبت به يهوديان و تمجيد و ستايش وي از آنها به حدي بوده است كه برخي مورخان تاريخ تفكر مدرن، كالون را يهودي پنهانكاري كه يهودي بودنش را بنابه اقتضائاتي پنهان مي‌كند، دانسته‌اند. به لحاظ تاريخي شاهديم كه در هلند نيمه دوم قرن شانزدهم ميلادي، مسيحيت كالوني و كولوني سرمايه‌داران يهودي در پيوند باهم به تدريج آمستردام را به قطب اصلي اقتصاد سرمايه‌داري مدرن بدل مي‌كنند و سرمايه‌داران سكولار- اومانيست كالونيست هلندي با برپاكردن انقلاب مدرنيستي هلند و ترويج نگرش توراتي- سرمايه‌دارانه‌اي كه در لفاف پروتستانتيسم كالوني، پنهانش كرده بودند، ضمن استثمار فراگير طبيعت و انسان و نيروي كار در قلمرو اروپا، يك جريان غارتگر استكباري استعمارگر عليه مردم ديگر نقاط جهان نيز به راه مي‌اندازند و از آن پس، موقعيت اليگارشي يهود در نظام سرمايه‌داري مدرن بيش از پيش حالت هژمونيك پيدا مي‌كند و يهوديان آمستردام مشخصاً بر گلوگاه‌هاي مرتبط با صنايع توتون و چاپ و نشر و الماس مسلط مي‌گردند. يهوديان آمستردام همچنين بر بازار بورس عالم مدرن در قرن هفدهم تسلط يافتند و نقشي مهم‌تر از قبل در مديريت شركت‌هاي سهامي بزرگ استعماري آن دوران (نظير «كمپاني هلندي هندشرقي» و «كمپاني هلندي هند غربي») به دست آوردند و متعاقباً چند برابر گذشته از غارت استعمارگرانه منابع و امكانات سرزمين‌‌ها و نيروي كار ملل تحت سلطه بهره‌مند گرديدند. كالونيسم به واسطه نقش تأثيرگذاري كه در ترويج و بسط فرهنگ و اخلاقيات و نگرش سرمايه‌داري مدرن و فراهم كردن زمينه براي فعليت‌يابي تمام‌عيار و گسترش دامنة نفوذ سرمايه‌داري برعهده داشته است، در شكل‌گيري ليبراليسم كلاسيك به عنوان يك ايدئولوژي سهم تأثيرگذاري داشته است.
يكي از شعب رفرميسم مسيحي، جريان موسوم به «پيوريتانيسم» است كه پيروان انگليسي ژان كالون در انگلستان قرن هفدهم پديد آوردند. در واقع پيوريتانيسم، جريان رفرميستي مسيحي‌اي است كه در ذيل آراء ژان كالون و كالونيسم، در انگلستان پديدار گرديده و بيش از آراء خود كالون و لوتر، يهودزده است. پيوريتانيسم، در انگلستان و آمريكا عميقاً به قدرت‌گيري «سرمايه‌داري مدرن» و ليبراليسم كلاسيك خدمت كرده است. ايدئولوگ‌‌ها و رهبران برجستة انقلاب‌هاي ليبرال- سرمايه‌دارانة انگلستان و آمريكا (جان لاك، اوليوركرامول، جورج واشنگتن،‌ بنيامين فرانكلين...) كه پيوندهاي تشكيلاتي فراماسوني نيز داشتند، پيوريتن بودند. مي‌توان گفت كه پيوريتانيزم، مذهب اكثر ليبرال‌هاي فراماسونر نيمه دوم قرن هفده و قرن هيجده آمريكا و انگليس بوده است. پيوريتانيسم كه توسط «ويليام تيندل» (متوفي به 1536م) در انگلستان پديدار گرديده است، صبغه‌اي شديداً يهودي‌مآب دارد:
در دائره المعارف يهود، پيوريتانيزم چنين معرفي شده است: پيوريتانيزم كه ساختار هنجارهاي اخلاقي آن تماماً منطبق با تورات است، به عنوان «يهودي‌گري انگليسي ناميده مي‌شود. پيوريتانيزم كه توسط فردي كالونيست و پروتستان به نام «ويليام تيندل» پايه‌گذاري شده و در انگلستان گسترش يافته بود، شاخه‌اي از كالونيسم به حساب مي‌آمد.
امروز پروتستان‌هاي ايوانجليك در آمريكا را مي‌توان ادامه پيوريتانيزم قلمداد كرد. حتي گفته مي‌شود كه سياست خارجي فعلي آمريكا تأثرات عميقي از پيوريتانيزم را درخود دارد. آنچه در اين ميان قابل توجه است ارتباط پيوريتانيزم و يهوديت است. دايره المعارف يهود از پيوريتانيزم ذيل سرفصل «هواداران يهود» سخن به ميان مي‌آورد. پيوريتانيزم همانند يهوديت حامل فلسفه‌أي دنيامحور و نه آخرت‌گرا بود. اين آيين در قوام و قدرت گرفتن كاپيتاليسم نيز نقشي كليدي بازي كرد. اين مذهب هوادار يهود، ثروت را به عنوان يكي از شاخص‌هاي تعيين‌كننده تلقي نمود و از پيدايي و قدرت گرفتن بورژوازي كاپيتاليستي و شكل‌گيري رژيم پارلماني حمايت به عمل آورد. پيوريتانيزم همچنين به شكل‌گيري و نضج پروتستانتيسم ليبرال نيز ياري رسانيده بود. وابستگي پيوريتانيزم به يهوديت در حدّي بود كه از تمامي ديگر مذاهب پروتستان در اين رابطه پيشي گرفته بود. حقيقتاً هم پيوريتانيزم، يهودي‌گري انگليسي بود. پيوريتانيزم به ويژه قانون و قواعد توراتي را بادقّت و وسواس به كار مي‌بست و به پاولس قدّيس نيز كه واضع آموزة مسيحي اسرائيل جديد بود بسيار علاقه نشان مي‌داد. پيوريتن‌‌ها ضمن همسان‌انگاري خود با يهوديان يادشده در تورات، براي خود هويت يهودي جديدي كسب كردند و نام‌هاي يهودي مثل ساموئل، آموس، سارا و يا جوديت بر فرزندان خود گذاردند.
درپي ظهور «پروتستانتيسم مسيحي» و فرقه‌‌ها و انشعابات مختلف آن نواحي مختلف اروپا و آمريكا به اَشكالِ مختلف تحت تأثير اين فرقه‌‌ها و گرايش‌‌ها قرارگرفتند. آراء پروتستانتيستي مارتين لوتر تا بخش شمالي آلمان پيش رفت و پس از آن تا دانمارك و نروژ و سوئد و فنلاند پيش رفت. حال آن كه پيروان اولريش تسوينگلي (يكي‌ديگر از بانيان رفرم مدرنيستي در مسيحيت و سردمدار يكي از فرقه‌هاي پروتستانتيسم مسيحي) بيشتر در سوييس و برخي مناطق اتريش و در هلند بودند. در آستانة سال 1550م امّا كالونيسم نيرومندترين صورت پروتستانتيسم بود. كالونيسم در بخش‌هايي از خاك سوييس و سرتاسر «بازل» و «ژنو» نفوذ يافت و از آن‌جا تا فرانسه و هلند نيز پيش ‌رفت. كالونيسم از طريق «جان ناكس» (متوفي به 1572، يكي از شاگردان كالون) در اسكاتلند انگلستان مطرح شد. ويليام تيندل كه يك كالونيست مترجم كتاب مقدس بود و رفرم مدرنيستي موجود در كليساي انگلستان را كافي نمي‌دانست بر انجام رفرم بيشتر و پالايش بيشتر («پيرايش» بيشتر) تأكيد ورزيد و فرقة پيوريتن‌‌ها يا (پيرايشگران يا پاك‌دينان) را پديد آورد.
پيروان انگليسي ژان كالون بر اصلاحات بيشتري اصرار مي‌ورزيدند و كوشيدند تا كليسا را هرچه بيشتر «بپالايند»... اين امر موجب شد كه نام «پاك‌دينان» puritans به آنان داده شود.