گفتوگو با هادی حاجتمند، یکی از کارگردانهای مجموعه «بچه زرنگ 2»
فقط کافی است سینماگران حجاب را از چشمانشان بردارند...
فصل دوم مجموعه «بچه زرنگ» همین اواخر از شبکه دوم سیما پخش شد. این مجموعه، در ادامه فصل اول آن، در قالب مستند- نمایش (داکیو درام) بخشهایی از زندگی 10 نفر از شهدای مدافع حرم را روایت کرد؛ علیرضا توسلی (ابوحامد- فرمانده لشگر فاطمیون)، سیدحکیم، رضا اسماعیلی، محمدرضا خاوری و شیخ محمدرضایی، مصطفی صدرزاده، جواد محمدی، محمد اسدی، محمد وطنی و جواد جهانی که پنج نفر اول، افغانستانی و از اعضای لشکر فاطمیون بودند. این مجموعه به تهیهکنندگی رشید حاجتمند، نویسندگی عباسهادیان و طاهره ولیپور و کارگردانی هادی حاجتمند، محمدمهدی خالقی، محمدحسین امانی، جواد علیزاده و محمد صادق رمضانی تولید شد. با توجه به اینکه «بچه زرنگ2» هم مانند سری اول بچه زرنگ، اسناد زرین و زیبایی از زندگی برخی از شهدای مدافع حرم است و در فضای مجازی و ازجمله در تلوبیون قابل تماشاست، با یکی از سازندگان این اثر به گفت وگو پرداختیم؛ هادی حاجتمند، سازنده سه قسمت از این مجموعه است و با توجه به کسوت بیشتر، برای مصاحبه انتخاب شد.
با توجه به اینکه شما یک سینماگر شناخته میشوید و آثار قبلیتان «اشنوگل» و «مدیترانه» سینمایی بودند، چرا همکاری با این مجموعه تلویزیونی که مستند- داستانی هم هست را پذیرفتید؟
در سری اول من مشاور کارگردان بودم و دیدم مردم به طور جدی با این کار ارتباط برقرار میکنند و عکسالعمل مثبت نشان دادند. به همین دلیل هم تصمیم گرفتم که در فصل دوم در کنار بقیه کارگردانها هم کار کنم. ضمن اینکه برخی از شهدایی هم که در این مجموعه راجع به آنها کار کردیم، از رفقای قدیمی بودند و این کار، عرض ارادتی به آنها هم بود. کاش شرایط بهتری برای تولید داشتیم تا این عرض ارادت هم بهتر انجام میشد.
برخلاف سایر کارگردانهای این مجموعه که مستندساز هستند، حوزه فعالیت شما درام و سینمای داستانی است؛ این باعث نشد تا قالب انتخاب شده برای روایت در این سریال یعنی داکیو درام برای شما مسئلهساز بشود؟
نه، به این خاطر که یکی از ویژگیهای اصلی این نوع مجموعهها پایبندی کامل به واقعیت است؛ آدمهای واقعی، قصههای واقعی... به هر حال درام، به یک سری لایهها و صحنههایی نیاز دارد که ما را مجبور میکند به سمت تخیل برویم اما قالب داکیو درام باعث میشود تا مخاطب هوای لحظات را بیشتر به خودش بگیرد. ضمن اینکه
داکیودرام نریشن محور است و چهره بازیگرها و شباهت آنها به سوژه اصلی، مهمتر از بازی آنهاست. به نظر من اتفاقا در هر قسمت که به داستان و فیلم داستانی نزدیک شدیم، از عین واقعیت هم فاصله گرفتیم. برای همین هم چون بنای این مجموعه بر واقعیت و مستند بوده به سمت داکیو درام رفتیم. البته من نمیگویم همه ویژگیهای قالب داکیو درام در این سریال رعایت شده است. چون به لحاظ بودجه و شرایط تولید نیاز بیشتری داشته اما بضاعت مجموعه همین بوده.
کدام شهدا از دوستان بودند؟
خیلیها؛ مثل خود ابوحامد یا شهید رضا سنگرانی، شهید محمد جاودانی، شهید مصطفی صدرزاده...
اسم بچه زرنگ از کلام حاج قاسم برگرفته شده که این شهدا را بچه زرنگ توصیف کردند. برداشت شما از زرنگی این بچهها چیست؟
در دنیایی که عقل معاش گرد و خاک میکند و هر چیزی که میبینید حتی اخلاق با نرخ ارز و دلار سنجیده میشود و هر که دلار و ارز بیشتری دارد ارج بیشتری هم دارد، این بچهها فهمیدند که باید زرنگی کنند. زرنگی آنها هم این بود که خود را با حضرت زینب(س) معامله کردند. مطابق کلام قرآن، آنها جانشان را معامله کردند و درمقابل، بهترینها را گرفتند؛ هم در این دنیا و هم در آن دنیا ان شاءالله شرایطی عالی و بینظیر دارند. سرنوشت این بچهها را با شرایط امروز ما مقایسه کنید که مانده ایم و با هزار دلیل نرفتیم و به آنها نگاه میکنیم و حسرت میخوریم. زرنگهای واقعی این بچهها بودند که تا دیدند در باغ شهادتاندکی باز است، از فرصت استفاده کردند و رفتند. بعضیها میگویند که برخی از این شهدا با دروغ خودشان را آنجا رساندند ]اشاره به ساختن هویت افغانستانی برای پیوستن به لشکر فاطمیون و رفتن به سوریه[ و شهید شدند؛ عرضم این است که مگر این بچهها دروغ گفتند که صاحب یک ملک یا دلار بشوند؟ قطعا در جبهه دفاع از حرم هم نه پول آنچنانی میدادند و نه این بچهها دنبال پول بودند، اما وقتی بنا بر رفتن شد و معشوق را دیدند دست از پا نمیشناختند.
نحوه گزینش شهدا چطور بود؟
فصل اول شهدای ایرانی بودند که با زرنگبازی و با شناسنامه افغانستانی به مدافعان حرم پیوستند و در فصل دوم هم یک سری شهدای افغانستانی را اضافه کردیم؛ شهدایی که تأثیری جدی بر منطقه گذاشتند به علاوهبرخی دیگر از شهدای
مدافع حرم ایرانی مشهدی که موثر بودند. امید است که فرصت شود که فیلمسازان در سایر استانها و شهرستانها هم درباره شهدای مدافع حرم مناطق خودشان چنین آثاری را بسازند و هم اینکه قصه جوانمردی و دلاوری این رفقا در میدان جنگ هم دیده شود. خیلی از این جوانان در میدان جنگ، تعریفشان فرق میکند. مثلا شهید رضا اسماعیلی که توفیق داشتم داستان اعزامش را بسازم، اصل شخصیتش در منطقه به دست میآید، با آن دلاوری که از خودش نشان داد. و یا ماجرای شهادت ابوحامد در نقطهای نزدیک رژیم صهیونیستی اتفاق افتاد؛ با توجه به اینکه آرزو داشت با اسرائیل بجنگد و در میدان نبرد، آدم عجیبی بود، باید فیلمش در همان منطقه ساخته شود. امید است که مدیران سیما این اهتمام را داشته باشند که با شرایط تولیدی عالی، آثاری را در حوزه جنگ شهدای مدافع حرم هم بسازیم.
با توجه به اینکه «بچه زرنگ2» هم مانند فصل اول این مجموعه، دارای چند کارگردان است و شما سه قسمت از این مجموعه را کارگردانی کردید، نحوه تقسیم کار بین شما چگونه انجام شد؟
حداقل درباره خود من این طور شد که خودم انتخاب کردم. یعنی فهرست شهدا را دیدم و گفتم که درباره چه شهدایی کار میکنم.
بازیگران برای این نقشها چگونه انتخاب شدند؟
درباره هر یک از شهدا به شکل متفاوتی این انتخاب انجام شد. مثلا برای ایفای نقش ابوحامد، از یک نابازیگر استفاده کردم که یک آقای دکتر استاد دانشگاه است و اصلا بازیگر نیست. اما برای نقش همسر شهید، خانم علوی از هنرمندان تئاتر مشهد حضور یافت. برای بچهها هم از نابازیگران استفاده کردیم. برای ایفای نقش شهید صدرزاده هم از یک بازیگر (احمد صمیمی) که شباهتی به آن شهید داشت استفاده شد. خانم طالبی هم از بازیگران خوب است که در این قسمت ایفای نقش کرد. ایفاگر نقش شهید اسماعیلی هم بازیگر نبود اما با توجه به توانایی و ظرفیتی که داشت، انتخاب شد. بقیه هم آدمهای واقعی قصه هستند. مثلا بازیگر نقش آقای فصیحی، خود آقای فصیحی است. یکی از ویژگیهای مجموعه بچه زرنگ همین است که برخی کاراکترها واقعی هستند؛ یعنی خود آدمها نقش خودشان را بازی میکنند.
سؤال کلیشه ای؛ چرا تولید فیلم و سریال درباره شهدای مدافع حرم، اندک است؟
به این دلیل که واقعا هنرمندان سینمای ما این شهدا را نمیشناسند. حجابهای زیادی جلوی چشم فیلمسازان را گرفته است. از حجابهای سیاسی و اجتماعی گرفته تا اخلاقی و شخصی و... اما واقعا این بچهها دیدنی هستند. هم شهدا و هم اتفاقات مربوط به دفاع از حرم، واقعا جذاب هستند و از همه اجزاء درام برخوردار است. فقط کافی است هنرمندان این حجابها را از مقابل چشمانشان بردارند و ببینند، حتما اتفاقات دراماتیکی میافتد و حتما ماجراهای سرخ و شیرین و عجیب و غریبی استخراج خواهد شد.
مدیران به خصوص در حوزه سینما و تلویزیون چگونه میتوانند به کنار رفتن این حجابها از جلوی چشم هنرمندان کمک کنند؟
باید تلاش کنند تا هنرمندان با این شهدا آشنا بشوند و یک سری از کارگردانهایی که پایههای فکری، فلسفی و اعتقادی قوی دارند را جدی بگیرند؛ این هنرمندان دل در گرو انقلاب دارند. آدمی که دل در گرو آرمانها دارد، از زندگی اش میگذرد و کار را به نتیجه میرساند.
برنامه آینده شما چیست؟
یک سریال با محوریت کرونا و رفتارهای جهادی جوانان در دوران شیوع کرونا در دست تولید دارم. این سریال قصه شیرینی دارد و یک تضمین شاعرانه است بر فیلم «لیلی با من است».