باطلالسّحر مطبوعات زنجیرهای برای انقلابسازی
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«... اکنون که روز پیروزی ملت شجاع نزدیک میشود، اکنون که خونهای پاک عزیزان بیگناهی که برای دفاع از حق و حقیقت به دست جلادان خون آشام شاه بر زمین ریخته شده است بارور میگردد، لازم میدانم مراتب ذیل را به اطلاع ملت ایران و مردم جهان برسانم: 1- به موجب حق شرعی و بر اساس رأی اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به این جانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام «شورای انقلاب اسلامی» مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد...»1
این بخشی از پیام حضرت امامخمینی به مناسبت تشکیل شورای انقلاب اسلامی بود که در تاریخ 22 دی ماه 1357 انتشار یافت. به این ترتیب حضرت امام مانند همیشه و با دوراندیشی هوشمندانهای، یکی از مهمترین طرح و برنامههای کانونهای وابسته به استعمار را با شکست مواجه ساختند.
طرح و برنامه مفصلی که سعی داشت ابتدا به مردم القاء نماید به جز حضرت امام خمینی (که نمیتوانستند رهبری اش را انکار کنند) نهضت دارای افراد واجد صلاحیت در داخل کشور برای به ثمر رساندن آن و سپس برپایی حکومت جانشین و برقراری قوانین جدید نیست و سپس با رهبرتراشی در کنار رهبری بلامنازع امام، به خیال خود، نهضت انقلابی مردم ایران را مانند نهضت مشروطه منحرف ساخته و به درون سفارتخانههای بیگانه بکشانند.
آنها سعی داشتند با تبلیغات و پروپاگاندا برای گزینههای مورد نظر خود از میان افراد و گروههای به اصطلاح ملی و مذهبی و حتی مارکسیست، این طرح و نقشه را عملی سازند. سلاح این تبلیغاتشان نیز مطبوعات بود که یا به شکل روزنامههای سراسری در حال فعالیت به سر برده و یا سالها پیش و در ایامی که دیگر رژیم شاه حتی سر صاحبش را نیز نمیشناخت، توقیف شده اما سرسپردگیشان به کانونهای استعماری و بهخصوص آمریکا، اظهرمنالشمس بود.
اینچنین همه نیروی تبلیغاتی و مطبوعاتی خود (که در دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز تحت عنوان پروژه صهیونیستی «بدامن» مورد استفاده قرار داده بودند) را به میدان آورده و حتی برای آنها وجه مبارزاتی و انقلابی کسب کردند.
روزنامههای در حال انتشار را به اعتصابی 2 ماهه برده و بیرون آوردند و بقیه نشریات و مطبوعات توقیف یا تعطیل شده را هم با ژست اپوزیسیون به میدان فرستادند تا در کنار پروژه رهبرتراشی، فضای لازم را برای ورود به دوران انقلاب آماده سازند. برخی از آن نشریات عبارت بودند از:
هفته نامه «سپید و سیاه» به مدیریت علی بهزادی (عضو لژهای مختلف فراماسونری و کلوب روتاری تهران مرکزی)، هفتهنامه «تهران مصور» به مدیریت عبدالله والا (عضو سازمان فراماسونری و باشگاه لاینز و همچنین سرپرست امور مطبوعاتی کلوبهای روتاری)، هفتهنامه «امید ایران» به مدیریت علیاکبر صفیپور (نماینده مجلس شاهی و عضو کانون مطبوعات وابسته به سفارت آمریکا)، هفتهنامه «فردوسی» به مدیریت نعمتالله جهانبانویی (عضو شبکه صهیونیستی «بدامن»)، روزنامه «دنیا» به مدیریت عبدالکریم طباطبایی (از عوامل علی امینی و عضو کانون وابسته به سفارت آمریکا) و...
در کنار این مطبوعات ظاهر فریب، برخی دیگر از نشریات را نیز تغییر شکل داده و با شمایل آزادیخواه وارد میدان کردند. از جمله هفتهنامه «جوانان رستاخیز» وابسته به حزب فرمایشی رستاخیز که برای فریب افکار عمومی به هفتهنامه «جوان» تغییر نام داد و به وسیله روزنامهنگاران معلومالحالی چون حسین سرفراز، ستار لقایی، ایرج جمشیدی، بهمن رازانی و دیگر نویسندگان رستاخیزی انتشار یافت.2
به این ترتیب عوامل مطبوعاتی وابسته به رژیم شاه و محافل ماسونی/صهیونیستی همچون مسعود بهنود، علیرضا نوریزاده، علی بهزادی، حسین مهری، علیرضا میبدی، رضا مرزبان، فیروز گوران و...در چنین مطبوعاتی که تا دیروز مداح شاه و رژیمش بودند و یک شبه انقلابی شده و علیه دیکتاتوری و در قفای آزادیگریبان چاک کرده و یقه میدراندند، به تبلیغ در مورد عناصر به اصطلاح ملی مانند سید علی شایگان و کریم سنجابی و شاپور بختیار و منافقانی مثل مسعود رجوی و منافقین خلق و چریکهای فدایی خلق و...پرداختند و در رثای سیاهکل و رضاییها و خسرو روزبه صفحات بسیاری را سیاه نمودند تا رهبران واقعی انقلاب یعنی حضرت امامخمینی (رحمتاللهعلیه) و یارانشان را مرتجع، واپسگرا و سوار برموج انقلاب نشان داده و حرکت تاریخی روحانیت را کمرنگ سازند.3
این در حالی بود که خبرنامههایی بهطور مرتب در قطع کوچک و بهصورت تایپ شده، اخبار و گزارشهای نهضت را منعکس میکردند. ولی اینگونه خبرنامهها در مکانهای ویژه مانند: محلات، مدارس، مساجد، دانشگاهها، درون راهپیماییها و تظاهرات و به طور خاص در بهشت زهرا و برسر مزار شهدا توزیع میگردید.
اما روزنامههای سراسری بهخصوص دو روزنامه عصر یعنی کیهان و اطلاعات (که سالها بلندگوی دیکتاتوری رژیم شاه به شمار میآمدند) بعد از اعتصاب دو ماهه، به صورت یکی از منابع مهم خبری مردم از وقایع روز درآمدند که بسیاری برای کسب اطلاع از آخرین اخبار به سوی خرید این روزنامه کشیده میشدند.
از همین روی درکنار صفهای نفت و بنزین آن روزها، صفی هم برای خرید روزنامه به وجود آمد. بسیاری از علاقهمندان در آن ایام تقریبا از نخستین ساعات بعد از 12 ظهر به طرف کیوسکهای مطبوعاتی حرکت میکردند و جلوی این مراکز توزیع نشریات، صف تشکیل میدادند تا ساعات حدود 3 و 4 بعدازظهرکه روزنامهها از چاپخانه و مکانهای اصلی توزیع، میرسیدند.
اما در کمال شگفتی، این روزنامهها که تا چندی قبل مجیز گویی رژیم شاه و دربار و کارگزاران استعمار و امپریالیسم بودند، ناگهان به هواخواه دوآتشه گروههای چپ و مارکسیست و ملیگرا و التقاطی و خلاصه هر گروه و گروهک و حزب و دستهای که با نهضت امام خمینی (رحمتالله علیه) زاویه داشت، تبدیل شده و صفحاتشان به جای انعکاس اخبار و گزارشهای نهضت امام، بیشتر حاوی مقالات و مطالب و تصاویر اعضاء و کشتهشدگان گروهکهای مختلف مارکسیست و التقاطی و به اصطلاح ملی بود. ملیگراهایی که تا دیروز در گوشه عافیت خفته و با اوجگیری نهضت از لانههایشان بیرون خزیده بودند، در صفحات این مطبوعات و روزنامهها بدل به مبارزان نستوه و پیشرو انقلاب شدند که اساسا گویا تمامی راهپیماییها و اعتصابات و تظاهرات را آنها هدایت میکردند!
اما در میان خیل این مطالب و مقالات، تقریبا هیچ نشانی از شهیدان روحانی نهضت نظیر سید یونس رودباری یا آیتالله سعیدی و آیتالله غفاری یا شهید مدرس و یا مبارزان مسلمانی نظیر محمد بخارایی به چشم نمیخورد. مقاله یا مطلبی درباره گروهها و انقلابیون مسلمان پیرو امامخمینی(رحمتاللهعلیه) که در آن زمان نبض و محور اساسی مبارزه و نهضت را در دست داشته و در صف مقدم انقلاب با کمترین تبلیغ و شعار، فداکاری و جانبازی میکردند، به چشم نمیخورد.
این روند رهبرسازی کاذب، تقریبا به طور سیستماتیک در روزنامههای اصلی و پرتیراژ آن ایام یعنی «کیهان»، «اطلاعات» و «آیندگان» به چشم میخورد.
در صفحه نخست اولین شماره منتشره روزنامه کیهان (پس از تعطیلی موقت مطبوعات) به تاریخ 16 دی ماه 1357، دعوت «جبهه ملی ایران» برای اعتصاب عمومی و عزای ملی 17 دیماه چاپ شده و در صفحههای میانی آن گزارش نسبتا مفصلی از مبارزات دو ماه گذشته و بهخصوص راهپیماییهای تاسوعا و عاشورا درج گردیده که با عکسی از کریم سنجابی (سرکرده جبهه ملی) و دوستانش در جلوی صفوف راهپیمایان همراه گشته بود. به طوری که به خوانندگان این روزنامه چنین القا میشد رهبران جبهه ملی سرنخ همه مبارزات را در دست داشتهاند.
در گزارش یاد شده بهطور تحریفآمیزی برپایی راهپیماییهای تاسوعا و عاشورای 1357 و دعوت مردم برای شرکت در آنها به «جبهه ملی ایران» نسبت داده شده بود. در حالی که به شهادت اسناد و مدارک موجود، راهپیماییهای فوق و دیگر تظاهرات و اعتصابات روزهای اوج انقلاب با اطلاعیههای رسمی جامعه روحانیت مبارز انجام میگرفت که این موضوع حتی در گزارشها و اسناد ساواک هم درج شده است.4
سندی از اسناد لانه جاسوسی آمریکا نشانگر عمق طرح و توطئهای بود که بنا به دستور آمریکا و توسط کارگزاران مطبوعاتیاش انجام میگرفت. سند یاد شده در جلد سیزدهم مجموعه منتشره اسناد لانه جاسوسی به چاپ رسیده است.
در بخشی از این سند که گزارشی از دیدار سفیر آمریکا با سناتور مصباحزاده (صاحب امتیاز موسسه مطبوعاتی کیهان در سالهای پیش از انقلاب) را روایت میکند و برای وزارت امور خارجه آمریکا ارسال شده، چنین آمده است:
«سناتور مصباحزاده به هنگام بحث درباره ضعف سیاسی جبهه ملی گفت، در صورتی که از او خواسته شود، کیهان میتواند در عرض چند هفته از رهبران جبهه ملی، قهرمان ملی بسازد...» سفیر آمریکا در ادامه این گزارش میافزاید:
«...به مدد روزنامه کیهان اقداماتی در دست است تا از طریق دستکاری در افکار عمومی، جبهه ملی بتواند با زیرکی، رهبری مخالفان را از دست خمینی بیرون آورد...»
قابل ذکر است که پس از پایان اعتصاب مطبوعات در 16 دی ماه 1357، ناگهان و در کمال شگفتی، یکی از اعضای شاخه مخفی حزب توده به نام رحمان هاتفی به سردبیری روزنامه کیهان منصوب شد و از آن به بعد بود که روزنامه کیهان به تبلیغ و پروپاگاندا برای جبهه ملی، حزب توده و نیروهای چپ آمریکایی پرداخت تا مسیر مبارزه ملت به رهبری امام را در محاق ببرد.
اما اعلام تشکیل شورای انقلاب اسلامی از سوی رهبری نهضت یعنی شخص حضرت امام، همه آن طلسمافکنی آمریکا و اعوان و انصارش را باطل ساخت.
____________________________
1- صحیفه امام- جلد 5- ص 426 2- نیمه پنهان – جلد دهم – انقلاب و روشنفکران، 76-1356- دفتر پژوهشهای موسسه کیهان – چاپ نهم – تهران 1391 – صفحه 64 3- همان– صفحات 21 تا 141
4- یاران امام به روایت اسناد ساواک – شهید آیتالله دکتر سید محمد بهشتی – مرکز اسناد تاریخی– چاپ اول- 1377