کیمیایی همچو صبر آدم ندید
علی قنبریان
عامترین و مهمترین صفت انسانی بازدارنده، «صبر» است. افراد صبور، در نزد خداوند متعال و در بین افراد جامعه، عزیزتر از بقیۀ افراد بوده و در زندگی موفقترند. بر طبق بیانات معصومین(ع) صبر نوعی گشایش و برکت را در زندگی وارد میکند. فضیلت صبر و گره خوردن آن به خوشبختی فردی و اجتماعی انسانها آنقدر اهمیت دارد که در ادیان، مکاتب فکری و علومی چون روانشناسی و جامعهشناسی از آن بحث شده است. در قرآن مشتقّات مختلف واژه «صبر»، در 93 آیه از قرآن ذکر شده است. در نوشتار حاضر پیرامون فلسفه بلاها و مصیبتها و اهمیت و ارزش شکیبایی در برابر آنها و آثار صبر و تحمل سخن گفته شده است.
چیستی صبر
علمای اخلاق مانند امام خمینی و احمد نراقی در کتابهای خودشان مانند «چهل حدیث» و «معراجالسعاده»، دربارۀ آن مفصل سخن گفتهاند. امام خمینی(ره) دربارۀ صبر میگوید:
صبر بليّات را بر انسان آسان مىكند و مشكلات را سهل مىنمايد و عزم و اراده را قوّت مىدهد و مملكت روح را مستقل مىنمايد. جزع و بیتابى علاوه بر عارى كه خود دارد و كاشف از ضعف نفس است، انسان را بىثبات و اراده را ضعيف و عقل را سست مىكند
(سید روح الله خمینی، شرح چهل حدیث،صص261-263).
صاحب کتاب «معراجالسعاده» نیز دربارۀ صبر اینگونه مینویسد: ضدّ صفت «جزع»، «صبر» است و آن عبارت است از: ثبات نفس و اطمينان آن و مضطرب نگشتن در بلايا و مصائب و مقاومت كردن با حوادث و شدايد، بهنحوىكه سينۀ او تنگ نشود و خاطر او پريشان نگردد و گشادگى و طمأنينه كه پيشاز حدوث آن واقعه است زوال نپذيرد. پس زبان خود را از شكايت نگاهدارد و اعضاى خود را از حركات ناهنجار محافظت كند و اين صبر در شدايد است كه ضدّ آن جزع است.
و از براى صبر، اقسام ديگر نيز هست؛ مثل: صبر در معارک و جنگها كه از افراد، شجاعت است و صبر در حال غضب كه حلم است و صبر در مشقّتِ طاعت و عبادت و صبر بر مقتضَيات شهوت و صبر بر زهد در دنيا و غير اينها. از اين ظاهر مىگردد كه اكثر اخلاق، داخل صبر است. از اين جهت بود كه چون از حضرت رسول(ص) از ايمان سؤال كردند، فرمود: «آن صبر است.»
و مطلق صبر، عبارت است از: مقاومت كردن نفس با هوا و هوس خود و ثبات قوّۀ عاقله، كه باعث دين است در مقابل قوّۀ شهويّه، كه باعث هوا و هوس است، زيرا پيوسته ميان اين دو، جنگ و نزاع قائم و حرب و جدال واقع است و دل آدمى ميدان محاربۀ آنها است و مدد باعث دين، از ملائكه است كه لشكر الهى هستند و مدد باعث هوا و هوس، از شياطين است. پس اگر قوّۀ عاقله ثبات قدم ورزيد تا به امداد ملائكه بر قوّۀ شهويّه غالب گشت و بر اين حال باقى ماند، غلبه با لشكر خداست و صاحب آن داخل در زمرۀ صابرين است و اگر قوّۀ عاقله مقهور شد و باعث هوا و هوس به امداد شياطين غلبه کردند، صاحب آن به سپاه شياطين ملحق مىگردد. پس اگر غلبه از طرف عقل باشد و چنان مستقلّ باشد كه بالكليّه لشكر شيطان را مخذول گرداند كه ديگر از براى ايشان قوّۀ نزاع نماند، در اينوقت نفس در مقام اطمينان مستقرّ مىشود و از پس پردههاى جمال مطلق به خطاب مستطاب: يا ايَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعى الى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةَ؛ اى نفس قدسى مطمئن و دلآرام، امروز به حضور پروردگارت باز آى كه تو خشنود و او راضى (از اعمال) توست. (فجر: /27- 28) سرافراز مىگردد. و اگر غلبه با حزب شيطان باشد و چنان لشكر الهى را مغلوب سازند كه ديگر قوّۀ مقاومت از براى او نماند و از براى ايشان در جدّ و اجتهاد مأيوسى حاصل گردد، در اين هنگام نفس شريفۀ قدسى را كه سرّ الهى و امانت خدايى است به لشكر شيطان تسليم مىكند، مانند كسى كه عزيزترين فرزندان خود را كه به جميع كمالات آراسته باشد بهدست خود تسليم دشمنان كافر نمايد تا او را در مقابل او مانند گوسفند ذبح كنند و در حضور او به آتش بسوزانند؛ بلكه به چندين مراتب، حال او از چنين شخصى بدتر خواهد بود. اگر هيچ طرف، غالب نگردد بلكه نزاع ميان ايشان قائم باشد، گاهى غلبه از اين طرف باشد و زمانى از آن طرف، چنين نفسى هنوز در مقام مجاهده است و بايد اميدوار به لطف پروردگار باشد؛ چنانکه خداى تعالى مىفرمايد:خَلَطوُا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسىَ اللَّهُ اَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ؛ اعمال نيک و بد را به هم سرشتهاند و شايد خدا ايشان را بهسوى خود بازگرداند. (توبه: /102) (احمد نراقى، معراج السعاده، صص785- 784).
فلسفۀ بلاها و مصیبتها
متأسفانه امروزه در اجتماعات و در کوچه و بازار دیده و شنیده میشود که مردم بهخاطر مشکلات بسیار کوچک به خدا و پیامبر و دین اعتراض میکنند و حاضر به تحمل کوچکترین سختیها در زندگی نمیباشند. بلایا و مصائبی که آن را شاید، ظلم خداوند در زندگیمان میدانستیم بالعکس خدای مهربان آنها را قرار داده تا به ما برکات و مقامات اخروی عطا کند یا این بلایا، امراض و مصائب را که در زندگی همۀ انسانها وجود دارد، بنابر فرمودۀ ائمه(ع) کفارۀ گناهان قرار داده است تا از مصائب و بلایای جهان دیگر در امان باشیم و ما با فهم این مطلب میتوانیم خیلی شایسته وپسندیده در مقابل مصائب، صبر زیبا داشته باشیم و خداوند بزرگ را بهخاطر مصائبی که ما را دچار آن میکند، شاکر باشیم.
به سخن دیگر، بلاهایی که در دنیا برای برخی پیش میآید، منافات با رأفت و عدالت خداوند متعال ندارد و با وجود این بلاهای طبیعی و غیرطبیعی خداوند متعال متصف به ظلم نمیشود؛ چنانکه در قرآن هم آمده است: خداوند هرگز به بندگان ظلم نمیکند! (آلعمران: /182؛ انفال: /51؛ حج: /10) بلکه مصیبتها علل و اسبابی دارند که تحت عنوان «فلسفۀ مصیبتها» در برخی از کتابهای کلامی ذکر شده است. یکی از این علل، عملکرد ناروا و ناپسند خود انسانهاست: این عذاب به خاطر کارهایی است که به دست خود پیش فرستادید. (آلعمران: /182؛ انفال: /51).
چـه گـرم اسـت بـازار مـکافـات عـمـل
دیده گر بینا بود هر روز روز محشر است
فلسفۀ دیگر مصیبتها، دادن پاداش به صبرکننده و ارتقاء درجاتش است. در روایات اسلامی آمده، خداوند برای اینکه بر درجات مؤمنین بیفزاید بهوسیلۀ مصائب و گرفتن فرزندان ایشان، آنها را میآزماید که اگر صبر کردند بر درجات آنها میافزاید.
امام علی(ع) درباب صبر میفرمایند: «إن صبرتَ جری علیکَ القلمُ و أنتَ مأجورٌ وَ إن جزِعتَ جری علیکَ القلمُ و أنتَ مأزورٌ»؛ اگر صبر کنی، آنچه قلم تقدیر بر تو نوشته باشد، اجرا میگردد و تو هم اجر خواهی برد، ولی اگر بیتابی کنی، آنچه قلم تقدیر نوشته، بر تو اجرا میشود، درصورتیکه تو گنهکار خواهی بود. (تميمى آمدى، تصنيف غررالحكم و دررالكلم، ص255)
البته خیلی از اوقات با بیصبری بر مشکلاتمان میافزاییم و آن را دوچندان میکنیم. اینجاست که قرآن کریم میفرماید: برای آنچه از دست میدهید تأسف نخورید وبه آنچه به شما عطا میشود شادمانی نکنید. (حدید: /23) به این دلیل که هرچه راحتی بیشتری نصیبمان بشود بیشتر مورد سؤال قرار خواهیم گرفت و هرچه سختی بیشتری بر ما عارض شود، چهبسا درهای رحمت حق تعالی بر ما گشوده شود و بر مقامهای اخروی ما بیفزاید.
پاداش بیحد و شمارش صبر کنندگان
در باب چگونگی پاداش صابران در آخرت، در جایی از قرآن به آنها وعدۀ پاداشی بهتر از آنچه عمل کردهاند، داده شده است:و قطعاً کسانی را که شکیبایی کردند به بهتر از آنچه عمل کردند، پاداش خواهیم داد. (نحل: /96) در آیات دیگر در تعیین مقدار پاداش صابران میفرماید: آنانند که به (پاس) آنکه صبر کردند و (برای آنکه) بدی را با نیکی دفع مینمایند و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند، دو بار پاداش خواهند یافت. (قصص: /54)
در جای دیگر اعلام میکند که اجر و پاداش صابران از حدّ و شمارش خارج است و آنها بدون حساب، پاداش دریافت میکنند: بیتردید، شکیبایان پاداش خود را بیحساب (و) به تمام خواهند یافت. (زمر: /10)
فراگيرى سنت امتحان
خداوند در سورۀ عنكبوت پندار عدمامتحان مؤمنان به صرف ادعاى دينباورى را باطل دانسته و اعلام كرده است اين سنت كه براى گذشتگان اعمال شده، همچنان براى همۀ مؤمنان نيز استمرار خواهد يافت:
آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند؟ و بیقين، كسانى را كه پيش از اينان بودند، آزموديم. (عنکبوت: /2ـ3) در جايى ديگر نيز بر اين نكته پاى فشرده شده كه همۀ انسانها در رهگذر بيم و ترس، گرسنگى، كاستى اموال، جانها، و دستاوردها امتحان خواهند شد:
و قطعاً شما را با چيزى از [قبيلِ] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مىآزماييم و مژده ده شكيبايان را. (بقره: /155).
در سورۀ توبه نيز دربارۀ منافقان و بيماردلان اعلام شده كه آنان در هر سال يک يا دو بار امتحان مىشوند: آيا نمىبينند كه آنان در هر سال، يک يا دو بار آزموده مىشوند.(توبه: /126) سنت امتحان نهتنها همۀ انسانها و دينباوران در پهنۀ تاريخ را دربرمىگيرد، بلكه انبيا و اولياى الهى را نيز شامل مىشود.
برايناساس، خداوند از امتحان ابراهيم(ع)، موسى(ع)، داوود(ع)، سليمان(ع) و... سخن به ميان آورده كه اين خود گوياى عدالت فراگير الهى است. به این معنی كه خداوند حتى پيامبران اولوالعزم را در كورۀ امتحانهايى بس سختتر از امتحانهاى عموم مردم آزموده است. (جمعى از نويسندگان، تفسير موضوعى قرآن، ص223)
مقایسۀ صبر و توکل
خداوند در آیات متعدد، اهل صبر را میستاید و از مقام صابران سخن میگوید. قرآن برای صابران، اجر فراوانی قائل شده(زمر: /10) و کلید ورود به بهشت را صبر و استقامت دانسته است، آنجا که می فرماید: فرشتگان بر در بهشت به استقبال میآیند و به آنها میگویند: سلام بر شما بهخاطر صبر و استقامتتان. چه نیکو است سرانجام آن سرای جاویدان. (رعد: / 23-24)
برخی مفسران با تمسک به بعضی از آیات توکل و صبر و مقایسۀ بین آن دو، اثبات میکنند که ارزش اخلاقی «صبر» در قرآن از «توکل» بیشتر است. در تفسیر «کشف الاسرار و عدة الابرار»، جلد 5 صفحۀ 247 در مقایسۀ بین توکل و صبر آمده است: «رب العالمین متوکلان را میگوید: {إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ} (آلعمران: /159) و صابران را میگوید: {إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ} (بقره: /153).»
صبر برای ایمان همچون سر برای بدن
روایاتى که دربارۀ فضیلت صبر و شکیبایى از معصومین(ع) به ما رسیده است، بیشاز آن است که به شمارش درآید و در احاديث شريف اهلبيت عصمت، ستايش بليغ از صبر شده است. در اینجا از باب مشت نمونۀ خروار، به بیان روایتی مهم میپردازیم که در آن صبر نسبت به ایمان همانند سر برای بدن دانسته شده است. واضح است که با رفتن سر، جان میرود و باقی بدن مهمل میماند.
امیرمؤمنان على(ع) مىفرمایند:
«عَلَیْکُم بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمَانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ» بر شما باد به صبر و استقامت کردن؛ زیرا صبر نسبت به ایمان، همانند سر به بدن است (نهجالبلاغه،کلمات قصار، 82).
مقام صبر چنان مقام والایی است که در روایات اسلامی از آن به سَرِ ایمان تعبیر شده است. بدین معنا که اگر انسان سر او قطع شود فوراً میمیرد و از بین میرود، ایمان هم اینگونه است. صبر همچون سر برای ایمان است که اگر از آن قطع شود، ایمان هم از بین خواهد رفت.
روایتی که نقل شد، نشان مى دهد که صبر نقش کلیدى براى تمام ابعاد زندگى انسان دارد، به همین دلیل در ذیل همین حدیث آمده است: «لا اِیمانَ لِمَنْ لا صَبْرَ لَهُ» کسى که صبر و تحمل ندارد، ایمان او پایدار نخواهد ماند.
شبیه حدیث مذکور، در کتاب كافى شريف ذکر شده است. راوی از قول حضرت صادق(ع) گوید:
«الصّبر من الإيمان بمنزلة الرّأس من الجسد، فإذا ذهب الرّأس، ذهب الجسد، و كذلك إذا ذهب الصّبر، ذهب الإيمان» (محمدبنیعقوب کلینی، اصول کافی، ج2، ص87).
فرمود: صبر نسبت به ايمان به مثابۀ سر است نسبت به بدن. پس وقتى رفت سر، جسد برود، و همينطور وقتى كه صبر رفت، ايمان برود.
اقسام صبر
برخی از فضیلتهای اخلاقی اقسامی دارند. صبر نیز از این فضیلتهایی است که دارای اقسامی است. صبر را میتوان از زوایای مختلفی دستهبندی کرد. برای نمونه در حدیثی صبر بر دو قسم است:
«الصَّبْرُ صَبْرَانِ. صَبْرٌ عَلَى مَا تُحِبُّ وَ صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَه» (شیخ حرّ عاملی، وسایل الشیعه، ج15، ص238)؛ صبر بر دو گونه است: صبر بر آنچه دوست دارى و صبر بر آنچه ناخوش دارى.
مشهورترین اقسامی که برای صبر گفتهشده، در حدیث ذیل آمده است:
امام علی(ع) میفرمایند: «فَصَبْرٌ عَلَى الْمُصِیبَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطّاعَةِ» (شیخ مفید، الارشاد، ج1، ص302)؛ صبر و بردبارى سهگونه است: صبر بر مصیبت، صبر بر گناه و نافرمانى، صبر بر اطاعت».
صبر بر مصیبت آن است که انسان بر مشکلات و بلاهایی که متوجه او میشود، صبر کند. صبر بر گناه صبری است که انسان در برابر گناهانی که شیطان آنها را برای انحراف افراد، زیبا جلوه میدهد، در پیش گیرد.صبر بر اطاعت عبارت است از صبری که انسان با کمک آن به دستورات الهی عمل کند.
بیصبری حضرت موسی(ع)
و محرومیت از خضر راه
دربرههای از زندگی حضرت موسی(ع) آن حضرت نزد حضرت خضر(ع) رفت و از او تقاضا کرد تا از علوم تازهای که خدا در اختیارش گذارده، چیزی به ایشان بیاموزد. این علوم غیر از علم شریعت بود که حضرت موسی بر آن آگاهی کامل داشت.این علوم مربوط به اسرار تکوینی حوادث مختلف جهان بود ولی به هر حال حضرت خضر که از بیصبری حضرت موسی در برابر این آموزش نگران بود، به او چنین گفت: تو هرگز نمیتوانی با من شکیبایی کنی و چگونه میتوانی در برابر چیزی که از آن آگاه نیستی شکیبا باشی!
(كهف: /67-68)
حضرت موسى به حضرت خضر قول داد كه شكیبا باشد، ولى حوادث و پیشامدها چنان عجیب و تكاندهنده بود كه پیمانۀ صبر حضرت موسى كه از اسرار آن آگاه نبود، لبریز شد و از ادامه همراهی با آن حضرت باز ماند.
این داستان قرآنی ما را به اهمیت والای صبوری و تحمل در مشکلات آگاه میسازد و به ما میآموزد که اگر در مشکلات زندگی کمصبر باشیم، خودمان را از بسیاری از فرصتها و امتیازات زندگی محروم میکنیم وحتی شاید با بیصبری خود، مشکلاتی را برای خودمان ایجاد کنیم که مدتها از عمل خود پشیمان باشیم.