رشد و شاخصهای آن(1) (پرسش و پاسخ)
پرسش:
اینکه خدای متعال میفرماید: راه رشد و غیر رشد در قرآن تبیین شده، مفهوم رشد را توضیح داده و ویژگیها و شاخصهای آن را بیان کنید؟
پاسخ:
جایگاه و اهمیت رشد
رشد یکی از مفاهیم اسلامی است که در مورد بعضی احکام و مسئولیتها آورده میشود. میگویند چند چیز از شرایط تکلیف است: 1- عقل: اگر انسان عاقل نباشد و مجنون باشد، طبعاً از نظر اسلامی تکلیفی متوجه او نیست. 2- بلوغ: انسان نابالغ مانند انسان غیرعاقل در هیچ قانونی مکلف شناخته نمیشود. و مسئولیتی به عهده او واگذار نمیگردد. 3- رشد: یک مفهوم دیگر هم در مقررات و قوانین اسلامی هست که حاکی از عمق تعلیمات این دین مقدس است که اگرچه اسلام آن را به عنوان یکی از شرایط تکلیف تعیین نکرده است، و این خود یک راز و رمز بزرگی دارد، ولی به اصطلاح فقها شرط بعضی از احکام وضعی و شرط قبول بعضی از مسئولیتها میباشد و آن نامش «رشد» است. رشد از نظر اصطلاح اسلامی، در مقابل آن چیزی است که سفاهت نامیده میشود. آدم رشید، کسی است که سفیه نیست، و این با عقل فرق میکند.
تفاوت رشد با عقل و بلوغ
عقل در مقابل جنون است. آدم مجنون اساساً مکلف نیست و حتی نمیشود به او گفت: برو خودت را معالجه کن و عقل خودت را کامل کن، زیرا از این حد پایینتر است. ولی رشد در مقابل جنون قرار نگرفته است. رشد بدین معنی است که انسان در عین اینکه عاقل است نه دیوانه، از طبیب و دارو برایش کاری ساخته نیست، و لیاقت مسئولیتی که به عهدهاش گذاشته میشود ندارد.
قرآن کریم درباره اموال یتیمان میفرماید: «اگر احساس رشد در آنها کردید، مال و ثروت آنها را در اختیارشان قرار دهید.»(نساء-6) اسلام میگوید: بالغ شدن کافی نیست که یتیم از تحت قیومیت خارج شود، و مالی که مال خود اوست در اختیار خودش قرار دهیم و بگوییم به سن بلوغ رسیده است. یک شرط دیگر هم دارد و آن رشد است، بعد از اینکه به حد بلوغ رسید تازه باید درباره او آزمایش صورت گیرد که آیا رشد یافتگی دارد یا ندارد؟ در مسئله ازدواج نیز چنین است، یعنی اسلام بلوغ و عقل را کافی نمیداند، بلکه میگوید: باید رشد فکری و روحی داشته باشد،و بفهمد که ازدواج چه مسئولیتهایی برای او به همراه دارد و او باید از عهده انجام این مسئولیتها برآید. بنابراین رشد با عقل و بلوغ این تفاوت را دارد که بلوغ یک سیر طبیعی دارد، و در اختیار ما نیست و جبراً مسیر طبیعی خود را طی میکند، بیعقلی و جنون هم بیماری است و کسی که این نقص را دارد خود او مسئولیت و تکلیفی ندارد. ولی رشد یک امر اکتسابی است، یعنی یک امری است که چون عاقل هستیم و بالغ، موظفیم آن را کسب نماییم.
تعریف و انواع رشد
در اینجا لازم است تعریف جامع و مانعی از رشد ارائه دهیم. رشدها متفاوت است، هر مسئولیتی رشد مخصوص به خود را لازم دارد، رشد یعنی «لیاقت و شایستگی برای نگهداری و بهرهبرداری از امکانات و سرمایههایی که در اختیار انسان قرار داده شده است» مسئله مدیریت که امروز رمز پیشرفت و رشد و توسعه جوامع انسانی است، یکی از فروع مسئله رشد است. یعنی چنین شخص و مدیری اگر لیاقت و شایستگی نگهداری و مدیریت این سازمان یا نهاد و حداکثر بهرهبرداری از امکانات و سرمایههای آن را داشته باشد، بنابراین او میتواند مدیرعاملی این مجموعه سازمانی را برعهده بگیرد، در غیر این صورت اگر کسی که به عنوان مدیر انتخاب میشود، به مرحله رشد یافتگی در آن عرصه نرسیده باشد، لیاقت و شایستگی مدیریت آن سازمان مربوطه را ندارد و در صورت انتخاب قطعاً و یقیناً آن مجموعه و تشکیلات را به انحطاط و قهقرا سوق میدهد. امروز مسئله مدیریت، چه مدیریت بازرگانی،یا مدیریت صنعتی، چه مدیریت اداری و چه مدیریت روحانی،فوقالعاده مورد توجه عصر ما است. عصر ما را میگویند عصر مدیریت؛ یعنی عصری که بشر توجه پیدا کرده است که انسانها باید در کارهایی که به آنها واگذار میشود، رشد (به تعبیر اسلامی) داشته باشند و نداشتن آن هم عذر نیست، باید آن را کسب و تحصیل نماییم.
ادامه دارد