روایت صد ثانیهای
عطر گل محمدی...
ابوالقاسم محمدزاده
همسر «شهید آبشناسان» میگفت:
- روز سوم که خانه خلوت شد رفتم سراغ لباسهای حسن، لباسهای خونی همسرم را گذاشته بودند داخل یک کیسه پلاستیک... رفتم کیسه را آوردم...
خون هم اگر بماند بوی مردار میگیرد. با احتیاط گرهاش را باز کردم و لباسها را آوردم بیرون...
بوی عطر پیچید توی خانه...
عطر گل محمدی...
بوی عطری که حسن میزد...
گاهی فکر میکنم کاش از آن لباسها عکس میگرفتم...
اما فایدهای ندارد...
توی عکس که معلوم نیست خانه چه بویی گرفته است...