سیگنالهایی که روی مخ هستند!
سعید رضایی
گسترش زندگی شهری و آپارتماننشینی و همچنین هجوم سرسام آور رسانههای جدید به جامعه امروز ایران، تغییراتی را در روش گذران اوقات فراغت و تفریحات نسل ما به وجود آورده است. این روزها اغلب مردم در ساختمانهای درهم تنیده و به هم چسبیده و خانههای کوچک و محدود زندگی میکنند. بیشتر ما صبح از خانه بیرون میرویم و گاهی برای تأمین مخارج زندگی مجبور هستیم دو یا سه جا کار کنیم و شب وقتی به منزل برمیگردیم دیگر حال و حوصله چندانی برای گفتوگو و صحبت با اعضای خانوادهمان را نداریم. از طرفی هم اصلیترین تفریح و منبع کسب اطلاع ما شده است همین گوشیهای تلفن همراه و فضای مجازی! گوشی را باز میکنیم و در صفحات مختلف شبکههای اجتماعی سیر میکنیم. اما بهجای اینکه سرمان گرم شود و به آرامش برسیم، آنقدر محتویات و اخبار و تصاویر مغشوش و در همجوش میبینیم و میخوانیم که ذهن و ذهنیتمان بیشتر مغشوش و پریشان میشود. اما فضای مجازی مثل باتلاق میماند؛ هر چه در آن دست و پا بزنیم، بیشتر در آن غرق میشویم. گاهی حالمان از این باتلاق به هم میخورد اما مانند معتادین، باز هم سراغش میرویم و ما را بیشتر در خودش فرو میبرد! فیک نیوزها گرچه با اهداف سیاسی یا اقتصادی فعالیت میکنند و موضوعات راست و دروغ را با هم بستهبندی و به خورد مخاطب میدهند اما روی روحیه و ذهن ما نیز تأثیر مخرب میگذارند و باعث میشوند دچار قضاوتها و تحلیلهای اشتباه و گاهی اتخاذ تصمیمات و رفتارهای نادرست شویم.
روی اعصاب بودن شبکههای اجتماعی فقط به مردم عادی محدود نیست. حتی خیلی از سلبریتیها آن هم در ینگه دنیا و در هالیوود نیز حوصلهشان از این اسباب ضداعصاب سر رفته است. در همین سال گذشته میلادی، چند هنرمند و بازیگر مطرح سینمای جهان، با فضای مجازی خداحافظی کردند. «تامهالند» بازیگر سری فیلمهای «مرد عنکبوتی»، به صورت رسمی با ویدئویی که منتشر کرد، خبر از این موضوع داد که قصد خداحافظی از فضای مجازی را دارد.او علت این تصمیم را محافظت از سلامت روان خود دانست و در توضیح نوشت: «سلام و خداحافظ... من برای سلامت روانم مدتی از رسانههای اجتماعی فاصله میگیرم.» بعد از وی نیز «جونا هیل» بازیگر و کارگردان سرشناس هالیوودی نامهای سرگشاده نوشت و اعلام کرد که دیگر در تبلیغ فیلمهایش شرکت نخواهد کرد، زیرا مشکلات روانی او بهدلیل حضور در رسانهها و رویدادهای عمومی تشدید شده است. «تام هنکس» دیگر چهره مشهورهالیوودی است که اخیرا از ترک توئیتر خبر داده و گفته که کار در توئیتر یک تمرین توخالی است. او همچنین در مصاحبه با نیویورک تایمز تصریح کرده که شبکههای اجتماعی منجر به این شده که حقیقت «عمومیت» پیدا نکند و فقط زمانی این شرایط تغییر میکند که افراد زیادی بگویند، ببخشید، من دیگر هرگز به رسانههای اجتماعی توجه نخواهم کرد! سلبریتیهای دیگری از جمله سلنا گومز، اد شیرِن، کامیلا کابلو و دمی لواتو نیز بهدلیل سلامت روان، از شبکههای اجتماعی کنار کشیدهاند.
سه سال قبل یعنی پاییز سال 2020 هم جنبش تحریم فیسبوک و گروه رسانهایاش اعم از اینستاگرام و واتساپ توسط برخی از هنرمندان در آمریکا شکل گرفت. لئوناردو دی کاپریو، ساشا بارون کوهن، جنیفر لورنس، کتی پری، کیم کارداشیان و... ازجمله مشهورترین چهرههایی بودند که گفتند در اعتراض به فیس بوک، حسابهای خودشان در آن را بستهاند. اعتراض آنها به سوگیری سیاسی خاص این رسانهها و انتشار اطلاعات غلط و سانسور حقایق توسط آنها بود. به طور مثال، کارداشیان، آن زمان اعلام کرده بود: «خیلی خوشحالم که از طریق اینستاگرام و فیسبوک با شما ارتباط برقرار میکنم اما نمیتوانم دست روی دست بگذارم و در برابر نفرت، پروپاگاندا و اطلاعات گمراهکنندهای که این پلتفرمها اجازه انتشار آنها را میدهند، ساکت بنشینم.» جیمز مور، نویسنده غربی هم در نشریه ایندیپندنت، نوشته بود: «رسانههای اجتماعی مانند فیسبوک و اینستاگرام، نفرت و دروغ را به خورد افراد میدهند و بسیاری از کاربران را به کام باتلاقهای عمیق و تاریک خود میکشند. این رسانهها مانند دُملی هستند که دم به دم از چرک و خون پُر میشود و محلی شده برای تجمع و همدستی نامیمون دلالان شایعه و دروغ، نفرتپراکنان علیه گروههای ضعیفتر جامعه، نژادپرستان، افراد یاغی و دولتهای بیدادگر.» همان روزها، «ساشا بارون کوهن» بازیگرهالیوودی از رؤسای فیسبوک، توئیتر و یوتیوب، با عنوان «پادشاهان دزد» یاد کرده و گفته بود: «تاکنون کاملا آشکار شده که این شبکههای اجتماعی اصلا قابل اعتماد نیستند و نمیتوانند برای خودشان قانون وضع کنند. و تنها جریمهکردن آنها دردی دوا نمیکند چراکه آنها همچنان به تنفرپراکنی و تهمت و تعصب ادامه داده و دامن میزنند.»
اما همه اینها لزوما به معنی عدم استفاده یا مسدودسازی مطلق فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نیست. میدانیم که همه ما کم یا زیاد، بخشی از امورمان از طریق این رسانهها قابل پی گیری و انجام است. ما حق داریم که از اخبار آگاهی یابیم و به اطلاعات روز دسترسی بیابیم اما باید همان قدر هم به خودمان حق دهیم که از روح و روان و ذهنمان در مقابل آسیبهای فضای مجازی محافظت کنیم. یکی از مباحث اولیه در این زمینه، این است که آگاهی خودمان را از کارکردها و روشهای فریب مخاطب در صفحات و رسانهها بالا ببریم. خیلی وقتها دلیل اعصاب خوردی و به هم ریختگی ما هدف بمباران قرار گرفتن از سوی اخبار جعلی و ساختگی و به اصطلاح فیک نیوزهاست. این نوع محتویات نه تنها باعث دریافت اطلاعات غلط و گمراهی ما بلکه منجر به دچار شدن به قضاوت اشتباه و تخریب نحوه تعامل و ارتباط ما با افراد و دنیای اطرافمان میشوند. همین که آگاه باشیم بسیاری از شبکههای ماهوارهای و صفحات شبیه به آنها در فضای مجازی توسط افرادی بار گذاری میشود که اهداف و مقاصد سیاسی خودشان را دارند و دلشان به حال ما نمیسوزد، خودش یک قدم بلند برای در امان ماندن از سیگنالهای آسیبزای آنهاست.
اما قدم دیگر این است که باید برای حضور و پرسه زدنمان در فضای مجازی، برنامه و حد و مرز داشته شویم. یعنی برای کار یا تحقیق خاصی به آنها وارد شویم و نه برای گذران وقت! عمر ما بسیار کوتاه است و حیف است که اندک زمان خالی خودمان را به دیدن مطالب بیهوده و بیفایده در شبکههای اجتماعی بگذرانیم یا ذهنی که میتواند صرف به یادگیری یک زبان، فن یا هنر جدید شود را از فیک نیوزها پر و بد کنیم.
یکی از کارهایی که به اصلاح سبک زندگی ما در عرصه رسانه کمک میکند این است که هر بار برای وقت گذرانی سراغ فضای مجازی میرویم، به خودمان یادآوری کنیم که این وقت میتواند صرف مطالعه یک کتاب خوب یا تماشای یک فیلم یا مستند برتر یا گفتوگو با همسر و فرزند و پدر و مادر و خواهر و برادرمان یا ورزش اختصاص یابد. اینگونه و بعد از مدتی خواهیم دید که نه تنها از عوارض و سیگنالهای اعصاب خرد کن رسانهها در امان خواهیم ماند، بلکه چه لحظات خوب و آرامشبخشی را برای خودمان ثبت کرده و یا چه مطالب و نکات مفیدی را آموختهایم.