کد خبر: ۲۶۵۲۸۱
تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۲۲:۳۵

آزادی تفکر یا عقیده؟ (2)(پرسش و پاسخ)

 
 
پرسش: 
آیا اسلام موافق آزادی عقیده به صورت مطلق است؟ آیا لازمه احترام به حقوق بشر این است که اگر شخصی هر عقیده‌ای ولو باطل و خرافی را انتخاب کرد، ما آن را محترم بشماریم؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سؤال مباحثی همچون به آزادی تفکر و عقیده و لزوم تفکیک میان آن دو، و تفکر و اهمیت آن پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی می‌گیریم.
اجتهادی بودن و تقلیدی نبودن اصول عقاید
وجه تمایز اسلام با سایر مذهب‌ها و مکتب‌ها این است که پذیرش اصول عقاید آن جز از راه تفکر و اجتهاد شخصی قابل قبول نیست. به بیان دیگر اصول عقاید اسلامی تقلیدی و وراثتی نیست و هر کس باید خودش با اجتهاد شخصی و تفکر و استدلال‌های عقلی آنها را بپذیرد. بنابراین نه‌تنها فکر کردن در اصول دین جایز و آزاد است، بلکه اساسا تفکر در اصول دین در حدی که استدلال‌های لازم و کافی را بتواند برای اثبات خدا، نبوت و معاد ارائه دهد، واجب است، و تقلید در اصول دین حرام و جایز نیست.
تفاوت اسلام و مسیحیت
تفاوت اسلام با مسیحیت و حتی با سایر ادیان در این زمینه کاملا شفاف است. اصول دین مسیحی، ماورای عقل و فکر شناخته شده است. اصطلاحی هم خودشان وضع کردند که «این‌جا قلمرو ایمان است، نه قلمرو عقل» یعنی برای ایمان یک منطقه قائل شدند و برای عقل و فکر منطقه دیگری، گفتند: حساب عقل و فکر کردن یک حساب است، حساب ایمان و تسلیم شدن حساب دیگری است. تو می‌خواهی فکر کنی، در قلمرو ایمان حق فکر کردن نداری، قلمرو ایمان فقط قلمرو تسلیم است. در این‌جا حق فکر کردن نیست. اما در منطق اسلام اگر کسی سؤال و شبهه‌ای به ذهنش رسید، لازم و واجب است که آنها را بپرسد و درصدد حل آنها باشد. از پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع) و سایر ائمه(ع) سؤال می‌کردند و آن بزرگواران هم جواب می‌دادند، که همه آنها در کتاب‌های احتجاجاتی که داریم آمده، و این نشان می‌دهد که در زمینه اصول دین در اسلام چقدر حق آزادی بیان و آزادی سؤال و شبهه‌کردن داده شده است.
عقیده و اقسام آن
عقیده و اعتقاد از ماده عقد و انعقاد است، و به معنای بستن و گره زدن آمده است. انعقاد در دل بستن به یک چیز دوگونه است: 1- ممکن است مبنای اعتقاد و دل‌بستن و انعقاد روح انسان همان تفکر باشد، در این صورت عقیده‌اش بر مبنای تفکر است. 2- ولی گاهی انسان به چیزی اعتقاد پیدا می‌کند، که اعتقاد او کار دل و احساسات است، نه کار عقل و تفکر. به بیان دیگر در این‌جا پشتوانه اعتقاد تفکر و تعقل نیست.
عقیده مذموم و ممنوع 
از منظر اسلام اعتقاداتی که پشتوانه تفکر و تعقل ندارند، مذموم و ممنوع شمرده می‌شوند و آزادی در این عرصه‌ها مجاز نمی‌باشد، زیرا این نوع اعتقادات مذموم و دلبستگی‌ها در انسان‌ها، جمود، تعصب و خمود و سکون به وجود می‌آورد و همانند غل و زنجیر دست و پای آنها را می‌بندد و جلوی فعالیت‌های فکری و آزادی ‌اندیشه و تفکر را می‌گیرد. امام علی(ع) می‌فرماید: «حب الشیء یعمی ویصمّ» چیزی را که انسان به آن دل می‌بندد، چشم و گوش و قلب بصیر او را کور می‌کند، و او دیگر حقیقت را درک نمی‌کند. (من لایحضره، الفقیه، ج 4، ص380) به عنوان مثال: بت‌پرستی و گاوپرستی و... چگونه می‌تواند مجاز و آزاد باشد؟ آیا با این عقاید باید مبارزه کرد تا نباید مبارزه کرد؟ آیا آزادی تفکر که می‌گوییم، شامل عقیده به این معنا می‌شود؟
مغالطه دنیای امروز و اعلامیه حقوق بشر
مغالطه دنیای امروز مبتنی بر این است که از یک سو می‌گویند: فکر و عقل بشر باید آزاد باشد و از طرف دیگر می‌گویند: عقیده هم باید آزاد باشد. بت‌پرست و گاوپرست و... هم باید در عقیده خودش آزاد باشد! هرکس هر چیزی را به عنوان عقیده برای خودش انتخاب کرده باید آزاد باشد! در حالی که این‌گونه عقاید، ضدآزادی فکر است و دست و پای او را همانند غل و زنجیر می‌بندد. حتی خود اعلامیه حقوق بشر هم همین اشتباه را کرده است. زیرا از یک سو اساس فکر را این قرارداده است که حیثیت انسانی محترم است، و چون بشر محترم است، پس هر عقیده‌ای را خودش برای خودش انتخاب کرده، باید برای دیگران هم محترم باشد! از طرف دیگر به این تناقض جواب نمی‌دهند که اگر کسی برای خودش غل و زنجیر انتخاب کرد که منافی آزادی فکر و حیثیت انسانی است، چگونه ما می‌توانیم آن را محترم به حساب‌آوریم و کاری به آن نداشته باشیم؟ آیا لازمه محترم شمردن بشر این است که ما او را در عقایدی همچون بت‌پرستی، گاوپرستی و... که همچون غل و زنجیر دست و پای او را در مسیر رشد و تعالی و آزادی‌اندیشه و تعقل می‌بندند، آزاد بگذاریم و آنها را محترم بشماریم؟ یا اینکه لازمه آزادی فکر و محترم شمردن حیثیت انسانی این است که ما انسان را در راه ترقی، پیشرفت و تکامل هدایت کنیم و غل و زنجیرها را از دست و پای او به عنوان موانع رشد و تعالی برطرف ‌سازیم؛ بنابراین محترم شمردن غل و زنجیرها، بی‌احترامی‌ به استعداد و حیثیت انسانی و آزادی فکر او است که باید این موانع را از پیش پای او برداشت. سه نمونه از برخورد صحیح پیامبران با آزادی عقیده عبارتند از: 1- حضرت ابراهیم(ع) با بت‌پرستی 2- حضرت موسی(ع) با گوساله‌پرستی 3- پیامبر اکرم(ص) با بت‌پرستی و سنت‌های جاهلی غلط.