زندگیتان رنگ خزان نگیرد! (حدیث دشت عشق)
سرباز شهید ابراهیم مکوندی روز یکم بهمن سال 1340 در روستای سیمایلی شهرستان هفتگل دیده به جهان گشود، در 2 سالگی مادر خود را از دست داد و در 10 سالگی نیز از نعمت پدر محروم شد. پس از مهاجرت به مسجدسلیمان، توانست در این شهر ادامه تحصیل دهد. دوران جوانی او مصادف با تجاوز دشمن بعثی به خاک ایران بود، پس از اعزام به سربازی و طی کردن دوره آموزشی، در نیروی زمینی ارتش مشغول گذراندن خدمت شد. در هنگام سربازی به همراه جمعی از رزمندگان اسلام به جبهههای حق علیه باطل اعزام شد. این دلیرمرد خوزستانی هشتم مرداد سال 1361 در سن 21 سالگی در عملیات رمضان شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر پاکش پس از تشییع در آرامستان کلگه مسجدسلیمان در نزدیکی یادمان شهید داریوش محمدیدهدزی آرام گرفت.
شهید ابراهیم مکوندی در وصیتنامهاش نوشت: «خانواده گرامی، امیدوارم با فانی شدن من از بین شماها، زندگیتان رنگ خزان به خود نگیرد. عطر روحافزای فصلها را پیوسته در همه اوقات احساس نمایید و زندگی و امورتان هرگز بر روی گامهای سنگین زمان نلرزد. برادران گرامی، امیدوارم برای رضای خشنودی روح من به این وصایا عمل کنید. همانطور که میدانید همه انسانها رفتنی هستند، هیچکس مدام عمر نمیکند. طبق آیه شریفه قرآن «ما از آن خداییم و به سوی او بازمیگردیم» پس تنها چیزی که میماند اعمال نیکوی انسان است. امیدوارم برادران عزیزم برای اجتماع، انسانهای لایق و باایمان و خداپرست باشند. هر حرکتی و هر گامی که روی زمین برمیدارند برای خلق ستمدیده ایران زمین و جهان اسلام باشد».