کد خبر: ۲۵۱۹
تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۳۹۲ - ۱۸:۰۸

جلوه‌ای از آموزه‌های نورانی رسول اکرم(ص)

پیامبر اعظم(ص) فرمود: اکیسکم، اکثرکم للموت ذکرا - آیا می‌دانید زیرک‌ترین فرد کیست؟

 محمدمهدی رشادتی
زیرک‌ترین انسان‌ها
پیامبر اعظم(ص) فرمود: اکیسکم، اکثرکم للموت ذکرا - آیا می‌دانید زیرک‌ترین فرد کیست؟
اصحاب گفتند: نمی‌دانیم، فرمود: زیرک‌ترین و باهوش‌ترین آدم کسی است که بیشتر از همگان به یاد مرگ و آماده‌سازی برای آن است. اصحاب گفتند: این‌گونه اشخاص چه نشانه‌هایی دارند؟ حضرت فرمود:
1) همواره از مظاهر دنیایی کناره می‌گیرد 2) همواره در انتظار رفتن به خانه آخرت است. 3) همواره برای ساکنان قبرها (مردگان) زاد و توشه می‌فرستد. (خیرات می‌کند) 4) همواره آماده حضور در صحرای محشر است. حضرت ادامه دادند: پیوسته به یاد مرگ باشید، زیرا یاد مرگ گناهان را پاک و توفیق بی‌توجهی به دنیا را عنایت می‌کند و شیرینی لذت‌ها را از بین می‌برد و میان شما و خواسته‌های نفسانی و شهوات، فاصله می‌اندازد، در جایی دیگر رسول خدا(ص)، یاد کردن مرگ را با عنوان - بالاترین نوع پارسایی و برترین نوع عبادت - معرفی فرمودند. (فرهنگ سخنان پیامبر اکرم(ص) 892-891-890) یکی از اصحاب از پیامبر(ص) پرسید، آیا کسی با شهدا محشور می‌شود؟ فرمود: آری، آن کس که در شبانه‌روز بیست مرتبه مرگ را یاد می‌کند. (مجموعه ورام ج 1 ص 486)
در خدمت پیامبر(ص) از مردی یاد کردند و او را ستودند. فرمود: این رفیق شما نسبت به مرگ چطور است؟ گفتند: ما به خاطر نداریم که او را به یاد مرگ دیده باشیم، فرمود: پس رفیق شما شایسته این ستایش‌ها نمی‌باشد (همان ص 487)
رسول خدا(ص) به طرف مسجد می‌رفت. ناگاه گروهی را دید که با هم حرف می‌زنند و می‌خندیدند. فرمود: به یاد مرگ باشید. به خدایی که جان من در دست قدرت اوست، اگر آنچه را من می‌دانم شما هم می‌دانستید، کم می‌خندیدید و زیاد گریه می‌کردید. (همان)
تیره‌کننده لذتها
حضرت در جایی فرمود: اگر چهارپایان به آنچه فرزند آدم درباره مرگ، آگاهی دارد آگاه می‌شدند، دیگر شما گوشت حیوان فربهی را نمی‌توانستید بخورید. همچنین روزی به مجلس گذرش افتاد که صدای خنده بلند بود. فرمود: انجمن خود را با یاد تیره‌کننده لذت‌ها درآمیزید. عرض کردند: تیره‌کننده لذتها چیست؟ فرمود: مرگ. (همان)
گویند: یکی از بزرگان روزی به سرای خود نگاه کرد و زیبایی آن خیلی باعث شگفتی او شد، شروع کرد به گریه و گفت: به خدا سوگند اگر مردن نبود، به تو دلخوش می‌شدم و اگر نبود که سرانجام به تنگنای قبر دچار می‌شدم، چشمم به تو روشن بود. آنگاه با صدای بلند گریه سختی کرد. (همان ص 490)
حضرت رضا(ع) به نقل از امام‌حسین(ع) فرمودند: در زیر دیوار شهری، لوحی بدست آمد که در آن نوشته بود: من معبود یکتایم، معبودی جز من نیست و محمد(ص) پیامبر است و:1) عجب دارم از کسی که یقین به مرگ دارد، چگونه خوشحال است. 2) عجب دارم از کسی که به تقدیرات الهی ایمان دارد، چگونه ناراحت و محزون است. 3) عجب دارم از کسی که دنیا را دیده و آزمایش کرده، چگونه به آن دل‌بسته است. 4) عجب دارم از کسی که به حساب (قیامت) یقین دارد، چگونه گناه می‌کند.
 (عیون اخبارالرضا ج 2 ص 58)
در احوال یکی از مردان خدا نوشته‌اند: او در خانه خود، قبر خود را کنده بود و گاهی می‌رفت و در آن می‌خوابید و به خود چنین تلقین می‌کرد که فرض می‌کنم من مرده ام و التماس می‌کنم که مرا به دنیا برگردانید تا گذشته از دست رفته را جبران و از گناهان توبه کنم، عمل صالح به جا بیاورم و فرض می‌کنم این تقاضا تنها در مورد من پذیرفته شده و اجازه داده‌اند به دنیا برگردم و عمل صالح انجام دهم. به این ترتیب آن مرد خداشناس خود را موعظه می‌کرد. (هزار و یک حکایت اخلاقی ص 600)
***
حق‌گوئی در هر شرایطی
پیامبر خاتم(ص) فرمود: اتقی الناس من قال الحق فیما له و علیه. با تقواترین مردم کسی است که همواره حق و حقیقت را بگوید، چه به نفع او باشد و چه به زیان او. (فرهنگ سخنان پیامبر‌اکرم(ص) ص 73)
 راستی که راستان رستند                          در جهان راستان قوی دستند
گر راست سخن‌گویی و در بند بمانی          به زانکه دروغت دهد از بند رهایی (کلیات سعدی ص 173)
امام‌علی(ع) فرمود: شبیه‌ترین مردم به پیامبران شخصی است که به حق گویاتر و در عمل به آن بردبارتر باشد.
همچنین نزدیک‌ترین بندگان به خدا فردی است که به حق گویاتر باشد گرچه به زیان او تمام شود و در عمل به حق از همه بهتر باشد گرچه آن را خوش ندارد. (غررالحکم ج 1 ص 273)
حضرت امیر(ع) خطاب به ابوذر غفاری وقتی که به منطقه ربذه تبعید می‌شد، فرمود: آرامش خویش را تنها در حق جست‌وجو کن و غیر از باطل چیزی تو را به وحشت و ترس نیندازد. نیز تقوا به راستگویی زنده و بالنده است. صدق و راستی، جامه دین، جامه یقین، بنیان مذهب و جامه حقیقت است.
(همان، صص: 637-635-282)
از حیث جامعه‌شناختی، حق‌گویی دستاوردهای ارزشمندی در پی دارد. از جمله: اعتماد و اطمینان مردم جلب می‌شود. محبت و دوستی آنان بدست می‌آید. در شخص حق‌گو، آنچنان عظمت و ابهت و وقاری بوجود می‌آورد که دیگران در مواجهه با وی دچار نوعی ترس می‌شوند (همان ص 642)
به راه راست توانی رسید در مقصود            تو راست باش که هر دولتی که هست تو راست
تو چوب راست‌ز آتش دریغ می داری         کجا به آتش دوزخ برند مردم راست
(نشان از بی‌نشانها ج 1 ص 440)
عبدالله بن عمر می‌گوید: مردی خدمت پیامبر(ص) آمد عرض کرد: یا رسول‌الله شغل اهل بهشت چیست؟ فرمود: راستی و راستگویی، هر گاه بنده‌ای راست بگوید، نیکوکار است و هر که نیکوکار باشد در امان است، و هر که در امان باشد، بهشت می‌رود، عرض کرد: یا رسول‌الله کار اهل جهنم چیست؟ فرمود: دروغگویی. هرگاه بنده‌ای دروغ بگوید، بدکار است و هر که بدکار شد کافر می‌شود و هر که کافر گردد، واردآتش دوزخ خواهد شد (مجموعه ورام ج 1 ص 99)
امام کاظم(ع) به یکی از شیعیانش فرمود: فلانی! از خدا پروا کن و حق‌گو باش هرچند که موجب هلاکت تو شود. زیرا که نجات و سعادت حقیقی در بیان حق است و از خدا پروا داشته‌باش و باطل را رها کن گرچه ظاهرا موجب نجات تو بشود زیرا که هلاکت تو و بدبختی حقیقی در روش باطل است. (تحف العقول ص 431)
ابوعمر زجاجی انسانی وارسته و نیکوکار بود. وی می‌گوید: بعد از فوت مادرم خانه ارثی را به 50 دینار فروخته و عازم حج شدم. در نینوا به دزد برخورد کردم. گفت: چه همراه داری؟ درونم گذشت که صداقت مورد رضایت و دستور خداست، گفتم در کیسه‌ام 50 دینار هست. آن را گرفت و شمرد و سپس پول را به من پس داد. گفتم چرا آن را برنمی‌داری؟ دزد گفت: آمدم پول را ببرم، اما صداقت تو مرا برد.
از مرکب پیاده شد و مرا به اصرار سوار کرد و خودش دنبال من پیاده آمد. ندامت از وجودش موج می‌زد. در میقات احرام بست. تمام اعمال حج را کنار من بجای آورد. بعد از آن از دنیا رفت.
(عبرت‌آموز ص 214 به نقل از روح‌البیان ج 2 ص 235)