فوتبال، در خدمت مردم یا در چنگ نااهلان؟! (نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
از پنجشنبهای که گذشت نیم فصل برگشت لیگ فوتبال ایران(با نام خلیج همیشه فارس) شروع شد و از این به بعد هر چه میگذرد بر حساسیت و هیجان رقابتها افزوده میشود و علاقهمندان به فوتبال و طرفداران تیمها با اشتیاق بیشتری- البته متاسفانه نه از نزدیک و با حضور در ورزشگاهها، بلکه از دور و از طریق رسانهها و عمدتاً گیرندههای رادیو و تلویزیونی- این مسابقات را پیگیری خواهند کرد.
عدم حضور تماشاگران در ورزشگاهها (که البته به طور ناخواسته به فوتبال ما تحمیل شده) نقص بزرگ و شاید بزرگترین نقص لیگ فوتبال ماست که مسئولان امر باید برای رفع این نقیصه فکری بکنند و چارهای بیندیشند.
هر چند روز گذشته فدراسیون فوتبال از نامه نگاری با وزارت کشور برای بازگشت تماشاگران به ورزشگاهها خبر داد اما چیزی که مسلم است اینکه، هر مشکلی راهحلی دارد که با تفکر و مشورت و تدبیر، باید به دنبال یافتن آن بود و هرگز نباید به شرایط تحمیل شده و ناخواسته رضایت داد، به ویژه اگر در نظر داشته باشیم که به گواه غریبه و آشنا، علی رغم کمبودها و ضعفهای بسیار، یکی از نقاط قوت لیگ فوتبال ما و شاید قویترین آن (و اصولا ورزش ما ) حضور پررنگ و پرشور و اشتیاق تماشاگران است.
پیش از این بارها به سهم خود درباره حضور پرشمار تماشاگران پرشور در ورزشگاهها نوشته و از مسئولان امر خواسته بودیم که قدر این حضور را عملا بدانند و حرمت و احترام بهترین حامیان فوتبال و بیتوقعترین آنها را به مناسبترین شکل ممکن رعایت کنند. یادآور شده بودیم که برگزاری مسابقات «یکصد هزار نفری» - آن هم در محیط امن و بیحاشیه- بزرگترین سرمایه این فوتبال و خارچشم همه بدخواهانی است که با لطائف الحیل علیه این ملک پرافتخار و این مردم مقاوم و سربلند، دشمنی و کینهتوزی میکنند.
بارها در این باره دلسوزان و خیرخواهان نوشته و گفتهاند که حضور پرشمار و مشتاقانه جوانان و مردم در کنار فوتبال، مایه حسرت و حسادت بسیاری از کشورهای همسایه است که با پول و مخارج هنگفت و پرداخت مبالغ نجومی و دیوانه وار برای خرید ستارگان بازنشسته فوتبال دنیا و کشاندن تیمهای حرفهای و سرشناس به ورزشگاههای خود و اهدای جوایز نفیس و اتومبیلهای لوکس(لاکچری!) و... میخواهند هر طوری که شده سکوهای خالی را پر کنند و... آن وقت، بدون اینکه مسئولان سایه نشین و آشکار و مدیران واقعی و تحمیلی ورزش و فوتبال ما کار خاصی انجام داده باشند، تماشاگر ایرانی چون ورزش در خون او جاری است، سکوها را مملو از حضور گرمابخش خود میکند اما افسوس، آنهایی که باید، قدر خیلی از نعمتها- از جمله این مردم و وظیفه شناسی و حمایتهای آنها- را نمیدانند، سهل است که اصلا فهم و درک درستی از «مردم» ندارند...
همه میدانیم که بدون تعارف درحال حاضر فوتبال جذابترین و پرطرفدارترین ورزش دنیاست که قلب میلیاردها نفر را تسخیر کرده و آنها هر روز و هر لحظه، اخبار و رویدادها و موضوعات آن را با علاقه و کنجکاوی دنبال میکنند. بنابراین فوتبال علاوهبر یک رشته ورزشی و فراتر از یک مسابقه میان دو تیم،«فرصتی» است که مثل هر فرصت دیگری باید قدرش را دانست و با هشیاری و برنامهریزی از کارکردهای موثر و مثبت آن به بهترین وجه استفاده کرد.
متاسفانه علی رغم جایگاهی که فوتبال در کشور ما و نزد اهالی ورزش و به ویژه نسل جوان دارد، و با وجود اینکه فوتبال در ایران بهاندازه کافی از استعدادهای ناب و خدادادی برخوردار است و به ضرب همین داشتهها، افتخارات بزرگی را در میادین مختلف کسب کرده است. از سوی کسانی که باید و وظیفه دارند، به این رشته ورزشی توجه لازم نمیشود و فوتبال ما در بسیاری از جاها تقریبا به دست نااهلان و منفعتطلبان و باندهای دلالی و بدتر از همه عناصر و جریانات فاسد و مخرب رها شده است.
مشکلات و معضلات و آفاتی را که فوتبال ایران گرفتار آن است، همه کسانی که اهل ورزش و پیگیر مسائل و اخبار هستند، میدانند و در این مجال مختصر هم بنا نداریم در این باره تحلیل و کالبد شکافی کنیم. خلاصه اینکه این فوتبال در همه ابعاد فنی، اداری، مالی، اجرایی و علی الخصوص فرهنگی و اخلاقی با مشکل و مسئله مواجه است و به جرات میتوان گفت که علی رغم حرفها و شعارها، هیچ گامی برای حل اساسی مشکلات برداشته نشده، به طوری که امروز شناختهشدهترین و پرطرفدارترین و مردمیترین تیمهای ما، از نظر سازمانهای رسمی فوتبال- مثل کنفدراسیون فوتبال آسیا- از ابتداییترین استانداردهای حرفهای بیبهره هستند و صلاحیت حضور در رقابتهای باشگاهی آسیا را ندارند، یعنی همان رقابتهایی که در آن، تیمهای ایرانی سه بار به مقام قهرمانی رسیده و بارها به فینال راه پیدا کردهاند.
این یک نمونه ملموس و البته بسیار برخورنده است، به طوری که هر ایرانی باغیرتی را که اهل فوتبال هم نباشد، سخت ناراحت و رنجیده خاطر میکند. از این دست نمونهها با شدت و ضعف متفاوت در این فوتبال آنقدر زیاد است که این حرف ما را که برای سامان بخشی و روبراه کردن وضع فوتبال ایران کوچکترین قدمی برداشته نشده، به راحتی اثبات میکند.
یک نمونه دیگر، سالهاست- به ویژه در دهه اخیر - که بارها و بارها همین نشریه و بعضی از رسانهها و کارشناسان و خاک خوردهها و... درباره وضعیت نابسامان و اخبار نگرانکننده فوتبال تهران مینویسند و هشدار میدهند و اخیرا هم شنیده ایم که بعضی از برنامههای ورزشی تلویزیون (انشاءالله با نیت خیر و قصد اصلاح و نه تصفیه حساب شخصی و...) بحث فوتبال تهران و نحوه اداره و مدیریت پر حرف و حدیث آن را پیش کشیدهاند و... اما از آن طرف، یعنی از سوی به اصطلاح مسئولان بالادستی ورزش، شاهد کوچکترین عکسالعمل و اقدامی در قبال این همه نوشته و هشدار نبودهایم و فوتبال تهران کماکان به حال خود رها بوده و به شکل ملوک الطوایفی اداره میشود.
وضعیت فوتبال ایران به عنوان پرطرفدارترین رشته ورزشی، گویای همه آن چیزی است که بر کلیت ورزش ما حاکم است. مسائل و مشکلات فوتبال، حلشدنی است ولی به اراده محکم و عزم انقلابی و تدبیر کارساز و اقدام شجاعانه و مردانه احتیاج داریم، اراده و عزمی که مسئولان و مدیران ورزش و فوتبال
- بر اساس نمونهها و شواهد فراوان- نشان دادهاند که حداقل فعلا فاقد آن هستند...