نظام جامع راهنمایی و مشاوره ضرورتی اجتنابناپذیر
هدایت تحصیلی به منظور راهنمایی دانشآموزان در فرآیند انتخاب رشته دوره تحصیلی متوسطه اول انجام میگیرد که این فرآیند، بر اساس نتیجه عوامل مختلفی همچون نتایج آزمونهای مشاوره ای، نتایج عملکردهای تحصیلی، علایق و استعدادهای دانشآموزان جمعبندی شده و رشتههای تحصیلی مناسب آنها را اولویتبندی میکند.
اما مسئله هدایت تحصیلی در آموزش و پرورش هم اکنون به صورت مطلوبی اجرا نمیشود و این واقعیت، معلول عوامل متعددی است.
محمد صلواتی از مشاوران با سابقه آموزش و پرورش در همین زمینه میگوید:« ببینید اصل مشکل این است که اصلاً در دوره ابتدایی مشاوران حضوری ندارند. در بحث هدایت تحصیلی هم نمره ملاک اصلی است و ما مشاوران یا باید به کمک آسیبهای حوزه دانشآموزی برسیم یا در بحث کنکور برای انتخاب رشته به دانشآموزان کمک کنیم. کار زیادی از دست ما هم که استخدام شدهایم تا در بحث هدایت تحصیلی مؤثر باشیم بر نمیآید... نمرات هم که باشد فقط باید بتوانیم دانشآموزان را راضی کنیم. عملاً در بحث هدایت تحصیلی نظر مشاوران جای زیادی ندارد. حتی نظر اولیا و دانشآموزان هم همینطور است... من دانشآموزانی داشتم که بعد از دادن امتحانات در دروسی که برایشان مهم بود و به دلایل متعدد از جمله استرس خراب کرده بودند دچار مشکلات جدی روحی شدند و مراجعه میکردند برای اینکه زودتر بدانند چه کار کنند. تنها راه ترمیم نمرات در امتحانات شهریور است اما در آن زمان دردسر ثبتنام در مدارس دولتی بیشتر است.»
این در حالی است که مطابق مصوبه نهصد و چهل و چهارمین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش، نظام جامع راهنمایی و مشاوره آموزش و پرورش در تاریخ 28 آذرماه 1400 برای اجرا ابلاغ شده است. در بخشی از مقدمه این سند میخوانیم:«با توجه به تکالیف قانونی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مبنی بر تسری خدمات راهنمایی و مشاوره به تمامی دورههای تحصیلی و همچنین تأکید مبانی نظری سند تحول بر سازماندهی فرآیند یاددهی ـ یادگیری با نگاه مشاورهای، ضروری است سازوکارهای لازم برای مشارکت عمومی و حداکثری معلمان، کارکنان مدرسه و اولیای دانشآموزان در حیطههای رشد شخصی و سازگاری، آموزش مهارتهای زندگی، نظارت بر فرآیندهای یادگیری و طرح ریزی مسیر زندگی تحصیلی ـ شغلی فراهم آید.»
ترسیم نیمرخ روانی، فردی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، تحصیلی و شغلی دانشآموزان، معلمان، مربیان و کارکنان در سطح مدرسه، منطقه، استان و کشور برابر با ضرورت و نیازهای هر یک از مخاطبان و هدایت، راهنمایی و مشاوره تحصیلی، شغلی، تربیتی، خانوادگی و اجتماعی، از جمله اقداماتی است که وزارت آموزش و پرورش بایستی آنها را طبق سند مذکور اجرایی نماید.
معضلات پیش پای اجرای نظام جامع مشاوره
«توجه ویژه به خدمات مشورتی در تمام پایهها و دورههای تحصیلی» و «بهرهمندی از مشارکت موثر و ظرفیت بخش خصوصی در ارائه خدمات راهنمایی و مشاوره» از جمله ویژگیهای نظام جامع راهنمایی و مشاوره در سند مذکور است. سؤال اما این است که وزارت آموزش و پرورش با امکانات و ظرفیت کنونی، چقدر برای اجرای این نظام جامع، آمادگی و توانایی دارد؟ نهم آبان ماه سال جاری، طاهره فضائلی معاون دفتر مشاوره وزارت آموزش و پرورش با اشاره به کمبود ۴۵ هزار مشاور در مدارس کشور، گفته است:« در کل کشور ۷۲۸ منطقه آموزشی وجود دارد که باید مرکز مشاوره داشته باشند. در حال حاضر در بیش از ۵۰۰ منطقه آموزشی کشور مرکز مشاوره دایر شده است.» این یعنی آنکه در حال حاضر تنها حدود 60 درصد مناطق آموزشی کشور دارای مرکز مشاوره هستند و طبعا با چنین امکاناتی، تحقق نظام جامع مشاوره، در حد حرف باقی خواهد ماند.
تیر ماه سال 1398 مدیرکل دفتر آموزش دبستانی وزارت آموزش و پرورش نیز طی گفتوگویی در همین زمینه گفته است: « در سند تحول بنیادین از نظام جامع مشاوره صحبت میشود و اشاره دارد که مشاور باید از دوره ابتدایی تخصیص داده شود، چرا که در دوره ابتدایی بچهها در سن حساس رشد هستند. هر چقدر خدمات مشاوره بیشتری در دوره ابتدایی ارائه شود، در دورههای بالاتر کمتر به آن نیاز است. متاسفانه در کشور ما از دوره متوسط مشاوران در مدارس حضور دارند که عمدتاً کار آنها مشاوره تحصیلی است. ما در این حوزه چالش داریم و مطالبه معاون آموزش ابتدایی نیز هست اما با توجه به وضعیت نیروی انسانی باید زیرساختهای آن مهیا شود. باز هم در این زمینه متوقف نشدیم و با همکاری معاونت پرورشی در حال پیگیری نقش مشاورهای معلمان هستیم. رابطینی در مدارس داریم که در رشتههای مشاوره و روانشناسی تحصیل کردهاند و آموزشهایی میبینند که هم به خودشان، هم به بچههای خودشان و هم معلمان کمک میکنند تا مشکلات را شناسایی کنند. کار این رابطان مداخله نیست، بلکه اگر احیاناً با نمونههایی مواجه شدند که نیاز به مشاوره دارند، آنها را به مراکز مشاوره ارجاع دهند.»
معضل کمبود مشاور در آموزش و پرورش
این همه اما با استقرار نظام جامع راهنمایی و مشاوره در ساختار آموزش و پرورش تفاوت زیادی دارد.
دکتر مهدی نوید ادهم دبیركل سابق شورای عالی آموزش و پرورش، سال 97 در همین زمینه گفته است:
«مطابق سند تحول بنیادین، پیش دبستان و دبستان باید نقطه آغاز آموزش راهنمایی و مشاوره باشد تا اهداف این سند به شكوفایی برسد.» ادهم با اشاره به اینكه از ١٣١ راهكار سند تحول بنیادین، ١٢ راهكار به صورت مستقیم و غیرمستقیم به مشاوره پرداخته است، افزود:« یكی از آنها، طراحی و استقرار نظام جامع هدایت تحصیلی است. دیگری طراحی و استقرار نظام راهنمایی و مشاوره از دوران آموزش ابتدایی تا متوسطه است.»
این همه اما متاسفانه تا کنون در حد حرف باقی مانده است. علیالخصوص اینکه کمبود نیروی انسانی در وزارت آموزش و پرورش یکی از چالشهای اصلی این وزارتخانه در سالهای اخیر و چشمانداز پیشرو است؛ بر اساس پیشبینی سازمان برنامه و بودجه که در سال 97 با عنوان «تحلیل و بررسی وضعیت نیروی انسانی شاغل در وزارت آموزش و پرورش، و پیشبینی مشمولین بازنشستگی تا سال 1406» منتشر شد، جمعیت بازنشستگان آموزش و پرورش تا سال 1406، 463.272 نفر خواهد بود که حدود 71 درصد (328.426 نفر) از این تعداد قبل از سال 1402 بازنشسته خواهند شد.
در دستورالعمل ساماندهی نیروی انسانی برای سال تحصیلی 1400-1401 درباره جذب نیروهای کیفیت بخشی نیز آمده است: « اولویت تخصیص مربی پرورشی و مشاور در مدارس شبانهروزی است همچنین سازماندهی نیروهای مشاور ابتدا در دوره متوسطه اول (به دلیل هدایت تحصیلی دانشآموزان پایه نهم) انجام میشود و پس از تکمیل این دوره در صورت وجود نیرو در دوره متوسطه دوم و ابتدایی سازماندهی میشوند.»
16 آبان ماه 1400، مسعود شکوهی مدیرکل وقت امور تربیتی و مشاوره وزارت آموزش و پرورش در همین زمینه به خبرگزاری تسنیم گفته است: « در صورت مازاد نیروی مشاور در دوره متوسطه اول، میتوان آنها را در مدارس دوره متوسطه دوم ساماندهی کرد، برای اختصاص مشاور به دبیرستانهای دوره دوم الزام قانونی نداریم، این مدارس در دستورالعمل ساماندهی نیروی انسانی در اولویت دوم برای اختصاص مشاور قرار دارند.»
وی میافزاید: «به لحاظ تعداد دانشآموزان، شرایط سنی و حساسیت دوره نوجوانی نیاز است مشاور در دوره متوسطه دوم وجود داشته باشد، درخواست ما از دستگاهها و مسئولان ذیربط این است که مجوزهای لازم را برای استخدام مشاوران و روانشناسان تخصیص بدهند.»
بی عدالتی آموزشی حتی در حوزه مشاوره!
وی در پاسخ به این پرسش که برای اختصاص مشاور در دبیرستانهای متوسطه دوم، اولویت با کدام مدارس است؟ گفته است: «همه مدارس برای ما اولویت دارند، براساس نتایج غربالگری، مدارسی که وضعیت خاص دارند برای اختصاص مشاور در اولویت قرار میگیرند، هماکنون برخی دبیرستانهای متوسطه دوم مانند شبانهروزی، شاهد، سمپاد و حتی هنرستانها در اولویت هستند.» بخشی دیگر از گفتوگوی شکوهی با تسنیم اما به معضل آشنای تبعیض در حوزه آموزش و پرورش کشور اشاره دارد. تبعیضی که در بخش مشاوره نیز خود را به عریانترین شکلی، نشان میدهد. وی در پاسخ به این پرسش که آیا دبیرستانهای دولتی عادی به ویژه در حاشیه شهرها نسبت به مدارس خاص همچون شاهد و سمپاد اولویت بیشتری ندارند؟ میگوید: «اختصاص مشاور به مدارس خاص در چارت سازمانی آنها تعیین شده و الزام قانونی است بنابراین باید به این مدارس فارغ از دوره تحصیلی آنها، مشاور اختصاص دهیم!»
12 تیر ماه 1400، خبرگزاری مهر طی گزارشی در زمینه همین تبعیض ناروا مینویسد:« واقعیت این است که در روزهای پیش رو میتوان پیشبینی کرد بسیاری از پایه نهمی هایی که برای ورود به پایه دهم آماده میشوند حال خوبی ندارند! عدم تناسب آنچه به دنبال آن هستند و آنچه به سمت آن به اجبار هدایت میشوند گاه آنقدر زیاد است که افراد بعد از سال دهم دوباره تغییر رشته میدهند و این برای نظام تعلیم و تربیت دور از تصور است که طی ۹ سال نتوانسته باشد دانش آموز و والدینش را در مسیر هدایتی درست و با پذیرش قرار داده باشد. نکته این است که همین دانشآموزان اگر مدارس غیردولتی را برای ادامه تحصیل انتخاب کنند با اجبارهای بسیار کمتری رو به رو خواهند بود و اینجا مسئله عدالت آموزشی مورد سؤال قرار میگیرد.» مسئله دیگر این است که در فضای کنونی و فقدان تعداد کافی مشاور در سطح مدارس، تلاش مسئولین امر در تحقق اسناد بالادستی، ممکن است هدایت تحصیلی را به سمت نوعی اجبار برای انتخاب رشته سوق دهد.
هدایت تحصیلی اجباری یا علمی؟
ششم تیرماه 1400، مصطفی آذرکیش مدیرکل دفتر آموزشهای فنی و حرفهای و کاردانش وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اقدامات در حال انجام پیرامون هدایت تحصیلی، از ورود بیش از ۶۰۰۰ هنرآموز جدید برای تدریس در هنرستانها خبر داده و گفته است: «با برنامه ریزی های صورت گرفته، رشتههای جدیدی در هنرستانها ایجاد کردهایم که با رویکرد توجه به رفع نیازهای ملی، کاهش نرخ بیکاری و همسو با نیازهای بازار کار صورت گرفته و در هدایت تحصیلی مؤثر است.
هدف گذاری نرخ پوشش تحصیل در دوره فنی و حرفهای و کاردانش در قانون برنامه ششم توسعه، ۵۰ درصد است.
اکنون این نرخ ۳۶ درصد است و هدفگذاری امسال ما برای ورودی پایه دهم حدود ۴۴.۷۶ درصد است و امیدواریم این درصد محقق شود.»
سؤال این است که در شرایط عدم تحقق نظام جامع راهنمایی و مشاوره در مدارس و تبعیض آشکار بین مدارس دولتی و غیردولتی در مسئله برخورداری از نیروی مشاور، آیا تلاش برای تحقق اهداف قانون برنامه ششم در این حوزه، چیزی جز اجبار دانشآموزان به تحصیل در رشتههای نامرتبط با علایق شان است؟
محسن حاجی میرزایی وزیر سابق آموزش و پرورش مرداد ماه سال 1399 و در مراسم امضای تفاهم نامه میان وزارتخانههای تعاون، کار و رفاه اجتماعی و وزارت آموزش و پرورش در هفته مهارت گفته بود: مأموریت داریم ۵۰ درصد دانشآموزان را در دوره دوم متوسطه به سمت هنرستان هدایت کنیم که اکنون این آمار
۳۵ درصد است. از سوی دیگر مأموریت داریم دانشآموزانی که وارد آموزشهای فنی نمیشوند و دوره آموزش نظری را طی میکنند هم حتماً مهارتی را کسب کنند. تاکید بر اینکه هر دانش آموزی که دیپلم میگیرد، اعم از اینکه در رشتههای نظری تحصیل کرده باشد یا فنی، یک مهارت را آموخته باشد بسیار مهم است.»
دولت دوازدهم به پایان رسید و کسی از جناب حاجی میرزایی درباره خروجی این تفاهم نامه سؤال نکرد، در دولت جدید اما لازم است نگاهی بهتر به حوزه مهم و حیاتی آموزش و پرورش شود تا معضلات این دستگاه که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، مهمترین دستگاه کشور است، طی سالهای آینده برطرف شود.