حقیقت وجدان انسان و رابطه آن با فطرت (2) (پرسش و پاسخ)
پرسش:
وجدان به چه معنا است و تفاوت آن با فطرت چیست؟ و آیا در آیات و روایات به این واژه وجدان اشاره شده است؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سوال به مباحثی همچون مفهوم وجدان، و رابطه وجدان با فطرت پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی میگیریم.
رابطه وجدان با فطرت
2- دیدگاه دوم: این گروه از دانشمندان معتقدند که وجدان، امری فطری و جزو سرشت آدمی است که انسان همراه آن از مادر متولد میشود. این افراد میگویند: وجدان فطرت و یا غریزهای فناناپذیر است و راهنمایی قابل اعتمادی به انسان میدهد. حتی انسان را به صورت ناخودآگاه به طرف خیر و سعادت جلب کرده و از لغزشها دور میدارد. اصل در آفرینش بر صداقت است، و اطفال در اثر بدآموزی یاد میگیرند که چگونه فریبکاری کنند، و چگونه از طریق دروغ، خود را از دامی نجات دهند. در این صورت وجدان یکی از نمودهای فطرت و یکی از امور فطری خواهد بود که هیچ انسانی به حسب سرشت و خلقت و آفرینش خالی از آن نیست. لکن قابل انعطاف بوده و میتواند تحت تاثیر محیط سالم و ناسالم و تربیت صحیح و ناصحیح قرار گیرد، و از سایر امیال قوی باطنی و روحی از قبیل شهوت و غضب و سایر تمایلات فطری درونی چه بسا تغییراتی را بپذیرد.
شهید مطهری(ره) وجدان را یکی از ویژگیهای روح انسان و منشأ امر و نهیهای اجتماعی میداند که براساس آیه «و نفس و ما سویها، فالهمها فجورها و تقویها» خداوند کارهای زشت و تقوا و پاکی را به آدمی الهام کرده و در ذات و سرشتش این نکته را نهاده که چه کاری زشت است و نباید انجام داد. یا چه کاری خوب است و باید انجام گیرد. از این رو وقتی انسان کار قبیحی میکند و به جرم و خیانتی دست میزند، نفس لوامه یا وجدان اخلاقیاش او را مورد ملامت و سرزنش قرار میدهد. (فلسفه اخلاق، شهید مرتضی مطهری(ره)، ص 34)
بنابراین دانشمندان علوم اسلامی، همگی اصل وجود وجدان را به عنوان امر فطری پذیرفتهاند، ولی در حوزه کارکردی وجدان اختلاف نظر دارند. البته باید به این نکته توجه داشت که قدرت دعوت وجدان و پایه مقاومت او در مقابل طوفانهای نفسانی و منافع شخصی بسیار محدود است و تکرار عمل زشت، دید وجدان را کور میکند و تشخیص او را دگرگون میسازد. گاهی کارهای خلاف و زشت موجه جلوه میکند و کارکرد وجدان به جایی میرسد که انسان از کارهای خلاف، کوچکترین احساس ناراحتی نمیکند و چه بسا انسان از کشتن نزدیکترین عزیزان خود لذت میبرد. چنانکه قرآن کریم میفرماید: بر بسیاری از افراد مشرک، کشتن فرزندان زیبا جلوه میکند.(انعام- 137)
وجدان در آیات و روایات
واژه وجدان با معنای عربی آن در روایات مورد استفاده قرار گرفته، ولی از این واژه با معنای فارسی آن، در منابع اولیه دینی سخنی به میان نیامده است. اما موضوعاتی در آموزههای اسلامی مطرح شده است که به گونهای ناظر به همین معنای فارسی وجدان است. به عنوان نمونه در قرآن اصطلاحی با نام «النفس اللوامه» (نفس سرزنشکننده) (قیامت 20) داریم، که مفسران آن را به چیزی معنا کردهاند که مترادف با معنای فارسی وجدان است. (تفسیر نمونه، ج 25، ص 274)
در روایات نیز برخی عبارات وجود دارد که مترادف با معنای فارسی وجدان است. در روایتی امام صادق(ع) میفرماید: مومن به سه چیز نیاز دارد: 1- توفیقی از جانب خدای عزوجل 2- واعظی در اندرون خود 3- و پذیرش نصیحت خیرخواهان (المحاسن، برقی، ج 2، ص 604) عبارت «واعظ من نفسه» و یا همان واعظ اندرونی در این روایت را میتوان تعبیر دیگری از وجدان به معنای فارسی آن قلمداد کرد. بنابراین مفهوم وجدان با آن تعریفی که نیرویی اندرونی انسان را از کارهای زشت باز میدارد و در صورت انجام چنین کارهایی او را مورد سرزنش قرار میدهد با نفس لوامه قرآنی انطباق دارد و این نفس یک مرتبهای وجودی از مراتب نفس انسان و حد وسط میان نفس اماره و نفس مطمئنه است که باید روی آن کار شود تا به مراتب تکاملی خودش نزدیکتر شود. در غیر این صورت امکان بازگشت به عقب و تبدیل به نفس اماره شدن برای او فراهم است.