کد خبر: ۲۶۳۱۱۰
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۴۰۲ - ۲۲:۲۱
نگاهی به فیلم «غریب»

برشی از زندگی مسیح کردستان

 
 
 
سعید مستغاثی
فیلم «غریب» تنها مقطعی از زندگی و فعالیت‌های یکی از موثرترین فرماندهان دفاع مقدس یعنی محمد بروجردی را با 40 سال تاخیر به تصویر می‌کشد که به «مسیح کردستان» معروف شد.
فیلم را محمد حسین لطیفی با فیلمنامه حامد عنقا براساس کتاب «محمد؛ مسیح کردستان» نوشته نصرت الله محمود زاده کارگردانی کرده که بعد از فیلم «روز سوم» در سال 1385 تقریبا نزدیک به دو دهه اثری جدی و قوی جلوی دوربین سینما نبرده اما گویا همه حس و حالش را برای چنین فیلمی نگاه داشته بود که بتواند ادای دینی به یکی از نام آوران گمنام عرصه انقلاب و دفاع مقدس بنماید.
فیلم «غریب» به مقطع حضور محمد بروجردی در کردستان طی تابستان 1359 و اوج درگیری‌ها در آن خطه و مقابله با تجزیه‌طلبی‌های حزب دموکرات و کومه له تا تابستان 1361 پرداخته و بیشتر برروی عملکرد بروجردی در طی سال‌های 1358 و 1359 در آن سرزمین زوم کرده است. عملکردی که باعث محبوبیت بسیار وی نزد مردم کرد شد تا جایی که او را «مسیح کردستان» لقب دادند.
آغاز فیلم با نمایش بخشی از روحیات اخلاقی بروجردی و سپس صحنه غافلگیر‌کننده‌ای در تابستان سال 61، تماشاگر را به روزهای اولیه حضور بروجردی در کردستان با حکم فرماندهی سپاه غرب پرتاب می‌کند و بعد از آن، گام به گام با او همراهیم تا وقتی کردستان پرآشوب آن سال‌ها را علی‌رغم ترکتازی گروه‌هایی مانند کومه‌له و دموکرات، آنچنان در اختیار گرفته و آرام ساخت که هنگام ترک آن دیار، با اسلحه کشی کردها مواجه شد، چرا که نمی‌خواستند مسیح‌شان برود، چرا که می‌دانستند وقتی او برود دوباره آشوب و بلوا به سراغ کردستان خواهد آمد.
فیلم «غریب» با ریتمی نفس گیر و تدوینی بی‌سابقه در سینمای ایران که ماجراها و اتفاقات را به گونه‌ای برهم‌نمایی کرده و همزمان موازی و در امتداد هم قرار می‌دهد، به صحنه‌های درگیری وارد شده تا یک لحظه تماشاگر را رها نسازد.
بازی‌های فیلم «غریب» به خصوص بابک حمیدیان در نقش شهید بروجردی، قابل توجه بوده و دیزالوی آرام از شخصیتی درون‌گرا و تودار به جنگجویی خستگی ناپذیر و عمل‌گرا در طول فیلم، گویا کاراکتر بروجردی را به طور بطئی در مقابل چشمان تماشاگر رونمایی می‌کند.
ندیدن ارزش‌های فیلم «غریب» به خصوص در زمینه فیلمنامه و کارگردانی و فیلمبرداری و به ویژه تدوین در جشنواره چهل و یکم فجر، همان بود که در دوره‌های پیشین بر سر آثار متفاوتی همچون «چ» و «ماجرای نیمروز» و «لاتاری» و «به وقت شام» آمد.
captcha