استعمار رویاها از طریق رسانه (هالیوود زیر ذرهبین)
فاطمه قاسمآبادی
مدتهاست از زمان استعمار مستقیم سفیدپوستان اروپایی و بهویژه انگلیسی، در دنیا میگذرد... بیشتر کشورهای ثروتمند آسیایی و آفریقایی خودشان را از شر ظلم این استعمار نجات دادهاند و هر چند هنوز هم به خاطر ترویج فرهنگ لیبرالی غربی، مردم در دنیا تحت تاثیر برخی تفکرات و آداب و رسوم آنها هستند ولی به صورت کلی وقتی استعمار مستقیم تمام شود، دسترسی مستقیم به اموال و ثروتهای یک مملکت هم برای دزدان سابقش، تمام میشود...
حالا آن بخش فرهنگی غرب که با کمک رسانهها سعی دارد، همچنان از غرب و نژاد سفیدپوستان آنگلوساکسون، برای بقیه دنیا نمادی از قدرت و سلطه بسازد، بیش از گذشته در تلاش است، چرا که دادهها و اخباری که از وضعیت عام مردم در این کشورها منتشر میشود، به هیچ وجه نشانی از قدرت و برتریت ندارد و این مسئله چنان برای بقیه مردم دنیا وضوح پیدا کرده که دیگر همان رسانهها هم نمیتوانند سانسورش کنند.
در سریال «بازی تاج و تخت» که جزء پر مخاطبترین سریالهای چند سال گذشته بود، جمله معروفی گفته میشد مبنی بر «زمستان خواهد آمد» که کنایه از آمدن شرایط بسیار سخت و حمله شیاطین بود... از چند ماه پیش و با اعلام دولتهای غربی، مبنی بر ناتوانی این دولتها در تهیه انرژی برای گرم کردن خانهها و محل کار در پاییز و زمستان پیشرو، نشان از این مسئله دارد که امسال به معنای واقعی در غرب زمستان خواهد آمد....
در انگلستان به عنوان کشوری که بهعنوان استعمارگر سابق از آن یاد میشود(بزرگترین استعمارگر فعلی که هنوز اعمال قدرت میکند آمریکاست) حالا در تولیدات شبکههایشان، بیش از گذشته دنیای توهمی خیال و جادو، که در آن هنوز انگلیسیها و نژاد سفیدپوستان آنگلوساکسون، پیروز و یکهتاز هستند، نمود دارد.
سریال «مرد شنی» ساخته «نیل گیمن» محصول سال 2022 انگلستان با سرمایهگذاری و پخش شبکه اینترنتی نتفلیکس آمریکا است.
در این سریال، اشراف انگلیسی در محدودهای فراتر از واقعیت، که بر عمیقترین احساسات و بنیانهای فلسفی انسانها فرمانروایی میکنند، به تصویر کشیده میشوند.
داستان نابودی قلمرو رویاها
داستان سریال «مرد شنی»، از روی مجموعه کمیک «سندمن» نوشته نیل گیمن، ساخته شده است.
قهرمان اصلی این مجموعه فردی است که با نام اصلی «لرد مورفئوس» شناخته میشود و مردی انگلیسی زبان و رنگ پریده است که بر دنیای رویاها حکومت میکند...البته لرد مورفئوس، یکی از اعضای خانوادهٔ «اِندلس»(ابدیها) است.
دیگر اعضای این خانواده که به نوعی خدایان این دنیای فانتزی هستند شامل هفت خواهر و برادرند. دریم (رویا)، دِستینی (سرنوشت)، دِث (مرگ)، دیستراکشن (نابودی)، دیزایر (تمایلات)، دیسپر (نومیدی) و دلریئم (دیوانگی) اعضای این خانوادهاند.
داستان اصلی سریال از جایی شروع میشود که مورفئوس به خاطر توطئه دو تن از خواهر و برادرانش به دست خانوادهای اشرافی، حدود یک قرن زندانی میشود و قلمرو رویاها در این مدت، بیصاحب میماند... پس از نجات پیدا کردن از زندان، مورفئوس برای ساختن قلمرو رو به نابودیاش، مجبور است وسایلش را که در دنیای انسانها گم کرده است، پس بگیرد... ماجرای پس گرفتن این وسایل و خطراتی که در این راه مورفئوس باید با آنها روبهرو شود، داستان فصل اول این مجموعه را میسازد....
نژادپرستی به سبک فانتزی
در سریال «مرد شنی»، مخاطبین از همان ابتدای ماجرا، فرمانروای عالم رویاها را میبینند که در قامت مردی سفیدپوست و رنگ پریده نشان داده میشود. این فرمانروا نامش لرد مورفئوس است.
واژه «لرد» اصطلاحی است که عموماً برای اشراف و نجیب زادهها، در کشورهایی نظیر انگلستان به کار میرود و از واژه انگلیسی باستان«hlāfweard » به معنی «نگهدارنده نان» گرفته شده است و در معنای عام، به کسی اطلاق میشود که نان زیر دستانش را میدهد و سرور آنهاست.
پس از این معرفی، مخاطبین میبینند که لرد انگلیسی، به دست یک خانواده اشرافزاده ولی فانی، به مدتی طولانی زندانی میشود که یعنی برای به دامانداختن یک فرمانروا، وجود خون اشرافی مورد نیاز است و مثلا یک فرد عادی یا یک رنگین پوست، هرگز نمیتواند دست به چنین اقدامی بزند، چون از همان ابتدا شرایط چنین خبطی را ندارد!
یکی از نکات جالب توجه در سریال «مرد شنی»، در نگاه از بالا به پایین به سیاه پوستان و دو رگههاست. معمولا سیاهپوستان در این داستان نقش معشوقههای طرد شده را بازی میکنند که از طرف شریک جنسی خود مورد توجه نیستند.
البته در سکانسی از داستان، این نگاه نژادپرست به حد اعلای خود میرسد و نشان داده میشود، پرنسس سفیدپوست که از خاندان سلطنتی انگلستان است، میخواهد با یک فوتبالیست و سلبریتی سیاهپوست، مخفیانه ازدواج کند که در نهایت مشخص میشود، این سلبریتی سیاهپوست، در حقیقت دیوی کریه است که در قامت یک فوتبالیست مشهور، پرنسس انگلیسی را طلسم کرده است تا به مقاصد شوم خود برسد!
این مسئله با توجه به درگیریهای اخیر خاندان سلطنتی انگلستان با عروس دورگه و سلبریتی آمریکاییشان، جالب توجه است و کنایهای بسیار مستقیم به حساب میآید....
در سریال «مرد شنی»، تنها شخصیت قابل توجه و مثلا مثبت و سیاهپوست ماجرا، یکی از خواهرهای لرد مورفئوس است که در هیبت زنی سیاهپوست و با گردنبندِ نماد فمنیستها، در داستان وجود دارد و فرشته مرگ است....
این شخصیت که هیچ قلمرویی بر عکس دیگر خواهر و برادرهای خود ندارد، در روند داستان مشخص میشود که قدرت چندانی هم ندارد و در کل میتوان گفت، کبریت بیخطر این خانواده قدرتمند و سفیدپوست است.
افسانههای جادویی سفیدپوستان
انگلستان در بین کشورهای اروپایی، به کشوری که مردمش علاقه خاصی به جادو و جادوگری دارند، شناخته میشود... البته که این مسئله، در تولیدات فرهنگی ادبیات انگلستان هم به شدت قابل مشاهده است. مجموعههایی مانند «ارباب حلقهها»، «هری پاتر»، «سه گانه پادشاهی کهن»، «تاریک تر از جادو» و... تعداد اندکی از سیل کتابهای فانتزی زبان انگلیسی، در مورد جادو و جادوگری هستند....
در این کتابها عموما جادو به دو قسمت جادوی خوب و جادوی بد(سیاه) تقسیم شده است و شخصیتهای مثلا مثبت آن دستهای هستند که از جادو، استفادههای عام المنفعه و حسنه میکنند!
اگر از این مطلب بگذریم که طبق کتابهای آسمانی و ادیان الهی، اصلا چیزی به نام جادوی خوب وجود ندارد و اصل این مسئله شیطانی و کثیف است، باید ببینیم که چرا باید بخش اعظمی از تولیدات فرهنگی یک کشور را چنین موضوعی پر کند؟
جواب این سؤال را میتوان در رویکرد اصلی این کتابها پیدا کرد چرا که در بیشتر این کتابها، جادوگران انگلیسیزبان، مانند نسخه مدرنترِ «قهرمان آمریکایی»، با دشمنان شان میجنگند و دنیا را نجات میدهند...، از آنجایی که داشتن قدرت مافوق بشری و داشتن تسلط بر دیگر مردم دنیا، جزوِ علایق کلاسیک انگلیسیهاست، پس عجیب نیست که چنین موضوعاتی تا این حد، در این کشور و کشورهای هم نژاد آنها، مورد علاقه باشد و مدام در قالبهای متفاوت تکرار شود....
نیل گیمن، مانند نویسندههای یهودی تبار همردهاش، علاقه خاصی به دنیای تخیلی و فانتزی دارد و کمیک بوک «مرد شنی» را در ژانر فانتزی تاریک خلق کرده است تا در کنار دیگر آثار خود که آنها هم به ژانر فانتزی تعلق دارند، به عنوان یکی از نویسندههای انگلیسی شناخته شود که فرمانروایی جادوگران و لردهای انگلیسی را در آثارش با روش خودش تکرار میکند.
تنها مذهب موجود
در دنیای «مرد شنی»، چیزی به عنوان مذهب وجود خارجی ندارد و انسانها روی کره زمین، با احساسات و نیازهایشان سرگرم هستند.
تقریبا میتوان گفت: تنها بعد وجودی انسان در این دنیای فانتزی، بعد مادی است و چیزی به عنوان بعد الهی، آفریننده ناظر و.... وجود ندارد.
جالب است که در چنین دنیایی که هیچ خالق بخصوصی ندارد، در یکی از سکانسها، مرد موسیقیدان یهودی که مرگش فرا رسیده است از خواهر مورفئوس که فرشته مرگ است فرصت میخواهد تا آیه شماع (اولین آیه توحید در دین یهود) را بخواند چرا که در صورت خواندن این آیه، جایگاهش در بهشت تضمین شده است!
نویسنده در این سکانس سعی کرده تا عرض ارادتی به دین خود داشته باشد و از آنجایی که این برخورد تنها برخورد داستان با یک انسان مذهبی است، میتوان گفت تنها دین رسمی چنین دنیایی یهودیت است.
از طرف دیگر و در داستانی جانبی، شخصیت نامیرای سریال، که توسط مورفئوس و خواهرش فرشته مرگ، عمر ابدی پیدا میکند تا هر صد سال یکبار با مورفئوس دیدار کند و از تجربیاتش از زندگی بگوید هم، با عنوان «یهودی سرگردان» در داستان معرفی میشود و هویت اصلیاش با قومیتش مشخص میشود....
تبلیغات فراوان ولی بیفایده
سریال «مرد شنی»، جزء سریالهای پر تبلیغات نتفلیکس بود که از همان ابتدای پخشش، مدام گفته میشد مورد استقبال بسیار زیادی قرار گرفته است و نمرات بالایی در سایتهای نقد سریال و سایتهای مخصوص مخاطبین آورده است.
البته کمی بعد از پخش از نتفلیکس، این سریال از نمرات 9 به بالا، به هفت و نیم رسید و مشخص شد که تبلیغات پوشالی پشت این سریال، نتوانست نظر مخاطبین را به این داستان تخیلی انگلیسی جلب کند.
بازیهای متوسط و افراط در اداهای جدید و مخصوص نتفلیکس، مبنی بر گذاشتن سیاهپوستان در نقشهای سفیدپوستان و بیهویتی جنسی بسیار زیاد، باعث شد تا سریال «مرد شنی»، نتواند نظر مخاطبین عام سریالهای فانتزی را به خود جلب کند و این سریال که قرار بود به صورت پروژهای بسیار بزرگ ادامه داشته باشد، فعلا مشخص نیست که برای فصل بعدی تمدید بشود یا نه...
سریال «مرد شنی» از نظر منتقدین غربی اما سریال قابل قبولی بود که توانست تا حدودی دنیای فانتزی و تخیلی نویسندهاش را به تصویر بکشد و نه در حد کمیک بوکهای پرطرفدار آمریکایی مانند مرد عنکبوتی و... ولی توانست در حد اثر یک نویسنده انگلیسی، در سیل تولیدات نتفلیکس، قابل قبول باشد.