کد خبر: ۲۶۳۵
تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۲۰:۴۶

انتقال پایتخت گزینه رهایی یا درهم تنیدگی مشکلات(بخش نخست) اسباب‌کشی از تهران آری یا نه؟

آلودگی روزافزون هوای تهران، مشکلات زیرساخت‌های این شهر از قبیل نبود کانال مشترک تأسیسات که بتوان انشعابات آب، برق، گاز و... را به نحوی اصولی از طریق آن انتقال داد، چالش‌های ترافیکی و هزار و یک زخم دیگر را اگر بتوانیم سرپایی و مقطعی چسب زخم بزنیم و درمان‌های جزئی در پیش گیریم می‌رسیم به جراحت‌های گسلی این شهر که از سه طرف در تلاش برای سر باز کردن هستند!

 گالیا توانگر
آلودگی روزافزون هوای تهران، مشکلات زیرساخت‌های این شهر از قبیل نبود کانال مشترک تأسیسات که بتوان انشعابات آب، برق، گاز و... را به نحوی اصولی از طریق آن انتقال داد، چالش‌های ترافیکی و هزار و یک زخم دیگر را اگر بتوانیم سرپایی و مقطعی چسب زخم بزنیم و درمان‌های جزئی در پیش گیریم می‌رسیم به جراحت‌های گسلی این شهر که از سه طرف در تلاش برای سر باز کردن هستند!
گسل مشا، شمال تهران و ایوانکی سه گسل بزرگ احاطه‌کننده این شهر دیر زمانی است که خیال فعال شدن و سر باز کردن دارند. به یاد بیاورید که زلزله 1830 میلادی دماوند و شمیرانات در اثر فعال شدن گسل مشا رخ داد. برای تهران با محاسباتی که صورت گرفته هر 150 سال دوره بازگشت زلزله با بزرگی 7 ریشتر در نظر گرفته شده است.
حال 180 سال از بزرگترین زلزله قبلی گذشته و اگر چه هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده و تهران آرام است، اما دلیل نمی‌شود که دست روی دست بگذاریم و هیچ اقدامی در جهت ساماندهی ساخت و ساز و ایمنی در برابر زلزله نداشته باشیم.
هم‌اکنون دو چالش بزرگ پایتخت یکی آلودگی هوا و دیگری خطر وقوع زلزله است. بحث در پیرامون اینکه پایتخت به کجا انتقال داده خواهد شد هر روز داغ‌تر می‌شود. هر کارشناسی بنا به نظر خود در مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهایش نقطه‌ای را برای پایتخت‌شدن پیشنهاد می‌دهد.
کارشناسان علوم زمین معتقدند باید نقطه‌ای مدنظر قرار گیرد که از لحاظ خطر زلزله از احتمالات پایین‌تری نسبت به سایر نقاط کشور برخوردار باشد.
عکاشه‌ استاد زمین شناسی، پیشتر در پاسخ به این پرسش که مگر در ایران نقطه‌ای وجود دارد که احتمال زلزله خیزی‌اش پایین باشد، این طور پاسخ داده بود: «نقاطی در نواحی مرکز ایران داریم که دارای احتمال زلزله‌خیزی پایینی هستند و با در نظر گرفتن سایر پارامترهای لازم شهرسازی و بنا کردن پایتخت می‌توان نقطه‌ای را مدنظر قرار داد.»
با وجود این گروه‌ها و افراد مختلفی هم هستند که موجی از پیشنهادات خود را روی وبلاگ و سایر فضاهای مجازی شخصی خود قرار داده‌اند؛ از پیشنهاد تشکیل پایتخت سیاسی-اداری در هشتگرد، پرند و اسلامشهر گرفته تا انتقال کلی پایتخت به شهرهای دور و نزدیک تهران!!
انتقال پایتخت در مرحله
 کارشناسی طرح
در حالی که در فضای مجازی هر فردی خطه مورد نظر خود را برای پایتخت قرار گرفتن معرفی می‌کند، سیدمهدی هاشمی، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی متعجبانه در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «در مصوبه مجلس اصلا انتقال پایتخت قطعی نشده و تنها این موضوع عنوان شده که بحث در این حوزه نیاز به تحقیقات علمی فراوان دارد. بنابراین تشکیل شورایی با مدیریت کمیسیون عمران برای مطالعه روی جوانب مختلف اجرای این طرح مصوب شده است. طی دو سال آینده این شورا بررسی می‌کند که برای انتقال پایتخت چه اقداماتی لازم است که انجام شود؟ اصلا اجرای این طرح چه میزان بودجه می‌خواهد؟ نهایتا با تأمل روی جوانب مختلف طرح انتقال پایتخت تصمیم‌گیری می‌شود که انتقال، شدنی است یا نه؟
وی در ادامه با طرح این پرسش که آیا شما می‌دانید انتقال پایتختی چون تهران چه میزان هزینه‌بر خواهد بود، ذهن را به سمت موانع انتقال سوق داده و می‌گوید: «این بودجه رقمی نیست که بتوان فی‌الفور مهیایش کرد. ضمنا می‌توان با رقم‌های کمتری شروع به مقاوم‌سازی در ساخت و ساز و اصلاح بافت‌های فرسوده تهران داشت. به فرض محال انتقال پایتخت به شکل تشکیل پایتخت جدید سیاسی اداری صورت گرفت، آن‌وقت تکلیف مردم ساکن در شهر تهران چه می‌شود؟ ما که نمی‌توانیم مردم را در دامن آسیب رها سازیم.»
وی در پاسخ به این سؤال که آیا شما با تفکیک پایتخت و تشکیل پایتخت جدید سیاسی اداری موافقید، می‌گوید: «بنده با تفکیک‌های اینچنینی نیز موافق نیستم. تنها می‌توان به مرور زمان برخی مراکز اقتصادی، خدماتی، آموزشی و... را اندک اندک از تهران خارج ساخت.»
شهری 12 میلیون نفری روی
13 گسل اصلی!
گسل مشا فشم به طول 400 کیلومتر (شاهرود تا آبیک) و عرض بیش از 10 متر، گسل‌ شمال تهران به طول 75 کیلومتر، گسل جنوب ری به طول 20 کیلومتر، گسل شمال ری به طول حدودا 16/5 کیلومتر، گسل معکوس آهار، گسل امامزاده داود، راندگی پورکان-وردیج، گسل کهریزک به طول بیش از 40 کیلومتر، راندگی نیاوران با طول حدود 13 کیلومتر از سعادت‌آباد تا نیاوران و شمال اقدسیه، گسل محمودی، گسل شبان کوثر در شمال تهرانپارس با طول 3 کیلومتر، گسل شرق که توانایی قوی‌ترین زلزله را دارد و از شرق به تهران وارد شده و با گذر از اراضی سرخه حصار و حرکت روی بزرگراه شهید بابایی تا مجیدیه و سیدخندان امتداد یافته، گسل ملاصدرا که از خیابان شریعتی تا شهرک غرب امتداد یافته،  ونک، میرداماد، سعادت‌آباد و شهرک غرب را ناامن ساخته است که برج میلاد دقیقا در مجاورت این گسل است.
مجموعه بالا 13 گسل خطرناک تهران است که علاوه بر آن گسل‌های فرعی نیز در تهران وجود دارند که از جمله آنها می‌توان گسل‌های نارمک، داودیه، ایوبی، عباس‌آباد، پارک جنگلی شهرداری، باغ فیض، قصر فیروزه و تلویزیون را نام برد.
آیا این لیست بلندبالا خود نمی‌تواند محکم‌ترین دلیل برای تمرکززدایی از پایتخت باشد؟ با این حال طرح انتقال پایتخت چه به صورت کلی- که طرفداران بسیار کمی دارد- و چه به صورت جزئی‌تر- تشکیل پایتخت سیاسی اداری که از طرفداران بیشتری نسبت به طرح انتقال کلی برخوردار است- از سوی شماری از صاحب‌نظران مورد انتقاد قرار گرفته و اساساً این عده اخیر بر این باورند که هر دو طرح بالا شدنی نیست. این گروه منتقدین سؤال تأمل برانگیزی مطرح کرده‌اند: چنانچه پایتخت منتقل شود، قادر خواهیم بود در اندک‌زمانی کل جمعیت تهران را خارج کرده و ویرانی ناشی از زلزله درپی تعدیل ناگهانی جمعیت را کاهش دهیم؟
اگر قرار است تنها مراکز اداری و سیاسی منتقل شوند، این انتقال روی اصل صورت مسئله که تلفات مردمی و ویرانی ناشی از زلزله است، چه تأثیری خواهد گذاشت؟ در یک کلام اگر جمعیت منتقل شود، خطر زلزله رفع می‌شود؟
مهدی زارع، دانشیار پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله و عضو هیئت‌مدیره  انجمن ژئوفیزیک ایران با اشاره به این که هم‌اکنون هشت میلیون و 600هزار نفر شب‌ها در 20 منطقه مسکونی تهران سکونت دارند و در روز 4میلیون نفر برای کار وارد تهران می‌شوند، می‌گوید: «هم‌اکنون 12میلیون و 600هزار نفر در استان تهران و 2میلیون و 500هزار نفر در البرز ساکن هستند که جمعاً 16میلیون نفر در این دو استان زندگی می‌کنند.ازنظر شرایط پوسته زمین منطقه‌ای که در آن هستیم به‌طور متوسط هر 200سال یک لرزه بالای 7ریشتر را تجربه کرده است و به نظر می‌رسد باتوجه به تراکم جمعیت در مناطق یک، دو، سه، چهار، پنج، هیجده، نوزده، بیست، بیست‌ویک و بیست‌ودو حدود سه میلیون نفر در شمال و جنوب پهنای گسل زندگی می‌کنند و 2میلیون و 200هزار نفر در بافت فرسوده تهران ساکن هستند. در مجموع حدود 5میلیون و 200هزار نفر در تهران در محدوده پهنای گسل زلزله و بافت فرسوده ساکنند.»
این صاحب‌نظر موافق طرح انتقال پایتخت می‌گوید: «به هر جهت باید پذیرفت که 60 درصد جمعیت در معرض زلزله قرار دارند. بنابراین باتوجه به شرایط تهران و وقوع زلزله بالای 7 ریشتر در این شهر ایجاد پایتخت جدید می‌تواند به کاهش جمعیت و لطمات ناشی از زلزله بینجامد.»
عدم تأمین بودجه انتقال پایتخت تا نسل بعدی!
سیدبهلول حسینی، نماینده مردم میانه و عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی یکی از منتقدین طرح انتقال پایتخت در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «برفرض مراکز اداری و سازمانی تهران را منتقل کردیم، مگر می‌شود کل جمعیت را کوچ داد؟! آیا هدف ما این است که تنها مدیران و مسئولان از خطر زلزله‌ رهایی یابند یا باید فکری به حال مردم داشته باشیم و برای مقابله با صدمات ناشی از زلزله تمهیداتی زیربنایی داشته باشیم؟ موافقین این طرح دائماً می‌گویند: رفت و آمد کم می‌شود! اما من عرض می‌کنم که با یک دهم یا یک بیستم هزینه انتقال پایتخت و صرف آن برای ساماندهی تهران می‌توان نتایج بسیار بهتری به‌دست آورد.»
نماینده مردم میانه در ردیف مخالفین طرح انتقال پایتخت مصرانه براین باور است که مشکل بزرگ شهر تهران قبل از وقوع زلزله، آلودگی هوای این شهر است.
وی در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «قیمت سوخت واقعاً پایین است. اگر بشود لیتری 2هزار تومان تهران فوراً سر و سامان می‌گیرد!»
این منتقد طرح انتقال پایتخت درمورد آمادگی برای خطر وقوع زلزله نیز گزینه ساماندهی تهران باتوجه به شرایط جغرافیایی این شهر را پیشنهاد می‌دهد. وی این سؤال را در انتهای صحبت‌های خود می‌گنجاند: «خیال می‌کنید هزینه انتقال چقدر می‌شود؟ تا فاصله نسل بعدی هم نمی‌توانیم این هزینه را جور کنیم.»
مخروط افکنه تهران مهمان‌پذیر 12میلیون نفری نیست!
ازنظر کارشناسان محیط‌زیست تهران پتانسیل پذیرایی از 12میلیون نفر جمعیت را نداشته و انتقال پایتخت و تمرکززدایی در شرایط فعلی گزینه‌ای لازم الاجراست.
محمد درویش، مدیرکل آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت محیط‌زیست مهم‌ترین زخم‌های شهر تهران را به‌طور خلاصه اینگونه شرح می‌دهد: «این شهر در یک مخروط افکنه در البرز جنوبی واقع شده که اساساً از لحاظ بوم شناختی تحمل‌ پذیرایی از یک جمعیت 12میلیونی را ندارد.
ما علاوه بر خطر وقوع زلزله درحال حاضر با کمبود منابع آب و نیز هوای پاک دست و پنجه نرم می‌کنیم. زمین‌های جنوب تهران با پدیده نشست روبه‌رو بوده و کمبود آب کاملاً محسوس است. از سوی دیگر چون در بیشتر ایام سال سرعت باد غالباً پایین بوده، آلودگی هوا تشدید شده است. برطبق جدیدترین آمار تهرانی‌ها سالانه 200میلیارد دقیقه خود را در ترافیک سپری می‌کنند!»
پیشنهاد درویش برای درمان این زخم‌های کهنه شده، این‌گونه است: «روند تراکم فروشی باید هرچه سریع‌تر متوقف شود. به جای هزینه کردن برای ساخت تونل، آزادراه، بزرگراه و... در گام نخست باید به فکر کنترل جمعیت  این شهر بود. گام دوم فراهم آوردن تسهیلات برای افرادی است که خواهان خروج از تهران هستند.»
این کارشناس محیط زیست در پاسخ به این سؤال که آیا نسبت به اجرایی شدن طرح انتقال پایتخت باتوجه به هزینه‌های هنگفت آن امیدوارید، می‌گوید: «ملت ما که توانست با وجود همه تحریم‌ها به تولید کیک زرد دست پیدا کند، مطمئناً با یک عزم ملی از اجرای این طرح هم سربلند بیرون خواهد آمد.
تغییر پایتخت طرحی نیست که تنها قرار است در کشور ما انجام شود. همسایه شرقی‌مان پاکستان با وجود این که به مراتب بودجه‌هایش از کشور ما کمتر بوده، توانست این طرح را اجرا کند. ترکیه و آلمان هم انجامش داده‌اند.
درحال حاضر بیشتر کشورها اعم از توسعه یافته و یا پیشرفته دارای دو یا سه پایتختند. برای مثال پایتخت تجاری، اداری- سیاسی و فرهنگی‌شان مختلف است.»
گزارش روز
نویسنده : گالیا توانگر