تقلای جریان تحریف برای توجیه خباثت آمریکاییها در برجام
سرویس سیاسی-
روزنامه زنجیرهای هم میهن در شماره روز پنج شنبه نوشت: «آقای روحانی بالاخره به حرف آمد و در دیدار با استانداران خود، سخنانی همدلانه را برای اصلاح امور اظهار داشت... از جمله درباره برجام گفت: «تلاش کردیم برجام را به نتیجه برسانیم. با اینکه میدانستیم اجرایی شدن برجام به دولت بعد میرسد و پول آن در دولت بعد به خزانه کشور واریز میشود، اگر برخی موانع پیش نمیآمد ما میتوانستیم در اسفند ۹۹ تحریم را تمام کنیم.» گذاشتن چوب لای چرخ برجام از مدتی پیش از حضور بایدن در کاخ سفید آغاز شد. ابتدا مجلس انقلابی کنونی به حساب خود قدرت نشان داد و قانونی را وضع کرد که در حقیقت پنبه برجام را زد. سپس فعالان نواصولگرایان وارد صحنه شدند و با تمام توان مانع از رسیدن به توافق شدند.»
ادعای حل برجام در دوره روحانی در شرایطی است که تریتا پارسی، معاون اجراییاندیشکده کوئینسی، موسس لابی «نایاک» (شورای ملی ایرانیان آمریکا )، فرد مورد اعتماد تیم ظریف و نزدیک به اصلاحطلبان و غربگرایان فاش کرده بود: تیم ایرانی در آخرین دور مذاکرات به طرف آمریکایی میگویند تضمین کلی نمیخواهیم، فقط تضمین بدهید در دوره خود بایدن به توافق برجام عمل خواهیدکرد و آنها گفتهاند نه! یعنی دولت بایدن نه تنها حاضر نشده بود درباره عدم تکرار عهدشکنی در دولت بعد از خود تضمین بدهد، بلکه نپذیرفته بود که همین موضوع را لااقل در دوره خود تضمین کند!
یعنی مدعیان اصلاحات از حقوق ایران تنازل کرده بودند و با این وجود روحانی ادعا میکند توافق آماده بوده! مدعیان اصلاحات به دنبال توافق بدون گرفتن تضمین، سرهمبندی شده و بدون تعیین تکلیف تحریمهای پسابرجامی بودند و میخواستند خسارت محض دیگری را به کشور تحمیل کنند. 6 سال مذاکره مدعیان اصلاحات ـ اعتدال با سه دولت آمریکا (اوباما، ترامپ و بایدن) به دو برابر شدن تحریمها انجامید اما باز هم مشغول پادویی آمریکا هستند.
کَل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی
روزنامه مردم سالاری در مطلبی نوشت: «جامعه روز به روز کاهش حجم سفره خود را میبیند و از اینکه نمیتواند مثل سال قبل یا حتی مثل ماه قبل، زندگی کند عصبانی میشود. اینکه نمیتواند مثل گذشته نه چندان دورش باشد، جامعه را خشمگین میکند.»
در ادامه این مطلب آمده است: «... اکنون برخی مسئولان نقشهراهی در دست گرفتهاند که با خواست و اراده جمعی تناسبی ندارد. جامعه بهدنبال آزادی مدنی است و برخی در حاکمیت بهدنبال استمرار محدودیتهای مدنی. جامعه بهدنبال شفافیت سیستماتیک است اما برخی به دنبال سرپوش گذاشتن روی آن.»
مردم سالاری نوشت: «نتیجه آنکه؛ اگر واقعاً بهدنبال یافتن راهحل برای وضعیت نامطلوب کشور هستید، نگاهتان را معطوف به جامعه کنید و با تحلیلهای کیهانیتان در سماوات دنبال دشمن نباشید! تنها کافیست درد جامعه را بفهمید. اینکه مسئولین اجرایی، قضایی و قانونگذاری موظف به اجرای چه چیزی هستند و جامعه از آنها چه میخواهد، راه برونرفت از این بحران اجتماعی است که عدم تمکین به آن، گوشهای از عواقبش را در سالهای اخیر در قالب اعتراضات نشان داده است. استفاده از طبیبان دلسوز را هم فراموش نکنید. طبیبانی که ناقدانه و خالصانه راه درمان زخمهای چرک آلود را نشان میدهند، شایسته طرد شدن نیستند. داروی طبیب گرچه تلخ است اما قطعاً بهتر از گسترش بیماری و عدم امکان درمان است.»
مدعیان اصلاحات در حالی از بحرانهای موجود در جامعه میگویند و القا میکنند که در جایگاه «طبیبان دلسوز» نقد و راهحل دارند که خود یکی از مقصران و بانیان وضعیت کنونی کشور و مشکلات اقتصادی کنونی هستند. آنها زمانی که طی 8 سال بر پستهای مدیریتی صدر تا ذیل دولت موردحمایت خود تکیه زده بودند کاری کردند که رشد اقتصادی کشور به صفر برسد و تورمهای چند صددرصدی در کالاهای اساسی کشور کمر مردم را خم کند. به مدعیان «طبیبان دلسوز» که برای حل ازدحام مردم در صفهای مرغ! قرارگاه مرغ تشکل دادند! باید گفت که «کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی».