کد خبر: ۲۶۵۱۶۱
تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۱۹:۴۵

آزادی تفکر یا عقیده؟ (1) (پرسش و پاسخ)

 
 
پرسش:
آیا اسلام موافق آزادی عقیده به‌صورت مطلق است؟ آیا لازمه احترام به حقوق بشر این است که اگر شخصی هر عقیده‌ای ولو باطل و خرافی را انتخاب کرد، ما آن را محترم بشماریم؟
پاسخ:
آزادی تفکر
یکی از انواع آزادی‌های اجتماعی، آزادی تفکر و عقیده است. انسان در جمیع شئون حیاتی خود باید آزاد باشد، یعنی مانعی و سدی برای پیشروی و تحرکات او وجود نداشته باشد، و مانع و رادعی برای پرورش هیچ‌یک از استعدادها و ظرفیت‌های وجودی او در کار نباشد. یکی از مقدس‌ترین استعدادهایی که در بشر هست و شدیدا نیازمند به آزادی است، استعداد و ظرفیت تفکر است، یعنی مهم‌ترین قسمتی از انسان که لازم است پرورش پیدا کند، تفکر است، و قهرا چون این پرورش نیازمند به آزادی، یعنی نبودن سد و مانع در جلوی تفکر است، بنابراین انسان نیازمند به آزادی در تفکر است.
آزادی عقیده
امروزه مسئله‌ای بسیار مهم و قابل توجه به نام آزادی عقیده در جهان مطرح است، خصوصا بعد از انتشار اعلامیه جهانی حقوق بشر که در آن ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند، به‌عنوان بالاترین آرمان بشری اعلام شده است. در اینجا عقیده اعم است از عقیده اجتماعی، سیاسی و مذهبی و... در ماده نوزده این اعلامیه آمده است: «هرکسی حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور، شامل آن است که از داشتن عقاید خود، بیم و اضطرابی نداشته باشد، در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن، و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.»(مصوب مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ 10 دسامبر 1948 (19 آذر 1327 شمسی)) بنابراین بزرگ‌ترین آرمان و آرزوی بشری این است که جهانی آزاد به وجود بیاید که در آن، بیان عقیده هرکسی آزاد باشد، هرکسی حق داشته باشد، هر عقیده‌ای را که می‌خواهد، انتخاب کند، و نیز در اظهار و بیان عقیده‌اش آزاد باشد.
لزوم تفکیک میان تفکر و عقیده
میان آزادی تفکر و آزادی عقیده تفاوت زیادی وجود دارد. اگر اعتقادی بر مبنای تفکر باشد، یعنی عقیده‌ای داشته باشیم که ریشه آن تفکر است، اسلام آزادی چنین عقیده‌ای را می‌پذیرد، زیرا آزادی این عقیده آزادی عقل و تعقل است، اما عقایدی که بر مبناهای غیرفکری و اندیشه‌ای مانند وراثتی و تقلیدی و از روی جهالت در انسان به وجود آمده است، اینها را هرگز اسلام به نام آزادی عقیده نمی‌پذیرد.
تفکر و اهمیت آن
تفکر قوه‌ای است در انسان که ناشی از قوه عاقله در وجود او است. یعنی انسان چون موجود عاقلی است، قدرت تفکر دارد، و می‌تواند حقایق محیط پیرامونی خود را تا حدودی که برایش مقدور است کشف کند. حال هر نوع تفکری اعم از عقلی و استدلالی، یا تفکر تجربی که در پرتو آنها مجهولات خود را کشف می‌کند. براساس آموزه‌های وحیانی اسلام، انسان جاهل به دنیا می‌آید. خداوند می‌فرماید: «خداوند شما را از شکم‌های مادران‌تان بیرون آورد در حالی که هیچ‌چیز نمی‌دانستید».(نحل-78) یعنی انسان جاهل به دنیا می‌آید و وظیفه دارد که عالم شود. چگونه؟ با تفکر، مطالعه و درس خواندن و در هر مسئله‌ای تا حدی که استعداد آن را دارد باید فکر کند و از طریق علمی آن مجهول را معلوم کند. بنابراین تفکر و تعقل عملی است لازم و واجب که لازمه انسانیت است، و اسلام نه‌تنها آزادی تفکر را قبول دارد، بلکه آن را یکی از واجبات و عبادت‌های بسیار کلیدی در حیات طیبه یک مسلمان به حساب می‌آورد، از این ‌رو اسلام یا هر نیروی دیگری نمی‌تواند بگوید انسان آزادی و حق تفکر را ندارد؟! در آیات زیادی قرآن کریم بر مسئله تفکر تاکید می‌کند: «و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض»(آل‌عمران-191) نفصل‌ الایات لقوم یتفکرون(یونس-24) قل: هل یستوی الاعمی و البصیر افلا تتفکرون» (انعام-50) همچنین در روایات هم تاکید زیادی بر مسئله تفکر شده که پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «تفکر ساعه افضل من عبادهًْ سبعین سنه» یک ساعت فکر کردن از هفتاد سال عبادت برتر است.(مستدرک‌الوسایل، ج2، ص105) همچنین امام صادق(ع) می‌فرماید: کان اکثر عباده ابی‌ذر رحمهًْ‌الله‌علیه خصلتین التفکر و الاعتبار» بیشتر عبادات ابوذر فکر کردن و عبرت گرفتن بود.(الخصال، شیخ صدوق، ج1، ص84)
ادامه دارد