کد خبر: ۲۵۷۷۷۸
تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۴۰۱ - ۲۰:۳۱

«جریانات سایه‌نشین» در ورزش 

 
 
سرویس ورزشی-
چنان‌که بارها نوشته و تکرار و تاکید کرده‌ایم یکی از اولین و ضروری‌ترین اقدامات برای اینکه اصولا چرخ‌های ورزش رو به جلو حرکت کند و به پس پسکی رفتن دچار نشود، کنار زدن و برچیدن بساط مدیران تحمیلی است که به گمان ما و با تکیه بر تجربیات و دریافت‌های غیر قابل انکار، بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین مانع حرکت ورزش هستند اما باید دانست که وجود این مدیران تحمیلی در ورزش- که ریشه بسیاری از گرفتاری‌ها و معضلات فنی و فرهنگی و اخلاقی و در یک کلام آفات ورزش هستند- خود معلول است‌، معلول «باندها و جریانات در سایه» که برای ورزش و همه مسئولان آن (از تحمیلی گرفته تا غیرتحمیلی!) و حتی وزیر تعیین تکلیف کرده و افراد و عناصر خودشان را حتی در بالاترین سطوح مدیریتی به او تحمیل می‌کنند، خط و ربط‌های غالبا من درآوردی و غیر کارشناسانه خود را که بوی تصفیه حساب با این و آن و رنگ سیاسی و غیرورزشی دارند بر ورزش و فدراسیون‌های مختلف غالب می‌کنند و... خلاصه کار و بار ورزش را از حیث فنی و فرهنگی به این‌جا رسانده‌اند که با نقطه مطلوب و انتظارات منطقی دوستداران ورزش فاصله‌ای بسیار دور و عمیق دارد. اخیرا این معضل و گرفتاری شکل حاد و البته ملموسی به خود گرفته و بعضی‌ها به خود جرات داده و صریح‌تر و عیان‌تر راجع به آن حرف می‌زنند. 
باری، آنچه که مسلم است و در آن تردیدی وجود ندارد این است که ورزش ما برای حرکت مناسب و رو به جلو از هر حیث مستعد و باظرفیت است. آنچه که مانع پیشرفت ورزش شده‌، بیش از هر چیز اولا مدیران تحمیلی و اغلب ناکار آمدی هستند که نه سابقه و اعتباری در ورزش داشته و (بدتر از آن) نه سواد و «جنم» مدیریت را دارند. اینها طفیلی‌های چسبیده به ورزش هستند که فقط چون از این طرف و آن طرف حمایت می‌شوند و این‌جا و آنجا پارتی دارند « مدیر» شده‌اند و ثانیا، آنچه که می‌توان آن را علت العلل عدم پیشرفت بایسته ورزش دانست- که حتی وجود پدیده آزاردهنده‌ای به نام « مدیران تحمیلی» معلول این علت بزرگ‌تر است- قدرت‌های در سایه‌ای هستند که معلوم نیست چرا و از کجا و بر اساس چه صلاحیت و تخصصی و بالاخره از روی کدام مصلحت برای ورزش بخت برگشته و زبان بسته ما « آدم»‌های خودشان را به عنوان رئیس ‌و مدیر انتخاب می‌کنند و بعد هم برای ورزش خط و ربط تعیین و سیاستگذاری می‌نمایند. خیلی صریح و رک و راست عرض کنیم تا شر این‌گونه باندها و پدر خوانده‌ها- که خود را به ورزش ما تحمیل کرده و برای آن تعیین تکلیف می‌کنند- کم نشود هیچ اتفاق مثبت و قابل توجهی نخواهد افتاد و وضع ورزش همین است و... خلاصه همه اهالی ورزش‌، سرکاریم!!...
ملحق شدن کریس رونالدو‌، بازیکن پرآوازه سال‌های اخیر فوتبال جهان به یک تیم عربستانی(النصر) یکی از خبرهای پرمخاطب هفته گذشته به حساب می‌آید. رونالدو که در منچستر یونایتد‌، مورد توجه سرمربی هلندی این تیم نبود و کمتر به بازی گرفته می‌شد و با تیم ملی پرتغال هم در جام جهانی اخیر نمایش موفقی نداشت و حتی در بعضی از بازی‌ها در ترکیب اصلی قرار نگرفت و به عنوان یار تعویضی به میدان می‌آمد، ظاهرا بهتر آن دیده که سال‌های پایانی فوتبال خود (او الان 37 ساله است) را در جایی سپری کند که هم پول خوبی به جیب بزند و هم فوتبال را در فضای کم فشارتر و برای او به عنوان «یک‌سوم» حرفه‌ای پرافتخار، آرام‌تر ادامه دهد. از آن سو تیم عربستانی و اصولا دست‌اندرکاران ورزشی و غیر ورزشی آن کشور با جذب رونالدو چند هدف را دنبال و چند کارکرد را از این نقل و انتقال جست‌وجو می‌کنند که اهداف سیاسی و تبلیغاتی در آن شاید نقش برجسته‌تری نسبت به اهداف ورزشی داشته باشد. بدون تردید وجود بازیکنی مثل رونالدو و عملی شدن ورود روسیه به فوتبال آسیا- که این روزها مطرح است- می‌توانند در ارتقای سطح فوتبال قاره کهن تاثیرات مثبتی داشته باشند و... اینکه آیا فوتبال عربستان از انتقال رونالدو و بازیکنانی مثل او (که وزیر ورزش آن کشور وعده اش را داده است)، سود می‌برد یا زیان می‌کند‌، چندان مورد توجه این بحث نیست. آنچه ما می‌خواهیم بگوییم و به درد کار و فوتبال ما می‌خورد این است که به هر حال آنچه را که نمی‌توان کتمان کرد و نادیده گرفت، جنب و جوش و تحرکاتی است که در کشورهای مختلف دنیا (بنا بر تشخیص و صلاحدید خود) برای ارتقای ورزش و رشته‌ای مثل فوتبال‌، به راه افتاده است. پیشرفت این اقدامات و تحرکات را در کشورهایی مثل ژاپن‌، کره جنوبی، مراکش و... بعینه می‌بینیم. جرقه‌ها و نشانه‌هایی نیز در کاروبار خیلی از تیم‌های دیگر مشاهده می‌شود که در آینده‌، بهتر می‌توان درباره آنها تحلیل کرد و نظر داد. حرف ما در پایان این مقال تاکیدی است چند باره بر اینکه، ورزش و فوتبال و مدیران و دست‌اندرکاران ورزش ما در این غوغا و جنب و جوش و تلاش برای بهتر و قوی‌تر شدن، نباید کناری بنشینند و کماکان درگیر بحث‌های سطح پایین و کوچک و « خاله زنکی»  خود باشند. رسانه‌های ورزشی ما باید برای منافع ملی و مصالح ورزش و نحوه مدیریت بر آن‌، دغدغه داشته باشند و فراتر از حب و بغض‌ها و یا سود و ضررهای کاسبکارانه، یکسره و بی‌امان، برنامه و حرکت و غیرت مسئولیت را از مسئولان و مدیران ورزش مطالبه نمایند.