بازی مجدد ورشکستگان سیاسی با مسائل زنان
سرویس سیاسی ـ
روزنامه اعتماد روز گذشته گفت وگویی با معصومه ابتکار معاون امور زنان و خانواده رئیسجمهور در دولت دوازدهم و رئیسسازمان محیط زیست در دولتهای اصلاحات و یازدهم منتشر کرده که وی در بخشی از این گفت وگو مدعی شده است: «نسل جوان ما به خصوص دختران ایرانی، احساس تنهایی میکنند. احساس میکنند کسی در حاکمیت همصدای آنها نیست، کسی آنها را درک نمیکند و صدای آنها را نمیشنود. این حس تنهایی، حس بیکسی و سرگردانی، بالطبع واکنشهای فراوانی را به دنبال خواهد داشت. یکی از خروجیهای این احساس میتواند در حوزه پوشش زنان و سایر مسائل اجتماعی ظهور و بروز کند.»
گفتنی است، کارنامه طیف مدعی اصلاحات در حوزه زنان پر از نقاط سیاهی است که تاریخ آنها را فراموش نخواهد کرد. این طیف در چند سال اخیر نشان دادهاند که هیچ اعتقادی به حقوق زنان نداشته و اگر هم در مواردی ژست حمایت از حقوق زنان گرفتهاند تنها برای اهداف و مقاصد سیاسی بوده است؛ هم آن زمان که پیشنهاد شرمآور «عقیمسازی زنان کارتنخواب» (دیماه 95) را مطرح کردند و هم آن زمان که با اظهارات و ادبیاتی تحقیرآمیز «کاندیداتوری مرضیه وحیددستجردی» از سوی اصولگرایان را شایعه کرده و نامزد شدن یک زن برای ریاست جمهوری (در انتخابات 96) را به سخره گرفتند؛ یا آنکه چند سال پیش در «ماجرای قتل میترا استاد» توسط نجفی (سیاستمدار اصلاحطلب) که شایعهپرستو بودن او را مطرح و طرف قاتل را گرفتند!
این جریان سیاسی در زمانی که سر کار بوده است، بهویژه 8 سال دوره دولت اعتدالگرایان با همه شعارهایش در حوزه زنان کاری انجام نداد اما همیشه در مواقعی که موضوع زنان در جامعه مطرح میشود خود را حامی این قشر جلوه میدهند.
شرق: اندیشه مصطفی ملکیان باعث تقویت فاشیسم میشود
روزنامه شرق در سرمقالهای با عنوان «شکست پروژه روشنفکری دینی؟» نوشت: «روشنفکری دینی در ایران حاملان و طرفدارانی دارد که میتوانند از آن دفاع کنند؛ من وکیلمدافع آنان نیستم. خود میدانند و روایتی که سالهاست برساختهاند. من از منظر سیاسی و «روشنفکریِ سیاسی دینمدار» که از بستر همین روشنفکری دینی برخاسته است، به این موضوع مینگرم که آیا پروژه روشنفکری دینی آنچنان که استاد محترم جناب آقای ملکیان میگوید، ذاتا شکست خورده است؟ اینکه شکست چیست و در چه حوزهای و چه موضوعی است، البته محل تدقیق است. معنای ضمنی سخن استاد در مصاحبهای که با روزنامه «شرق» داشتهاند، قهرا ساحتی سیاسی دارد و سخن ما در اینجا ناظر به همان معنای ضمنی است که البته صراحت سیاسی آن چندان هم پنهان نیست. ناگفته نماند آنچنان که خواهم گفت، انگیزه اصلی من از نوشتن این نقد بر ایشان از منظر معرفتشناسی انتقادی است و آن هم خدمتی است که موضع ایشان به تقویت فاشیسم میکند؛ خواه از نوع لائیسیته فاشیستی خواه از جنس بنیادگرایی دینی».
در پایان این مطلب آمده است: «بههرحال مسئولیت اجتماعی روشنفکری بسیار مهم و اخلاقی است. اگرچه ما را نشاید که به چنان استادی توصیه اخلاقی در رعایت مسئولیت اجتماعی روشنفکری کنیم؛ اما میتوانیم گزارش خطرهای پیشروی خویش را در هنگامه ایفای نقشهای اجتماعیمان خدمت ایشان عرضه کنیم. یک گزارش این است که چنین موضعی در باب روشنفکری دینی، از منظر معرفتشناسی انتقادی، میتواند ظرفیت فاشیسم و بنیادگرایی را در جوامع اسلامی فعال کند. از قضا این ظرفیت فاشیستی و بنیادگرایانه ضرورتاً دینی هم نیست؛ بلکه نوعی «بنیادگرایی فاشیستیِ لائیک» را ضد رادیکالیسم دینی و مهمتر از آن ضدروشنفکری دینی ترغیب میکند.»
گفتنی است، مصطفی ملکیان، پژوهشگر اصلاحطلب در گفتوگو با سالنامه شرق گفته است: «به اعتقاد من روشنفکری دینی پروژهای ناموفق است. استفادههای جنبی و فرعیاش به کنار که البته من منکرشان نیستم؛ ولی در مجموع ناموفق بوده است. چرا؟ برای اینکه میخواهد روشنفکری را با دین و دینورزی و دیانت جمع کند. قوام روشنفکری به عقلانیت است.»