نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
تنها یک راه مانده احیای برجام و FATF!
سرویس سیاسی-
روزنامه اعتماد در مطلبی نوشت: «برههای نهچندان دور وزیر خارجهای چون دکتر ظریف بر سر میز مذاکرات مینشست، مستقیماً بدون لکنت و با صلابت با تصمیمگیران اصلی معرکه مذاکره میکرد و مستقیماً روی ذهن و نوع هدفگذاری آنها تأثیر میگذاشت و به اتفاق یاران و استراتژیستهای لایق خود در وزارت امور خارجه دولتهای یازدهم و دوازدهم به صورتی دقیق طراحی راهبرد میکردند و یکی از شاهکارهای عصر آنان در زمان حکومت ترامپ، محکوم بودن آمریکا و محکومله بودن ایران بود، اما چندی پس از پایان خدمت نامبردگان چه اتفاقاتی رخ داد؟»
در ادامه این مطلب آمده است: «سهم کنونی ایران از تجارت جهانی کمتر از یکپنجم ظرفیت و قابلیتهای این کشور است. ایران بهواسطه امالفساد تحریم از فرصتهای کسب درآمد خدمات گردشگری و حملونقل نیز محروم مانده است. تحریمها و بسته بودن اقتصاد ایران فرصت غارت اموال عمومی توسط کاسبان تحریم و بنگاههای خصوصی- دولتی، دولتی و خصوصی رانتی و غیرکارآمد را با شوکهای قیمت ارز و کالاها فراهم کرده است. دیگر چه زمانی به این نتیجه برسیم که تحریم یعنی عدم توسعه؟ تحریم یعنی از بین بردن پایگاه قدرتمند جامعه مدنی که بقای هر نوع حکومتی بسته به آن است؟ بیشک «تحریم» ذبحکننده قرارداد اجتماعی، رفاه و عدالت جمعی است و تنها یک راه پیش روی حاکمان مانده، «احیای برجام» که لغو تحریمها را رقم میزند و پیوستن به گروه ویژه اقدام مالی (FATF) آنهم در سریعترین زمان ممکن.»
تعریف و تمجید اصلاحطلبان از برجام و ادعایی مبنی بر اینکه محمدجواد ظریف روی ذهن آمریکاییها تأثیر میگذاشت، در حالی است که سرانجام برجام 8 سال مذاکره در دولتهای تدبیر و امید به اعتراف خود دولتمردان وقت، چیزی جز «تقریباً هیچ»، «سندی روی هوا» و «نزدیک به صفر» نبود. اروپاییها به وعده و فریبکاریهایی مانند اینستکس و... روی آورده بودند و آمریکاییها هم در این 8 سال، به دلیل رویکرد منفعلانه تیم دیپلماسی وقت، تشدید تهدید و تحریم علیه ایران را در دستور کار قرار داده بودند. از سویی مشکلات کشور تشدید و مرز آمارهای اقتصادی در دولت موردحمایت اصلاحطلبان جابهجا شد! حالا بهجای عبرتآموزی از گذشته بازهم مدعی میشوند که تنها راه مشکلات برجام و FATF آمریکایی است!
مدعیان اصلاحات همهچیز را به برجام ربط میدهند و میگویند تنها یک راه مانده، احیای برجام و FATF. در ماجرای کرونا و واکسن هم همین بود، مقابله با کرونا را به برجام و واکسنهای غربی ربط میدادند. بر همین اساس بود که در دولت روحانی که دنبال برجام و FATF بود، کرونا 700 قربانی داشت ولی در دولت رئیسی همین آمار به صفر رسید البته بدون FATF و برجام!
تلاش مشکوک مدعیان اصلاحات
برای برجستهسازی ماست و بیحجابی!
روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی نوشت: «در جامعه امروز ما تظاهر به شکستن حریمهای شرعی و قانونی به یک روش برای لجبازی با نظام تبدیل شده است. درست است که این قبیل افراد در اقلیت هستند، ولی نکته قابلتأمل این است که اکثریت مردم حاضر نیستند آنها را محکوم و یا حتی نکوهش کنند و اگر فردی در اثر عصبانیت، سطل ماست را بر سر مادر و دختر بیحجاب خالی میکند مردمی که این صحنه را مشاهده میکنند به حمایت از آن مادر و دختر برمیخیزند و به آن فرد حمله میکند. این پدیده باید برای مسئولان نظام جمهوری اسلامی بسیار قابلتأمل و مطالعه باشد و به این سؤال اساسی پاسخ بدهند که در 44 سال گذشته دستگاههای فرهنگی ما باآنهمه بودجه مشغول چه کاری بودند که نتوانستهاند فرهنگ حجاب و فرهنگ نهی از منکر را نهادینه کنند؟ میگوئید دشمن نمیگذارد؟ جواب اینست که تمام امکانات مادی و رسانهای در اختیار شماست، اگر شما درست عمل میکردید، دشمن قطعاً زمینگیر میشد. در رسانه ملی میزگرد میگذارید و خودتان میبرید و میدوزید و نتیجه دلخواهتان را میگیرید ولی حاضر نیستید به ریشهها بپردازید و به این واقعیت اعتراف کنید که عملکردهای اقتصادی و سیاسی شما به ویژه در انتخابات و سپردن کارها به افراد ضعیف و بیمایه موجب شده جامعه به طرف سکولار شدن برود و اعتقادات دینی مردم روز به روز سستتر شود و مضحک اینکه برای تشویق کردن مردم به رعایت احکام به جای حل ریشهای مشکلات، به جریمه کردن متوسل میشوید.
در این مطلب آمده است: «حجاب و سایر احکام دین، هرچند فرع و حاشیه نیستند ولی اجرای عدالت، رعایت حقوق عمومی و تأمین رفاه و معیشت مردم، قطعاً بر آنها مقدمند. اگر کار به کاردان سپرده شود و عدالت و حقوق عمومی و تأمین رفاه و معیشت رعایت شوند، حجاب و سایر احکام دین نیز توسط خود مردم و بدون توسل به زور رعایت خواهند شد.»
مدعیان اصلاحات چنانکه پیش از این بارها نشان دادهاند، مسئله حجاب را جزو موضوعاتی سیاسی و جناحی و البته انتخاباتی میدانند! آنها با ژست حمایت از حقوق زنان بارها سعی کردهاند مسائل دینی و اعتقادی را زیر سؤال برده و به این بهانه بازیهای سیاسی و انتخاباتی خود را پیش ببرند. فعال شدن آنها در ماجرای مهسا امینی و بزرگنمایی و برجسته سازی ماجرای حواشی اخیر یک برخورد نامتعارف با زن بدحجاب (که از سوی اقشار مذهبی هم مورد انتقاد قرار گرفته است) برای گرم کردن تنور انتخابات مجلس آینده است!
انتقاد روزنامه اصلاحطلب ازاندیشه طباطبایی
«تجزیهطلبی، تالی منطقی وطنگرایی شووینیستی»
روزنامه شرق در مطلبی نوشت: «در مطلب پیوست، ضمن مروری کوتاه بر ویژگیهای مهم پروژه مطالعاتی سیدجواد طباطبایی، از چند زاویه، بر آن نقدهایی وارد و سعی کردهام نشان دهم که این پروژه با خصلت محافظهکارانه، تخصصگرایی نخبهگرا و تقلیلگرایی فرهنگی، در مقام تبیین علل اساسی ناتوانی ایران در گذار به مدرنیته ضعیف و در مقام تجویز در مورد مطالباتی همچون فدرالیسم، سرکوبگر است.»
در این مطلب آمده است: «مقایسه تطبیقی-تاریخی ایران با کشورهایی همچون هند، کرهجنوبی و حتی ترکیه، نشان میدهد که برای گذار به جامعهای دموکراتیک، تغییر حوزه سیاست و بازمهندسی نظام حکمرانی، با هدف معنادادن به آزادی فرآیندی (صندوق رأی) و آزادی فرصتی (عدالت اجتماعی)، مقدم بر زمینهسازی فرهنگی با هدف ایجاد امکان گفتوگو واندیشهورزی فلسفی سیاسی در جهت بازخوانی سنت و تأسیس نظام فلسفی-سیاسی تعیّنبخش خودآگاهی ملی است... شرایط تاریخی جدید که آموزش در آن به امری عمومی و همگانی تبدیل و خودآگاهی قومی تقویت شده است، با شرایط تاریخی گذشته که افراد معدودی به زبان فارسی تحصیل میکردند و بخش کثیری از جامعه بیسواد مطلق بود، تفاوت اساسی دارد. در چنین شرایطی، مطالبه تکریم رسمی زبانها و خردهفرهنگها را نمیتوان با استناد به هویت فرهنگی فارسیمدار ایرانشهر نادیده گرفت.»
شرق نوشت: «کاهش نابرابری منطقهای و تأمین حقوق شهروندی آحاد افراد جامعه، پیششرط مهم حفظ وحدت ملی بر بستر کثرتگرایی قومی است؛ یعنی، امر اجتماعی توزیع عادلانه امکانات در سطح کشور، پیششرط مهم حفظ وحدت ملی است. در غیاب آن، بازخوانی دوره درخشان و زرین اسلام با وجه مشخصه ایرانشهر-یونانی، برای مردمی که احساس طردشدگی میکنند، نان و آب و احترام نمیشود. رجوع طباطبایی به فوکو در سویی و ایرانشهریگرایی او در سوی دیگر، با هم در تناقضاند. هدف فوکو از پروژه مطالعاتیاش، ساختارشکنی از مرکز و کلانروایت و به میدان آوردن صداهای حذفشده است. طباطبایی، بهرغم استفاده از رویکرد باستانشناسی فوکو، برخلاف وی عمل میکند و با استناد به شواهد تاریخی مختلف مربوط به ایرانشهر، در پی سرکوب قومیتها در چارچوب کلانروایتی است که با نادیدهگرفتن بسیاری از عوامل اقتصادی و سیاسی، دچار تقلیلگرایی فرهنگی شووینیستی میشود.»
به دولت روحانی فرصت فیصله دادن به برجام را ندادند!
روزنامه آرمان ملی در مطلبی نوشت: «التهاباتی که در نیمه دوم سال گذشته خود را نشان داد در کنار سایر اعتراضاتی که در کشور و کارمندان هر سه قوه صورت گرفت به گونهای که برای اولین بار کارکنان قوه قضائیه مطالبه حقوق داشتند و کارگران و معلمان هم به جای خود با همه این مسائل میتوان نتیجه گرفت که کارنامه این یکدستی همینی شد که امروز محصولش را میبینیم. یعنی هم در شرایط بینالمللی و سرانجام برجام و افایتیاف مشکلات بیشتر شد و به دولت روحانی فرصت فیصله دادن به برجام را ندادند به امید اینکه از 1+5 و آمریکا امتیاز بگیرند و امروز حاضرند به همان متن آقای روحانی برگردند.»
در ادامه این مطلب آمده است: «به نظر میرسد از توسعه عقب افتادهایم و وقت آن رسیده که تحولی صورت بگیرد و به نظر میرسد یکی از اقدامات موثری که میتواند ما را از این بحرانها بیرون آورده و کشور را در یک شرایط بهتر قرار دهد انتخابات رقابتیتر و اجماع ملی و حضور همه بخشها در سرنوشت کشور است. همانطور که دکتر روحانی به درستی اشاره کردند راهحل اصلی مشکلات برگزاری همهپرسی در زمینه سیاست خارجی داخلی و
اقتصاد است.»
این ادعاها در حالی مطرح میشود که دولت روحانی همانند سایر دولتهای پیش از خود هشت سال برای اجرای سیاستها و برنامههای خود فرصت داشت و از ابتدای روی کار آمدن خود نیز مسئله برجام و مذاکره را در دستور کار خود قرار داد. اما پس از دو سال مذاکرات پیدرپی و معطل گذاشتن ظرفیتهای کشور به پای این توافق، درنهایت توافقی تنظیم شد که در کمتر از یک سال، به اشکال گوناگون توسط طرفهای غربی نقض شد و به اذعان مسئولین همان دولت، دستاورد آن برای کشور تقریباً هیچ بود. دولت روحانی در هشت سال حکمرانی خود فرصت تحریمها و فشارهای بیشتر را به دشمنان داد و تا ماههای آخر دولت، همچنان درگیر احیای برجام بود که موفق نشد. در حالی که اگر این توان را با نگاه به داخل روی ظرفیتهای بیشمار کشور متمرکز میکرد، یقیناً نتیجه بهتری میگرفت.
همچنین اینکه دولت سیزدهم آرزوی توافق زمان روحانی را دارد، ادعایی واهی است. چه آنکه تمرکز این دولت از ابتدا تاکنون، بر تقویت بنیه داخلی کشور از طریق احیای ظرفیتهای داخلی بوده است و در زمینه دیپلماسی نیز گرچه هیچگاه باب گفتوگو را مسدود نکرده لکن همانند دولت پیشین مذاکره را هدف خود و محور همه برنامهها قرار نداده است. این دولت بارها اعلام کرده که به دنبال یک «توافق خوب» است که هم تمامی تحریمها لغو شوند و هم امکان راستی آزمایی و گرفتن تضمین از سوی طرف مقابل وجود داشته باشد. امری که در مذاکرات برجام به آن توجهی نشد.