انتقال پایتخت، گزینه رهایی یا درهم تنیدگی مشکلات؟! (بخش دوم) دردهای اسکلتی تهران مداوا میشود؟
مرز 100هزار میلیارد تومان برای انتقال پایتخت برآورد کردهاند. این رقم رقمی نیست که بشود یکشبه آن را فراهم آورد. بسیاری از منتقدین طرح انتقال پایتخت براین باورند که اگر بتوان تنها بخشی از این بودجه را صرف ساماندهی زیرساختهای شهر تهران کنیم، مشکلات بهتر حل و فصل خواهد شد.
مرز 100هزار میلیارد تومان برای انتقال پایتخت برآورد کردهاند. این رقم رقمی نیست که بشود یکشبه آن را فراهم آورد. بسیاری از منتقدین طرح انتقال پایتخت براین باورند که اگر بتوان تنها بخشی از این بودجه را صرف ساماندهی زیرساختهای شهر تهران کنیم، مشکلات بهتر حل و فصل خواهد شد.
با اینحال گروه دیگر معتقدند تا زمانی که 12 میلیون نفر در مخروط افکنه تهران تراکم جمعیتی غیرقابل تصوری را برای پایتخت رقم زدهاند، نمیتوان کاری از پیش برد.
پیشنهاد این گروه اخیرتشکیل پایتخت سیاسی- اداری و حتی پایتخت فرهنگی در نقاط مختلف است. هدف آنها این است که ابتدا جمعیت را به مرز 5 تا 6میلیون نفر در شهر تهران برسانند و سپس جلوی رشد جمعیتی را بگیرند.
مهدی زارع، عضو هیئتمدیره انجمن ژئوفیزیک تهران در مناظره تلویزیونی که به همین بحث انتقال اختصاص داده شده بود، صراحتاً گفت: «در برنامه دراز مدت 10 ساله میتوان انتظار داشت که زندگی در تهران برای 5میلیون نفر مناسبسازی شود. اگر بتوانیم تهران را در بازه زمانی برای جمعیت ایدهآل مناسبسازی کنیم، آن وقت فرصت کافی برای مقاومسازی در مقابل زلزله را داریم.»
زارع در بخش دیگر صحبتهایش بیرودربایستی گفت: «تا روزی که این جذابیت اقتصادی و سایر جذابیتها را دارد چنین جمعیتی را خواهد داشت لذا چارهای نداریم و نمیتوانیم با جمعیت موجود راهی برای پیشگیری از آسیبهای ناشی از افزایش جمعیت داشته باشیم.»
لازم به توضیح است که سالانه 120هزار نفر به جمعیت کلانشهر تهران اضافه میشود و این به معنای آن است که تمامی داراییهای علمی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... نظام را در یک نقطه متمرکز کردهایم که عقل حکم میکند چنانچه تمرکززدایی صورت پذیرد، از لحاظ امنیتی نیز معقولتر خواهد بود.
با همه این تفاصیل هنوز قطعیتی در انتقال پایتخت صادر نشده، تنها قرار است شورایی به سرگروهی کمیسیون عمران مجلس تشکیل و طی دو سال آینده روی جوانب امر مطالعه داشته باشند. نتایج علمی که جمعآوری شود، قطعیت باید به امضای مقامات بالا و مقام معظم رهبری برسد.
آلودگی منابع زیستی چالش شماره یک تهران
از بحث احتمال خطر زلزله که درآییم، به چاله عظیم آلودگیهای شهر تهران میافتیم! آلودگی از سه منبع حیاتی آب، خاک و هوا چرخه بیوزیستی را در این شهر تهدید میکند.
در جدیدترین اخبار منتشره از سوی سازمان بهداشت جهانی خروجی موتورهای دیزلی و برخی از مواد خاص که در آلودگی هوا یافت میشوند، به عنوان عوامل سرطانزا طبقهبندی شدهاند. هرچند این اخبار دیگر مخاطبین را شگفتزده نمیکند، اما بار دیگر ضرورت اقداماتی که باید برای مقابله با آلودگی هوا انجام شود را مورد تأکید قرار میدهد.
اکثر تحقیقات درباره تبعات سلامتی آلودگی هوا مبتنی بر مواد معدودی است که باید بخشی از مقررات کیفیت هوا باشد. به این معنا که این سطوح در نقاط مختلفی در دنیا اندازهگیری میشود، بنابراین دانشمندان میتوانند به دنبال ارتباطی بین حجم آلودگی که مردم در معرض آن قرار گرفتهاند و این که آیا این حجم آنها را در معرض ابتلا به سرطان قرار میدهد یا خیر، باشند. ذرات معلق (pm) یک نوع آلودگی هوا است که بیشترین مطالعه روی آن انجام شده است. از اینرو مرکز بینالمللی تحقیقات سرطان سازمان بهداشت جهانی (IARC) اطلاعات کافی برای بررسی ذرات معلق در اختیار دارد و میتوان نتیجهگیری کرد که ذرات معلق یکی از گروههایی است که موجب سرطان میشود. دیگر اشکال آلودگی دیاکسید نیتروژن، دیاکسید سولفور، گاز اوزون و مونواکسید کربن است.
در کلانشهر تهران میزان ذرات معلق (pm) چند برابر حد استاندارد بوده تا آنجا که میتوان بعضی روزهای تهران را به مثابه روزهای لشکرکشی این ذرات ریز نامرئی تلقی کرد.
با نگاهی به شلوغی روزافزون بخشهای بیماریهای خاص بیمارستانها و سیر صعودی مرگ و میر توسط سرطان و نیز هزینههایی که این قبیل بیماریها به بدنه دولت تحمیل میکنند، میتوان به اهمیت مقابله هرچه سریعتر با آلودگی هوا و سایر منابع حیاتی در کلانشهر تهران پی برد. حسن رمضانپور، مدیر گروه علوم خاک دانشگاه گیلان در پاسخ به این سؤال که آیا خاک زمینهای کشاورزی اطراف تهران آلودهاند، میگوید: «آلودگی اینطور نیست که تنها در یک منبع حیاتی (آب، خاک و هوا) ایجاد شود و همانجا درجا بزند. هر یک از این منابع آلوده شوند بعد از ورود آلودگیشان به چرخه بیوزیستی، آلودگی را منتقل و توزیع خواهند کرد. در تحقیقاتی که صورت گرفته متوجه شدهاند خاک زمینهای کشاورزی اطراف تهران که نزدیک به جادهها و دود اگزوز وسایل نقلیه هستند، حاوی مقادیر قابل توجهی کادیم سرباند. کادیم سرب جزو عناصر سنگین طبقهبندی میشود. این عنصر چنانچه وارد آب شود، آلودگی را پخش خواهدکرد. از طریق چرخه بیوزیستی آلودگی به خورد سبزیهایکاشته شده در این اراضی میرود. عناصر سنگین به هر طریقی که وارد ارگانیزم موجود زنده شوند، برای سلامتی دردسرساز خواهند شد.
به مرور زمان این سبزیهای در بدن انسان و یا اگر علوفهای از این اراضی برداشت شده باشد در بدن دام بر غلظت کادیم سرب میافزایند. طی سالها وقتی تراکم و غلظت عناصر سنگین در بدن از یک حدی بالاتر رود، سرطان پدیدار خواهدشد.»
این استاد دانشگاه درمورد این که آیا گزینه انتقال پایتخت میتواند کمکی به رفع آلودگیها از بدنه تهران داشته باشد، خطاب به گزارشگر کیهان میگوید: «من فکر نمیکنم که انتقال پایتخت با آن هزینه هنگفتی که به دولت و ملت تحمیل میکند، راه حل مناسبی باشد. چراکه اگر بحث تراکم جمعیت، آلودگی و مقاومسازی ساختمانها دلیل اصلی انتقال عنوان شده سؤال اساسی این است که انتقال پایتخت چه کمکی میتواند به ریشهکنی آلودگی داشته باشد؟ هرجای دیگر هم که پایتخت شود، بیم این میرود پس از مدتی به دردهای تهران دچار گردد. به راستی چرا این معضلات را به نقطه دیگری انتقال دهیم؟ راهحل اصلی این است که درپی راهکارهایی برای رفع آلودگی هوای تهران باشیم.»
وی در پاسخ به این سؤال که از دید شما راهکارها چه هستند، میگوید: «وسایل نقلیه برقی نظیر ترنهای برقی را گسترش دهیم. با اعمال سفت و سخت طرحهای ترافیکی عبور و مرور وسایل نقلیه شخصی را محدود سازیم. به ایجاد فضای سبز در بدنه تهران بیش از پیش توجه نشان داده و همت گماریم چراکه فضای سبز میتواند بیشتر آلودگیهای موجود در هوا را جذب و هوای پاک پس بدهد.»
چارهای جز تعدیل جمعیتی پایتخت نداریم!
سید احسن علوی، نماینده مردم سنندج و عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی دلایل محکم خود را برای انتقال پایتخت درگفتوگو با گزارشگر کیهان اینگونه بیان میکند: «آلودگی، مشکلات تأسیسات زیربنایی و نیز گذر از دوره 150 ساله بازگشت زلزله چندین ریشتری به این کلانشهر دلایل محکم انتقال پایتخت هستند.»
وی میگوید: «لااقل انتقال سیاسی از پایتخت یک ضرورت غیرقابل انکار است. ما که نباید موضوعی پنهانی داشته باشیم. هر 180 سال یک زلزله با بزرگی 7 ریشتر در این شهر اتفاق افتاده و حالا از زمان بازگشت هم گذشته و زلزله رخ نداده است، این به معنای نادیده گرفتن خطر زلزله نمیتواند باشد.
عدهای مدام تکرار میکنند که اجرا کردن چنین طرحی هزینه بردار است. بله هزینه بردار است، اما اگر بخواهیم در تهران باقی بمانیم و دلخوش مقاومسازی زیرساختها شویم، باید صراحتا بگویم اساسا این میزان زیرساختهای تهران پتانسیل جوابگویی به 12 میلیون نفر را ندارد.»
علوی گلهمندانه میگوید: «جمعیت که به یکباره منتقل نمیشود. بالاخره برای تراکمزدایی جمعیت، باید گام اول انتقال پایتخت سیاسی-اداری را برداشت. سپس از تراکم مجدد جمعیت جلوگیری کرد.»
نماینده مردم سنندج و عضو کمیسیون عمران مجلس که تشکیل شورای مطالعه روی جوانب مختلف طرح انتقال برعهده این کمیسیون گذاشته شده، شفاف میگوید: «آلودگیهای شدید و هزار و یک مشکل اجتماعی در تهران مسئولان را وادار میکند که فکری به حال شهر تهران داشته باشند. این طرح بالاخره باید انجام شود، هرچقدر هم که طول بکشد و هزینهبردار باشد. بااین دید که یک دفعه همه تهران را منتقل سازیم، خیر. با این دید که ابتدا پایتخت سیاسی-اداری را تشکیل داده و برای ساختمانهای اداری مقاومسازی را انجام دهیم.این که نمیشود هر روز ادارهها و مدارس را به دلیل آلودگی هوا تعطیل کنیم. چنانچه بخواهیم به مقاومسازی و اصلاح زیرساختها در شرایط فعلی تهران دلخوش باشیم، صراحتا بگویم طلا خرج مطلا کردن است!»
از علوی سؤال میکنم، آن عده چند میلیونی که در تهران باقی میمانند، تکلیفشان چه خواهد شد، وی میگوید: «ما کی گفتیم مردم باقیمانده در تهران را به حال خودشان رها کنیم که برخی آقایان قیل و قال به راه انداختهاند. به محض تعدیل جمعیتی در تهران فرصت طلایی مقاومسازی را برای ساختمانهای شهر ایجاد میکنیم. آن وقت است که میتوان نظام مهندسی را که هماکنون قدرت اجرایی چندانی ندارد به صورت سفت و سخت به اجرا درآورد.»
با مطالعات کارشناسی گام برداریم
برخی تحلیلگران به دلیل مشخص نبودن میزان کارآمدی طرح انتقال پایتخت در حل چالشها و نیز هزینه هنگفتی که برای آن برآورد شده، این طرح را غیرقابل اجرا دانسته و تنها مزیت عنوان دوباره چنین مباحثی را تلنگری به مسئولان برای ساماندهی زیرساختهای این کلانشهر و نیز قرص و محکم گرفتن مقوله مقاومسازی میدانند.
محمدجواد کولیوند، عضو هیئت رئیسه کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس میگوید: «اصلا بحث انتقال پایتخت مطرح نیست. این طرح هیچگاه به دنبال انتقال پایتخت نبوده است، اما رسانهها و کارشناسان بد برداشت کردهاند و انتقال دادهاند. تنها قرار است شورایی تشکیل شود تا در این مورد مطالعاتی صورت پذیرد. بحث انتقال پایتخت دیپلماتیک و اداری نیز درمرحله آخر مورد بحث قرار میگیرد که همه اینها در شورای مربوط بررسی خواهد شد.»
با این حال در بیشتر خبرها تأکید بر انتقال پایتخت سیاسی-اداری موجی از نظرات را برانگیخته تا جایی که زیرپوستی رقابتی برای اعلام نقطه جدید برای تشکیل پایتخت سیاسی- اداری بین کاربران دنیای مجازی درگرفته است.
عدهای از همین دست کاربران گزینههای دیگری چون صدورگذرنامه تهرانی را پیشنهاد دادهاند! به این معنا که از ورود مهاجرین جدید جلوگیری شود و تنها کسانی که یک دهه یا بیشتر در تهران ساکن بودهاند، تهرانی تلقی شوند.
حال با نگاه کارشناسانه این قبیل طرحهای پیشنهادی تا چه حد میتواند کارساز باشد و چالشهای تهران را تعدیل بخشد؟ هیچکس جوابی ندارد، مگر این که مطالعه دقیقی انجام شود.
صورت مسئله مشکلات را پاک نکنیم
متأسفانه ما اگر صادقانه نگاه کنیم درخواهیم یافت که چون در اجرای طرحها سفت و سخت برخورد نمیکنیم، به نتیجه مطلوب هم نمیرسیم.
برای مثال در اجرای طرح زوج و فرد که یک طرح ساده، قابل اجرا و میتوانست تعدیل بخش وضعیت ترافیکی تهران باشد، چون اجرای سفت و سختی نداشتیم، نتیجه بهینه مطلوب را دریافت نکردیم. تجربه ثابت کرده که نباید سرسری و بدون کار کارشناسی قدم در مسیر اجرا گذاشت. این که تصویب شده در باب انتقال پایتخت کارگروه و شورایی برای مطالعه همهجانبه طرح تشکیل شود، باید از جانب انصاف گفت درستترین شیوه در پیشگرفته شده منوط به اینکه مطالعات اصولی و دقیق انجام شود.
محمدعلی عبدالله زاده، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس میگوید: «رای مجلس به کلیات طرح انتقال پایتخت رای به تشکیل کارگروهی تحت همین نام برای بررسی همه جوانب انجام این تصمیم بزرگ بود. حداقل به دو، سه سال مطالعه دقیق و همهجانبه برای انتقال یا عدم انتقال پایتخت نیاز است. شاید پس از انجام مطالعات به این نتیجه برسیم که تهران کماکان پایتخت باقی بماند ولی چالشها، مشکلات زیستمحیطی، ترافیکی و آلودگی هوا از طریق شیوهها و فناوریهای جدید برطرف شود.»
گزارش روز