کد خبر: ۲۶۳۹۷۶
تاریخ انتشار : ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۲۲:۳۰

منصور ‌یا های‌پاور؟

 

عزیزالله محمدی(امتدادجو)
دفاع مقدس و شرح وقایع آن، به‌ویژه پاسداشت یاد و نام شهدایی که هر کدام ستاره و قهرمانی توصیف ناپذیر هستند؛ به تعبیر کلام رهبر انقلاب اسلامی ایران، گنجینه پایان ناپذیری است که کلام و گفتار معمول از بیان آن عاجز می‌ماند و در دورانی که بشر با نمادها ارتباط و انس بیشتری دارد، زبان هنر، به‌ویژه هنرهای بصری می‌تواند تا حدودی صفحات زندگی و شرح قهرمانی رزمندگان دوران دفاع مقدس را به آیندگان منتقل کند.
در شرایطی که دنیای غرب و حتی کشورهای مجاور ما در قرن بیست و یکم ذره بین به دست از هر پدیده‌ای به دنبال قهرمان ‌سازی هستند و به جهت تقویت روحیه و امید اجتماعی خود رو به ساخت هویت‌های جعلی می‌آورند یا قهرمانان خیالی در قالب فیلم‌های تخیلی می‌سازند؛ چگونه می‌توان حقیقت وجودی و کردار آسمانی حدود 220 هزار شهید قهرمان دوران دفاع مقدس را نادیده گرفت؟
در این اثنا فارغ از هر گونه تخصص یا مهارت و یا دانش و یا حتی تجربه، به هر کس که وارد عرصه فیلم ‌سازی در حوزه دفاع مقدس می‌شود باید به دیده احترام نگریست و کلاه از سر برداشت؛ چرا که اولا در دوران پسا دفاع مقدس به دلیل تغییرات ذائقه جامعه، پرداختن به نوع فیلم‌های دفاع مقدس و حتی ادبیات آن، از منظر عده‌ای منورالفکر که عموما پرهیاهو نیز هستند و توجه رسانه‌ها را نیز به خوبی به خود جلب می‌کنند، نوعی تحجراست که ذهن‌های جامانده از تاریخ به سمت این فیلم‌ها می‌رود؛ و سپس، مضاف بر زحمات اخذ مجوز و جذب عوامل و عواید؛ هزینه‌های گزاف و هماهنگی‌های سازمانی کمرشکن و تهیه ادوات و تجهیزات، موضوعاتی هستند که فیل را هم از پا در می‌آورند چه رسد به یک کارگردان و یا تهیه‌کننده که با روح هنری می‌خواهد تولید یک اثر دفاع مقدسی کند.
بنابراین پیش از پرداختن به نقد و یا واکاوی زوایای مختلف فیلم «های پاور» مراتب تکریم و احترام خود را به دوستان و عوامل این فیلم تقدیم می‌کنیم و در همین ابتدا ارزش کار آنها را برای خودمان و برای مخاطبین محفوظ نگه می‌داریم؛ چرا که واقف به مشکلات و محدودیت‌ها و موانع ساخت چنین فیلم‌های هستیم.
اواسط سال 1401 بود که اخبار جسته و‌ گریخته‌ای مبنی بر ساخت این فیلم مخابره شد و علاقه‌مندان فیلم‌های حوزه دفاع مقدس با توجه به موضوع متفاوت این فیلم، یعنی «پدافند هوایی» که تاکنون حتی در سینمای ایران نیز-علی رغم وجود پررنگ و حضور بسیار تاثیرگذار آن در عملیات‌های دفاع مقدس-دیده نشده است؛ منتظر بودند تا این فیلم به سرعت مراحل تولید خود را پشت سر بگذارد و آن را به تماشا بنشینند.
از همان ابتدا فیلم داری یک مقیاس بود که همین موضوع کار را برای عوامل تولید سخت کرده بود. مقیاس مورد نظر و میزان سنجه‌های«های پاور» حتی قبل از ساخت، دقیقا تحت تاثیر فیلم سینمای «منصور» قرار گرفته بود و همگان و به‌ویژه منتقدین به جای پرداختن به شخصیت واحد و مستقل‌«های پاور» به دنبال تفاوت‌ها و تشابه‌ها و نقاط ضعف و قوت این دو فیلم نسبت به هم بودندکه همین یعنی،‌های پاور در مقیاسی متفاوت از هر آنچه که در واقعیت خود قرار دارد به چشم خواهد آمد و بیش از دو حالت پیش روی این فیلم نخواهد بود.
حالت اول آن است که‌ «های پاور» با ویژگی‌های هنری و بصری خود و با گذر از فیلم منصور در جشنواره فجر به یک شخصیت قوی در دنیای فیلم‌های دفاع مقدس تبدیل خواهد شد و حالت دوم آن است که در سایه فیلم منصور،قادر به بیان و انتشار ابتدایی‌ترین وجوه وجودی خود نیز نخواهد بود و عوامل تولید آن دستشان از رسیدن به اهداف متعالی باز خواهد ماند.
وجه پرداخت نگارنده به «‌های پاور»، پخش این فیلم در روز دوم فرودین از شبکه دو سیما بود و قرار گرفتن آن در پلتفرم و سکوی تلوبیون است که توانست مخاطب را در روزهای نخست سال مقابل خود ببیند و این در حالی بود که هنوز شاید رد پای تماشاگران چهل و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر از سالن‌های سینما پاک نشده بود و در فاصله کمتر از دو ماه، فیلمی که قرار بود صاحب عناوین خاص جشنواره شود و یا اینکه در انتظار زمان اکران در سینماهای کشور باشد به یکباره سر از تلویزیون در آورد.
قبل از پرداختن به کم و کیف فیلم، سؤال اساسی این است که چرا و چگونه فیلم‌«های پاور» که قطعا با وجود استفاده از امکانات سازمانی با هزینه یک فیلم در تراز جشنواره فجر ساخته شده بود؛ تبدیل به یک تله فیلم تلویزیونی یک بار پخش شد در شب‌هایی که شاید مخاطب جدی هم نداشته باشد؛ و اساسی‌تر از آن سؤال، این است که مگر جشنواره فجر دارای استاندارد‌های اولیه و یا شورای بازبینی فیلم نیست که یک فیلم در تراز نمایش تلویزیون، خود را به جشنواره می‌رساند و پس از آن نیز جامعه هنری را به واکنش‌های خاص و پرحاشیه وادار می‌کند؟
همان‌طور که اشاره شد پرداخت هنری به موضوع دفاع مقدس،امری بسیار ارزشمند و ستودنی است که این موضوع در نزد نگارنده و مخاطبین محفوظ است؛ اما وقتی قرار است با یک فیلم رو‌به‌رو باشیم؛ پس آن را با عناصر و اجزاء آن می‌بینیم و هر کدام از این عناصر و اجزاء باید کارکرد خود را به بهترین وجه به نمایش بگذارند تا ما بتوانیم به آن اثر اطلاق هنری داشته باشیم.
قطعا اولین عنصر موثر براثر هنری، خالق آن اثر است که در این‌جا ما نقطه نظرات آقای‌هادی محمدپور کارگردان«‌های پاور» را می‌خواهیم درخصوص مراحل ساخت،کمی بیشتر بدانیم، او در گفت‌وگو با خبرگزاری‌ها و جراید گفته بود: «در واقع در فیلم، شخصیت‌پردازی نکردیم و به عملیات توجه کردیم. فیلم ما نزدیک به ۱۱۰ دقیقه بود که بنا به دلایلی، بسیاری از سکانس‌ها حذف شد و تبدیل به فیلمی ۸۰ دقیقه‌ای شد. فیلمنامه که تکمیل شد آن را برای آقای دکتر سورنا ستاری فرستادم، ایشان گفتند این اطلاعات را از کجا آوردید خیلی دقیق است. گفتم از امیر غلامی گرفتم. گفت: عمو برات، آفرین! و بعد پرویز کرمی را به ما معرفی کردند و ایشان در جریان تولید فیلم به ما ملحق شدند.»
هادی محمدپور کارگردان فیلم‌های پاور جزو فیلمسازان اول جشنواره فجر بود و ما نیز جوانی و تجربه کم و محدودیت‌های او را در نظر می‌گیریم و ضمن نگاه به زوایای مختلف فیلم، شجاعت او را برای ساخت چنین فیلمی که فارغ از ابعاد فنی و هنری و مالی به کوچه‌های تنگ و پایان ناپذیر محدودیت‌ها و موانع سازمانی نیز می‌رسد؛ می‌ستایم.
همان‌طور که کارگردان این اثر خودش نیز اذعان داشته، فیلم به شدت از ضعف شخصیت‌پردازی برخوردار است که همین عامل باعث عدم تمرکز مخاطب بر روند داستان شده و تا انتهای فیلم همواره در جست‌وجوی شکل‌گیری یک شخصیت واحد قهرمانانه با توجه به ژانر و موقعیت‌های حضور شهید ستاری است.
در دنیای فیلم و سینمای امروز به‌طور معمول به منظور تشخص بخشی و تثبیت وجوه شخصیتی و ماندگاری کاراکترهای و شخصیت‌های قهرمان در ذهن مخاطب، اگر چه حتی در فیلم‌های مختلف با کارگردان‌های مختلف، اما از بازیگران ثابت برای اشخاص تاریخی و اسطوره‌ها استفاده می‌شود تا آن اسطوره و شخصیت با یک چهره خاص و تعیین شده در اذهان باقی بماند.
مسلم است که بعد از فیلم «منصور» تغییر بازیگر نقش شهید ستاری در «های پاور» می‌توانست اولین ضعف فیلم باشد که بر شدت آن ضعف، نوع ایفای نقش بازیگر جدید (اتابک نادری) نیز تاثیر صد چندان می‌توانست داشته باشد که متاسفانه چنین نیز شد.
بازی ضعیف و بدون حس و با تعلیق و بدون ریتم و اکت‌های بی‌ربط و بدن ناآماده و بیان جویده شده و نفس‌های پراضطراب و تن صدای ناواضح و بم اتابک نادری چیزی نبود که بتواند گویای نقش منصور ستاری در نقش یک قهرمان و طراح عملیات‌های جنگ باشد و چه آنکه بخواهیم آن را با شخصیت مقتدر و با صلابت فیلم منصور مقایسه کنیم.
علی رغم تاکید و اصرار کارگردان در گفت‌وگو با خبرگزاری‌ها و نشست مطبوعاتی مبنی بر پرداخت به وجه عملیاتی کاراکتر اصلی فیلم یعنی شهید منصور ستاری، عملا تا پایان فیلم به جز لحظاتی اجتناب ناپذیر ما با جریان‌های حاشیه‌ای در فیلم رو‌به‌رو هستیم که این نیز دقیقا غیر از آنچه بود که در فیلم «منصور» مشاهده شد؛ در فیلم منصور مخاطب تا انتهای فیلم با یک سیر داستانی ابعاد فنی و دانش و استحکام فرمانده نیروی هوایی را می‌بیند؛ در حالی‌که در «های پاور» به رغم شروع اولیه داستان، مسیرهای دیگری را طی می‌کند که حتی می‌توان احساس کرد که شخصیت اصلی فیلم تغییر کرده و به جای منصور ستاری شخص دیگری که دچار تله و توطئه منافقین شده است تبدیل به شخصیت اصلی می‌شود.
کارگردان در این موازی ‌سازی دو شخصیت و پرداختن به دو ماجرا، هدف اصلی خود را که نمایان کردن شخصیت عملیاتی و هوشمندی شهید ستاری در طراحی عملیات‌های پدافندی بوده را از یاد می‌برد و به‌طور جدی تلاش دارد تا هر طور شده جریان حاکم بر دو اتفاق را به هم ربط بدهد و در کنار شهید ستاری شخص دیگری را معرفی کند که با اتفاق موجود در فیلم، آن شخصیت می‌توانست استقلال کامل داشته باشد و تبدیل به یک فیلم دیگر شود؛ ضمن آنکه بازی ضعیف و کاراکتر مکمل و همان نقش موازی به نام ستوان امانی، عامل دیگری برای عدم توجه مخاطب به حضور تاثیرگذار شهید ستاری در فیلم است.
پیش از تماشای فیلم در ملاقاتی که بنده(نگارنده) با آقای جوکار تهیه‌کننده فیلم داشتم، این نکته را بیان کردم که به هر حال هرگونه شروعی برای معرفی نقش پدافند و اهمیت جایگاه آن در دفاع مقدس می‌تواند ارزشمند باشد و این شروع نیز حتما یک اتفاق بسیار خوب است؛ اما اعتراف می‌کنم که بعد از تماشای فیلم نمی‌توانم بر آن نظر خود باقی مانده باشم؛ چرا که هیچ‌گاه حضور چند سکانس فرزاد حسنی در فیلم را حتی با توجیه حضور یک چهره سلبریتی در فیلم نتوانستم بپذیرم یا در کنار او حتی علیرام نورایی و بازی ضعیف خود آقای کارگردان را که اصلا نیازی به این حضور نبود و می‌توانست از یک بازیگر درجه سوم نیز برای چنین نقشی استفاده کند.
بازی‌های بدون حس و مکانیکی و مصنوعی بازیگران، طراحی لباس ضعیف و خالی از توجیه برای مخاطب، به‌کارگیری اصطلاحات فنی بدون پشتیبانی معنایی، پرش‌های سکانسی غیر منطقی، عدم به‌کار‌گیری
موسیقی تاثیرگذار و همخوان با صحنه‌های فیلم، مکث‌های آزاردهنده مابین دیالوگ‌ها، ریتم کند داستان، تعلیق‌های بی‌دلیل و بی‌مورد،عدم وجود زیر نویس مکالمه خلبان‌های عراقی و نحوه مکالمه کتابی آنها، چهره پردازی و‌گریم‌های بسیار ضعیف و موسیقی خنثی در تیتراژ پایانی و... مواردی بودند که در کنار ضعف‌های فیلمنامه و داستان پردازی کاملا مخاطب را آزار می‌داد و هر لحظه انتظار می‌کشید که‌ای کاش فیلم هر چه زودتر به پایان برسد. و به این جمع، دیالوگ‌های بسیار ضعیف را که ضعف نویسنده در پردازش شخصیت و پی رنگ ‌سازی داستان بوده است را نیز اضافه کنید.گرچه کارگردان، اشاره به آن داشته که به ابعاد و شخصیت عملیاتی شهید ستاری در این فیلم پرداخته، اما در فیلم حدود 80 دقیقه‌ای که قرار است از یک عملیات بزرگ به نام والفجر 8 با آن همه وجوه عملیاتی صحبت کند؛ درک مخاطب از موقعیت و سکانس‌های درون خانوادگی که به تکرار زیاد نیز افتاده بود بسیار سخت است و شاهد ضلع دیگری از مثلث روایت (شخصیت عملیاتی و فرماندهی شهید ستاری، ستوان امانی و خانواده شهید ستاری) این فیلم بودیم که اگر هم این ضلع،یعنی ضلع پرداخت به بعد رفتار خانوادگی در این فیلم نمایش داده نمی‌شد اتفاق خاصی نمی‌افتاد و‌ای کاش کارگردان واقف به این موضوع می‌شد که این نوع پردازش فقط یک تعلیق و پر کردن زمان فیلم است که می‌تواند در قالب یک سریال اتفاق بیفتد نه در یک فیلم سینمایی با ابعاد عملیات جنگی.
با یک نتیجه‌گیری ساده، پر واضح بود که فیلم «های پاور» و کارگردان آن بیشتر از آنچه که بخواهد خودش را به جشنواره و به مردم در تلویزیون نشان بدهد و دارای ابعاد هنری و روایی باشد؛ تلاش داشت تا خودش را به سازمان حامی خودش نشان بدهد و به نظر می‌آید اگر این فیلم برای کارکنان داخلی اکران می‌شد خیلی قابل توجه‌تر بود تا اینکه به جشنواره برود و یا از تلویزیون پخش شود.
مسلم است که تلویزیون از باب حمایت از هنرمندان و کارگردانان جوان و نیز به‌منظور بیان نقش پدافند در دوران دفاع مقدس و به جهت پاسداشت یاد و نام شهید منصور ستاری اقدام به پخش این فیلم در ایام عید نوروز کرد و رسالت خود را انجام داده است اما جای سؤال برای متولیان جشنواره فجر و برای عوامل و حامیان تولید این فیلم بسیار زیاد است.