کد خبر: ۲۵۷۲۸۹
تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۴۰۱ - ۲۱:۲۶

حاتمی‌کیا: حاج قاسم راه نفس من را باز کرد(اخبار ادبی و هنری)

قسمت جدید «ملک سلیمان» با حضور ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردان فیلم‌های حوزه دفاع مقدس و مقاومت روی آنتن شبکه یک رفت.
 
 
 
حاتمی‌کیا درباره نحوه آشنایی خود با سردار سلیمانی گفت: من چهار دهه عمر خودم را در سینما گذراندم و زمانی که جنگ تمام شد تا جاهایی حرف برای گفتن داشتم، اما به یکباره این برایم مسئله شد که دیگر چه چیزی برای گفتن داریم؟ ... می‌دیدم بچه‌هایی که آنها را می‌شناختم، هر کدام به نوعی پراکنده و بعضی وارد سیاست و عده‌ای وارد اقتصاد شدند و برخی هم به پادگان‌ها رفتند؛ من این افق و آرمان‌ها را بیشتر از این نمی‌دیدم و روی آن گیر و بحث داشتم که از این‌جا به بعد باید چه چیزی را تبدیل به مسئله کنیم تا اینکه موضوع حاج قاسم پیش آمد.
این کارگردان ادامه داد: احساس کردم نفسم در حال بند آمدن است و انگار حاج قاسم این نفس را باز کرد؛ یعنی وقتی بحث محور مقاومت، سوریه و لبنان مطرح شد، با زبان و ادبیات دیگری ایشان وارد میدان عمل شد.
وی با بیان اینکه آن شب با صراحت همراه با التماس با حاج قاسم برای «به وقت شام» صحبت کردم، ادامه داد: یادم می‌آید در جلسه اولی که سردار سلیمانی را دیدم، خیلی صریح اعتراض کردم و ایشان هم گوش می‌دادند. اعتراضم به این بود به جای اینکه از سمت شما تشویق شوم، در حال التماسم و چرا راه برای فیلم‌سازی من در سوریه باز نیست؛ تا اینکه بالاخره سردار اجازه داد و یکی از مؤثرترین شخصیت‌ها و نیروهای منطقه خود را پیش من گذاشت. وی افزود: این شخصیت سرگذشت و تاریخچه اتفاقاتی را که در سوریه اعم از پیشروی‌ها و عقب‌نشینی رخ داده برایم توضیح داد تا اینکه به تدمر، حلب و جاهایی رفتیم که می‌خواستم ببینم.
این کارگردان افزود: «به وقت شام» که آماده شد؛ مطمئن بودم دلش شور خواهد زد که چه کار کردم. وقتی حاج قاسم می‌خواست بیاید فیلم را ببیند، از اضطراب، انگار قلبم به داخل دهانم می‌آمد. الحمدلله وقتی حاج قاسم فیلم را دیدند، هم چشم‌های اشک‌آلود و هم واکنشش را که دستم را گرفت تا راهروی مصاحبه بروم، دیدم و نفسم باز شد. وی افزود: حاج قاسم نسبت به «به وقت شام» محبت داشت، اما این فیلم در مقابل آنچه این عزیزان انجام می‌دادند، واقعاً کوچک است. من سر هیچ فیلمی به این شکل از خانواده شهدا هدیه نگرفتم که سر این فیلم گرفتم. به عنوان مثال، فرزند یک مدافع حرم اهل آبادان عینک ری‌بن، یکی چفیه و دیگری انگشتر خود را به من هدیه کرد. مطمئنم حاج قاسم کوهی از این مسائل را با خود داشت، اما با خودش برد.