نظم جدید جهانی و سیاست خارجی ایران در سال جدید-بخش دوم
سیاست همسایگی و نگاه به شــرق
«به نظر میرسید که تصاویر وحشتناک افغانهای ناامید برای خروج از کابل پس از فروپاشی دولت مورد حمایت غرب در ماه آگوست، نشان دهنده یک مقطع بزرگ در تاریخ جهان است، زیرا آمریکا از جهان رویگردان شده است. در حقیقت، پایان دوران آمریکا خیلی زودتر از موعد رسیده بود. سرچشمههای قدیمی ضعف و افول آمریکا بیشتر داخلی است تا بینالمللی... جامعه آمریکا عمیقاً دو قطبی شده است و دستیابی به اجماع در مورد هر چیزی را مشکل کرده است. این دوقطبی شدن بر سر مسائل مربوط به سیاستهای مرسوم مانند مالیات و سقط جنین آغاز شد، اما از آن زمان به یک مبارزه تلخ بر سر هویت فرهنگی تبدیل شده است. به طور معمول یک تهدید خارجی بزرگ مانند یک بیماری همهگیر جهانی باید فرصتی برای شهروندان باشد تا حول یک واکنش مشترک جمع شوند. اما بحران کووید۱۹ با فاصلهگذاری اجتماعی، پوشیدن ماسک و واکسیناسیون نه به عنوان اقدامات بهداشت عمومی، بلکه به عنوان نشانههای سیاسی، بیشتر به تعمیق شکافهای آمریکا کمک کرد. این درگیریها به همه جنبههای زندگی، از ورزش گرفته تا برندها گسترش یافته است.»
فرانسیس فوکویاما، نظریهپرداز مطرح آمریکایی در حوزه روابط بینالملل، آبان ماه سال 1400، با ذکر سخنان فوق، ضمن اذعان به پایان هژمونی جهانی آمریکا، در پایگاه اینترنتی «جهان پیش رو»، مینویسد:« پایان دوران آمریکا خیلی زود فرا رسید و اگر نتواند مشکلات داخلی را حل کند، دیگر در جهان اثرگذار نخواهد بود.»
افول آمریکا از یک سو و اقتدار روز افزون ایران اسلامی از سوی دیگر سبب شده تا هر روز بیشتر از قبل نقش شیطان بزرگ در منطقه غرب آسیا کمرنگتر و حضور جمهوری اسلامی مقتدرانهتر و پررنگتر باشد.
نگاه به شرق یک راهبرد در سیاست خارجی ایران است که از حدود دو دهه قبل در کشور مطرح شد. بر اساس این سیاست، ایران باید برای ارتقای جایگاه بینالمللی خود بر اهرم ایجاد رابطه مناسب با کشورهای مشرقزمین بیشتر تکیه داشته باشد، و دولت سیزدهم در این مسیر گامهای استواری برداشته است.
راهبرد مقاومت در خدمت سیاست همسایگی
محمد رحمانی کارشناس و تحلیلگر منطقه به گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «به نظر میرسد نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در تعامل با تحولات بینالمللی، تدریجا از یک فعال ما یشاء به بازیگری ناتوان در پیگیری اهداف خود تغییر میکند. از طرفی هم، رقبای ایالات متحده در سطح جهان، هر روز بخش جدیدی از قلمرو قدرت آمریکا را در ابعاد اقتصادی، ژئوپلیتیکی و سیاسی تصاحب میکنند. در طرف دیگر ماجرا یعنی جمهوری اسلامی ایران روز به روز با کشورهای آسیایی پیمانش مستحکمتر و قویتر میشود و این زنگ خطری جدی برای آمریکا و هم پیمانانش است.»
وی تصریح میکند: « توافق اخیر بین ایران و عربستان با واسطهگری چین، به نوعی تداوم روندهای جاری در چند دهه اخیر محسوب میشود که با ابتکار سردار سلیمانی پایه گذاری شده و میتواند تسلط ایالات متحده بر منطقه را به صورتی تاریخی با چالش جدی مواجه کند و بر سیطره استکباری در منطقه خاتمه دهد. اخراج اجباری آمریکا از منطقه غرب آسیا طی چند دهه اخیر را میتوان مصداقی روشن از تحدید قلمرو آمریکا در حوزه ژئوپلیتیکی قلمداد کرد.»
این کارشناس مسائل منطقه میگوید:
«رویکرد سیاست خارجی دولت سیزدهم در برگزیدن «سیاست همسایگی و نگاه به شرق» به عنوان راهبرد اصلی، میتواند مکمل این معماری و با هدف بهرهمندی هر چه بیشتر ایران از بازار پررونق همسایگانش، فرصتهای مهمی را پیش روی کشور در حوزه تجارت خارجی قرار دهد و تحریمهای غرب را ناکارآمد و کاملا خنثی کند.»
وی در ادامه همین بحث تاکید میکند:«همچنان که مقام معظم رهبری هم در سخنانشان بارها فرمودند امروز گسترش روابط با همسایگان اولویت نخست سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. سیاستی که ایران با کشورهای همسایه دنبال میکند به اعتماد متقابل بین کشور ما و کشورهای همسایه و عضو شانگهای منجر شده و اکنون باید به دنبال ارتقای این اعتماد باشیم. در مجموع سیاست همسایگی در تداوم همکاریهای عینی و عملی بین ما و کشورهای همسایه جواب داده است.»
اما حسین حاجیلو، کارشناس دیپلماسی اقتصادی در همین زمینه به نکته دقیقی اشاره کرده و میگوید:« اگر به دنبال صادرات کالای ایرانی هستیم باید با کشورهای پاییندستی و کمتر توسعهیافته تعامل داشته باشیم. به این دلیل است که چین یا ترکیه در آفریقا به لحاظ تجاری بسیار موفق عمل میکنند. همسایگان ایران به لحاظ استانداردی، سطح استاندارد پایینتری دارند. در واقع اگر کالای ایرانی بخواهد در جهان رقابت کند نخست باید در میدان بازی تمرینی آزموده شود. بازار منطقه یک زمین بازی تمرینی است برای اینکه به مرحله بعدی برود. ترکیه همین مسیر را طی کرد. اکنون ۷۰ درصد تجارت ترکیه با همسایگان خود است و در حال سندنویسی است تا چشمانداز خود را برای بازارهای دوردست بگذارد. در نهایت باید گفت این مسئله ویژگی مهمی است که ظرفیت آن در همسایگان ایران وجود دارد.»
فرصتهای بزرگی که باید فعال شوند
با این همه، گزارش پژوهشی که سال گذشته از سوی اتاق بازرگانی اصفهان تهیهشده نشان میدهد ایران نتوانسته از صددرصد ظرفیت خود حتی در بازار کشورهای همسایه استفاده کند و در هیچیک از کشورهای همسایه در لیست ۱۰ کشور نخست طرف تجاری هم قرار نگرفته است. محسن رضایی معاون اقتصادی رئیسجمهور در همین زمینه گفته است:« راهبرد دولت آقای رئیسی در نگاه به شرق و سیاست همسایگی، فرصتهای جدیدی در سیاست خارجی ایران به وجود آورده است. احیای این ظرفیتها، حضور ایران در مناسبات بینالمللی و ترتیبات منطقهای را سازنده و پایدارتر میسازد.»
بر این اساس، پر بیراه نیست اگر با نگاه به رویکرد سیاست خارجی دولت سیزدهم، سالهای پیش رو را فصل چیدن محصولات اقتصادی سیاست منطقهای ایران طی چند دهه اخیر تلقی کنیم.
علاوه بر این، دولت اعلام کرده است بهدنبال عضویت در سازمانهای منطقهای و بینالمللی است که بتواند منافع اقتصادی برای کشور داشته باشد. یکی از مهمترین این سازمانها، گروه بریکس است.
به گزارش تسنیم، در سفر اخیر رئیسجمهور به چین، مقامات این کشور مجدداً تمایل خود برای پیوستن ایران به این گروه را اعلام کردند. گروه بریکس شامل پنج کشور روسیه، چین، برزیل، هند و آفریقای جنوبی است که حدود نیمی از جمعیت جهان را در بر گرفتهاند و اعضای این گروه جزو قدرتهای اقتصادی جهان هستند.
کارشناسان معتقدند با توجه به ظرفیتهای کشورمان، عضویت در این گروه میتواند منافع اقتصادی مناسبی را بههمراه داشته باشد.
آنیل سوکلال، سفیر آفریقای جنوبی که ریاست کنونی بریکس را عهدهدار است، میگوید که پیشنهاد گسترش بریکس، یکی از نقاط تمرکز اصلی این بلوک در سال جاری است. به گفته او «بیش از ده کشور خواهان پیوستن به گروه هستند و ما در مسیر عضویت یک گروه دیگر از کشورها، بسیار جلو رفتهایم.»
خبرگزاری بلومبرگ، بهمن ماه سال گذشته طی گزارشی در همین زمینه نوشته است:« ایران و عربستان سعودی، در میان کشورهایی هستند که رسما خواهان پیوستن به این گروه هستند. گسترش این گروه به سود چین است چرا که دومین اقتصاد بزرگ جهان تلاش میکند مجموعهای سیاسی را برپا کند که در سازمان ملل، صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و دیگر نهادهای بینالمللی، با سلطه کشورهای توسعه یافته مقابله کند.»
حمایت رسمی روسیه و چین از عضویت ایران در بریکس، در حالی رخ میدهد که آفریقای جنوبی به عنوان دیگر عضو بریکس، بعید است از پیوستن ایران به این اتحادیه اقتصادی ناراضی باشد. به گزارش ایرنا، این کشور آفریقایی که پیشتر جزو کشورهای مشترکالمنافع انگلیس بود به رغم روابط تاریخی با اکثر دول غربی به ویژه آمریکا و انگلیس و هلند و آلمان، درخواست آنها و در واقع سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را برای محکومیت حمله روسیه به اوکراین رد کرد و حتی بیطرفی را در این جنگ ترجیح داد و در سازمان ملل متحد علیه روسیه رای نداد، این در حالی بود که پیشتر وزیر خارجه آمریکا صراحتا به دولت آفریقای جنوبی در این خصوص هشدار داده بود.
ارز بینالمللی جدید در راه است؟
تلاش کشورهای عضو بریکس برای ایجاد یک ارز ذخیره بینالمللی جدید اما خبری بود که ولادیمیر پوتین در اجلاس سال گذشته این اتحادیه اقتصادی از آن پرده برداشت. واقعیت دیگری که نشان میدهد، بریکس نقشی پیشرو در حوزه اقتصادی نظم جدید جهانی ایفا خواهد نمود.
یورونیوز در همین زمینه مینویسد: «هدف از چنین قصدی احتمالا هدف گرفتن جایگاه دلار آمریکا بهعنوان ارز برتر جهان بوده است، ارزی که حدود ۸۰ سال است این برتری را حفظ کرده است.»
لوکا فانتاچی، مورخ اقتصادی در دانشگاه میلان ایتالیا در همین زمینه به یورونیوز گفته است:« آنچه این کشورها میخواهند انجام دهند این است که در شرایطی که محدودیتهایی در استفاده از دلار برای پرداخت خارجی خود دارند، از دلار رها شوند.»
فانتاچی با اشاره به توقیف ذخایر دلاری روسیه در کشورهای غربی پس از جنگ اوکراین، میافزاید:« اگر کشوری دقیقا زمانی که نیاز دارد از دلارهای خود برای پرداختهای خارجی یا حمایت از پول خود استفاده کند اما این ذخایر توقیف شوند، نه تنها برای روسیه بلکه برای سایر کشورهایی که در گذشته تحت تاثیر مقررات مشابه قرار گرفتهاند انگیزه ایجاد میکند تا ذخایر خود را متنوع و به سایر حوزههای ارزی
منتقل کنند.»