مفهوم و کاربرد واژههای چهارگانه در قرآن(2)(پرسش و پاسخ)
پرسش:
چهار واژه قرآنی که در ظاهر مترادف به نظر میرسند شامل: 1- نفس 2- قلب 3- روح 4- عقل چه مفهوم و کاربردهایی در قرآن کریم دارند و چگونه میتوان آنها را از یکدیگر تمییز داد؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سؤال به مباحثی همچون: 1- جایگاه هر یک از این واژههای چهارگانه در قرآن 2- مفهوم نفس و وجوه و کاربردهای مختلف آن در قرآن پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی میگیریم.
ب) قلب
واژه قلب نیز به صورتهای مختلفی در قرآن کریم به کار رفته است. ولی از نظر کثرت استعمال مرتبه آن بعد از نفس قرار داد. به طور کلی میتوان گفت که غالباً مفهوم و معنای قلب در قرآن به جای مفهوم وجدان و عقل آدمی به کار رفته و به همین سبب قلب به عنوان محور و اساس فطرت سلیم و کانون عواطف گوناگون اعم از عواطف خوشایند و یا ناخوشایند معرفی شده است. کلمه قلب در قرآن به مفاهیم زیر آمده است:
1- قلب به مفهوم کانون فطرت سلیم
قرآن کریم در سوره شعراء آیات 88 و 89 میفرماید: یوم لاینفع مال ولابنون الا من اتی الله بقلب سلیم» روزی که مال و فرزندان سودی نمیرساند،مگر آنکه خدای را با دلی سالم و روانی پاک ملاقات کند.
2- قلب به معنای کانون تفکر، استدلال و ایمان
قرآن کریم در سوره تغابن آیه 11 میفرماید: «و من یومن بالله یهد قلبه» و آنکه به خداوند ایمان دارد پروردگار قلب و دل او را رهبری و هدایت میکند.
3- قلب به مفهوم کانون آلودگیها
قرآن کریم در سوره بقره آیه 283 میفرماید: «ولا تکتمواالشهادهًْ و من یکتمها فانه آثم قلبه» شهادت را کتمان نکنید و اگر کسی آن را کتمان کند،قلبش گناهکار است.
4- قلب به عنوان کانون عواطف گوناگون
قرآن کریم در سوره حدید آیه 27 میفرماید: «وجعلنا فی قلوب الذین اتبعوه رأفه و رحمهًْ» در دلهای کسانی که او را پیروی کردند،مهر و رحمت قرار دادیم.
5- کانون حسرت و تأسف
قرآن کریم در سوره آل عمران آیه 156 میفرماید: «لیجعل الله ذلک حسرهًْ فی قلوبهم» تا خداوند آن را حسرتی در دلهایشان قرار دهد.
ج) روح
با وجود آنکه کلمه روح در قرآن کریم در موارد اندکی به چشم میخورد، اما از نظر مفهوم از تنوع بیشتری برخوردار است.
در قرآن کریم روح به مفاهیم زیر آمده است:
1- روح به معنای عامل افاضه حیات از جانب خداوند
قرآن کریم در سوره سجده آیه 9 میفرماید: «ثم سوّاه و نفخ فیه من روحه» بعد از اینکه خلقت هر انسان را کامل کرد به او جان میدهد. نکته قابل توجه آن است که در قرآن کریم کلمه روح هر کجا که به مفهوم حیات و زندگی به کار رفته، به صورت مضاف بر خداوند اضافه شده است، مانند: روحی، روحنا و روحه.
2- روح به مفهوم وحی
قرآن کریم در سوره غافر آیه 15 میفرماید: «یلقی الروح من امره علی من یشاء من عباده» به فرمان خود روح (وحی) را برهرکسی از بندگانش که بخواهد القا میکند.
3- روح به معنای فرشته حامل وحی
قرآن کریم در سوره نحل آیه 102 میفرماید: «قل نزله روح القدس من ربک بالحق» بگو (ای پیامبر!) که روح القدس آن را (قرآن) به امر پروردگارت فرود آورد. نکته مهم دیگر اینکه کلمه روح یا تمام مفاهیمی که قرآن کریم بدانها اشاره کرده است، به مفهوم بدن تنها و یا به معنای بدن توأم با روح که مجموعاً عبارت از انسان است و یا به مفهوم جنبشهای درونی به کار نرفته است، در صورتی که واژه نفس در قرآن چنان مفاهیمی را در بر دارد، و این امر نمایانگر آن است که روح و نفس در منطق قرآن دارای دو مفهوم متفاوت با یکدیگر هستند.
د) عقل
واژه عقل با این قالب و ساختار مصدری به هیچ وجه در قرآن کریم به کار نرفته است،اما مشتقاتی از ریشه عقل در قرآن کریم به کار رفته که در همه موارد نمایانگر وجود عنصر و کانون تفکر و اندیشه در انسان است.
1- «یسمعون کلام الله،ثم یحرّفونه من بعد ما عقلوه» و سخن خدا را میشنوند و پس از آنکه آن را درک کردند تحریف میکنند (بقره - 75)
2- «وقالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر» و گفتند اگر ما میشنیدیم (گوش شنوا داشتیم) و یا فکر میکردیم، هرگز در میان اهل آتش نبودیم. (ملک- 10)