کد خبر: ۲۶۲۷۹۲
تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۴۰۲ - ۲۲:۱۷
یادی از طلبه شهيد حجت‌الله باقري قهي

مسافر رمضان

 

سعید رضایی
هنوز جراحت عمليات بيت‌المقدس بر تنش بود كه عازم جبهه شد.
دلش طاقت ماندن نداشت.
هواي خوزستان در تابستان به حد اعلاي گرماي خود رسيده بود و بسيار طاقت‌فرسا شده بود. واقعاًً ماندن در آن شرايط آب و هوايي و جنگيدن، مرد جنگ مي‌خواست كه حجت‌الله خودش را رساند. در جمع سپاه غريب ايمان جاي گرفت و عزم نبردي دوباره كرد. سپاهیانی که بسان قافله عاشورا، خيمه‌هاي وجود خويش را بر زمين گرم و تفتيده عرصه پيکار افراشته بودند و سر آن داشتند که واقعه شگفت عاشورا را در کربلاي دفاع مقدس تکرار کنند.
بيابان‌هاي گرم و تفتيده كوشك، ميعادگاه او با معشوقش بود.
نيمه شعبان آمد و در رمضان هم رفت و چه‌اندك مدتي بود حضور سبز و دل‌انگيز و مالامال از مهر و محبت و نورانيت حجت‌الله.
* * *
شهيد حجت‌الله باقري قهي در شب نيمه شعبان سال 1341 مصادف با شب ميلاد مولا و مقتدايش صاحب‌الزمان(عج)، در خانواده‌اي مذهبي و زحمتكش در تهران به‌ دنيا آمد و به همين دليل نام حجت‌الله را براي او انتخاب كردند.
خانواده حجت‌الله با درآمد‌ اندك كارگري پدر امرار معاش مي‌كردند لذا او از دوران كودكي ياد گرفت كه براي تأمين مخارج سال تحصيلي بعدش مي‌بايست تابستان‌ها و اوقات فراغت به كارگري و شاگردي بپردازد و اين‌گونه با زحمت و رنج و مشقت زياد تلاش مي‌كرد تا بخشي از هزينه‌هايي كه مربوط به خودش هست را جمع كند و به خانواده كه بضاعت مالي‌اندكي داشتند، كمكي كرده باشد.
با اوج‌گيري شور انقلاب در ميان جوانان، حجت‌الله نيز همراه با دوستان مذهبي و بچه‌هاي مسجد محل هر روز در راهپيمايي‌ها و تظاهرات شركت مي‌كردند. فعاليت‌هاي انقلابي حجت‌الله تا بدان جا گسترده شده بود كه در فتح پادگان‌هاي نظامي از جمله پادگان افسريه تهران و كلانتري شماره 14 نقشي فعال داشت.
حجت‌الله تحصيلاتش را تا پايان مقطع راهنمايي ادامه داد و پس از آن به‌دليل علاقه‌مندي به علوم ديني و مذهبي در سال 1358 جهت ادامه تحصيل به حوزه علمیه حضرت عبدالعظيم حسني در شهرري رفت.
پس از مدتي تحصيل از ايام فراغت تابستان استفاده كرد و همراه با دوستان طلبه و روحاني عازم روستاها و مناطق محروم شدند تا به تبليغ و ارشاد مردم بپردازند و براي آنان كلاس‌هاي آموزش قرآن و نماز برگزار كنند.
مهربانانه با خلق مي‌زيست و در تواضع همنشين خاک بود و رفتاري نيکو با بينوايان داشت. آن‌گونه که دل را با تهيدستان قسمت مي‌کرد و درياي بيکران عطوفتش را نثار آنان می‌نمود. حجت‌الله آن چنان در وادي اهل دل جاي گرفته بود که گویي عرشيان در نسيم تنفس او مناجات مي‌کردند.
سال 1360 براي اولين بار همراه با فرمان بسيج عمومي امام خميني(ره) عازم جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل شد. پس از مدتي بازگشت اما دلش طاقت نياورد و دوباره راهي اين سفر معنوي و نوراني شد.
حجت‌الله در عمليات بيت‌المقدس كه منجر به آزادسازي خرمشهر و خوشحالي قلب امام و امت شد، شركت داشت كه در آن عمليات بر اثر اصابت‌ تركش مجروح شد. ابتدا او را به بيمارستان فاطميه قم آوردند و پس از آگاه شدن پدر و مادرش و با پيگيري آنها به بيمارستان اميرالمومنين(ع) تهران منتقل شد.
چند روزي در بيمارستان ماند اما فكر و ذهنش پيش دوستانش در جبهه بود. طاقت ماندن نداشت. وقتي مرخص شد چند روزي هم در خانه ماند تا جراحتش بهبود يابد اما مگر اين دل به او امان مي‌داد. صحنه شهادت عزيزترين دوستانش را دائماً به‌خاطر مي‌آورد و گوشه چشمانش هميشه پر از‌ اشك بود.
حال و هواي ديگري پيدا كرده بود. آن‌قدر روحيه‌اش لطيف و رقيق شده بود كه حتي با ديدن صحنه‌هاي تلويزيون هم به گريه مي‌افتاد.
به خواهران و برادران كوچك‌ترش خيلي مهرباني و كمك مي‌كرد. شايد مي‌خواست اين روزهاي آخر خاطره‌هاي خوبي از او به يادگار داشته باشند.
هنوز جراحت عمليات بيت‌المقدس بر تنش بود كه عازم جبهه و شركت در عمليات رمضان شد. هواي خوزستان در تابستان به حد اعلاي گرماي خود رسيده بود و بسيار طاقت‌فرسا شده بود. واقعاًً ماندن در آن شرايط آب و هوايي و جنگيدن، مرد جنگ مي‌خواست كه حجت‌الله خودش را رساند.
قبل از شهادت وصيت نامه‌اي براي پدر و مادرش نوشت و از آنان چنين خواست:
«به اميد پيروزي مستضعفين جهان بر مستكبرين جهان و به اميد پيروزي دين خدا بر تمام دين‌هاي ابرجنايتكاران جهان.
پدر و مادر عزيزم، اگر اين توفيق نصيبم شد و شهيد شدم به خود ناراحتي راه ندهيد چون من امانتي بودم از طرف خداوند كريم در نزد شما و چه كاري بهتر از اين كه انسان در راه خدا قدم نهد هرچند مي‌داند كشته مي‌شود و اي‌كاش به جاي يك جان امانتي، هزارها جان از خود مي‌داشتم و در اين راه مي‌گذاشتم».
آري بيابان‌هاي گرم و تفتيده كوشك، آن هم در ماه مبارك رمضان، ميعادگاه او با معشوقش بود.
آخرین توصیه شهید
«برادران عزيز و خواهران گراميم... تا خون در رگ‌هايتان هست از اين انقلاب و جمهوري اسلامي طرفداري كنيد.»